فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۰۶۱ تا ۱۷٬۰۸۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
نقش واسطه ای ترس از ارزیابی مثبت و منفی در ارتباط اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن در ارتباط اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۵۱
271 - 284
حوزههای تخصصی:
تعیین ارتباط اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن با واسطه گری ترس از ارزیابی مثبت و منفی هدف پژوهش بود. روش پژوهش توصیفی و الگوی همبستگی با روی آورد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دختر مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین بود که در سال تحصیلی 95-1394 مشغول به تحصیل بودند. 1000 دانشجو به روش نمونه برداری تصادفی خوشه ای انتخاب و به پرسشنامه های مورد نظر پاسخ دادند. سپس با استفاده از روش نمونه برداری قضاوتی هدفمند 218 نفر به عنوان نمونه نهایی برگزیده شدند. ابزار پژوهش سیاهه های اختلال خوردن (EDI؛ گارنر، المستدو پولیوی، 1983)، هراس اجتماعی (SPI؛ کانور و دیگران، 2000)، ترس از ارزیابی منفی- فرم کوتاه (FNES؛ لیری،1983) و ترس از ارزیابی مثبت (FPES؛ ویکز، هیمبرگ و رودباگ، 2008) بود. نتایج نشان داد که ترس از ارزیابی مثبت و منفی به طورهمزمان، ارتباط بین اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن را واسطه گری می کنند. همچنین، اثرمستقیم اضطراب اجتماعی بر اختلال خوردن تأیید شد. بنابراین، مداخله هایی که ترس از ارزیابی های مثبت و منفی را به عنوان مؤلفه های اصلی اضطراب اجتماعی مورد هدف قرار می دهند، به توقف رشد نشانه های اختلال های خوردن کمک می کنند.
رابطه علّی بین صفات شخصیتی و عملکرد تحصیلی با میانجی گری راهبردهای مطالعه در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه علّی بین صفات شخصیتی و عملکرد تحصیلی با میانجی گری راهبردهای مطالعه در دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان خوزستان صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان خوزستان در سال تحصیلی 93-1392 بود که به روش خوشه ای، نمونه ای به تعداد 9 کلاس (متشکل از 214 دانشجو معلم) از بین آن ها انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه شخصیتی نئو- فرم کوتاه (NEO-FFI)، سیاهه رویکردها و مهارت های مطالعه برای دانشجویان (ASSIST) و معدل کل دانشجویان بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر و نرم افزار AMOS-16 مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد صفات شخصیتی گشودگی و وظیفه شناسی با سوق دادن دانشجویان به سمت اتخاذ رویکرد مطالعه عمیق، عملکرد تحصیلی را ارتقاء می دهند. همچنین، ویژگی شخصیتی توافق پذیری با اتخاذ رویکرد مطالعه راهبردی در دانشجویان، عملکرد تحصیلی را بهبود می بخشد. به علاوه، یافته ها حکایت از رابطه مثبت بین ویژگی شخصیتی روان رنجورخویی با اتخاذ رویکرد مطالعه سطحی و در نهایت عملکرد تحصیلی پایین در دانشجویان دارد. به طور کلی، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که صفات شخصیتی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیر مستقیم – از طریق تحت تأثیر قرار دادن راهبردهای مطالعه دانشجویان- با عملکرد تحصیلی رابطه دارند.
مقایسه میزان مولفه های نگرش های مذهبی در بین دانشجویان دانشگاه گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال هشتم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۰
61 - 72
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطة هوش معنوی و عمل به باورهای دینی با تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارزیابی رابطة هوش معنوی و عمل به باورهای دینی با تنظیم هیجان شناختی در زنان باردار شهر تهران اجرا گردید. پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. این پژوهش با استفاده از نمونة در دسترس انجام گرفته و400 تن از زنان باردار پرسش نامة «تنظیم هیجان شناختی»، پرسش نامة «خود گزارش دهی هوش معنوی کینگ» و پرسش نامة «عمل به باورهای دینی» را تکمیل کردند. یافته های حاکی از این است که بین تنظیم هیجان شناختی با هوش معنوی و عمل به باورهای دینی و مؤلفه هایشان همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. عمل به باورهای دینی و هوش معنوی بالاتر پیش بینی کنندة تنظیم هیجان شناختی کارآمدتری است. از میان مؤلفه های هوش معنوی، معناسازی شخصی و در بین مؤلفه های عمل به باورهای دینی، عمل به واجبات و دوری از محرمات پیش بینی کننده های معتبر تنظیم هیجان شناختی هستند. همچنین میان هوش معنوی و عمل به باورهای دینی در زنان باردار رابطة مثبت معناداری وجود دارد.
بررسی رابطه ی هوش معنوی با احساس گناه جنسی در دانشجویان دانشگاه علوم و تحقیقات شهرستان ایلام در سال تحصیلی 91 - 92(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۴ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱
45-54
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: به کارگیری منابع معنوی می تواند در حل مسائل زندگی ازجمله احساس گناه، مؤثر واقع شود. ازاین رو، هدف این پژوهش بررسی رابطه ی بین هوش معنوی با احساس گناه جنسی در دانشجویان دانشگاه علوم و تحقیقات شهرستان ایلام است. روش کار: این پژوهش ازنوع توصیفی - همبستگی است که جامعه ی آماری آن را همه ی دانشجویان مشغول به تحصیل دانشگاه علوم و تحقیقات شهرستان ایلام در سال تحصیلی 91 - 92 تشکیل می دهد. برای این منظور، با روش نمونه گیری در دسترس، نمونه یی به حجم 100 نفر، بر اساس جدول مورگان، انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های احساس گناه جنسی موشر و هوش معنوی کینگ استفاده شده است. تحلیل داده های پژوهش نیز با روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی صورت گرفته است. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده ، بین هوش معنوی کل و احساس گناه جنسی رابطه وجود نداشت (192/0r=، 05/0<p)، اما زیرمقیاس آن (گسترش حالت هوشیاری) قدرت پیش بینی کنندگی برای احساس گناه جنسی بود (401/0= r، 01/0>p). علاوه براین، بین احساس گناه جنسی با سن دانشجویان رابطه وجود داشت؛ اما ارتباط آن با جنسیت دانشجویان معنادار نبود (204/0 = r، 05/0>p). نتیجه گیری: اگرچه هوش معنوی به طور کل نقش مشخصی در میزان احساس گناه جنسی دانشجویان مورد مطالعه به دست نداد، پاره یی از اجزای تشکیل دهنده ی آن به ویژه با افزایش سن، می تواند نقش برجسته یی در درک و ابراز احساس گناه جنسی داشته باشد.
بررسی رابطه عوامل شخصیتی افسردگی زا از دیدگاه قرآن و عوامل شخصیتی از دیدگاه کتل، از طریق همبستگی بنیادین
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به روش همبستگی و با هدف بررسی رابطه عوامل افسردگی زا از دیدگاه قرآن (تمایلات گرایش انزوایی، احساس شکست، دین گریزی، ضعف اعتماد به خدا، خودجانبداری و نوسان خلقی) و عوامل شخصیتی کتل انجام پذیرفت. کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشکده های مختلف دانشگاه تهران که در سال تحصیلی 93-94 تحصیل می کردند، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. گروه نمونه 170 نفر از دانشجویان (91 دختر و 79 پسر) بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و تحت آزمون قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسش نامه های «مقیاس تشخیص افسردگی مبتنی بر قرآن» و «آزمون شخصیت 16 عاملی کتل» بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل چندمتغیری همبستگی بنیادی استفاده شد. نتایج نشان داد که پنج بعد همبستگی بنیادین معنادار میان صفات قرآنی و نظریه شخصیتی کتل وجود دارد. سازه های زیربنایی استخراج شده بر حسب متغیرهای همبسته معنادار، شامل پنج سازه «متدین فداکار خودکارآمد»، «سست ایمان بی کفایت»، «متدین دوسوگرا»، «متدین متواضع و خودسرزنش کننده» و «متدین درونگرا و هوشمند» است. بنابراین، عوامل افسردگی زا از دیدگاه قرآن و عوامل شخصیتی کتل با هم ارتباط معناداری دارند و این ارتباط در قالب این پنج سازه بنیادین وجود دارد.
واکاوی جایگاه سواد رسانه ای انتقادی در نظام آموزش وپرورش ایران
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز رسانه ها به یکی از اجزای اصلی جوامع بشری تبدیل شده اند، بنابراین آموزش سواد رسانه ای یکی از ملزومات اساسی برای همه مخصوصاً مخاطبان جوان محسوب می گردد. هدف اصلی از آموزش سواد رسانه ای را می توان دسترسی، تجزیه وتحلیل و تولید ارتباط در اشکال گوناگون رسانه ای و مصرف انتقادی محتوای رسانه ها، کسب مهارت در مدیریت اطلاعات، شناخت تأثیرات ممکن در استفاده از رسانه ها و افزایش پتانسیل جهت انجام گفتمان دموکراتیک در جامعه جهانی دانست. اگر سواد رسانه ای را علم تنظیم کننده روابط میان مخاطب و رسانه ها بر اساس هنجارهای درونی شده بدانیم، نباید از بررسی جایگاه آن در سیاست های رسانه ای کشورها غافل شویم. در این پژوهش، بر اساس اصول برنامه سواد رسانه ای انتقادی و مؤلفه های مطرح در آن و روش اسنادی- تحلیلی، اسناد وزارت آموزش وپرورش به عنوان یکی از مهم ترین نهاد فرهنگی و آموزشی موردبررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که بیشترین میزان توجه در اسناد وزارت آموزش وپرورش، از میان مؤلفه های سواد رسانه ای انتقادی، تنها به مؤلفه فهم و درک انتقادی بوده و برای ارتقای مؤلفه توانایی ارتباطی، هیچ سیاستی تدوین نیافته است.
تدوین پیشنویس قانون سلامت روان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف قوانین بهداشت روان در کشورها برای حفظ حقوق انسانی و مدنی افراد مبتلا به اختلال روانی تدوین شده اند. در ایران در مجموعه قوانین موجود به صورت پراکنده قوانینی وجود دارد ، اما قانون بهداشت روانی مستقلی وجود ندارد. هدف از این طرح تدوین پیش نویس قانون بهداشت روان در ایران است. مواد و روش ها پیش نویس قانون بهداشت روان طی سه مرحله تدوین شد. در مرحله اول تدوین کنندگان، منابع موجود درباره قوانین مدون داخلی و خارجی را مرور کردند و از بین قوانین بهداشت روان کشورهای دیگر، یکی را که به نظر از همه کامل تر بود، به عنوان نمونه و راهنما انتخاب کردند. پس از آن درباره موضوعات مختلف در جلسات گروهی از جنبه های مختلف بحث و تبادل نظر انجام شد و درنهایت با رعایت وجوه فرهنگی، پیش نویس اولیه تدوین شد. این پیش نویس برای تعداد زیادی از کارشناسان بهداشت روان کشور، سازمان ها و نهادهای دولتی و غیردولتی ارسال و نظر آنان جمع آوری و طبقه بندی شد. سپس موضوعاتی که بر سر آن ها اختلاف نظر بود، در یک کارگاه کشوری با حضور صاحب نظران مطرح و نظر آنان جمع بندی و پیش نویس اولیه ویرایش نهایی شد. در مرحله دوم در مرکز تحقیقات اخلاق و تاریخ پزشکی با حضور چند نفر از حقوق دانان، پیش نویس تدوین شده به مواد قانونی تبدیل شد و مجدداً همچون مرحله اول، نظر کارشناسی صاحب نظران حقوقی و مراجع قضایی و تعداد زیادی از مراکز دانشگاهی، سازمان های دولتی و غیردولتی جمع آوری شد. برای تصمیم گیری نهایی، نظرات مغایر در کارگاه دوم کشوری مطرح و آخرین اصلاحات لازم انجام و پیش نویس در 10 فصل و 112 ماده نهایی شد. در مرحله سوم بر اساس پیشنهاد دفتر حقوقی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی متن تهیه شده بازنگری و پیش نویس در 6 فصل و 50 ماده خلاصه شد. نتیجه گیری پیش نویس قانون بهداشت روان طی 8 سال در 6 فصل و 50 ماده تدوین شد. فصل های پیش نویس شامل تعاریف، بستری و درمان اجباری، روش های خاص درمانی، بیمار کیفری، گروه های ویژه و مقررات دیگر است .
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر تصویر تن و نشخوار افسرده کننده دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم بابل
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: نشخوار فکری، تصوری که افراد در مورد خود دارند می تواند بر تعاملات، هیجانات و پیشرفت ها و موفقیت هایشان اثرگذار باشد. و با توجه به این که قشر دانش آموزان متوسطه به عنوان سازندگان کشور می باشند و میزان رضایتمندی آن ها از خود و پندارشان از جسم خود، ممکن است با میزان نشخواری که احتمال دارد منجر به افسردگی و تخریب آن ها شود در ارتباط باشد. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر تصویر تن و نشخوار افسرده کننده می باشد.
مواد و روش کار: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم در حال تحصیل شهرستان بابل در سال 1395-1394، به تعداد 2878 نفر بوده است. از بین مدارس دخترانه متوسطه دوم سه مدرسه و در هر مدرسه دو کلاس و در مجموع 6 کلاس به طور تصادفی انتخاب شدند، از این جامعه آماری، نمونه ای به تعداد30 نفر از افرادی که نمره بالا دریافت کردند به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه (15 نفر آزمایشی) و (15 نفر کنترل) قرار گرفتند. نمونه پژوهشی به صورت روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای مورد مطالعه از پرسشنامه های روابط چندبعدی بدن توسط کش و مقیاس پاسخ نشخواری نولن هوکسیما و مارو مورد استفاده شده است. سپس دوره آموزش مهارت های زندگی برای گروه آزمایشی طی 8 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد ولی در مورد گروه کنترل هیچ آموزشی صورت نگرفت. پس از اتمام برنامه آموزشی از هر 2 گروه پس آزمون به عمل آمد. جهت تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و استنباطی (نتایج تحلیل کوواریانس ANCOVA) در سطح معنی داری (0/05> P) استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس (ANCOVA) نشان داد آموزش مهارت های زندگی با توجه ب ه می انگین مؤلفه تصویر تن و نشخوار افسرده کننده گروه آزمایشی در پس آزمون نسبت به میانگین گروه کنترل، موجب افزایش تصویر تن و کاهش نشخوار افسرده کننده گروه آزمایشی شده است، بنابراین آموزش مهارت های زندگی، تصویر تن و نشخوار افسرده کننده دانش آموزان را به طور مثبت و معنی داری در گروه آزمایشی بهبود داده، در حالی که در گروه کنترل هیچ تغییر معنی داری را در پس آزمون نشان ندادند.
بحث و نتیجه گیری: آموزش مهارت های زندگی موجب شده است تا از میزان درگیری ذهنی دانش آموزان دختر مورد مطالعه درمورد بدن وجسم خود و همچنین از میزان نشخوار فکری که موجب کاهش خلق وافزایش خلق منفی شده کاسته شود. بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که برای بهبود تصویر تن و نشخوار افسرده کننده دانش آموزان می توان از مداخله آموزش مهارت های زندگی استفاده نمود
بررسی رابطه بین روان سازه های ناسازگار اولیه با مشکلات زناشویی در زنان متاهل دارای فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازدواج موفق موجب افزایش سلامت جسمانی و روانشناختی می شود. بر همین اساس، مطالعه عوامل مرتبط با مشکلات و رضایت زناشویی و ابعاد مختلف آن به جهت تاثیری که بر بهداشت روانی افراد دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است.هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین روان سازه های ناسازگار اولیه با مشکلات زناشویی در زنان متاهل بود. روش پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی و نمونه مورد بررسی 162 خانم متاهل بودند که با روش تصادفی انتخاب شدند. از شرکت کنندگان خواسته شد پرسشنامه روان سازه های یانگ (YSQ) و پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبرگ-راست (GRIMS) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بین همه ابعاد روان سازه ناسازگار اولیه و مشکلات زناشویی رابطه مثبت معنادار وجود دارد؛ هر چه میزان روان سازه ناسازگار بیشتر باشد احتمال مشکلات زناشویی بیشتری تجربه خواهد شد. با توجه به نتایج به دست آمده و از آنجا که مشکلات زناشویی بر کیفیت و میزان بهداشت و سلامت روان افراد تاثیر می گذارد، بهتر است اقدامات رواشناختی لازم جهت بررسی، شناسایی و بهینه سازی روان سازه های اولیه در مشاوره های پیش از ازدواج که موجب پیشگیری از مشکلات زناشویی احتمالی بعدی می شود، انجام گیرد.
تأثیر قالب های فکری جنسیتی بر عدم ارتقاء شغلی در کارکنان زن
حوزههای تخصصی:
هدف در این پژوهش بررسی تأثیر قالب های فکری جنسیتی بر عدم ارتقاء شغلی کارکنان زن است. پژوهش حاضر به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفته است. آلفای کرونباخ محاسبه شده، بیانگر قابلیت اعتماد خوب پرسشنامه می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را کارمندان زن در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران تشکیل می دهند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 149 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین عدم ارتقاء شغلی زنان و قالب های فکری جنسیتی رابطه وجود دارد. در میان متغیرهای زمینه ای، فقط سطح تحصیلات به عنوان عامل تأثیر گذار بر عدم ارتقاء شغلی زنان و قالب های فکری جنسیتی است.
بررسی وضعیت نگرش دینی و رفتار باروری در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳
68-79
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: رفتار باروری ازجمله تعیین کننده های مهم نوسانات جمعیتی است. کاهش نرخ باروری همراه با سالمندی جمعیت؛ و نیز کاهش نیروی کار جوان، از معضل های مهمی است که جامعه ی ایران در آینده با آن روبه رو خواهد شد. با توجه به اهمیت فراوان موضوع، این پژوهش با هدف تعیین وضعیت نگرش دینی و رفتار باروری در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران صورت گرفته است. روش کار: در این پژوهش مقطعی، جامعه ی آماری شامل همه ی زن ان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است، که 200 نفر از زنان دارای معیارهای ورود، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ی سه قسمتی، حاوی اطلاعات دموگرافیک، پرسش های تعیین کننده ی رفتار باروری و نگرش دینی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمارهای توصیفی و تحلیل واریانس استفاده شد و سطح معنی داری نیز 05/0 در نظر گرفته شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین ± انحراف معیار سن واح دهای پ ژوهش 6/1 ± 24/29 سال است. همچنین میانگین ± انحراف معیار تعداد افراد خانوار، تعداد فرزندان، سن ازدواج، مدت زمان ازدواج و فاصله ی بین ازدواج و اولین بارداری به ترتیب 79/0 ± 16/3 نفر، 78/0 ± 8/1 نفر، 9/5 ± 5/8 سال، 39/24 ± 74/24 ماه و 47/4 ± 02/21 سال است. علاوه براین، سطح نگرش دینی بیشتر واحدهای پژوهش (5/67 درصد) در حد خوب ارزیابی شده است. نتایج آزمون تحلیل واریانس نیز نشان دهنده ی ارتباط معنادار سطوح مختلف نگرش دینی با رفتار باروری است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت بیشتر اعتقادات دینی در رفتار باروری افراد تأکید می کند. توصیه می شود در اجرای برنامه های آموزشی و مشاوره یی که برای ارتقای رفتار باروری صورت می گیرد، به باورها و اعتقادات دینی افراد توجه ویژه یی شود تا هر دو مقوله ی مهم ارتقا یابند.
رابطه ی ساختاری بهزیستی معنوی و رضایت زناشویی با نقش واسطه ای هوش هیجانی و تمایز یافتگی خود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نکات معنادار زندگی دارند. معنویت موجب آرامش درونی، معنایابی و امیدواری، رضایت مندی از زندگی و نیز افزایش توان کنترل احساسات و هیجانات درونی خود و دیگران و در واقع بهبود سطح هوش هیجانی جامعه می گردد. هدف از این پژوهش، تعیین رابطه بهزیستی معنوی و رضایت زناشویی با نقش واسطه ای هوش هیجانی و تمایز یافتگی خود در گروهی از زنان بود. نمونه پژوهش 176 نفر از زنان استان بوشهر که به صورت نمونه گیری منظم انتخاب شدند، می باشد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه بهزیستی معنوی، پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ، پرسشنامه هوش هیجانی شات و پرسشنامه تمایز یافتگی خود استفاده شد. داده های به دست آمده با روش آموس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان دادند که بین بهزیستی معنوی و رضایت زناشویی با نقش واسطه ای هوش هیجانی و تمایزیافتگی خود رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از مدل یابی معادله ساختاری و تحلیل واسطه ای حاکی از آن بود که هوش هیجانی و تمایز یافتگی خود متغیرهای واسطه پاره ای می باشند. زیرا بهزیستی معنوی هم به طور غیرمستقیم از طریق تقویت هوش هیجانی و تمایز یافتگی خود و هم به طور مستقیم می تواند رضایت زناشویی را تقویت کند. بنابراین می توان گفت بهزیستی معنوی بر هوش هیجانی و نیز بر تمایزیافتگی خود مؤثر است از سویی رضایت زناشویی نیز تحت تأثیر هوش هیجانی و تمایزیافتگی خود قرار دارد (01/0p≤ ). بهزیستی معنوی با ایجاد آرامش، امیدواری، معنادهی به زندگی و نگرش مثبت، موجب رضایت از زندگی می گردد.
ارزیابی مدل مفهومی پیشایندها و پسایندهای مهم اعتیاد در مراجعین به مراکز درمانی زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش ارزیابی مدل مفهومی پیشایندها و پسایندهای مهم اعتیاد در مراجعین به مراکز درمانی زنجان بود. روش: در این مطالعه توصیفی-همبستگی، نمونه پژوهش شامل 250 نفر مرد معتاد بود که به روش تصادفی ساده، از بین معتادین مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر زنجان انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسش نامه های فرزندپروری بامریند، حمایت اجتماعی فیلیپس و همکاران، ویژگی های شخصیتی نئو و هیجان خواهی زاکرمن، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، بهزیستی روان شناختی ریف و بررسی وضعیت مصرف مواد محقق ساخته بودند. یافته ها: ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری انجام گرفت. جهت آزمون روابط از آزمون بوت استراپ ( AMOS ) استفاده شد. براساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی معادلات ساختاری روابط علّی بین متغیرهای مذکور، از برازش قابل قبولی برخوردار بودند. همچنین نتیجه پژوهش حاضر نشان داد که پیشایندها (سبک های فرزندپروری، حمایت اجتماعی، ویژگی های شخصیتی) در اعتیاد جوانان تأثیر دارد و همچنین اعتیاد بر کیفیت زندگی، بهزیستی روانی جوانان تأثیرگذار می باشد. براساس نتایج مدل معادلات ساختاری کلیه فرضیه های پژوهش مورد تأیید قرار گرفتند. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها تلویحات مهمی در زمینه توجه به تدوین برنامه های آموزشی-درمانی و سبک فرزندپروری مناسب به منظور تغییر و اصلاح ویژگی های شخصیتی و همچنین آﻣﻮزش ﺷﺎدﮐﺎﻣﯽ در زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺗﻮانند ﮔﺎم های ﻣﻮﺛﺮی در ﭘﯿﺸﮕﯿﺮی و ﻣﻬﺎر اﻋﺘﯿﺎد ﺑﺎشند.
رابطه بین ابعاد روان شناختی خلق منفی و ترس از درد با ناتوانی حرکتی در بیماران مبتلا به درد مزمن در ناحیه ستون فقرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه، بررسی نقش عواطف استرس، اضطراب و افسردگی و ترس از درد در پیش بینی ناتوانی حرکتی، در بیماران با درد مزمن در ناحیه ستون فقرات بود. نمونه پژوهش شامل ۵۳ نفر (۴۱ زن و ۱۲ مرد) مبتلا به درد مزمن ناحیه ستون فقرات بودند که به صورت دردسترس از میان بیمارانی که در فاصله ۳ ماه به کلینیک مراجعه کردند، انتخاب شدند و به صورت داوطلبانه در مطالعه شرکت کردند. پرسشنامه مقیاس افسردگی اضطراب و استرس، پرسشنامه ناتوانی درد، مقیاس نشانگان اضطراب و درد، و پرسشنامه ترس از درد توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. داده های به دست آمده در پژوهش، با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی و رگرسیون، مورد آزمون قرار گرفتند. بر اساس نتایج یافته های حاصل از ضرایب همبستگی، از بین زیرمقیاس های افسردگی، اضطراب و استرس، افسردگی بیشترین میزان همبستگی را با ناتوانی حرکتی داشت. همچنین از بین زیرمقیاس های آزمون نشانگان اضطراب و درد، به ویژه بعد فرار- اجتناب، همبستگی مثبت و معناداری با متغیر ناتوانی حرکتی داشت. یافته ها نشان داد که مؤلفه افسردگی ۲۸درصد و مؤلفه فرار- اجتناب ۳۶درصد از واریانس ناتوانی حرکتی را تبیین می کند.نتایج نشان داد به نظر می رسداگرچه درد ممکن است در ابتدابه عنوان یک مشکل مربوط به سلامت جسمانی در نظر گرفته شود، با این حال مؤلفه های روانشناختی مثل افسردگی، اضطراب و استرس می توانند نقش مهمی را حداقل در حفظ شرایط درد مزمن ایفاکنند که این مساله باید در مداخلات توانبخشی مورد توجه قرار بگیرد
نقش میانجی گری راهبردهای تنظیم هیجان بین شدت درد و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به اختلال درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شواهد نشان می دهند که تنظیم هیحان نقش کلیدی در سازگاری طولانی مدت با اختلال درد ایفاا می کند. پژوهش حاضر جهت بررسی نقش میانجی گری راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین شدت درد و کیفیت زندگی انجام شد. روش : در این مطالعه، از 120بیمار مبتلا به اختلال درد مزمن (32 مرد و88 زن) در خواست شد که فرم کوتاه مقیاس کیفیت زندگی، راهبردهای تنظیم هیجان و پرسشنامه چند بعدی درد را تکمیل کنند. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایح نشان داد راهبرد ارزیابی مجدد هیجان به طور معناداری با شدت درد رابطه منفی و با کیفیت زندگی رابطه مثبت دارد و راهبرد سرکوب هیجان به طور معناداری با شدت درد رابطه مثبت و با کیفیت زندگی رابطه منفی دارد؛ شدت درد و کیفیت زندگی نیز با هم رابطه منفی معنادار داشتند؛ به علاوه، نتایح نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان در ارتباط بین شدت درد و کیفیت زندگی نقش میانجی ایفا می کنند. نتیجه گبری: با وجود رابطه منفی و مستقیم شدت درد و کیفیت زندگی، با میانجی گری دو راهبرد عمده تنظیم هیجان، تغییرات شدت درد به طور غیرمستقیم سطح کیفیت زندگی را در بیماران مبتلا به اختلال درد تعیین می کند.
بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و خودکارآمدی با مؤلفه های سلامت عمومی در بین دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۶۳
67-80
حوزههای تخصصی:
پایش بهداشت روانی و تعیین کننده های آن در بین دانشجویان، برای توسعه و همچنین برنامه های پیشگیری و ارتقای سطح سلامت افراد ضروری است، این مطاالعه با هدف بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و خودکارآمدی با مولفه های بهداشت روان در بین دانشجویان انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی می باشد، جامعه آماری را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحد رودهن تشکیل داده و نمونه مورد مطالعه شامل 150 نفر از دانشجویان که بصورت روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند می باشد، جهت جمع آوری داده ها در این پژوهش از مقیاس کوتاه ارزیابی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی ، پرسشنامه خود کارآمدی عمومی شوارتز و جروسلم و مقیاس بهداشت روان گلدبرگ استفاده شد ، داده های بدست آمده از پرسشنامه ها با آزمون همبستگی پیرسون و نرم افزار 22 SPSS تجزیه و تحلیل گردید، نتایج بدست آمده نشان داد که بین کیفیت زندگی و خودکارآمدی با بهداشت روانی در دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد.(001/23 F= و 01/ 0 p < ) . این یافته نشان می دهد که با افزایش کیفیت زندگی و خودکارآمدی در دانشجویان مؤلفه های بهداشت روان نیز در آنان افزایش می یابد. کلید واژه: کیفیت زندگی ، خودکارآمدی ، بهداشت روانی