فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۹۶۱ تا ۱۶٬۹۸۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بروز اختلال طیف اوتیسم باعث آسیب شدید به مهارت های اجتماعی، کنش های شناختی، و روان شناختی کودکان می شود؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش تنظیم هیجان بر شناخت اجتماعی و کنش های اجرایی کودکان مبتلابه اختلال طیف اوتیسم بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمام کودکان مبتلابه طیف اوتیسم اصفهان در سال 1395 بود. برای این منظور تعداد 30 نفر از این کودکان به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند (هر گروه 15 نفر). گروه آزمایش، آموزش تنظیم هیجان را به صورت گروهی در 9 جلسه (هفته ای 2 جلسه 60 دقیقه ای) دریافت کردند و به گروه گواه آموزشی داده نشد. همه آزمودنی ها قبل از آغاز آموزش و پس از آن، آزمون عصب روان شناختی (عابدی و ملک پور، 1389) و مجموعه تکالیف نظریه ذهن (هاچینز، پریلاک و چیس، 2008) را تکمیل کردند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که آموزش تنظیم هیجان منجر به افزایش شناخت اجتماعی و کنش های اجرایی (امتیاز، زمان، و خطا) در کودکان مبتلابه اختلال طیف اوتیسم گردیده است ( 05/0 p < ) . نتیجه گیری: بنا بر یافته های حاصل از این پژوهش، می توان از روش تنظیم هیجان در جهت بهبود شناخت اجتماعی و مهارت های فراشناختی مختلف کودکان مبتلابه اختلال طیف اوتیسم بهره برد.
مطالعه ویژگی های شخصیتی پیش بین در فرسودگی شغلی مربیان مهدکودک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی به عنوان یک نشانگان روان شناختی تعریف شده است که حرفه های خدمات انسانی معمولاً بیشتر از سایر حرفه ها در معرض آن قرار دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش ویژگی های شخصیتی به عنوان پیش بین های فرسودگی شغلی در مربیان مهدکودک های شیراز بود. روش :جامعه آماری پژوهش تمامی مربیان مهدکودک های شهر شیراز در سال تحصیلی 94-1395 بود. نمونه ای به حجم 100 نفر از مربیان، به روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. ابزار مورداستفاده جهت جمع آوری داده ها شامل مقیاس فرسودگی شغلی مسلش (1981) و سیاهه پنج عاملی نئو (مک کری و کاستا، 1985) بود. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل همبستگی متعارف استفاده شد. یافته ها: ضرایب ساختاری به دست آمده در تابع اول در این پژوهش نشان دادند که الگویی از نمرات بالا در روان آزردگی (ضریب ساختاری، 765/0)، و الگویی از نمرات پایین در توافق پذیری ) 743/0-) و برون گرایی ) 507/0-) با الگویی از نمرات بالا در تحلیل عاطفی (940/0)، دگرسان بینی خود (619/0) و فقدان موفقیت فردی (531/0) ، همبسته هستند. ضرایب ساختاری به دست آمده در تابع دوم نیز نشان می دهد که الگویی از نمرات بالا در برون گرایی (854/0) با الگویی از نمرات پایین در فقدان موفقیت فردی (747/0) و دگرسان بینی (350/0-) خود همبسته است . نتیجه گیری: پژوهش حاضر ، اهمیت تأثیر فرسودگی شغلی بر کار مربیان مهدکودک را روشن ساخت و بر لزوم توجه به متغیرهای تأثیرگذار بر فرسودگی شغلی ازجمله ویژگی های شخصیتی تأکید می کند.
مقایسه پیشرفت تحصیلی و عملکرد رفتاری دانش آموزان با آسیب شنوایی در مراکز آموزشی تلفیقی و جداسازی شده استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکپارچه سازی دانش آموزان با نیازهای ویژه در مدارس آموزش عمومی یکی از موضوعات مهم نظام های آموزشی است. هدف پژوهش حاضر مطالعه پیشرفت تحصیلی و عملکرد رفتاری دانش آموزان با آسیب شنوایی مراکز با نیازهای ویژه و تلفیقی استان مازندران بود. روش:پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان با آسیب شنوایی در مراکز آموزشی تلفیقی و جداسازی شده استان مازندران بود که در سال تحصیلی 94-1393 مشغول به تحصیل بودند. نمونه مورد مطالعه 78 نفر از دانش آموزان با آسیب شنوایی بودند (35 دانش آموز از مدارس تلفیقی و 33 دانش آموز از مدارس جداسازی شده) که به صورت در دسترس انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری اطلاعات چک لیست رفتار کودک نسخه معلم ( آخنباخ، 2001) ، آزمون ماتریس پیش رونده ریون (کرمی، 1389)، و پرونده تحصیلی دانش آموزان بود. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون تی گروه های مستقل، آزمون من ویتنی و کالموگروف اسمیرن ف تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد میانگین نمرات تحصیلی دانش آموزان مدارس با نیازهای ویژه بالاتر از میانگین نمرات دانش آموزان با آسیب شنوایی مدارس تلفیقی بود (001/0 P< ) اما میزان عملکرد رفتاری هر دو به استثناء مؤلفه مشکلات جسمانی گروه معنادار نبود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر نتیجه گیری می شود که یکپارچه سازی دانش آموزان با آسیب شنوایی در مدارس آموزش عمومی استان مازندران منجر به پیشرفت تحصیلی آنها نشده است و طرح یکپارچه سازی آموزشی نیاز به بازنگری از نظر بسترسازی های لازم دارد.
ویژگی های روان سنجی نسخه بسیار کوتاه پرسشنامه رفتار کودک: بررسی مزاج در 3 تا 7 سالگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مزاج به صورت تفاوت های فردی مبتنی بر پاسخدهی و تنظیم هیجانی تعریف شده است. هدف از پژوهش حاضر تعیین روایی و اعتبار نسخه بسیار کوتاه پرسشنامه رفتار کودک در نمونه ایرانی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع زمینه یابی بود که از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی کودکان 3 تا 7 ساله شهر بندرعباس در سال 1395 بود. نمونه موردمطالعه شامل 276 کودک (124 پسر و 156 دختر) بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات نسخه بسیار کوتاه گزارش مراقب (مادر) پرسشنامه رفتار کودک (روتبرت، 2001) بود که از طریق مربیان در اختیار مادران قرار گرفت و از آنها خواسته شد بر اساس رفتار کودک در 6 ماه گذشته تکمیل کنند. برای تحلیل داد ه ها از روش های آلفای کرونباخ و تنصیف جهت بررسی اعتبار و تحلیل عامل تأییدی جهت بررسی روایی سازه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که نسخه بسیار کوتاه پرسشنامه رفتار کودک دارای همسانی درونی مناسب در دامنه 71/0 تا 79/0 برای خرده مقیاس ها و 77/0 تا 79/0 برای کل مقیاس بود. همچنین شاخص های برازندگی حاصل شده از تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاس از روایی سازه مناسب برخوردار است و همه گویه ها از بار عاملی مناسب بالای 30/0 برخوردارند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر و همچنین اهمیت سنجش مزاج رفتاری در کودکان و نیز در دسترس نبودن ابزار مناسب اعتباریابی شده در فرهنگ ایرانی، می توان نتیجه گرفت که پرسشنامه رفتار کودک ابزار مناسبی جهت سنجش مزاج در کودکان 3 تا 7 ساله است.
تعیین اثربخشی بسته آموزشی گوش دادن احترام آمیز به کودکان بر بهزیستی روان شناختی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی بسته آموزشی گوش دادن احترام آمیز بر ارتقای بهزیستی روان شناختی کودکان 5 و6 ساله صورت گرفت. به این منظور 42 زوج مادر و کودک به صورت در دسترس از یک مرکز پیش دبستانی در تهران انتخاب شدند و پس از اطمینان از نبود اختلالات روانی و رفتاری برای هیج یک از آنها (با استفاده از پرسشنامه سیاهه رفتاری کودکان و آزمون سیاهه اختلالات روانی برای مادران) به صورت تصادفی به دوگروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. کودکان هر دو گروه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پرسشنامه بهزیستی روان شناختی کودکان را پاسخ گفتند و به مادران گروه آزمایش بسته آموزشی گوش دادن احترام آمیز ارائه شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیره-مختلط (درون گروهی و بین گروهی) استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که نمرات بهزیستی روان شناختی گروه آزمایش و کنترل در مرحله پیش آزمون تفاوت چندانی ندارد، اما پس از مداخله نمرات گروه آزمایش در پس آزمون به طور معناداری افزایش یافته و در پیگیری دوماهه نیز همچنان بالا بوده است. نتایج حاصل با استفاده از مبانی موجود در ادبیات مورد بحث قرار گرفته و پیشنهادات لازم برای مطالعات بعدی ارائه گردید.
سیر تحولی اعتماد در نمونه ای از کودکان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش تعیین کننده اعتماد در سازگاری کودکان و رفتارهای پرخطر، هدف پژوهش حاضر تعیین سیر تحولی اعتماد در نمونه ای از کودکان ایرانی بود. در مطالعه مقطعی حاضر، از میان جامعه آماری کلیه دانش آموزان دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی ۹۳-۱۳۹۲، ۲۴۰ دانش آموز دبستانی در مقاطع مختلف تحصیلی اول تا ششم ابتدایی به روش نمونه گیری خوشه ای در ۴ منطقه تهران انتخاب شدند. از آزمون های اتمام حجت و اعتماد و همچنین از آزمون سنجش خطرپذیری کودکان در موقعیت های اجتماعی برای بررسی سیر تحولی اعتماد استفاده گردید. اطلاعات گردآوری شده توسط شاخص های آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل آزمون های تحلیل واریانس یک راهه و چندراهه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که با افزایش سن میزان نرخ اعتماد نیز افزایش می یابد، همچنین نتایج نشان داد که با افزایش سن با افزایش خطرپذیری روبه رو هستیم، که نمایانگر ارتباط مثبت بین اعتماد و خطرپذیری در این کودکان می باشد. با توجه به نتایج پژوهش و مشاهده سیر صعودی میزان اعتماد و خطرپذیری در کودکان، لزوم توجه هر چه بیشتر به کودکان به عنوان جامعه آسیب پذیر در مقابل آسیب های احتمالی و رفتارهای پرخطر مشخص می شود.
اثربخشی روان درمانی مثبت نگر بر رضایت از زندگی، خوش بینی و عواطف مثبت در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه روان درمانی مثبت نگر بر افزایش رضایت از زندگی، خوش بینی و عواطف مثبت در دانشجویان انجام شد .روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. 34 نفر به عنوان نمونه پژوهش از بین 1200 نفر از دانشجویان کارشناسی ورودی سال تحصیلی 93-1392 دانشگاه شهید بهشتی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس رضایت از زندگی (داینر و همکاران، 1985) ، فرم تجدید نظر شده آزمون جهت گیری زندگی (شی یر، کارور و بریگز، 1994) و برنامه عاطفه مثبت و منفی (واتسون، کلارک و گری، 1988) بود. برنامه روان درمانی مثبت نگر به صورت هفتگی طی شش جلسه دو ساعته به گروه آزمایشی، آموزش داده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد برنامه روان درمانی مثبت نگر در افزایش رضایت از زندگی، خوش بینی و عواطف مثبت در دانشجویان مؤثر بوده است (05/0p<) و نتایج بعد از دو ماه در مرحله پیگیری نیز پایدار مانده بود. در مجموع نتایج این پژوهش حاکی از آن است که برنامه روان درمانی مثبت نگر در افزایش میزان رضایت از زندگی، خوش بینی و ایجاد و افزایش عواطف مثبت در دانشجویان، برنامه ایی سودمند است و از این برنامه می توان در جهت ارتقاء سلامت روان در دانشجویان ورودی جدید دانشگاه ها استفاده کرد.
بررسی تأثیر مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر انطباق پذیری مسیر شغلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین میزان تأثیر مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انطباق پذیری دانشجویان بود. روش پژوهش شبه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه اصفهان بود که 40 نفر به شیوه ی نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 8 جلسه، به صورت هفتگی شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه انطباق پذیری مسیر شغلی ( (CAASگردآوری و از طریق تحلیل واریانس با اندازه های تکراری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها تفاوت معناداری بین دو گروه در انطباق پذیری مسیر شغلی و خرده مقیاس های آن درزمینه ی دغدغه، کنجکاوی، کنترل و اعتماد در مرحله پس آزمون نشان داد. همچنین نتایج آزمون پیگیری حاکی از پایداری اثر مداخله مشاوره مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش انطباق پذیری و خرده مقیاس های آن بود. در نهایت از مشاوره ی مبتنی بر پذیرش و تعهد می توان به عنوان یک روش مؤثر در افزایش انطباق پذیری استفاده کرد.
اثربخشی هیپنوتیزم درمانی بر تاب آوری بیماران مبتلا به لوسمی میلوئید حاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:بی تردید سرطان یکی از پر استرس ترین رخداد ها است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هیپنوتیزم درمانی برتاب آوری بیماران مبتلا به لوسمی میلوئید حاد تحت درمان شیمی درمانی انجام شد.روش:روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه بیماران مبتلا به لوسمی میلوئید حاد مراجعه کننده به کلینیک کانسر بیمارستان امام بوده و دارای پروند پزشکی و آزمایش فلوسایتومتری در تشخیص لوسمی میلوئید حاد می باشند که تعدادشان 86 نفر بوده و نمونه به حجم 26 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (13 نفر) و گروه کنترل (13 نفر) قرار گرفتند.یافته ها:پرسشنامه ای که جهت جمع آوری اطلاعات از گروه نمونه در نظر گرفته شد عبارت بوداز کانر و دیویدسون بود. شش جلسه هیپنوتیزم درمانی برای گروه آزمایش اجرا شد و برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس به کمک نرم افزار SPSS₂₂ استفاده شد.نتیجه گیری:نتایج نشان داد که هیپنوتیزم درمانی به طور معنادار موجب موجب افزایش تاب آوری شد که از لحاظ آماری معنادار بوده(p
مقایسه ویژگی های شخصیتی و سبک های کنارآمدن در هنرمندان و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه پنج عامل بزرگ شخصیت و شیوه های کنار آمدن لازاروس در هنرمندان رشته های شعر، موسیقی، تئاتر و نقاشی با افراد عادی می باشد. برای انجام نمونه گیری گروه هنرمند از هنرمندان مشغول به فعالیت در موزه هنرهای معاصر شهر، فرهنگسرای خورشید و اعضای انجمن های شعر و ادب اصفهان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای افراد غیرهنرمند نیز از روش تصادفی ساده استفاده شد. برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه ی ویژگیهای شخصیتی نئو فرم کوتاه 60 سوال و پرسشنامه شیوه های کنارآمدن لازاروس استفاده شد. در بین ویژگی های شخصیتی، بازبودن به تجربه و توافق پذیری و دربین سبک های کنارآمدن، خویشتنداری و حل مدبرانه مسئله در افراد هنرمند و عادی تفاوت دارد. با توجه به میانگین نمرات در این متغیرها، در تمامی این متغیرها، هنرمندان میانگین بالاتری از افراد عادی داشته اند.
ابعاد کمال گرایی و مشکلات بین شخصی: تفاوت های جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ابعاد کمال گرایی و مشکلات بین شخصی انجام شد. بدین منظور از دانشجویان دانشگاه تهران، نمونه 286 نفری (دختر: 154 و پسر: 132) در سال 1395 پرسشنامه کمال گرایی چند بعدی تهران (TMPS) و مشکلات بین شخصی (IIP-30) را تکمیل کردند. نتایج همبستگی داده ها نشان داد که شدت مشکلات بین فردی بر اساس ابعاد کمال گرایی در هر سه بعد خود محور (0/31)، دیگر محور (0/31) و جامعه محور (0/39) در سطح (0/01>p) معنادار است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی داده ها نشان داد در مردان از بین ابعاد کمال گرایی، کمال گرایی خودمحور و جامعه محور در صورت همراه شدن با کمال گرایی دیگر محور یا انتظار بالا از دیگران مشکلات بین فردی را در سطح (05/0>p) پیش بینی می کنند. در زنان، کمال گرایی جامعه محور یا انتظار بالای دیگران از فرد بیشترین نقش را در همراه شدن ابعاد دیگر کمال گرایی با مشکلات بین فردی داشت (0/001>p). این یافته ها علاوه بر همسو شدن با تردیدهای جدید در رابطه با سازش یافتگی کمال گرایی، به اهمیت توجه به تفاوت های جنسیتی در رابطه ابعاد آن با مشکلات بین فردی اشاره می کند.
بررسی وضعیت اختلالات شخصیت درزندانیان و شناسایی متغیرهای مرتبط با آن ( مطالعه موردی زندان مرکزی لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلالات شخصیت در رابطه با محیط سبک هایی انعطاف ناپذیر و ناسازگارانه به شمار می آیند. افراد دارای این نوع اختلالات، برخلاف ظاهری گرم، براساس ویژگی های خاص شخصیت فردی، افرادی مستعد برای انجام فعالیت های متضاد با قانون و مجرمانه هستند. لذا این پژوهش با هدف بررسی وضعیت اختلالات شخصیت در زندانیان صورت گرفته است. دراین راستا 182 نفر مرد زندانی که در زندان مرکزی لرستان محبوس بودند به روش تصادفی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه میلون 3 (MCMI-111 ) مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس داده های حاصل از پرسشنامه میلون 3 درنرم افزارمیلون جهت مشخص شدن نمره Br بررسی شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری مقایسه تحلیل واریانس یک طرفه و تی مستقل استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که میان افراد با جرم های مختلف از نظر میزان اختلالات شخصیت وابستگی به مواد با 99 درصد اطمینان، اختلال شخصیت ضد اجتماعی و اختلال شخصیت دیگرآزار در سطح اطمینان 95 درصد تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین یافته ها نشان دادند که در سارقان اختلال شخصیت ضداجتماعی و وابستگی به مواد و اختلال شخصیت اجتنابی بیش تر وجود دارد. همچنین در مقایسه اختلالات شخصیت در میان افراد با میزان حبس های تحمل شده متفاوت، نتایج بیانگر این است که تنها اختلال شخصیت افسرده در گروه های مورد بررسی دارای اختلاف معناداری در سطح اطمینان 95 درصد است. علاوه بر این، نتایج حاصل از آزمون تی مستقل که به مقایسه اختلالات شخصیت در افراد مجرد و متاهل پرداخته است، نشان داد که اختلالات شخصیت دیگر آزار و افسرده در سطح اطمینان 95 درصد در میان افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل است.
هم سنجی اثربخشی طرح واره درمانی و روایت درمانی هنگام به هم پیوستن هر یک از آن ها با برنامه غنی سازی زناشویی بر گرایش به پیمان شکنی زناشویی و رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیمان شکنی زناشویی مایه آشفتگی چشمگیر زندگی فردی و میان فردی زوجین و تباهگر رابطه آن ها است... هدف از انجام این پژوهش هم سنجی اثربخشی طرح واره درمانی و روایت درمانی در ترکیب آن ها با غنی س ازی زناشویی بر گرایش به پیمان شکنی زناشویی و رضایت زناشویی بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه است. جامعه آماری 34 نفر از زنان درگیر در پیمان شکنی زناشویی مراجعه کننده به «درمانگاه فرهنگ شهریار» در سال 1395 بود. نمونه دربرگیرنده 18 زن داوطلب بود که با روش نمونه گیری در دسترس گزینش شدند و به صورت تصادفی در گروه های شش نفری ترکیب طرح واره درمانی با غنی سازی زناشویی، ترکیب روایت درمانی با غنی سازی زناشویی و یک گروه گواه گمارده شدند ابزارهای جمع آوری داده ها پرسشنامه گرایش به پیمان شکنی زناشویی پولات 2006، سنجه رضایت زناشویی انریچ 1989 و پرسشنامه طرح واره یانگ 1990 بود. برآیندهای آزمون های کروسکال والیس و یومان ویتنی نشان داد ترکیب طرح واره درمانی با غنی سازی زناشویی توانست گرایش به پیمان شکنی زناشویی را کاهش (05/0>P، 882/2-=Z، 00/0=Mann-Whitney U) و رضایت زناشویی را افزایش دهد (05/0>P، 892/2-=Z، 00/0=Mann-Whitney U). ترکیب روایت درمانی با غنی سازی زناشویی توانست گرایش به پیمان شکنی زناشویی را کاهش (05/0>P، 882/2-=Z، 00/0= Mann-Whitney U) و رضایت زناشویی را افزایش دهد (05/0>P، 887/2-=Z، 00/0= Mann-Whitney U). برآیندهای آزمون یومان ویتنی نشان داد میان اثربخشی طرح واره درمانی و روایت درمانی با پیوستن هریک به غنی سازی زناشویی بر گرایش به پیمان شکنی زناشویی (/171/0=P،368/1-=Z، 5/9=Mann-Whitney U) و رضایت زناشویی (81/0=P،241/0=Z، 5/16=Mann-Whitney U) تفاوت معنی داری وجود ندارد. پیگیری یک ماهه نشانگر ثبات برآیندها بوده است. با توجه به دگرگونی شناخت ها، هیجان ها و رفتارهای افراد پیمان شکن توسط طرح واره درمانی و دگرگونی روایت های منجر به پیمان شکنی توسط روایت درمانی و ایجاد صمیمیت توسط غنی سازی زناشویی می توان از آن ها در درمان پیمان شکنی و افزایش رضایت زناشویی استفاده نمود.
تأثیر آموزش خود دفاعی در سازش یافتگی زناشویی و همبستگی خانواده زنان درگیر خشونت خانگی مراجعه کننده به دادگستری شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت خانگی در زمره عوامل اثرگذار در آشفتگی خانواده و جدایی زوجین است و نرخ گسترش نوع بدنی آن در شهر اردبیل چشمگیر است. ازاین رو پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش خود دفاعی بر سازش یافتگی زناشویی و همبستگی خانوادگی در زنان درگیر خشونت خانگی این شهر انجام شد. روش این پژوهش نیمه آزمایشی و طرح آن پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش حاضر دربرگیرنده همه زنانی بود که در سال 1394 به دلیل خشونت خانگی به دادگستری شهر اردبیل مراجعه کرده بودند. تعداد 30 نفر از این افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) به تصادف گمارده شدند. گروه آزمایش برای زمانی برابر 6 گردهمایی 75 دقیقه ای، تحت آموزش خود دفاعی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از سنجه تجدیدنظر شده سازش یافتگی زوجی (بوسبی، کران، لارسون و کریستینسن، 1995) و پرسش نامه همبستگی خانوادگی (سامانی، 1381) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با به کارگیری آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد آموزش خود دفاعی مایه افزایش سازش یافتگی زناشویی (02/0>p؛05/12=F) و همبستگی خانوادگی (01/0>p؛ 92/40=F) در زنان درگیر خشونت خانگی می شود؛ این برآیندها نشان می دهد که آموزش خود دفاعی می تواند با توانمندسازی روانی و کاهش رخداد خشونت خانگی به بهبود سازش یافتگی و همبستگی خانوادگی منجر شود.
هم سنجی تأثیر آموزش مدیریت والدین و آموزش فرزندپروی با روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد در رابطه مادر-کودک مادران کودکان دچار مشکلات رفتاری برونی سازی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تراز مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی همراه با تحول دستخوش نوسان است، به دلیل همکنش همیشگی کودکان با والدین آموزش مهارت های فرزند پروری فراخور به والدین تأثیر بسزایی در این نوسان دارد. هدف این پژوهش هم سنجی تأثیر آموزش مدیریت والدین و آموزش فرزندپرویبا روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد بر رابطه مادر-کودک بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری یک ماهه با گروه گواه بود. جامعه دربرگیرنده مادرانِ کودکان دچار مشکلات رفتاری برونی شده سنین پیش از دبستان شهرستان نجف آباد اصفهان در سال 1396 بود که به مرکز مشاوره «رویش پندار» مراجعه داشتند. 45 نفر از داوطلبین پس از بررسی ملاک های ورود انتخاب و تصادفی در گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. مداخلات آموزشی طی 10 نشست 90 دقیقه ای اجرا شد ولی گروه گواه در لیست انتظار قرار داشت. داده ها با مقیاس رابطه کودک- والد پیانتا 1994 گردآوری شد. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر نشان داد که مداخله آموزش فرزندپروری با روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد و آموزش مدیریت والدین هر دو به ترتیب موجب کاهش نمرات مؤلفه های وابستگی (001/0=P و 2/179=F)، (001/0=P و 28/73=F)، تعارض (001/0=P و 14/347=F)، (001/0=P و 23/94=F) و افزایش نمرات نزدیکی (001/0=P و 36/110=F)، (001/0=P و 38/63=F) و رابطه مثبت (001/0=P و 96/552=F)، (001/0=P و 19/219=F) شده اند. بعلاوه تأثیر آموزش فرزند پروری با روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد در هر چهار مؤلفه مذکور از آموزش مدیریت والدین بیشتر بود (001/0=P). میزان تأثیر گروه آموزش فرزندپروری با روش درمانگری متمرکز بر پذیرش و تعهد و آموزش مدیریت والدین به ترتیب در مؤلفه نزدیکی 88/0 و 81/0، وابستگی 92/0 و 84/0، تعارض 96/0 و 87/0 و در رابطه مثبت کلی 97/0 و 94/0 به دست آمد. سرانجام می توان گفت هر دو آموزش، با بهبود مهارت های فرزند پروری، افزایش تعاملات مثبت و کاهش رفتارهای والدینی منفی به مادران در مدیریت مشکلات رفتاری کودکانشان کمک کرده و از طریق افزایش نزدیکی و کاهش تعارض و وابستگی مایه بهبود رابطه مثبت مادر-کودک شده اند.
بررسی بهزیستی روان شناختی، شادکامی و نظم جویی هیجان در گرایش های شخصیتی سه گانه تاریک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خودشیفته، ضداجتماعی و ماکیاولیسم سه مؤلفه صفات تاریک شخصیتی هستند. صفات تاریک توجه زیادی در سال های اخیر جلب کرده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان شادکامی، بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان در افراد با گرایش های شخصیتی سه گانه تاریک بود. به این منظور، ابتدا 390 نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از دانشکده ها انتخاب گردیدند، پس از تحلیل نتایج اولیه تعداد 60 نفر از آنان بر اساس نمرات Z استاندارد در مقیاس سه گانه تاریک انتخاب شده و درنهایت به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، شرکت کنندگان جهت سنجش شادکامی، بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره، واریانس تک متغیره، آزمون های تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین گروه های شخصیتی سه گانه تاریک تفاوت معناداری در ابعاد بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان وجود دارد؛ در میزان شادکامی بین گروه های شخصیتی تفاوت معناداری یافت نشد. اما افراد با صفات ماکیاولیسم در برخی راهبردهای نظم جویی هیجانی مثبت نمرات بالاتری داشته و افراد ضداجتماعی نمرات پایین تری داشتند، افراد ضداجتماعی در راهبرد منفی ملامت دیگران نمرات بالاتر اما مؤلفه بهزیستی استقلال نمرات پایین تری به دست آوردند. این نتایج نشانگر این است که مؤلفه های بهزیستی روان شناختی و نظم جویی هیجان می تواند تحت تأثیر صفات تاریک سه گانه قرار گیرد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی در کاهش نشانگان بالینی نوجوانان پسر مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوجوانان مبتلا به اختلال نارسائی توجه/ بیش فعالی در زمینه های رفتاری، عاطفی، اجتماعی و تحصیلی آسیب پذیر هستند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی در کاهش نشانگان بالینی نوجوانان پسر مبتلا به اختلال نارسائی توجه/ بیش فعالی می باشد. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون، پی گیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان پسر14 تا 17 سال مبتلا به اختلال نارسائی توجه/ بیش فعالی مراجعه کننده به کلینیک امید عصر درسال 1394 بود. تعداد 28 نوجوان مبتلا بر اساس مقیاس درجه بندی کانرز والدین به شیوه نمونه گیری هدفمند به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی 14 نفر در گروه آزمایش و 14 نفر در گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه آموزش ذهن آگاهی گروهی دریافت کردند و افراد گروه کنترل در فهرست انتظار برای مداخله قرار گرفتند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون کوواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که، آموزش ذهن آگاهی در کاهش نشانگان بالینی بیش فعالی، نارسایی توجه و تکانشگری تاثیر معنی داری داشته است. با توجه به یافته ها به نظر می رسد که آموزش ذهن آگاهی برای نوجوانان با نشانگان بالینی بیش فعالی، نارسایی توجه و تکانشگری اثرگذار بوده و به عنوان درمانی نوین در کار بالینی با این اختلال سودمند باشد.
اثربخشی مداخله ی مبتنی بر داستان زندگی (من کی هستم؟) بر سازگاری عاطفی و ادراک شایستگی نوجوانان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله ی داستان زندگی بر سازگاری عاطفی و ادراک شایستگی نوجوانان پسر کم توان ذهنی خفیف انجام شد. این پژوهش از نوع کاربردی بود و به شیوه ی آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه گواه انجام شد. بدین منظور، از میان جامعه ی نوجوانان کم توان ذهنی 16 تا 24 ساله که در سال تحصیلی 96-95 در مدارس استثنایی شهر درچه استان اصفهان مشغول به تحصیل بودند، با رعایت ملاک های ورود و خروج به پژوهش، 30 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه 15 نفره ی آزمایش و گواه قرار گرفتند. بعد از آن، گروه آزمایش به مدت 17 جلسه و هر هفته 3 جلسه تحت مداخله ی داستان زندگی (من کی هستم؟) قرار گرفت. ابزار پژوهش، پرسشنامه سازگاری دانش آموزان دبیرستانی AISS (سینها و سینگ، 1993)- خرده مقیاس سازگاری عاطفی- و مقیاس ادراک شایستگی هارتر (1982) بود. داده های بدست آمده از پژوهش نیز با آزمون آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که در گروه آزمایش، تأثیر مداخله ی داستان زندگی بر سازگاری عاطفی و ادراک شایستگی در سطح 05/0=α معنی دار می باشد. با توجه به نتایج پژوهش، می توان از مداخله ی داستان زندگی به منظور افزایش سازگاری عاطفی و ادراک شایستگی نوجوانان کم توان ذهنی استفاده نمود.
اثربخشی آموزش مهارت های ویژه چندگانه بر کاهش استرس و افزایش شادکامی مادران دانش آموزان اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت های ویژه چندگانه بر کاهش استرس و افزایش شادکامی مادران دانش آموزان اتیسم پسر بوده است. پژوهش حاضر از نوع مطالعات آزمایشی با طرح شبه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه مادران دانش آموزان اتیسم پسر مدارس استثنایی منطقه ۵ تهران در سال ۱۳۹۵ می باشد. از این میان تعداد 40 نفر با روش نمونه گیری داوطلبانه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه، آموزش مهارت های ویژه چندگانه را کسب کردند. دو گروه آزمایش و کنترل در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسش نامه شادکامی آکسفورد (1989) و مقیاس استرس ادراک شده (1983) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که بین استرس و شادکامی گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت (001/0= p). با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های ویژه چندگانه بر کاهش استرس و افزایش شادکامی مادران دانش آموزان اتیسم پسر تاثیر داشته است.
اثربخشی آموزش گروهی ایماگوتراپی برمکانیزم های دفاعی و حل مشکل زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه توجه به خانواده و نقش آن در برپایی جامعه سالم بیش از پیش مورد توجه برنامه ریزان و پژوهشگران قرار گرفته است. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش گروهی ایماگوتراپی بر مهارت حل مشکل خانواده و مکانیزم های دفاعی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر همدان بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرهمدان درسال 1396 بود. برای انتخاب حجم نمونه، 30 زن به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در دوگروه 15 نفری آزمایش و کنترل به صورت تصادفی قرار گرفتند. گروه آزمایش در10 جلسه تحت مداخله ایماگوتراپی قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه حل مشل خانواده (FPS) و مکانیزم های دفاعی (DSQ) بود. نتایج با روش تحلیل کوواریانس یک متغیری توسط بسته نرم افزاری SPSS24مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که ایماگوتراپی باعث افزایش مهارت حل مشکل خانواده (112/190 =f و 00/0>p )، کاهش اﺳﺘﻔﺎده از ﺳﺒﮏﻫﺎی دﻓﺎﻋﯽ رﺷﺪ ﻧﺎﯾﺎﻓﺘﻪ (573/293 = f و 0017/0>p ) و روان آزده (538/320 = f و 00/0>p ) و افزایش استفاده از سبک های دفاعی رﺷﺪﯾﺎﻓﺘﻪ (825/592 = f و 001/0> p) شده است. با توجه به این نکته که ایماگوتراپی یک درمان ارتباط محور بوده و در طی جلسات فنون بهبود روابط را به زوجین ارائه می دهد، بنابراین میتوان از این روش در بهبود روابط زوجین و افزایش مولفه های مرتبط با آن بهره برد،که نتیجه آن به حل مشکلات خانواده منتهی می گردد.