فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۱۸۱ تا ۱۷٬۲۰۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
منبع:
علوم روانشناختی دوره شانزدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۶۳
402-412
حوزههای تخصصی:
بدخیمی های دوران کودکی می تواند زندگی روانشناختی کودکان را تحت تأثیر قرار دهد و موجب بروز مشکلاتی در زمینه رفتارهای اجتماعی در آنها شود به گونه ای که این کودکان را به سمت انزوای اجتماعی سوق دهد مطالعات گوناگون اثربخشی موسیقی بر توانایی های اجتماعی کودکان را مورد تأیید قرارداده اند اما آنچه هدف پژوهش حاضر است سنجش اثر موسیقی ایرانی بر کاهش مشکلات اجتماعی کودکان مبتلا به بدخیمی به صورت اجرای فعال است. این پژوهش در قالب طرح شبه آزمایشی و از نوع سری های زمانی است. که برای اجرای آن 5 کودک 6-11 ساله از بین 40 کودک که شرایط اولیه شرکت در طرح را داشتند، بر اساس دارا بودن مشکلات اجتماعی، انتخاب شدند و در 8 جلسه موسیقی درمانگری فعال (برگرفته از دووراک، 2011) شرکت کردند والدین آنها علاوه بر فرم پیش آزمون، دو مرتبه دیگر، فهرست نشانگان رفتاری کودکان آشنباخ (مینایی، 1390) را تکمیل کردند. تحلیل داده ها با روش اندازه گیری مکرر (سطح معناداری 0/005) نشان داد که موسیقی درمانگری فعال با استفاده از تم های ایرانی موجب کاهش مشکلات اجتماعی می شود.
اثربخشی آموزش خلاقیت با استفاده از لگو بر اعتماد به نفس و توانایی حل مسئله کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه پرورش خلاقیت یکی از محورهای اساسی نظام های آموزشی برای تصمیم گیری مناسب و حل مسایل پیچیده جامعه است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش خلاقیت با استفاده از لگو بر اعتماد به نفس و توانایی حل مسئله کودکان 6-4 ساله شهر یزد بود. روش پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را تمامی کودکان 6-4 ساله شرکت کننده در مهد کودک های شهر یزد تشکیل دادند. جمعاً 40 نفر به صورت تصادفی با روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند و به تصادف در دو گروه 20 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. از مصاحبه نیمه سازمان یافته بالینی در خصوص ارزیابی میزان اعتماد به نفس و توانایی حل مسئله کودکان استفاده شد. سپس برنامه آموزش خلاقیت با استفاده از لگو به عنوان عامل آزمایشی در 9 جلسه 60 دقیقه ای به صورت سه جلسه در هفته برای گروه آزمایش اجرا شد. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد که کودکان گروه آزمایش از اعتماد به نفس و توانایی حل مسئله بالاتری نسبت به گروه کنترل پس از اتمام دوره آموزشی برخوردار بوده اند. بنابراین آموزش خلاقیت باعث افزایش اعتماد به نفس و مهارت حل مسئله در کودکان می شود.
اثربخشی روش تلفیقی بسته آموزشی" قانون مداری در حرفه مامایی" و آموزش دانشجو محور در ارتقا کیفیت واحد درسی حقوق و پزشکی قانونی در مامایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
ارائه مدل تلفیقی رویکرد هیجان مدار و مدل گاتمن و اثر بخشی آن بر احساس تنهایی زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۶۲
80-97
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدل تلفیقی رویکرد هیجان مدار و مدل گاتمن بر کاهش احساس تنهایی زنان متاهل انجام گرفت. روش: این پژوهش به روش آزمایشی با طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش زنان متاهل مراجعه کننده به خانه سلامت تهرانسر منطقه 21 می باشند. نمونه شامل 26 نفر از افراد جامعه بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و 13 نفر در گروه آزمایش و 13 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. در این پژوهش از مقیاس کوتاه احساس تنهایی اجتماعی و هیجانی بزرگسالان ( SELSA-S ) استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری داده های پژوهش می توان گفت که آموزش مدل تلفیقی رویکرد هیجان مدار و مدل گاتمن موجب کاهش معنادار احساس تنهایی و تمام خرده مقیاس های آن (احساس تنهایی خانوادگی، احساس تنهایی رمانتیک، احساس تنهایی اجتماعی) شده است. همچنین نتایج آزمون اندازه گیری مکرر نشان داد که اثربخشی آموزش مدل تلفیقی حاضر بعد از یک ماه ماندگار بوده است. نتیجه گیری: بنابراین، نتایج پژوهش حاکی از این است که از آموزش مدل تلفیقی رویکرد هیجان مدار و مدل گاتمن می توان برای کاهش احساس تنهایی زنان متاهل استفاده کرد.
تبیین علی رفتار جامعه پسند نوجوانان بر اساس فلسفه فراهیجانی مادر و هیجانات اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف تبیین علی رفتار جامعه پسند بر مبنای فلسفه فراهیجانی مادر و هیجانات شرم و گناه انجام شد. روش: طرح پژوهش، توصیفی، از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش دوره دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1396-1395 به همراه مادران آن ها بود. شرکت کنندگان در پژوهش 508 دانش آموز (257 دختر و 251 پسر) به همراه مادرانشان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری عبارت بودند از پرسشنامه فلسفه فراهیجانی والدین (ایولینی، 2006)، که به وسیله مادران تکمیل شد، مقیاس گرایش به شرم و گناه (کوهن و همکاران، 2011) و ابزار گرایش های جامعه پسند (کارلو و راندال، 2002)، که به وسیله فرزندان تکمیل شدند. تجزیه و تحلیل داده ها باروش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار AMOS انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل نهایی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. یافته های حاصل از بررسی فرضیه های پژوهش نشانگر آن بود که هدایت گری هیجانی مادر، اثر مستقیم و مثبتی بر رفتار جامعه پسند و هیجانات گناه و شرم دارد. همچنین، هیجان گناه و شرم اثر مستقیم و مثبتی بر رفتارهای جامعه پسند نشان دادند. بر اساس یافته های پژوهش، هیجان گناه و شرم در رابطه بین مولفه هدایت گری فلسفه فراهیجانی مادران و رفتار جامعه پسند نوجوانان، نقش واسطه ای داشتند. مولفه پذیرش/آگاهی فراهیجانی مادر، بر هیچ یک از متغیرهای پژوهش اثرگذار نبود. نتیجه گیری: به طور کلی، نتایج این پژوهش نشانگر اهمیت هیجانات اخلاقی در رفتار جامعه پسند است.
بررسی عامل های شخصیتی با سندرم خستگی مزمن کارکنان مراکز بهداشتی درمانی
حوزههای تخصصی:
خستگی مزمن شامل شکایات گوناگون جسمی، مزاجی و عصبی روانی می باشد که می تواند روی فعالیت و کارکرد کارکنان بیمارستان بر اساس نوع شخصیت و صفات آن ها تأثیر بگذارد. هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین رابطه ی عامل های شخصیتی و خستگی مزمن در کارکنان بیمارستان کلیوی تبریز می باشد. روش بررسی پژوهش حاضر در چهارچوب یک طرح همبستگی انجام گردید. نمونه ی پژوهش 100 نفر از کارکنان بیمارستان کلیوی بودند که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه خستگی مزمن جیسون و پرسشنامه 5 عامل شخصیتی نئو را تکمیل نمودند. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری (ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون) استفاده گردید. نتایج نشان داد که ابعاد شخصیتی روان رنجوری، برون گرایی، دلپذیر بودن و باوجدان بودن و تجربه پذیری رابطه ی همبستگی مثبت معناداری با خستگی مزمن دادند. از طرفی دیگر بین تجربه پذیری و دلپذیری باوجدان بودن رابطه ی معناداری دیده نشد. از مباحث فوق می توان نتیجه گرفت که صفات شخصیتی و سندرم خستگی مزمن می تواند از عوامل مؤثر در کارکرد کارکنان مراکز بهداشتی باشد. لذا با توجه به این شاخص ها، داشتن و اجرای برنامه آموزشی و تفریحی و رفاه کارکنان و با بالا بردن انگیزه در کارکنان مذکور می توان در عملکرد کارکنان تأثیرگذار باشد.
بررسی انحرافات اجتماعی در قرآن و پیامدهای آن در دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان دلفان در سال تحصیلی 95-94
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر به بررسی انحرافات اجتماعی در قرآن و پیامدهای آن در دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان دلفان در سال تحصیلی 95-94 می باشد این تحقیق از نظر هدف کاربردی است و از نظر ماهیت موضوع توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه این تحقیق را کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر نورآباد که در سال 95-94 مشغول به تحصیل بوده اند تشکیل داده است و جامعه آماری پژوهش حاضر 1800 می باشد .950 نفر دانش آموز دختر و 850 نفر دانش آموز پسر (برابر آمار نامه اداره آموزش و پرورش نورآباد) بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی مورگان تعداد302 نفر از دانش آموزان به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. روش نمونه گیری نیز به صورت تصادفی نسبی بود که 142 نفر از دانش آموزان پسرو160نفر از دانش آموزان دختر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از پرسشنامه محقق ساخته انحرافات اجتماعی با طیف 5 گزینه ای لیکرت استفاده شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها به صورت توصیفی و استنباطی انجام خواهد شد. روش توصیفی، اطلاعات و داده های خام با استفاده از روش های معین طبقه بندی شده و به صورت جداول و نمودار های آماری نشان داده خواهد شد. درقسمت استنباطی،. از آزمون کملوگروف – اسمیرنوف استفاده شده است با توجه نرمال بودن داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شده است .
اثربخشی آموزش معنویت با تاکید بر آموزه های دین اسلام بر کیفیت زندگی افراد وابسته به مواد
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آموزش معنویت مبتنی بر آموزه های اسلامی بر کیفیت زندگی در افراد وابسته به مواد انجام شد. جامعه آماری شامل افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به مرکز متادون درمانی شهرستان قروه (نیکو سلامت) در سال 1392 بود. این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 90 نفر از افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به کلینیک ترک اعتیاد بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. از بین آن ها، 30 نفر از این افراد که در پرسش نامه کیفیت زندگی پایین ترین نمرات را گرفتند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت 9 جلسه دو ساعته آموزش معنویت قرار گرفت اما گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. گروه آزمایش و کنترل پرسش نامه کیفیت زندگی را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که آموزش معنویت با تاکید بر آموزه های دین اسلام به طور معنی داری در ارتقاء کیفیت زندگی در افراد وابسته به مواد مؤثر بود. با توجه به اهمیت کیفیت زندگی افراد وابسته به مواد، مراکز ترک اعتیاد می توانند با ارائه آموزش معنویت به افزایش سطح کیفیت زندگی این افراد کمک کنند.
نقش سرمایه های روان شناختی در پیشگیری از گرایش افراد به اعتیاد
حوزههای تخصصی:
اعتیاد به موادمخدر یکی از پدیده های خطرناکی که نس ل بش ر را در معرض انحطاط روانی، اخلاقی و جسمانی قرار می دهد. اعتیاد هزینه های اقتصادی، عاطفی و اجتماعی گزافی را بر فرد و جامعه تحمیل می کند. اعتیاد اختلالی چند عاملی است که اغلب سیری مزمن و عودکننده دارد. آنچه در این زمینه مهم است، این است که اعتیاد امری قابل پیشگیری و قابل درمان است، اما درمان آن ساده نیست چرا که اعتیاد ابعاد گوناگون دارد. پیشگیری، موثرتر و کم هزینه تر از درمان است و با شناخت عوامل، ویژگی ها و خصیصه هایی که افراد را در مقابل اعتیاد آسیب پذیر می کند، شروع می شود. در سال های اخیر توجه روان شناسان به مفهوم روان شناسی مثبت جلب شده است. نتایج پژوهش ها نشان داده اند که ظرفیت های روان شناختی از قبیل امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی در کنار هم عاملی را با عنوان سرمایه روان شناختی تشکیل می دهند. به عبارت دیگر، متغیرهای روان شناختی امیدواری، تاب آوری، خوش بینی و خودکارآمدی نقش مهمی در پیشگیری و درمان اعتیاد دارند. با شناخت سرمایه های روان شناختی مثبت (خوش بینی، تاب آوری، خودکارآمدی و امید) می توان از گرایش افراد به اعتیاد پیشگیری کرد و حتی می توان درمان موثر و متناسب با شرایط افراد وابسته به مواد انتخاب نمود.
سهم معنای زندگی و حمایت اجتماعی ادراک شده در راهبردهای مقابله با درد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین سهم معنای زندگی و حمایت اجتماعی ادراک شده در شدّت درد بود. برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 158 بیمار مبتلا به سرطان، از بین مراجعان بخش های رادیوتراپی و سنجش درمانی بیمارستان های شهدای تجریش، امام خمینی و محب یاس به صورت دردسترس انتخاب و با مقیاس شدّت درد سیاهه چندوجهی درد ، زمینه یاب مطالعه پیامدهای پزشکی حمایت اجتماعی ؛ ش ربورن و اس توارت، 1991) و پرسشنامه معنای زندگی (استگر، فریزیر، ادیشی و کالر، 2006 ) ارزیابی شدند. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیری نشان داد عوامل معنای زندگی و حمایت اجتماعی با گزارش شدّت درد ارتباط دارند و 83درصد ادراک شدّت درد توسط متغیر حمایت اجتماعی و معنای زندگی پیش بینی می شود. بنابراین به نظر می رسد در فرایند درمان بیماران مبتلا به سرطان، عامل حمایت اجتماعی ادراک شده باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
اثربخشی طرحواره درمانی و معنا درمانی بر اضطراب مرگ در افراد مبتلا به خودبیمارپنداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش تمرکز بر اضطراب مرگ با دو رویکرد طرحواره درمانی و معنا درمانی در درمان خودبیمارپنداری بود. روش: روش پژوهش حاضر آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد مبتلا به خودبیمارپنداری همبود با اضطراب مرگ بود که تعداد ۲۸ نفر به صورت تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش ۱، آزمایشی ۲ و گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایشی ۱ به مدت ۲۰ جلسه تحت مداخله طرحواره درمانی و گروه آزمایشی ۲ به مدت ۱۰ جلسه تحت مداخله با رویکرد معنا درمانی قرار گرفتند. به منظور جمع آوری اطلاعات دو آزمون اضطراب مرگ تمپلر و مقیاس نگرش به بیماری کلنر در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری روی آزمودنی ها اجرا شدند. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که طرحواره درمانی و معنا درمانی هر دو به طور معنی داری باعث کاهش خودبیمارپنداری و اضطراب مرگ می شوند. این پژوهش دو نتیجه مهم در بر داشت. اول اینکه مشخص شد طرحواره درمانی در درمان خودبیمارپنداری که اختلالی مقاوم به درمان محسوب می شود اثربخشی بالایی دارد. دوم اینکه مشخص شد تمرکز بر اضطراب مرگ در درمان خودبیمارپنداری باعث بهبود معنی دار این بیماران می شود.
رابطه خودکارآمدی با سلامت روان در معلمان: نقش واسطه ای حمایت اجتماعی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر پیش بینی سلامت روان معلمان، بر اساس خودکارآمدی و با میانجی گری حمایت اجتماعیِ ادراک شده بوده است. با توجه به اهداف پژوهش، روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی و متوسطه شهر تهران بوده است که از میان آن ها تعداد 447 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای برای اجرای پژوهش انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه سلامت عمومی، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی ، پرسشنامه حمایت اجتماعی استفاده به عمل آمد. نتایج تحلیلِ مسیر نشان داد که متغیر حمایت اجتماعی می تواند رابطه بین خودکارآمدی و سلامت روان را در بین معلمان میانجی گری نماید. متغیر خودکارآمدی هم اثر مستقیمی بر روی سلامت روان دارد و هم به واسطه حمایت اجتماعی می تواند رابطه غیرمستقیمی با سلامت روان داشته باشد. درنهایت در مدل مفروض 15درصد از پراکندگی نمرات سلامت روان معلمان از طریق نقش واسطه ایِ حمایت اجتماعیِ ادراک شده، تبیین شد. بین معلمان زن و مرد از لحاظ شدت نشانه های بی خوابی و اضطراب تفاوت معنی داری وجود دارد. می توان نتیجه گیری نمود که حمایتِ اجتماعی نقش کلیدی در خودکارآمدی و سلامت روان معلمان دارد.
سخن سردبیر: کم توانی ذهنی، چشم انداز تحولی نگر در مقابل دیدگاه تفاوت
حوزههای تخصصی:
مدل پردازی رابطه ویژگی های جمعیت شناختی معلم با انگیزش درونی دانش آموزان با میانجی گری راهبردهای شناختی و فراشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: انگیزش مهم ترین شرط یادگیری است. انگیزش فراگیران برای کارایی و اثربخشی فعالیت های یاددهی و یادگیری اهمیت زیادی دارد . با توجه به این مطلب هدف پژوهش حاضر مدل پردازی رابطه انگیزش درونی دانش آموزان با ویژگی های جمعیت شناسی معلم با میانجیگری راهبردهای شناختی و فراشناختی بود. روش: طرح پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر زابل بود. نمونه 368 نفر که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های راهبردهای یادگیری خودنظم جویی (پینتریچ و دی گروت، ۱۹۹۰) و انگیزش تحصیلی(والرند، 1993) پاسخ دادند. برای سنجش اطلاعات ویژگی های جمعیت شناختی معلمین فرمی تسط محقق ساخته شده و در اختیار دانش آموزان قرار گرفت و با پرسش از معلمان شان تکمیل شده است. تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار ایموس انجام شده است. یافته ها: ویژگی های جمعیت شناختی معلم با میانجیگری راهبردهای شناختی و فراشناختی برانگیزش درونی تأثیر معناداری دارد. راهبردهای شناختی و فراشناختی برانگیزش درونی تأثیر مستقیم و معناداری دارد. همچنین ویژگی های جمعیت شناختی معلم بر انگیزش درونی دانش آموزان تأثیر مثبت و معناداری دارد (0/01> P ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر با ارتقاء سبک های آموزشی از طریق تمرکز بر الگوهای معیشتی جامعه فرهنگی ما ازجمله سطح درآمد، اشتغال مکمل، و سکونت، می توان نقش تأثیرگذاری بر الگوهای تفکر و انگیزشی دانش آموزان داشت.
اثر میانجی همدلی، نشخوار فکری و خشم در رابطه بین خودشیفتگی و فقدان بخشش میان فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال ششم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۱۲)
143 - 154
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین اثر میانجی همدلی، نشخوار فکری و خشم در رابطه بین خود شیفتگی و فقدان بخشش میان فردی بود. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر 400 دانشجوی کاربر فیسبوک ، لاین ووایبر دانشگاه های قزوین بودند که از بین آن ها تعداد 197 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های شخصیت خودشیفته راسکین و تری (1988)، عدم بخشش بین فردی مرتبط با خطا، مقیاس همدلی (باتسون و شاو،1991) و مقیاس حالت خشم اسپیلبرگر (2003) استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از همبستگی پیرسون نشان داد بین خودشیفتگی با همدلی رابطه منفی معنادار و بین خودشیفتگی با نشخوار فکری و خشم رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد بین عدم بخشش با خشم و نشخوار فکری رابطه منفی معنادار وجود دارد ولی بین همدلی با عدم بخشش رابطه معنادار وجود ندارد. نتایج آزمون رگرسیون میانجی نشان داد متغیر خودشیفتگی به طور مستقیم اثر معنادار بر میزان عدم بخشش دارد. همچنین نتایج نشان داد که از بین متغیرهای همدلی، نشخوار ذهنی و حالت خشم متغیرهای حالت خشم و نشخوار فکری اثر میانجی بر رابطه بین خودشیفتگی و عدم بخشش دارند. نتیجه گیری: بنابراین می توان اینطور نتیجه گرفت که اگر متغیرهایی جزئی رفتاری مانند حالت خشم و نشخوار فکری مورد توجه قرار گیرد از این طریق توانایی تغییر رفتار کلی تر مانند بخشش وجود خواهد داشت.
تاثیردرمان تصویرسازی ذهنی دستوری و بازپردازش بر افکار خودآیند منفی و نگرش های ناکارآمد زنان مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال ششم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۱۲)
155 - 166
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف تأثیردرمان تصویرسازی ذهنی دستوری و بازپردازش(IRRT) بر افکار خودآیند منفی و نگرش های ناکارآمد زنان مبتلا به سرطان انجام شد. روش تحقیق این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با طرح مقایسه گروه کنترل نابرابر بود. با استفاده از پرسشنامه های افکار خودآیند منفی کندال و هولون و نگرش های ناکارآمد ویسمن و بک 28 نفر از زنان مبتلا به سرطان که از افکار خودآیند منفی و نگرش های ناکارآمد برخوردار بودند، بطور تصادفی ساده انتخاب و بطور داوطلبانه در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 14 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه (هفته ای یکبار) فنون IRRT را بطور گروهی و بر اساس بسته آموزشی اسموکر دریافت کردند و گروه کنترل آموزشی در این زمینه دریافت نکرد. پس از اجرای IRRT ، مجدداً افکار خودآیند منفی و نگرش های ناکارآمد اعضای هر دو گروه اندازه گیری شد. از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) برای تحلیل داده ها استفاده شد. F محاسبه شده برای متغیرهای افکار خودآیند منفی و نگرش های ناکارآمد در هر دو گروه تفاوت معناداری را نشان داد. بطور کلی این پژوهش در همگرایی با نتایج پژوهش مشابه حاکی از آن است، روش IRRT را می توان مداخله ای مؤثر در کاهش افکار خودآیند منفی و نگرش های ناکارآمد زنان مبتلا به سرطان به حساب آورد
اثربخشی روان درمانی وجودی به شیوه ی گروهی بر افزایش بهزیستی روان شناختی مادران دارای کودکان سرطانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره سیزدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
125 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر اثربخشی روان درمانی وجودی به شیوه ی گروهی بر بهزیستی روان شناختی مادران دارای کودکان سرطانی می باشد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل مادران کلیه کودکان سرطانی زیر 13 سال تحت پوشش انجمن حمایت از کودکان سرطانی استان مرکزی می باشد. روش نمونه گیری در دسترس می باشد که 24 نفر از بین جامعه انتخاب شدند و به صورت تصادفی12 نفر در گروه گواه و 12 نفر در گروه آزمایش قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته 2 جلسه تحت آموزش قرار گرفتند ولی گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. دادهها با استفاده از پرسشنامه ی بهزیستی روانی کارول ریف، جمع آوری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از از روش تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها نشان می دهد، تفاوت بین میانگین های دو گروه در مقیاس بهزیستی روان شناختی کاملاً معنادار است. این نتایج بیانگر آن است درمان وجودی به شیوه ی گروهی بر افزایش بهزیستی روان شناختی مادران دارای کودکان سرطانی موثر می باشد.
تاثیر آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برمیزان اضطراب وپرخاشگری افراد مبتلا به حمله هراس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره سیزدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
141 - 156
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی کارایی اموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر میزان پرخاشگری و اضطراب بیماران مبتلا به هراس انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی ، پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. بدین منظورازبین بیماران 20 تا40 ساله مراجعه کننده به برخی مراکز مشاوره و درمانی و کلینیک های روانپزشکی شهر تهران در سال 1394 بودند، وبراساس تشخیص بالینی روانپزشک معالج، افراد مبتلا به اختلال هراس شناسایی شدند وبا استفاده ازروش غربالگری مقیاس های اضطراب اسپیلبرگر و پرخاشگری باس و پری، به شیوه در دسترس ،نمونه ای20 نفر دردوگروه ازمایش(10نفر) وکنترل(10نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش به دفعات 6جلسه وبه مدت90دقیقه مداخله درمان مبتنی برپذیرش و تعهد را دریافت کرد و گروه گواه هیچگونه مداخله ایی دریافت نکرد.پس ازاتمام دوره وپیگیری،پرسشنامه ها مجددا در هر دو گروه اجراوداده های حاصل از پیش ازمون ،پس ازمون وپیگیری از طریق آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها بواسطه تاثیر اموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بین نمره های دوگروه تفاوت معنا داری را نشان دادند.با توجه به نتایج پژوهش می توان روش اموزش گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهدرا به عنوان شیوه ای موثر وکارامد با قابلیت کاربرد وسیع دربهبود اضطراب و پرخاشگری در بیماران مبتلا به اختلال حمله هراس به کار برد.
Predicting the Social Anxiety Based on Stress and Timidity in University Students(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال هفتم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۲۸
81 - 93
حوزههای تخصصی:
This research was carried out in order to predict the social anxiety based on the level of stress and timidity in students of Islamic Azad University of Boroujerd. The present research was fundamental in terms of purpose, and it was descriptive-correlation with the type of prediction in terms of method. The statistical sample of this research was composed of two-hundred undergraduate and master students in Azad Islamic University of Boroujerd, and all of them participated in this study. Data were collected by using social anxiety (SPIN_2000), Stofford's timidity and stress (DASS_21) questionnaires. The Pearson Correlation Coefficient and Multivariate Regression Analysis were applied to analyze the data by step by step method. Data Analysis showed that social anxiety is predictable based on stress and timidity, and these two variables could predict twenty-six percent of variant variance of social anxiety. Research findings indicated the significance of stress and timidity in social anxiety. Most of the university students encounter different stressors and factors that cause their anxiety in social occasions to be appeared. Also, these findings can raise the importance and role of timidity in outbreak of social anxiety disorder to a great extent, however it has not still considered as a separate disorder.
تاثیر روان درمانی بر کارکرد و ساختار مغز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سالهاست که تحقیقات تلاش کرده اند اثر دارودرمانی بر مغز را نشان دهند و بودجه های تحقیقاتی بسیاری در این زمینه صرف شده است. این در حالی است که در مورد مکانیزم عمل روان درمانی کمتر می دانیم. با در نظر گرفتن این امر که روان درمانی تاثیر عمیقی بر سیستم های هیجانی، رفتاری و شناختی دارد، انتظار می رود که بر کارکرد و حتی ساختار مغز تاثیر بگذارد. امروزه با دور شدن از دوگانه نگری ذهن و بدن شاهد افزایش تحقیقات در جهت نشان دادن تاثیر روان درمانی بر مغز هستیم. سازمان ملی سلامت روان در پروژه معیارهای دامنه تحقیقاتی اولویت بندی خود را به این سمت تغییر داده است که شناسایی مکانیزم های زیستی زیربنای آسیب شناسی و درمان را معیار اعطای بودجه به تحقیقات بالینی قرار دهد. هماهنگ با این تغییرات، شاهد پیشرفت در علوم اعصاب هستیم که با ماهیت بین رشته ای خود می تواند پلی ارتباطی جهت دستیابی به این اهداف باشد. در این مقاله سعی می کنیم با اشاره به مفهوم انعطاف پذیری مغز مروری بر ادبیات این زمینه پژوهشی داشته باشیم. در این راستا به دنبال پاسخ سوالات زیر هستیم: 1) آیا روان درمانی بر کارکرد و ساختار مغز تاثیر می گذارد؟ 2) آیا تاثیر روان درمانی بر مغز با تاثیر دارودرمانی یکسان است؟ 3) آیا تغییرات عصبی زیستی ناشی از روان درمانی می تواند ابزاری عینی برای بررسی پیشرفت و نتیجه درمان باشد؟