فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۴۲۱ تا ۱۷٬۴۴۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش کفایت اجتماعی خانواده محور بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان پسر کم توان ذهنی شهر شیراز بود.
روش: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را همه دانش آموزان پسر کم توان ذهنی 7 تا 12ساله شهر شیراز به همراه والدین شان تشکیل دادند. برای انتخاب آزمودنی ها به روش نمونه گیری تصادفی از مدارس استثنایی شیراز، یک مدرسه انتخاب و از میان دانش آموزان آن 40نفر به همراه والدین شان (40مادر و 24پدر) به طور تصادفی انتخاب و به 2گروه آزمایش و گواه به طور مساوی تقسیم شدند. گروه آزمایش با حضور مادران و پدران دانش آموزان طی 12جلسه تحت آموزش کفایت اجتماعی خانواده محور قرار گرفت ولی به گروه گواه آموزشی ارایه نشد. ابزار جمع آوری اطلاعات، مقیاس ارزیابی مهارت های اجتماعی کودکان ماتسون و برنامه آموزشی کفایت اجتماعی خانواده محور بود. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که گروه آزمایش و گواه دست کم در یکی از خرده مقیاس های مهارت های اجتماعی تفاوت معناداری داشتند (01/0 > P). نتایج نهایی تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که آموزش کفایت اجتماعی خانواده محور بر مهارت های اجتماعی کلی، رفتارهای اجتماعی مناسب، رابطه با همسالان، کاهش رفتارهای غیراجتماعی و پرخاشگری اثر مثبت داشته اما در مولفه برتری طلبی این تاثیر معنادار نبوده است.
نتیجه گیری: برنامه آموزشی کفایت اجتماعی خانواده محور باعث بهبود مهارت های اجتماعی کلی، رفتارهای اجتماعی مناسب، رابطه با همسالان،کاهش رفتارهای غیراجتماعی و پرخاشگری دانش آموزان کم توان ذهنی شد.
مفهوم شناسی تطبیقی عزت نفس در قرآن و روانشناسی انسان گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بینش قرآن، هدف از آفرینش انسان دست یابی به کمال دانسته شده و آن در گرو کسب عزّت نفس است. از مفهوم عزّت نفس به معنای ارزیابی و ارزشیابی مداوم شخص نسبت به ارزشمندیِ خویش و کارایی مفید برای خود و جامعه یاد شده است. روان شناسان در تبیین مفهوم عزّت نفس، با توجه به ارزشمندی وجود انسان هرآنچه موجب ارزش و پیشرفت و موفقیت او باشد را به عنوان ابزار و عامل ارتقاء عزت نفس بیان کرده اند و در این راستا بیشتر به نقش عوامل محیطی و مادی اشاره نموده اند اما از منظر قرآن عزّت واقعی در ارتباط با خداوند معنا پیدا می کند « والعِزَّهُ للهِ جَمیعاً» و انسان، با ایمان و عمل صالح در سایه تقوای الهی به این مهم دست می یابد. با چنین نگرشی تأیید الهی میزان کرامت و عزت واقعی انسان است و شرایط تأثیرگذار محیطی و مادی تنها ابزار و وسایل مقدماتی برای نیل به این اوصاف است. پژوهش حاضر برآن است تا ضمن واکاوی و تبیین مفهوم عزت نفس از منظر قرآن و روانشناسی، به روش توصیفی و تحلیلی مؤلفه ها، ابعاد و جلوه های عزت نفس را مبتنی بر آموزه های وحیانی ارئه دهد.
اهمال کاری تحصیلی دانشجویان: نقش سبک های مقابله با تنیدگی و ابعاد دوگانه کمال گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی نقش سبک های مقابله با تنیدگی و ابعادکمال گرایی در پیش بینی اهمال کاری تحصیلی دانشجویان انجام شد. پژوهش حاضر از نوع رابطه ای است. از میان دانشجویان کارشناسی دانشگاه اصفهان، 190 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و مقیاس اهمال کاری تحصیلی (PASS)، پرسشنامه سبک های مقابله با موقعیت های تنش زا (CISS) و مقیاس کمال گرایی را تکمیل نمودند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که سبک مقابله ای مسأله مدار، سبک مقابله ای هیجان مدار، کمال گرایی بهنجار وکمال گرایی روان رنجورانه به ترتیب بیشترین تأثیر را در پیش بینی اهمال کاری تحصیلی داشتند (01/0>p). پژوهش حاضر بر نقش تعیین کننده سبک های مقابله با تنیدگی در اهمال کاری تحصیلی تأکید نمود و همچنین، ضرورت توجه به ماهیت دوگانه کمال گرایی را در پیش بینی اهمال کاری تحصیلی آشکار ساخت.
مقایسه مشکلات بین فردی و پرخاشگری در دانشجویان دارای رگه های خودشیفتگی بیمارگون خودبزرگ بین، آسیب پذیر و افراد فاقد این رگه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شواهد موجود حاکی از وجود دو نوع مجزا از خودشیفتگی به شکل خودشیفتگی خودبزرگ بین و آسیب پذیر می باشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه میزان پرخاشگری و مشکلات بین فردی در این دو نوع از خودشیفتگی و نیز مقایسه آنها با افراد فاقد ویژگی های خودشیفته وار بود. تعداد 90 نفر آزمودنی از بین دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه ها تهران که بر اساس غربالگری به وسیله پرسشنامه خودشیفتگی مرضی، در سه گروه 30 نفره دارای رگه های خودشیفتگی خودبزرگ بین، آسیب پذیر و فاقد رگه های خودشیفتگی قرار می گرفتند، توسط پرسشنامه پرخاشگری باس و پری و سیاهه مشکلات بین فردی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها به وسیله روش آماری تحلیل واریانس چندراهه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از تفاوت معنادار بین گروه های دارای رگه های خودشیفتگی و فاقد رگه ها در مقیاس های پرخاشگری بدنی، خشم و خصومت و نیز همه خرده مقیاس های سیاهه مشکلات بین فردی به جز مقیاس فقدان جامعه پذیری بود. در خرده مقیاس اخیر تفاوت تنها بین گروه آسیب پذیر با گروه فاقد رگه ها معنادار بود. نتایج از یک سو تأیید کننده پرخاشگری و نقص در حوزه بین فردی در افراد دارای رگه های خودشیفتگی و از سوی دیگر حاکی از شباهت دو نوع خودشیفتگی می باشد.
اثر برنامه ورزشی تعادلی بر بهبود عملکرد گام برداشتن و شاخص های زمانی و مکانی راه رفتن در نوجوانان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: هدف از این پژوهش ارزیابی تاثیر برنامه ورزشی تعادلی 8هفته ای بر شاخص های زمانی و مکانی عملکرد راه رفتن در کودکان کم توان ذهنی مدرسه ای بود.
روش: به همین منظور، 40نوجوان کم توان ذهنی برای بررسی تاثیر برنامه های تمرینی تعادلی بر عملکرد راهرفتن در 2گروه قرارگرفتند: (19نفر گروه آزمایش و 21نفر گروه گواه). گروه آزمایش در یک برنامه 8هفته ای برنامه های تمرینی تعادلی شرکت کردند که شامل 2جلسه در یک هفته بود. راهرفتن با استفاده از شاخص های زمانی و مکانی موردارزیابی قرارگرفت.
یافته ها: یافته ها نشان دادند که برنامه های تمرینی تعادلی منجربه پیشرفت های قابل توجه در عملکردهای شرکت کننده در شاخص های زمانی و فضایی می شوند.
نتیجه گیری: بنابراین، برنامه های تمرینی تعادلی برای بهبود عملکرد راه رفتن می تواند یک اقدام موثر باشد و برای بهبود تعادل و راه رفتن پیشنهادشود.
رابطه میان مؤلفه های هوش معنوی و هویت فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آگاهی یافتن نسبت به هویت و حقیقت خود، از جمله مسائل مهم جوامع امروزی است. بنابراین، شناخت عوامل مهم و اثرگذار در فرآیند تکوین هویت شخصی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان مؤلفه های اصلی هوش معنوی با هویت فردی و نقش این عوامل در شکل گیری ساختار هویتی انجام گرفت. نمونة مورد مطالعه شامل 381 نفر( 133 پسر و 248 دختر) از بین دانشجویان 18- 25 ساله دانشگاه های دولتی شهر تهران، بااستفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب بود. ابزار اندازه گیری، پرسشنامة گزارش شخصی هوش معنوی(SISRI-24) و پرسشنامه هویت شخصی بود. داده های پژوهش بااستفاده از روش های آماری همبستگی بین متغیرها، رگرسیون چندمتغیره، آزمون تی، و تحلیل واریانس یک راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن بود بین مؤلفه های هوش معنوی با هویت فردی، رابطه ای معنی دار و مثبت وجود دارد(p < 0/0005 ). طبق نتایج این پژوهش، 2/19 درصد واریانس هویت فردی بر اساس هوش معنوی قابل تبیین است. بنابراین، هوش معنوی نقش تعیین کننده ای در پیش بینی هویت پایدار دارد. علاوه بر آن، نتایج، تفاوت معنی داری را در توانایی هوش معنوی و مؤلفه های آن بین دختران و پسران نشان نداد. اما، بین دو گروه تفاوت معنی داری در مقیاس هویت فردی وجود داشت، به گونه ای که دختران در مقایسه با پسران هویت فردی شکل یافته تری را نشان دادند.
اثربخشی آموزش مدیریت حافظه هیجانی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه کانونی ابعاد خرد و سبک های هویت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خرد عبارت است از توانایی فکر و عمل با استفاده از دانش، تجربه، درک، حس مشترک و بینش. فرض بر این است که بین خرد و هویت موفق ارتباط وجود دارد، ولی این رابطه کمتر شناخته شده است. بنابراین، هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین ابعاد خرد و سبک های هویت می باشد. جامعه مورد مطالعه کلیه دانش آموز دختر چهارم متوسطه شهرستان ارومیه (2599 نفر) بود. نمونه مورد مطالعه 360 دانش آموز می باشد که به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای از جامعه مذکور انتخاب شدند و به طور همزمان به پرسشنامه سبک های هویت برزونسکی (1989) و مقیاس سه بعدی خرد آردلت (2003) پاسخ دادند. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. برای تحلیل داده ها از روش آماری همبستگی کانونی استفاده شد. نتایج تحلیل دو مجموعه معنی دار از روابط بین ابعاد خرد و سبک های هویت را تشخیص داد. در مجموعه اول هر سه بعد خرد با سبک های هویت اطلاعاتی و تعهد رابطه مثبت معنی دار و با سردرگم/اجتنابی رابطه منفی معنی دار نشان دادند. و ابعاد خرد به صورت معنی داری 4 درصد از تغییرات سبک های هویت را تبیین نمودند. در مجموعه دوم رابطه ابعاد شناختی و هیجانی خرد با سبک هویت اطلاعاتی، هنجاری و تعهد معنی دار بودند. در مجموعه دوم سبک های هویت و ابعاد خرد 2 درصد از واریانس یکدیگر را تبیین کردند.
بررسی اثر بخشی مشاوره گروهی خود بخشودگی مبتنی بر مفاهیم قرآنی بر افسردگی دانش آموزان پسر دوره متوسطه شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای درمان مشکلات هیجانی دانش آموزان در کشور اسلامی نیاز به یک برنامه مبتنی بر فرهنگ وجود دارد که مفاهیم و رهنمودهای اسلامی و قرآنی را نیز مد نظر قرار داده باشند. هدف این مطالعه بررسی تأثیر برنامه مشاوره گروهی خودبخشودگی مبتنی بر مفاهیم قرآنی بر افسردگی در دانش آموزان پسر سال اول دبیرستان بود. بر اساس نتایج تست غربالگری اجرا شده بر دانش آموزان دبیرستانی شهر اصفهان، دانش آموزان دارای سطح بالینی افسردگی به مرکز مشاوره دعوت شدند. در یک طرح آزمایشی20 دانش آموز دارای نشانگان افسردگی بالا در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. برنامه مشاوره خود بخشودگی گروهی مبتنی بر مفاهیم قرآنی در 8 جلسه در میان شرکت کنندگان گروه آزمایش انجام شد. از سیاهه افسردگی بک به عنوان پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. داده ها به وسیله تحلیل کواریانس تحلیل شدند. نمرات پس آزمون افسردگی شرکت کنندگان در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافته بود. می توان بیان داشت که برنامه مشاوره خودبخشودگی مبتنی بر مفاهیم قرآنی در غلبه بر مشکلات هیجانی پسران دوره نوجوانی مؤثر بوده است. این مطالعه نشان داد که می توان از منابع اسلامی و فرهنگی در زمینه گروه درمانی استفاده کرد.
نقش شدت هیجان و اجتناب تجربه ای در پیش بینی اضطراب صفتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان پیش بینی کنندگی شدت هیجان و اجتناب تجربه ای در اضطراب صفتی بود. روش : پژوهش شامل مطالعه ای مقطعی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویانی است که در نیم سال دوم تحصیلی 92-93 مشغول به تحصیل بوده اند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای مرحله ای، 197 دانشجو انتخاب شدند و ابزارهای زیرمقیاس صفت مقیاس اضطراب صفت- حالت، مقیاس شدت عاطفه و مقیاس پذیرش و عمل را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری گام به گام انجام شد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که شدت هیجان (44/0 r= ،01/0 p< ) و اجتناب تجربه ای (53/0= r ، 01/0 p< ) با شدت اضطراب صفتی، رابطه مثبت و معنا دار داشت. هم چنین، براساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام، اجتناب تجربه ای و شدت هیجان توانستند 37 درصد تغییرات مربوط به اضطراب صفتی را تبیین نمایند (001/0 p< ). نتیجه گیری : طبق یافته های پژوهش حاضر، شدت هیجان و اجتناب از تجارب درونی منفی را می توان به عنوان متغیرهای پیش بین شدت اضطراب صفتی در نظر گرفت.
رابطه بین صبح خیزی، عاطفه مثبت و منفی، رفتار خوردن و خوردن شکلات در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین صبح خیزی، رفتارهای خوردن، عاطفه مثبت و منفی، و خوردن شکلات و بررسی این متغیرها با توجه به خوردن صبحانه انجام شد. روش : طرح این پژوهش از نوع همبستگی بود. 125 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، پرسشنامه رفتار خوردن داچ، مقیاس عاطفه مثبت و منفی و مقیاس ترکیبی صبح خیزی را تکمیل کردند. 80 نفر از این افراد پس از تکمیل پرسشنامه ها، در یک آزمایش چشیدن دروغین شکلات شرکت کردند. تعداد شکلات هایی که افراد آنها را از لحاظ مزه بررسی کرده بودند به عنوان شاخصی عینی از رفتار خوردن در نظر گرفته شد. یافته ها : صبح خیزی با عاطفه مثبت، رابطه مثبت (01/0 p< ، 35/0 r= ) و با رفتار خوردن بیرونی رابطه منفی (01/0 p< ،24/0- r = ) معنی داری داشت، اما بین صبح خیزی با عاطفه منفی ارتباطی یافت نشد. از بین متغیرهای مورد مطالعه تنها بین رفتار خوردن هیجانی با تعداد شکلات ها در آزمایش ارتباط مشاهده شد (01/0 p< ،25/0 r= ). اگرچه بین تعداد روزهای صبحانه خوردن در هفته با صبح خیزی ارتباط وجود داشت (05/0 p< ،19/0= r اسپیرمن)، در هیچ یک از متغیرهای مورد مطالعه بین افرادی که صبحانه خورده بودند و افرادی که صبحانه نخورده بودند تفاوتی مشاهده نگردید . نتیجه گیری : همبستگی بین تعداد شکلات مصرف شده با رفتار خوردن هیجانی یافته مهم این پژوهش است که آزمایش فوق را به عنوان ابزاری عینی برای بررسی پدیده خوردن هیجانی مطرح می کند. همچنین صبح خیزی، همسو با پژوهش های گذشته، با عاطفه مثبت و خوردن بیرونی ارتباط داشت.
اثربخشی آموزش نمایش خلاق بر اختلالات رفتاری و هوش هیجانی کودکان پیش دبستانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این تحقیق بررسی اثربخشی آموزش نمایش خلاق بر اختلالات رفتاری و هوش هیجانی کودکان پیش دبستانی بود. روش: روش پژوهش به صورت نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش بوده و نمونه پژوهش شامل 30 نفر از کودکان مراکز پیش دبستانی منطقه 8 شهر تهران در نیمسال اول سال تحصیلی 96-1395 که به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند، بودند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه هوش هیجانی «تراویس برادبری» و «جین گریوز» (2005) و پرسشنامه اختلالات رفتاری «مایکل راتر» (1967) و فرم معلم بوده است. یافته ها: نتایج حاصل از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش نمایش خلاق بر اختلالات رفتاری و هوش هیجانی کودکان پیش دبستانی تاثیر داشته است؛ به طوری که موجب کاهش اختلالات رفتاری و افزایش هوش هیجانی در آنها شده است. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت نمایش خلاق بر اختلالات رفتاری و هوش هیجانی کودکان پیش دبستانی تاثیر دارد.
نقش واسطه ای استحکام من در رابطه بین ابعاد کمال گرایی و نشانه های اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کمال گرایی، به عنوان یک ویژگی شخصیتی چندبعدی، با نشانه های اضطراب رابطه دارد. عوامل زیادی وجود دارند که می توانند رابطه بین کمال گرایی و نشانه های اضطراب را تحت تأثیر قرار دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای استحکام من در رابطه بین ابعاد کمال گرایی و نشانه های اضطراب انجام شد. دویست و شصت و هشت دانشجوی دانشگاه تهران (144 دختر، 124 پسر) از رشته های مختلف تحصیلی در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس چند بعدی کمال گرایی تهران (TMPS)، مقیاس افسردگی اضطراب استرس (DASS-21) و مقیاس استحکام من (ESS) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که کمال گرایی خود محور با نشانه های اضطراب رابطه منفی و کمال گرایی دیگرمحور و جامعه محور با نشانه های اضطراب رابطه مثبت داشت در حالی که استحکام من با نشانه های اضطراب رابطه منفی داشت. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که استحکام من در رابطه بین ابعاد کمال گرایی و نشانه های اضطراب نقش واسطه ای ایفا می کند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که رابطه بین ابعاد کمال گرایی و نشانه های اضطراب رابطه خطی و یک بعدی نیست و استحکام من می تواند در رابطه بین آن ها نقش واسطه ای ایفا کند.
اثربخشی برنامه بازآموزی اسنادی بر راهبردهای نظم بخشی شناختی هیجان و تاب آوری تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف تعیین اثربخشی برنامه بازآموزی اِسنادی بر راهبردهای نظم بخشی شناختی هیجان و تاب آوری تحصیلی در دانشجویان انجام شد. در این پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون و مرحله ی پی گیری، 41 دانشجوی کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی در دو گروه آزمایش و کنترل قبل و بعد از آموزش به پرسشنامة نظم بخشی شناختی هیجان گارنفسکی، کرایج و اسپیناون و مقیاس تاب آوری تحصیلی مارتین و مارش پاسخ دادند. گروه آزمایش طی 7 جلسه دو ساعته، آموزش برنامه بازآموزی اِسنادی به شیوه گروهی را دریافت نمود. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که در کوتاه مدت و بلندمدت برنامه بازآموزی اِسنادی در افزایش راهبردهای انطباقی نظم بخشی شناختی هیجان (شامل پذیرش، بازارزیابی مثبت، بازتمرکز مثبت، بازتمرکز بر برنامه ریزی و دیدگاه گیری) مؤثر بود؛ همچنین بازآموزی مزبور در کاهش راهبردهای غیرانطباقی نظم بخشی شناختی هیجان (شامل خودسرزنش گری، نشخوارگری ذهنی، فاجعه سازی و دگرسرزنشگری) موثر بود. همچنین نتایج تحلیل کواریانس تک متغیری نشان داد که درکوتاه مدت و بلندمدت برنامة آموزشی در افزایش میزان تاب آوری تحصیلی دانشجویان نیز موثر بود. به طور کلی، نتایج مطالعه نشان داد که برنامة بازآموزی اسنادی در کمک به دانشجویان برای شناسایی توانمندی فردی (احساس فردی، نگرش ها و باورها)، شناسایی و استفادة بهینه از منابع بیرونی (بسط احساس ایمنی و احساس حفاظت شدگی) و غنی سازی مهارت های بین فردی و توانش حل مساله (مقاومت، شوخ طبعی و تعامل) برای افزایش تاب آوری تحصیلی آنان موثر واقع شده است.
میزان عدم پیگیری درمان در درمانگاه سرپایی بیمارستان روزبه: پیگیری یکساله(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: اختلالات روان پزشکی در میان جمعیت عمومی و مراجعان درمانگاه های سرپایی شایع هستند، ولی فقط بخشی از افرادی که نیازمند درمان های روان پزشکی هستند، برای بررسی تشخیصی و درمان به روان پزشک مراجعه می کنند. از بین این مراجعه کنندگان نیز تعداد اندکی درمان را پیگیری می کنند و بقیه افراد درمان را ادامه نمی دهند. این پژوهش با هدف تعیین میزان ریزش (عدم مراجعه) بیماران به درمانگاه سرپایی بیمارستان روزبه و تعیین عوامل مرتبط با آن انجام شده است. روش: پرونده 400 بیمار مراجعه کننده به درمانگاه سرپایی بیمارستان روزبه در سال 1392 بررسی شد و اطلاعات لازم در چک لیستی که جمعی از متخصصان طراحی کرده بودند، یادداشت شد. داده ها به روش آزمون خی دو و رگرسیون لجستیک و با استفاده از نسخه 16 نرم افزار spss تحلیل شده است. یافته ها: میزان ریزش در درمانگاه سرپایی 8/57 درصد بود. این میزان در درمانگاه افراد بزرگ سال 58درصد و در درمانگاه کودک ونوجوان 8/43درصد به دست آمده است. بیماران با سن کمتر از 18 سال 11درصد از ریزش و بیماران 18 تا 65 سال 8/41درصد از ریزش و بیماران بیشتر از 65 سال 5درصد از ریزش را تشکیل می دادند. بیماران مرد 5/33درصد از ریزش و بیماران زن 3/24درصد از ریزش را به خود اختصاص می دادند. بین سن، سطح تحصیلات، وضعیت شغلی بیماران، منبع ارجاع و نوع تشخیص با میزان ریزش رابطه معنادار وجود داشت، اما رابطه بین جنسیت و وضعیت تأهل بیماران با میزان ریزش معنادار نبود. نتیجه گیری : ریزش و عدم پیگیری درمان مشکلی شایع در روند درمان سرپایی بیماران مراجعه کننده به روان پزشک است که در بیماران بزرگ سال میزان آن بیشتر است. به همین دلیل برنامه ریزی برای انجام مداخلات لازم برای کاهش میزان ریزش بیماران ضروری به نظر می رسد.
ویژگی های روان سنجی مقیاس رضایت از زندگی در بیماران روان پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی مقیاس رضایت از زندگی در یک نمونه از بیماران سرپایی روان پزشکی در مرکز روان پزشکی شفا رشت در سال 1393-1392 انجام شد. روش : 131 بیمار مبتلا به اختلال روان پزشکی (57 زن و 74 مرد)، با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و مقیاس رضایت از زندگی را به همراه پرسش نامه های اضطراب بک، افسردگی بک، مقیاس 21 گویه ای افسردگی، اضطراب و استرس، مقیاس ناامیدی بک، مقیاس عزت نفس کوپر اسمیت و مقیاس دلیلی برای زندگی تکمیل کردند. یافته ها : تحلیل داده ها نشان می دهد که ساختار عاملی مقیاس رضایت از زندگی تک بُعدی است و براساس نتایج یافته های تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی، مدل ساختار عاملی با یک بُعد دارای بهترین برازندگی خواهد بود. همسانی درونی مقیاس برابر با 75/0 و پایایی بازآزمایی برابر با 64/0 است. تفاوت معناداری بین رضایت از زندگی مردان و زنان مشاهده نشد. نتیجه گیری : نتایج پژوهش نشان می دهند که مقیاس رضایت از زندگی، یک ابزار قابل اعتماد و معتبر برای اندازه گیری رضایت از زندگی در میان بیماران سرپایی و بیماران روان پزشکی بعد از ترخیص است.
تعیین نقش میانجی گری خودکارآمدی عمومی در رابطه تمایز یافتگی خود و هویت اجتماعی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۵ بهار ۱۳۹۵ شماره ۵۷
41-57
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی گری خودکارآمدی عمومی در رابطه بین تمایز یافتگی خود و هویت اجتماعی در دانشجویان انجام شد. روش : این پژوهش به روش توصیفی، از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های شهید بهشتی و علامه طباطبایی بودند، که تعداد 120 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های تمایز یافتگی ( DSI )، خودکارآمدی عمومی ( GSE-17 ) و هویت اجتماعی استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. لازم به ذکر است که کلیه فرایند یاد شده با استفاده از نرم افزار spss 20 و لیزرل انجام شده است. یافته ها : نتایج نشان داد که 40% از پراکندگی نمرات تمایز یافتگی از طریق خودکارآمدی عمومی و هویت اجتماعی تبیین می شود. و 30% از پراکندگی نمرات هویت اجتماعی از طریق مولفه های تمایز یافتگی تبیین می شود ، همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که خودکارآمدی عمومی در رابطه بین تمایز یافتگی و هویت اجتماعی نقش مبانجی گری دارد.
تاثیر طلاق والدین بر توانمندی روانشناختی پسران: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۵ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۵۸
18-54
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر طلاق والدین بر توانمندی روانشناختی پسران انجام شد. پژوهش حاضر مبنایی کیفی دارد. جامعه پژوهش شامل پسران طلاق ساکن شهرستان شهریار بود و جهت انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند استفاد شد. از طریق مصاحبه نیمه عمیق تعداد 13 پسر از خانواده طلاق در دامنه سنی 12 تا 17 سال که تا زمان مصاحبه بین 1 تا 5 سال طلاق والدین را تجربه و تحت حضانت مادر بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. جهت تحلیل یافته ها از از روش تقلیل گرایی و تفسیری مارشال و راسمن استفاده شد. روش تقلیل گرایی و تفسیر شامل مرتب سازی داده ها در طبقات متمایز و کدبندی آنها می باشد. با تجزیه و تحلیل داده ها، مولفه های توانمندی روانشناختی در پنج مقوله شایستگی، معناداری، خود پنداره، تعلق و اعتماد کدگذاری شدند. با توجه به تحلیل مصاحبه با نوجوانان طلاق، عوامل خشونت بین والدین قبل از طلاق، وخیم تر شدن شرایط اقتصادی بعد از طلاق، کیفیت ارتباط با والدین بعد از طلاق، تغییر در ارتباط با شبکه های اجتماعی گسترده تر بعد از طلاق و ادراک فرزندان از نوع پاسخ دهی والدین در مورد طلاق با تاثیرات ادراک شده طلاق والدین در ارتباط بودند. می توان گفت که تاثیرات طلاق والدین و فرایندهای وابسته به آن به طور یکسانی توسط همه نوجوانان ادراک نمی شود. چنانچه نوجوانان درگیر تعارض ها و خشونت والدین باشند، حمایت محدودی از شبکه های اجتماعی دریافت کنند و کیفیت ارتباط بین نوجوانان و والدین بعد از طلاق در سطح پایینی باشد و نوجوانان درک مبهمی از طلاق و شرایط بعد از آن داشته باشند در این صورت تاثیرات منفی طلاق گسترده تر خواهد بود.
اثربخشی آموزش تکنیک های ذهن آگاهی بر جهت گیری زندگی، رضایت از زندگی و پذیرش و عمل در زنان معتاد تحت توان بخشی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش تکنیک های ذهن آگاهی بر جهت گیری زندگی، رضایت از زندگی و پذیرش و عمل در زنان معتاد تحت توان بخشی بود.
مواد و روش ها: این پژوهش به روش شبه تجربی و بر اساس طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه شاهد انجام شد. جامعه آماری شامل تمام زنان معتاد سم زدایی شده بود که دوره سم زدایی را پشت سر گذاشته بودند و در زمان اجرای پژوهش، در مرکز توان بخشی پرستو در شهر نجف آباد، تحت توان بخشی قرار داشتند. حجم نمونه را 24 نفر از زنان معتاد تحت توان بخشی تشکیل داد که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به شکل تصادفی به دو گروه 12 نفره آزمایش و شاهد تقسیم شدند. گروه آزمایش از 8 جلسه آموزش گروهی تکنیک های ذهن آگاهی طی دو ماه بهره بردند؛ در حالی که گروه شاهد تنها تحت آموزش های معمول برای بازتوانی قرار گرفتند. افراد هر دو گروه آزمایش و شاهد در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسش نامه های جهت گیری زندگی (Life orientation test یا LOT)، مقیاس رضایت از زندگی (Satisfaction with life scale یا SWLS) و پذیرش و عمل- نسخه دوم (Acceptance and action questionnaire-II یا AAQ-II) پاسخ دادند که قبل و بعد از مداخله تکمیل گردید. داده ها نیز با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: پس از کنترل نمرات پیش آزمون، تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات جهت گیری زندگی، رضایت از زندگی و پذیرش و عمل در دو گروه آزمایش و شاهد در مرحله پس آزمون وجود داشت (001/0 > P).
نتیجه گیری: آموزش تکنیک های ذهن آگاهی در بهبود متغیرهای روان شناختی جهت گیری زندگی، رضایت از زندگی و پذیرش و عمل مؤثر می باشد و می تواند به عنوان روش درمانی مناسبی در درمان زنان معتاد تحت توان بخشی مورد استفاده قرار گیرد.