فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۳۴۱ تا ۱۷٬۳۶۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۸ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۲
31 - 41
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جانبازان به دلیل مواجهه با حوادث استرس زای جنگ، با مشکلات جسمی و روانی زیادی روبه رو می شوند که این امر می تواند به طورجدی، خودکارآمدی و رضایت از زندگی جانباز را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودکارآمدی و رضایت از زندگی جانبازان انجام شد.
روش: در این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل، 30 جانباز شهر رشت با درصد جانبازی 70% در سال 1395 که از میزان خودکارآمدی و رضایت از زندگی ضعیفی برخوردار بودند، به روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (در هر گروه 15 نفر). مداخله کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، طی 8 جلسه (هرجلسه 90 دقیقه) برای گروه آزمایش انجام شد. برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه خودکارآمدی شرر و مادکس (1982) و پرسشنامه رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985) استفاده شد و داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره با تعدیل اثر پیش آزمون مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: یافته ها نشان داد که فرضیه های پژوهش مبنی بر تأثیر کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش خودکارآمدی و رضایت از زندگی جانبازان مورد تأیید قرارگرفته است و جانبازان گروه آزمایش نسبت به جانبازان گروه کنترل در پس آزمون به طور معنی داری، خودکارآمدی و رضایت از زندگی بیشتری داشتند (p<0.001).
بحث: آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش خودکارآمدی و رضایت از زندگی جانبازان، اثربخش است و باعث ارتقای کیفی سطح خودکارآمدی و رضایت از زندگی در آنان می شود.
بهبود تعاملات اجتماعی سه پسر آسپرگر متعاقب تمرین فنون کاتا، پژوهش مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال در تعاملات اجتماعی یکی از ویژگی های مهم کودکان مبتلا به سندروم آسپرگر است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تأثیر آموزش تمرین فنون کاتا بر بهبود تعاملات اجتماعی سه کودک مبتلا به سندروم آسپرگر بود. در این پژوهش از روش مورد منفرد استفاده شد. شرکت کنندگان در یک دوره 12 هفته ای تمرین کاتای هیان شرکت کردند. تغییر در شدت اختلالات تعاملات اجتماعی در طول مداخله و یک ماه پس از پایان مداخله در توالی های یک هفته ای از طریق مقیاس رتبه بندی اتیسم گیلیام - ویرایش دوم اندازه گیری شد. آموزش فنون کاتای هیان شودان تعاملات اجتماعی هر سه شرکت کننده را بهبود بخشید (با PND 33/83% برای شرکت کننده اول و سوم و 75 % برای شرکت کننده دوم) و این بهبود یک ماه پس از پایان مداخله پایدار ماند. پیشنهاد می شود اثربخشی چنین مداخله ای با استفاده از طرح های پژوهشی تجربی نیز انجام شود.
اثربخشی درمان تلفیقی رویارویی و جلوگیری از پاسخ به همراه تصحیح رمزگذاری ترجیحی مذهبی بر کاهش نشانه های اختلال وسواسی- اجباری(نوع شستشو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی درمان تلفیقی رویارویی همراه با جلوگیری از پاسخ و تصحیح رمزگذاری ترجیحی مذهبی بر کاهش نشانه های اختلال وسواسی-اجباری انجام شد. این پژوهش در چهارچوب طرح تک آزمودنی از نوع طرح پایه ای AB برروی سه شرکت کننده مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری به روش نمونه گیری داوطلبانه اجرا شد. شرکت کنندگان، برای ارزیابی اثرات درمان پرسشنامه وسواسی-اجباری مادزلی را تکمیل کردند.درمان، کاهش معناداری در نشانه های آلودگی-نجاست،وارسی،کندی-تکرار و تردید نشان داد، بجز خرده مقیاس تردید-وظیفه شناسی که نشان می دهد مداخله در این متغیر چندان موثر نبوده است. درصد تغییر کلی نیز، نشان از اثرات قابل توجه مداخله بر نشانه های وسواسی-اجباری دارد. با توجه به یافته های پژوهش می توان رویارویی و جلوگیری از پاسخ به همراه تصحیح رمزگذاری ترجیحی مذهبی را به عنوان مداخله موثر در کاهش نشانه های اختلال وسواسی-اجباری پیشنهاد کرد.
آموزش پزشکی مبتنی بر شایستگی و فراتوانایی های پزشکی عمومی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
آموزش مبتنی بر شایستگی یک روش جدید آموزشی برای تربیت نسل متفاوتی از پزشکان است. در این رویکرد آموزشی دو مساله مد نظر قرار دارد، تعریف پیامد معتبر و طراحی ابزار سنجش جهت ارزیابی. اولین موضوع مهم تعیین شایستگیهاست. با وجود تشابه زیاد، کشورهای مختلف تلاش کرده اند بر حسب نیازهای جامعه خود و نظام ارائه خدمات سلامت، شایستگیهای مناسب آموزش پزشکی را تعریف کنند. در ایران یک مطالعه در دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1391 چهارچوب شایستگی ها را طراحی کرد. آموزشی مبتنی بر شایستگی فراتوانایی های خاصی را نیز ضروری می سازد. فراتوانایی ها پزشک را قادر می سازند فراتر از یک درمانگر، قادر به ایفای نقش کلیدی خود در شرایط مختلف باشد. دومین مسئله مهم نحوه سنجش و ارزیابی آموزش مبتنی بر شایستگی است. طراحی ابزار سنجش برای فراتوانایی ها سخت و پیچیده است، با این حال دستیابی به هدف نهایی رویکرد آموزشی شایستگی محور در نظام آموزش پزشکی تنها با طراحی ابزار سنجش استاندارد برآورده خواهد شد.
آشنایی با کوچینگ: روش نوین کمک درمانی برای اختلال نقص توجه- بیش فعالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
علاقبندراد و همکاران (1) طی یک نامه به سردبیر، گزارشی از راه اندازی کلینیک فوق تخصصی اختلال های تکاملی بزرگسالان در بیمارستان روزبه را ارائه دادند. در این نامه، یکی از روش های نوین درمانی به نام کوچینگ 1 که در این کلینیک جهت درمان اختلال نقص توجه- بیش فعالی 2 بزرگسالان به کار می رود، به طور مختصر شرح داده شد (1). هدف از مقاله حاضر، معرفی این رویکرد نوین درمانی است که در کنار سایر مداخلات درمانی غیردارویی برای بهبود عملکرد بیماران، خصوصاً بزرگسالان ، به کار می رود. «کوچینگ» چگونه باعث بهبود اختلال بیش فعالی- نقص توجه در بزرگسالان می شود: آسیب در کارکردهای اجرایی نقش مهمی در اختلال نقص توجه - بیش فعالی دارد. عملکرد اجرایی به فرد کمک می کند تا عوامل حواسپرتی را شناسایی و آن ها را حذف کند، موضوعات مختلف را در ذهن نگه دارد، در مورد پیامدها فکر کند و موارد دیگری از این قبیل را در برمی گیرد. بنابراین اختلال نقص توجه- بیش فعالی، فرد را با مشکلات متعددی در فعالیت های معمول روزمره از جمله پرداخت قبوض، خواب کافی، مصرف دارو به طور مرتب، به خاطر سپردن انجام کارهای معمول خانه و غیره روبه رو می سازد. اختلال نقص توجه- بیش فعالی یک مشکل شخصیتی نیست، بلکه یک اختلال عصب- زیستی 3 است که از بین نمی رود(2). کوچینگ بر روی این تفاوت بیولوژیکی ویژه در ذهن افراد مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی متمرکز می شود. در این روش، علائم عصبی- زیستی به عنوان پایه عادات و الگوهای رفتاری منفی در این افراد به حساب می آید و بیماران یاد می گیرند که چالش های روزانه ای که بر اثر این علائم به وجود می آید را مدیریت کنند. در واقع این افراد یاد می گیرند که پیامدهای عملکرد خود را نه به طور عمدی، بلکه به دلیل اختلالی که در ذهنشان وجود دارد، فراموش کنند. وقتی که افراد این موضوع را یاد بگیرند، می توانند راهبرد های لازم را برای ایجاد تغییر به کار گیرند. کوچینگ پلی بین علاقه فرد برای شروع به تغییر و مجموعه اعمالی است که باید برای تغییر انجام دهد (2) و در واقع پل بین توانایی و عملکرد است (3). درمانگری که با اصول کوچینک کار می کند با موضوعات عملی زندگی روزانه افراد مثل برنامه ریزی، سازمان دهی، اولویت بندی و مدیریت زمان سر و کار دارد (4). جنبه دیگر کوچینگ، همه جانبه 4 بودن این روش درمانی است. درمانگر از افراد می خواهد که به همه جنبه های زندگی توجه کنند و راهبردهایی را به کار گیرند که همه جنبه های زندگی ،که نیازمند تغییر است، را مدیریت کنند. او به افراد کمک می کند که گام ها را یکی یکی بردارند. با توجه به این که افراد مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی تمایل دارند که همه کارها را همزمان با هم انجام دهند، این روش درمانی اهمیت بیشتری می یابد (2). کوچینگ به افراد کمک می کند تا همواره سطح مناسبی از «فشار روانی» را تجربه کنند. افراد مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی، اغلب نیاز به سطح خاصی از فشار روانی دارند تا بتوانند اهداف خود را پیگیری کنند. برای این که این افراد احساس فوریت کنند لازم است فکر کنند که «زمانم به پایان رسیده است، بنابراین باید کارم را الان به اتمام برسانم.» بنابراین لازم است به مراجعان کمک شود که یک برنامه مدون و سقف زمانی را تعیین کنندو برای پایبندی به این برنامه (از طریق تلفن، ایمیل و پیامک) پیگیری شوند (2). در واقع یکی از تفاوت های عمده ای که این مداخله با سایر انواع مداخلات دارد، پیگیری مداوم و بین جلسه ای مراجع است. در پایان مراجعین یاد می گیرند که برای خود، یک سطح عملکردی از فوریت را ایجاد کنند (2). کوچر [1] برای ایجاد تغییر در مراجع از چه تکنیک هایی استفاده می کند: کوچینگ از طریق آموزش روان شناختی به افراد کمک می کند که رفتارهای انطباقی و سازگارانه ای را در زندگی روزمره خود تمرین کنند (4) درمانگر به مراجع می آموزد که اختلال نقص توجه- بیش فعالی، بخشی از زندگی روزانه او است و خود به خود از بین نمی رودو اکثر کشمکش ها و مشکلاتی که تجربه می کند ناشی از این اختلال است. به مراجع می آموزد که برای شروع کار بر روی مشکلاتش، یکی یا دو مورد را انتخاب کند. لازم است که افراد مبتلا به اختلال نقص توجه - بیش فعالی، برای کنار آمدن با چالش ها، یک طرح مخصوص به خود را طرح ریزی کنند. درمانگر به مراجع کمک می کند تا راهبردهای مخصوص به خود را طراحی کنند. در این راه، فرد نه تنها باید خلاق باشد، بلکه لازم است توانائی های خود را نیز بشناسد و از آن ها استفاده کند. به طور قطع، چالش برانگیزترین بخش برای بیشتر مراجعین، کار کردن بر روی طرح برنامه ریزی شده است. این کار نیاز به تلاشی مداوم، طولانی و عمیق دارد. از آن جا که توجه بزرگسالان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش فعالی، به وسیله موضوعات و ا
اثربخشی روان درمانی امیدمحور بر انگیزشِ درمان افراد وابسته به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی امیدمحور بر انگیزشِ درمان افراد وابسته به مواد مخدر انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی و طرح آن از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری عبارت بودند از: افراد وابسته به مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز و کلینیک های ترک اعتیاد مناطق 9، 10 و 11 شهر مشهد. برای نمونه گیری تعداد 40 نفر از بین افراد داوطلب انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند و کاربندی نیز به تصادف به یک گروه (آزمایش) اختصاص پیدا کرد. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای روان درمانی گروهی امیدمحور دریافت نمودند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. هر دو گروه، مقیاس آمادگی برای تغییر و انگیزشِ درمان میلر و تونیگان را به عنوان پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد روان درمانی امیدمحور بر افزایش انگیزش درمان و مؤلفه های بازشناسی، دوسوگرایی و گام برداریِ افراد وابسته به مواد مخدر مؤثر است. نتیجه گیری: به کارگیری اصول روان درمانی امید محور نقش مهمی در افزایش انگیزش درمان افراد وابسته به مواد مخدر داشته و استفاده از آن می تواند موفقیت برنامه های درمانی و سایر پیامدهای مثبت درمانی را در آن ها به دنبال داشته باشد.
سنجش کنشی رفتار: روی آوردی در طراحی مداخلات رفتاری برای رفتارهای چالش انگیز در مدارس
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر به توصیف بنیادهای مفهومی سنجش کنشی رفتار، تاریخچه، روش ها و نقش این سنجش در طراحی مداخلات رفتاری، و مروری بر تعدادی از پژوهش های مربوط، با تأکید بر رفتارهای چالش انگیز در مدارس پرداخته است.
مقایسه هوش معنوی و هوش هیجانی در دختران مقطع دبیرستان حافظ قرآن، مبتدی و غیرحافظ در شهر اصفهان در سال ۱۳۹۵
منبع:
پژوهشنامه روانشناسی اسلامی سال دوم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۵
144 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای پژوهش مقایسه هوش معنوی و هوش هیجانی در دختران مقطع دبیرستان حافظ قرآن، مبتدی و غیرحافظ در شهر اصفهان در سال ۱۳۹۵ بود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از منظر گردآوری داده، روش علّی مقایسه ای محسوب می شود. جامعه پژوهش، کلیه دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر اصفهان به تعداد ۳۳۹۲۸ نفر بود که ۸۰۰ نفر از آنان حافظ قرآن بودند. نمونه شامل ۹۰ نفر (۳۰ حافظ و ۳۰ غیرحافظ و ۳۰ مبتدی) و به صورت تصادفی هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسش نامه هوش معنوی بدیع و همکاران و پرسش نامه هوش هیجانی بار آن بود. نتایج نشان داد در تفکر کلی و بعد انتقادی بین گروه حافظ و مبتدی با غیرحافظ تفاوت معناداری وجود دارد (در گروه حافظ و مبتدی بالاتر از گروه غیرحافظ است). در متغیر استقلال، شادکامی، واقعیت سنجی، روابط بین فردی، مسئولیت اجتماعی و هوش هیجانی بین گروه حافظ و سایر گروه ها تفاوت وجود دارد و عملکرد بالاتر گروه حافظان مشاهده شد.
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر فشار مراقبتی و کیفیت زندگی مراقبان خانگی سالمندان مبتلا به دمانس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف:مراقبت از بیماران مبتلا به دمانس، از جمله آسیب پذیرترین و چالش برانگیزترین نوع مراقبت به شمار می رود و منجر به افزایش فشار مراقبتی و کاهش کیفیت زندگی در مراقبان می گردد. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر فشار مراقبتی و کیفیت زندگی مراقبان خانگی سالمندان مبتلا به دمانس انجام شد. مواد و روش ها:این مطالعه از نوع نیمه تجربی همراه با پیش آزمون، پس آزمون و گروه شاهد بود. نمونه های مورد مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس و از بین مراقبان خانگی انتخاب شدند که از میان آن ها، 30 نفر به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و شاهد قرار گرفتند. ابزارهای اندازه گیری، پرسش نامه فشار مراقبتی (Caregiver Burden Inventory یا CBI) و مقیاس کیفیت زندگی مراقبان (Caregivers' quality of life) بود که توسط شرکت کنندگان در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل گردید. گروه آزمایش طی 7 جلسه هفتگی 60 دقیقه ای، تحت آموزش مهارت های ارتباطی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها:آموزش مهارت های ارتباطی باعث بهبود کیفیت زندگی و فشار مراقبتی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پیگیری شد. نتیجه گیری:نتایج بر اهمیت کاربرد این مداخلات در فشار مراقبتی و کیفیت زندگی مراقبان خانگی سالمندان مبتلا به دمانس و ارایه افق های جدید در مداخلات بالینی این بیماران تأکید دارد و می توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر بهره گرفت.
اثربخشی مداخله پیشگیری از عود مبتنی بر ذهن آگاهی بر سوء مصرف مواد و شدت علائم افسردگی و اضطراب هم آیند در معتادان مرکز اجتماع درمان مدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هم آیندی مرضی سوء مصرف مواد و اختلالات خلقی و اضطرابی، در مطالعات مختلف به اثبات رسیده و تلویحات بالینی زیادی را به همراه داشته است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی مداخله پیشگیری از عود مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان متعارف بر سوء مصرف مواد و شدت علائم افسردگی و اضطراب معتادان انجام شد. روش: پژوهش در چارچوب یک طرح نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون وپیگیری با گروه گواه، انجام شد. بر اساس مصاحبه بالینی ساختاریافته و کسب ملاک های ورود، از میان بیماران مرد مبتلا به سوء مصرف مواد و افسردگی و اضطراب هم آیند، تعداد شصت و سه نفر به صورت هدفمند انتخاب و در دو گروه مداخله ی پیشگیری از عود مبتنی بر ذهن آگاهی و یا درمان متعارف گماشته شدند. مقیاس ولع الکل پنسیلوانیا، اضطراب بک، و افسردگی بک مورد مورد استفاده قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که مداخله پیشگیری از عود مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش نمرات ولع و شدت علائم افسردگی و اضطراب اثربخش بود. نتیجه گیری: با توجه به تأثیر مداخله پیشگیری از عود مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش ولع و بهبود علائم افسردگی و اضطراب در معتادان، این نتایج برای متخصصان بالینی دست اندرکار در مراکز ترک اعتیاد تلویحات کاربردی مطلوبی دارد.
رابطه بین خودکارآمدی با سبک مدیریت کلاس اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۷ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲۵
51 - 66
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف کلی این تحقیق بررسی رابطه خودکارآمدی اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی با سبک مدیریت کلاس آنان بود. روش: این پژوهش ازنظر هدف، تحقیقی کاربردی و بر مبنای ماهیت و روش، نوعی تحقیق همبستگی است. جامعه آماری تحقیق اساتید و اعضای هیئت علمی یکی از مراکز آموزش عالی نیروهای مسلح بود. روش نمونه گیری، تصادفی ساده و حجم نمونه 100 نفر بود. نتایج: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، بین خودکارآمدی با سبک مدیریت کلاس رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد همچنین مؤلفه های خودکارآمدی ازجمله شایستگی های فردی، شایستگی های اجتماعی و شایستگی تدریس با سبک مدیریت کلاس ارتباط مستقیم و معناداری داشته، ولی بین شایستگی های پژوهشی با سبک مدیریت کلاس ارتباط معناداری مشاهده نشد. بحث : با توجه به رابطه خودکارآمدی با سبک مدیریت کلاس اعضای هیئت علمی، بایستی برای اثربخش نمودن کلاس ها در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی برای ارتقای خودکارآمدی اعضای هیئت علمی برنامه ریزی لازم را انجام داد.
اثربخشی درمان وجودی به شیوه ی گروهی بر تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی دانشجویان دختر مرحله عقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تعیین اثربخشی درمان وجودی به شیوه گروهی بر تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی دختران دانشجوی مرحله عقد. روش: روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آمون-پس آزمون با گروه کنترل بوده و جامعه ی آماری مورد مطالعه کلیه دانشجویان دختر عقد کرده ی دانشگاه کردستان در سال تحصیلی ۹۳-۹۲بودند. گروه آزمایش به مدت ۱۰جلسه به صورت گروهی درمان وجودی را تجربه کردند و گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. داده های پرسش نامه با استفاده از نرم افزارSpss۱۲ و روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: پس از مداخله ، آزمودنی های گروه آزمایش در متغیرالگوی ارتباطی متوقع/کناره گیر و واکنش عاطفی کاهش معناداری را در مقایسه با گروه کنترل نشان دادند ( ۰۵/۰≥P )، در متغیرالگوی ارتباطی سازنده متقابل ،تمایزیافتگی وجایگاه من افزایش معناداری را در مقایسه با گروه کنترل نشان داده شد (۰۵/۰≥P). مداخله وجودی به شیوه گروهی می تواند زمینه ی رویارویی اعضا با خلاء های ارتباطی خود را در قالب گروه فراهم کند. و اثربخشی این درمان در گروه دختران عقد کرده از بروز مشکلات بعد از رفتن به زیر یک سقف پیشگیری خواهد کرد.
مقایسه پاسخ های کودکان شهری و روستایی به کارت های رورشاخ بر اساس نظام جامع اکسنر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ادراک کودکان شهری با کودکان روستایی از کارت های لکه جوهر رورشاخ انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان پسر 10-7 شهر زنجان و روستاهای تابعه تشکیل می دادند و حجم نمونه نیز 80 نفر بود که به صورت خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. روش پژوهش علی- مقایسه ای و ابزار پژوهش را کارت های لکه جوهر رورشاخ تشکیل می دادند. یافته های حاصل از تحلیل تی استودنت نشان داد تعداد پاسخ های کودکان شهری به صورت معناداری از کودکان روستایی بیشتر بود. همچنین بین کودکان روستایی و شهری در شاخص های حرکت اشیا فعال(ma)، حرکت انسانی غبر فعال (Mp)، پاسخ شکل-بافت (FT)، پاسخ بافت-شکل (TF)، پاسخ بعد-شکل (VF) و پاسخ شکل-چشم انداز (FY) تفاوت معناداری مشاهده شد. در سایر شاخص ها تفاوتی مشاهده نشد. با توجه به نتایج نتیجه گرفتیم کودکان روستایی با کودکان شهری تفاوت قابل ملاحظه ای باهم به لحاظ ادراکی از کارت های رورشاخ ندارند. بین کودکان روستایی و شهری فقط در تعداد پاسخ ها و شاخص های تعیین کننده تفاوت معنادار مشاهده شد و در شاخص های محتوا، پاسخ های رایج، کیفیت تحولی و محل ادراک لکه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
مدل یابی گرایش به مصرف سیگار براساس باور های سلامت، نگرش ها، هنجارهای ذهنی و تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، پیش بینی گرایش به مصرف سیگار براساس باورهای سلامتی، نگرش ها، هنجارهای ذهنی و تاب آوری در میان دانشجویان بود. روش:آن یک مطالعه مقطعی و تحلیلی با نمونه 361 نفری از دانشجویان دانشگاه بود..دو پرسشنامه، یکی برگرفته از الگوی باورهای مرتبط با سلامت و نظریه عمل منطقی و دیگری در باره تاب آوری، اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده هابا بسته بندی های SPSS و کمترین مجذورات جزئی (PLS) بود. مطالعه اصلی (پس از آزمایشی) نشان داد 66/16%از 108 نفری که سیگار مصرف کرده بودند، قبل از 10 سالگی سیگار کشیدن را آزموده بودند. کلیه دوستان بیش از 5/10% از آنها (108 نفر) سیگار مصرف می کردند. معادلات ساختاری گویای آن بود که مدل مفهومی تحقیق حاضر می تواند گرایش به مصرف سیگار را در میان دانشجویان پیش بینی کند. بالاترین ضریب بین نگرش و مصرف سیگار است. هنجار ذهنی در مرحله بعدی قرار دارد. یافته ها از نقش ترکیبی مدل های باورهای سلامت، مدل رفتار برنامه ریزی شده و تاب آوری در پسش بینی گرایش به مصرف سیگار حمایت می کند.
رابطه بین سوگیری های شناختی و وسوسه در افراد مبتلا به وابستگی به مواد افیونی: نقش تعدیل کنندگی خصوصیات شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بر اساس تحقیقات اخیر، سوگیری در پردازش اطلاعات و ارتباط آن با سایر فاکتورها مثل وسوسه و خصوصیات شخصیتی نقش مهمی را در سبب شناسی و نگهداری اختلالات وابستگی به مواد بازی می کنند. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کنندگی خصوصیات شخصیت بر رابطه بین سوگیری های شناختی و وسوسه است. روش: به این منظور 100 نفر از افراد مذکر وابسته به مواد افیونی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های پژوهش با اجرای آزمایه های پروب دات، حافظه بازشناسی، تکمیل کلمات ناتمام، پرسشنامه عقاید وسوسه انگیز و مقیاس پنج عاملی شخصیت نئو جمع آوری گردید. داده های پژوهش با تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که برخی از خصوصیات شخصیتی می توانند نقش تعدیل کنندگی را در رابطه بین وسوسه و سوگیری توجه و حافظه ضمنی بازی کنند، اما این ویژگی ها اثری در رابطه بین وسوسه و سوگیری حافظه آشکار نداشتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که پردازش های شناختی خودکارمثل توجه و حافظه ضمنی، پردازش های پایین به بالا هستند و تحت تأثیر خصوصیات شخصیت فرد قرار می گیرند، در حالی که پردازش های شناختی آگاهانه مثل حافظه آشکار، پردازش بالا به پایین هستند و تحت تأثیر ادراک فرد قرار می گیرند.
مقایسه شخصیت مرزی و اسکیزوتایپی و مؤلفه های آن ها در گروه های قومی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مسأله فرهنگ و شخصیت در دهه های اخیر مورد توجه بسیاری از روان شناسان و مردم شناسان در سراسر دنیا قرار گرفته است؛ به طوری که حجم مطالعاتی زیادی را به ویژه در غرب به خود اختصاص داده است، اما این مسأله مهم در ایران با وجود فرهنگ ها و قومیت های متنوع و غنی، به شدت از سوی محققان مورد غفلت قرار گرفته است. از این رو، تحقیق حاضر به دنبال مقایسه صفات شخصیت مرزی، اسکیزوتایپی و مؤلفه های آن ها بین دانشجویان اقوام فارس، ترک، کرد و لر بود.
مواد و روش ها: روش تحقیق از نوع علی- مقایسه ای بود. در مجموع، 200 نفر از دانشجویان خوابگاهی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش نامه های صفات شخصیت مرزی (Borderline personality یا STB) و اسکیزوتایپی (Schizotypal personality یا STA) بین آنان تکمیل گردید. داده ها با استفاده از مجموعه ای از تحلیل های واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد که بین گروه های قومی مورد مقایسه در شخصیت مرزی و اسکیزوتایپی تفاوت معنی داری وجود نداشت (05/0 < P). نتایج دیگر نشان داد که از بین سه مؤلفه مقیاس شخصیت اسکیزوتایپی، تنها مؤلفه تفکر سحرآمیز و از بین مؤلفه های شخصیت مرزی نیز تنها مؤلفه ناامیدی بین گروه های قومی دارای تفاوت معنی داری بود (01/0 > P). در مؤلفه تفکر سحرآمیز دانشجویان قوم کرد و ترک نسبت به دانشجویان قوم فارس و لر نمره بالاتری را کسب کردند. در مؤلفه ناامیدی، تنها تفاوت یافت شده بین دانشجویان کرد و ترک بود؛ بدین صورت که دانشجویان قوم کرد از دانشجویان قوم ترک نمره بالاتری را در این مؤلفه کسب کردند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، می توان ادعا کرد که قومیت بر روی شخصیت تأثیر می گذارد، اما نیاز به تحقیقات بیشتر در این حوزه بین گروه های قومی ایران ضروری به نظر می رسد.
اثر شخصیت راکدماندگی و پدیدآورندگی بر سبک زندگی: نگاهی تجربی به نظریه روان شناسی تحولی اریکسون در گستره عمر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی راکدماندگی - پدیدآورندگی و سبک زندگی سالم اجرا شد. این پژوهش یک طرح توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 300 نفر (154 زن و 146 مرد) بودند که از بین کارکنان اداره های آموزش و پرورش شهر تهران و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای سنجش ویژگی های شخصیتی راکدماندگی - پدیدآورندگی، از مقیاس راکدماندگی برادلی (BBS)، و مقیاس پدیدآورندگی لویولا (LGS)، و برای سنجش سبک زندگی سالم از نیمرخ سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت (HPLP-II) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی گشتاوری پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی انجام شد. نتایج نشان داد که ویژگی های شخصیتی با سبک زندگی سالم ارتباط داشت. راکدماندگی به صورت منفی و پدیدآورندگی به صورت مثبت با سبک زندگی سالم ارتباط داشت. نمره کل سبک زندگی سالم توسط راکدماندگی (به صورت منفی) و پدیدآورندگی (به صورت مثبت) پیش بینی شد. یافته های پژوهش در قالب الگوهای ارتقاء سلامت و الگوهای شخصیتیِ نشان دهنده اهمیت رویکرد تحولی در زمینه ابعاد مختلف سبک زندگی، تفسیر شد. در مجموع، ابعاد گوناگون سبک زندگی در بستر تحول روانی – اجتماعی و در ارتباط مستقیم با ویژگی های شخصیتی شکل می گیرند. پیشنهاد می شود که در پژوهش های آینده نقش و اهمیت رویکرد تحولی در شکل گیری و تغییرات رفتارهای سبک زندگی بیشتر بررسی شود.
سلامت معنوی در بستر عوامل اجتماعی معنویت افزا از نگاه نهج البلاغه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۲ پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴
55-62
حوزههای تخصصی:
سلامت معنوی بُعدی از سلامت انسان است که در بستر عامل های مختلفی می تواند رشد کند. در متن های اسلامی به ویژه در نهج البلاغه می توان این عوامل را استخراج نمود. یکی از عامل های رشد دهنده ی سلامت معنوی، عامل های اجتماعی است. این پژوهش با هدف جستجوی عوامل اجتماعی معنویت افزا از نگاه نهج البلاغه انجام شده است . مواد و روش ها: این مطالعه از نوع تحلیل محتوا است و براساس آموزه های فردی و اجتماعی نهج البلاغه؛ با محوریت زمینه هایِ معنویت افزای اجتماعی انجام شده است. در این پژوهش، اسناد و متن های اسلامی، ازجمله نهج البلاغه و نرم افزارهای علوم اسلامی بررسی شده است؛ همچنین در سایت نشریات کشور، با توجه به کلید واژه ی«نهج البلاغه»، 500 مقاله بررسی شد که از این تعداد، 97 مقاله تکراری؛ و بقیه ی مقاله ها مربوط به موضوع های مختلف اجتماعی، اخلاقی، ادبی، تربیتی و غیره بود که از این تعداد، چهار مقاله مربوط به حیطه ی سلامت و چهار مقاله به نوعی مربوط به موضوع معنویت بود؛ و تنها یک مقاله به موضوع سلامت معنوی در نهج البلاغه ارتباط داشت که تا حدّی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: بر اساس پژوهش حاضر، معلوم شد که حاکمیت دین و رهبری جامعه در هدایت افراد به سوی ارزش های اخلاقی و معنوی نقش پر رنگی دارد؛ و در کنار آن، مبارزه با فقر و بهره مندی جامعه از رفاه نسبی و نیز نفی تبعیض و نابرابری های اجتماعی و اجرای عدالت، بستری را برای حرکت جامعه به سوی ارزش های معنوی فراهم می کند. نتیجه گیری: با توجه به آنچه بیان شد می توان چنین نتیجه گرفت که معنویت، همان گونه که جنبه ی فردی دارد، می تواند جنبه ی اجتماعی نیز داشته باشد؛ به تعبیر دیگر، هم می توان از جامعه ی معنوی سخن گفت و هم از جامعه ی مادی و غیر معنوی . رفتارهای مذهبی ازجمله موضوع هایی است که در ایجاد معنویت تأثیر گذار است. بر این اساس، هنگامی می توان از جامعه ی معنوی سخن گفت که رفتارهای مذهبی در جامعه ی ما فراگیر شود .
کیفیت آموزش بالینی (یک مطالعه موردی از دیدگاه دانشجویان پرستاری و مامایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: مشکلات آموزش بالینی اثرات نامطوبی در دستیابی به اهداف آموزشی پرستاری و مامایی و در نهایت بر سلامت جامعه دارد. بدون تردید ارزیابی کیفیت آموزش بالینی از دیدگاه دانشجویان نقش مهمی در شناخت مشکلات و ارتقای سطح کیفی آموزش بالینی دارد. این پژوهش با هدف تعیین کیفیت آموزش بالینی از دیدگاه دانشجویان پرستاری و مامایی انجام شد.\nروش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی و مقطعی 361 نفر از دانشجویان پرستاری و مامایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان در سال 1394 به روش تمام شماری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از فرم اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه کیفیت آموزش بالینی در پنج حیطه جمع آوری شد. داده ها با آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس و ضریب هم بستگی پیرسون تحلیل شد.\nیافته ها: کیفیت کلی آموزش بالینی در سطح متوسط بود. در حیطه های؛ اهداف و برنامه های آموزشی، عملکرد مربیان، برخورد با دانشجو و نطارت و ارزشیابی در سطح متوسط و در حیطه محیط آموزشی ضعیف ارزیابی شد. 55/1% دانشجویان، محیط آموزشی را ضعیف ارزیابی نمودند. کیفیت آموزش بالینی در حیطه های اهداف و برنامه های آموزشی، محیط آموزشی و نظارت و ارزشیابی از دیدگاه دانشجویان مامایی بطور معناداری بالاتر بود (0/05> P). کیفیت آموزش بالینی در تمام حیطه ها بر حسب ترم تحصیلی اختلاف معناداری داشت (0/05> P).\nنتیجه گیری: با ارزیابی مکرر وضعیت آموزش بالینی می توان نقاط قوت وضعف موجود را شناخت. بنظر می رسد تأمین محیط آموزش بالینی مناسب، استفاده از مربیان باتجربه و برخورد مناسب با دانشجویان به منظور رفع مشکلات آموزش بالینی پرستاری و مامایی ضروری است.
اختلالات عاطفی رفتاری همبود با اختلال افسردگی کودکی
حوزههای تخصصی:
هدف بررسی اختلال های رفتاری عاطفی همبود با اختلال افسردگی کودکی و روش پژوهش، زمینه یابی بوده است.بدین منظور، پرسشنامه-ی ASEBA (آخنباخ) بر اساس نمونه گیری تصادفی بر روی 570 نفر از دانش آموزان شهرستان ایلام اجرا گردید که از بین آنها 19 نفر علایم افسردگی را نشان دادند. در ادامه برای شناسایی اختلال های عاطفی_ رفتاری این آزمودنی ها از پرسشنامه ی CSI _4 (فرم والد) استفاده شد. برای بررسی تفاوت همبودی بین دو گروه افسرده و عادی، پرسشنامه ی CSI _4(فرم والد بر روی 38 نفر از دانش آموزان عادی اجرا و نتایج آنها بررسی شد. تحلیل آماری(خی دو) نشان داد که افسردگی کودکی با اختلال های لجبازی و نافرمانی (01/0>P) ، سلوک (05/0>P)، اضطراب فراگیر (01/0>P)، اضطراب جدایی(01/0>P) و و سواس اجباری (01/0>P) همبودی دارد.