فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۵۶۱ تا ۱۷٬۵۸۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش بررسی رابطه هوش عاطفی و هوش معنوی با استرس شغلی کارکنان بانک است. روش: این پژوهش از نوع همبستگی است. جامعه آماری آن کارکنان بانک ملی استان سمنان (۴۷۰ نفر) است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، ۲۱۲ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هوش هیجانی بار آن (۱۹۹۷)، هوش معنوی آمرام و درایر (۲۰۰۷) و استرس شغلی HSE (۲۰۰۸) استفاده شده است. یافته ها: نتایج به دست آمده از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین هوش عاطفی و هوش معنوی و استرس شغلی رابطه معکوس وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از رگرسیون نشان داد که تقریباً ۶۹ درصد از واریانس استرس به وسیله متغیرهای هوش عاطفی و هوش معنوی تبیین می شود. مدل معادلات ساختاری نیز نشان داد که هوش عاطفی و هوش معنوی، استرس شغلی را تبیین می کند. نتیجه گیری: هوش عاطفی و هوش معنوی از عوامل مهم در کاهش استرس شغلی محسوب می شوند که مدیران و مسئولان می توانند با تقویت آنها در کارکنان به بهره وری بیشتر سازمان ها کمک کنند. همچنین به مسئولان پیشنهاد می شود با ارزیابی میزان هوش عاطفی و هوش معنوی افراد، کسانی را استخدام کنندکه بهره بیشتری از هوش عاطفی و هوش معنوی دارند.
تدوین ابزار سنجش سطح تعادل کار- زندگی و بررسی وضعیت این مفهوم بر اساس برخی ویژگیهای فردی و سازمانی؛ موردپژوهی معاونان مدارس شهرستان ورامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش تلاش دارد تا ضمن تدوین ابزاری معتبر به بررسی وضعیت تعادل امور کاری و خانوادگی معاونان مدارس شهرستان ورامین پرداخته و از این طریق گامی در راستای تدوین برنامه های لازم جهت ایجاد تعادل بیشتر بین این دو حوزه بردارد. از نقطه نظر تاریخی بحث تعادل با استفاده از نظریه های تعارض کار و زندگی مورد مطالعه قرار گرفته و تعادل در معنای نبود تعارض تفسیر می شود. بر این اساس، الگوی تعارض کار- خانواده کارلسون و همکاران (2000) به عنوان چارچوب مفهومی این تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. بر اساس این مدل تعارض کار - خانواده به دو طریق شکل می گیرد؛ الف)تعارض نقشهای کاری با امور خانواده وب)تعارض نقشهای خانوادگی با امور کاری. همچنین هر یک از این دو حوزه از سه منظر تعارض ناشی از زمان، توان فرسایی و رفتار مورد توجه قرار می گیرند. به منظور اجرای این تحقیق نمونه ای مشتمل بر 400 نفر از اعضای جامعه مورد نظر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شد. در ادامه با استفاده از مدل مذکور اقدام به تدوین ابزار لازم، تایید عاملی ابزار و سنجش وضعیت تعارض حوزه کار و زندگی کارکنان شد. پس از تدوین ابزار مناسب و تایید روایی صوری (توسط کارشناسان) و ساختاری با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی (CFA) داده های گردآوری شده توسط این ابزار، با استفاده از روشهای آمار ناپارامتریک همچون فریدمن و کروسکال والیس تحلیل شد. نتایج حاصل در بین نمونه مورد مطالعه حاکی از آن بود که وضعیت تعادل امور کاری و زندگی غیرکاری بر حسب جنسیت، شاغل بودن همسر، سطح تحصیلات، سن، سابقه کاری و تعداد فرزندان در بین معاونان مدارس متفاوت است.
دین، معنویت و مقابله با سرطان پستان: یک مطالعه ی پدیدارشناسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۲ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
12-23
حوزههای تخصصی:
سرطان پستان، شایع ترین سرطان زنان در سراسر دنیا است و بیماران مبتلا را علاوه بر عارضه های جسمیِ ناشی از این بیماری، با چالش های متعدد روانی و عاطفی مواجه می سازد. به منظور کندوکاوی عمیق برای درک بهتر راه های مقابله با بیماری در مبتلایان به این سرطان، با تمرکز بر روش های مبتنی بر مذهب و معنویت، مطالعه ی حاضر با رویکرد کیفی و پدیدارشناسی بر روی نمونه یی از زنان ایرانی انجام شد. مواد و روش ها: اطلاعات از طریق مصاحبه ی نیمه ساختاریافته ی عمیق با 27 بیمار واجد شرایط جمع آوری شد. مصاحبه ها رونویسی شد و با استفاده از رویکرد تحلیل تماتیک ون منن مورد تحلیل قرار گرفت. جمع آوری و تحلیل داده ها نیز به طور هم زمان انجام یافت. همچنین برای مدیریت داده ها از نرم افزار مکس کیو دا (نسخه ی شماره ی 10) استفاده شد. یافته ها: میانگین سنّی شرکت کنندگان در پژوهش، 77/8±50 سال بود که آن ها در دامنه ی سنّی 32 تا 68 سال بودند. در حدود 22% از این بیماران، لامپکوتومی (برداشتن بخشی از بافت پستان) و دیگران (78%)، ماستکتومی ( برداشتن همه ی پستان) شده بودند. با بررسی و استخراج کدهای اولیه ی حاصل از مصاحبه ها، کدهای نهایی استخراج شد و در شش طبقه ی فرعی و دو طبقه ی مفهومی جای گرفت، که ارتباط بین این طبقه های مفهومی منجر به ظهور درونمایه ی اصلی مطالعه، به نام «تلاش تعالی گرایانه برای سازگاری» شد. نتیجه گیری: مبتلایان به سرطان پستان در این مطالعه به طور غالب از فرایندهایی پویا و راهبردهایی مقابله یی برای کنارآمدن با واقعیت بیماری بهره می بردند، که شکل گرفته از آموزه های مذهبی و باورهای معنوی آن ها بود. بنابراین، لازم است عرضه کنندگان خدمات سلامت به این بیماران، ضمن حفظ احترام بیماران و در نظر گرفتن اعتقادات و نگرش معنوی و دینی آن ها، امکان دسترسی به مشاوره های مذهبی را برای ارتقای سلامت معنوی این دسته از بیماران فراهم سازند.
نگاهی به سلامت معنوی در گزاره های نهج البلاغه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۲ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
59-65
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با توجه به سخنان امام علی(علیه السلام) در نهج البلاغه، تلاش شده تا به مفهومی از سلامت معنوی دست یابیم؛ برای این مقصود به جستجو در کاربرد واژه ی سلامت در این مجموعه پرداخته ایم و به این نتیجه دست یافته ایم که سلامت در دو بُعد مادی(جسمی) و غیرمادی(اخلاقی و روحی)، مورد توجه قرار گرفته است و از آنجایی که واژه ی «معنویت» در این کتاب شریف به کار برده نشده، به ناچار به کلام تفسیرکنندگان نهج البلاغه رجوع کردیم و دریافتیم که این واژه به طور شایع در جنبه های عرفانی، اخلاقی و عبادی، به کار رفته است و تا حدودی نیز این کاربرد را در سخنان اندیشمندان غیراسلامی می توان مشاهده نمود. سپس در پایان، این احتمال که سلامت معنوی، مجموعه یی از «باورهای صحیح با رعایت ارزش های اخلاقی» باشد را تقویت نموده ایم.
پیش بینی ابعاد سلامت معنوی در پرستاران شاغل در بخش های ویژه بیمارستان های شهر ایلام در سال 94: نقش متغیرهای جمعیت شناختی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۲ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۳
46-53
حوزههای تخصصی:
پرستاران به طور مستقیم با بیماران در ارتباط هستند. اگر پرستاران دارای سلامت معنوی بالایی باشند، بیش تر از بیماران مراقبت خواهند کرد. ازاین رو، هدف از این پژوهش، بررسی سلامت معنوی پرستاران در بخش های ویژه ی بیمارستان های آموزشی شهر ایلام بوده است. مواد و روش ها: با استفاده از روش پژوهش توصیفی- همبستگی، پرسش نامه یی 20 سئوالی درباره ی سلامت معنوی بر اساس دیدگاه اسلام، طراحی شد. با روش نمونه گیری در دسترس، 60 نفر از پرستاران بخش های ویژه ی بیمارستان های آموزشی شهر ایلام انتخاب شدند. پرسش نامه ی مورد استفاده به صورت لیکرت شش گزینه یی طراحی شده است. در مجموع بازه ی نمره های آزمودنی ها بین 20 -120 به دست آمد که در چهار دسته تقسیم بندی شد؛ و برای تحلیل داده ها نیز از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: %58 از نمونه ها، زن بودند و %42، مرد. هیچ یک از پرستاران، نمره ی کم(20- 40) کسب نکردند و 10 نفر از پرستاران(17%) نمره ی متوسط رو به پایین(41- 70) به دست آوردند. نمره ی 30 نفر از پرستاران(50%) متوسط رو به بالا(71- 99) شد و در نهایت، 20 نفر از پرستاران(33%) نمره ی بالا(120- 100) به دست آوردند. نتیجه نشان داد که بین نمره ی کل سلامت معنوی و جنسِ آزمودنی ها، ارتباط معنی دار وجود دارد(05/0P Value<). نتیجه گیری: بیش تر پرستاران نمره ی سلامت معنوی بالایی کسب کردند، که نشان می دهد، می توان با برنامه ریزی مناسب، از سلامت معنوی پرستاران برای مراقبت معنوی از بیماران بهره برد.
مقایسه ی سازگاری اجتماعی، خود نظم دهی و باورهای دینیِ زنان معتاد و عادی شهر ارومیه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱
53-63
حوزههای تخصصی:
اگرچه آمار دقیقی از میزان جمعیت زنان معتاد در کشور ما وجود ندارد؛ براساس برخی پژوهش ها، 6/9 درصد معتادان کشور را زنان تشکیل می دهند. وزارت بهداشت نیز در آمار خود از وجود یک زن معتاد به ازای هر هشت مرد معتاد، گزارش می دهد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی میزان سازگاری اجتماعی، خودنظم دهی و باورهای دینی زنان معتاد و عادی شهر ارومیه است. مواد و روش ها: طرح این پژوهش، توصیفی از نوع علّی - مقایسه یی است. جامعه ی آماری پژوهش شامل همه ی زنان معتاد مراجعه کننده به مرکزهای ترک اعتیاد و همه ی زنان عادی شهر ارومیه در سال 94 - 95 است که از بین آنان 200 نفر (100 زن معتاد و 100 زن عادی)، بر اساس جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های سازگاری اجتماعی، خود نظم دهی و باورهای دینی استفاده شده است. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری (20- SPSS) و روش های آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس چندمتغیّری) تحلیل شده است. این پژوهش تمام موارد اخلاقی مرتبط را رعایت نموده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد بین میزان سازگاری اجتماعی، خودنظم دهی و باورهای دینی این دو گروه، تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>P)؛ بدین صورت که سازگاری اجتماعی، خودنظم دهی و باورهای دینی زنان عادی، بیشتر از زنان معتاد است. نتیجه گیری: بنابراین، می توان نتیجه گرفت که به کارگیری تدابیری ویژه، برای افزایش میزان سازگاری اجتماعی، خودنظم دهی و باورهای دینی زنان معتاد، برای ترک اعتیاد و جلوگیری از بازگشت آنان، امری ضروری به نظر می رسد.
رابطه ی دلبستگی به خدا با تاب آوری و سلامت روان والدین کودکانِ با نیازهای ویژه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
آگاه شدن از هرگونه مشکل، تاخیر رشدی یا متفاوت بودن کودک بر روی سلامت روان والدین تأثیر منفی قابل ملاحظه یی چون استرس و اضطراب می گذارد، از این رو هدف مطالعه ی حاضر بررسی رابطه دلبستگی به خدا با تاب آوری و سلامت روان والدین کودکان با نیازهای ویژه بود. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع همبستگی توصیفی است. جامعه متشکل از والدین دارای کودک با نیازهای ویژه در شهر تهران در سال 94 می باشد. 200 والد دارای کودک با نیازهای ویژه به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسش نامه ی دلبستگی به خدا(بک و مک دونالد، 2004)، مقیاس تاب آوری، پرسش نامه ی سلامت عمومی گلدنبرگ(GHQ) می باشد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین پناهگاه امن(163/0=r)، پایگاه امن(163/0=r) و ادراک مثبت از خدا(277/0=r) با تاب آوری و پناهگاه امن(192/0-=r)، پایگاه امن(171/0- =r) و ادراک مثبت از خود(205/0- =r) با سلامت عمومی همبستگی معناداری وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد ضریب پیش بینی ادراک از خدا و پناهگاه امن برای تاب آوری به ترتیب 096/0 و 135/0 بود. همچنین ادراک از خود و پناهگاه امن به ترتیب 6/5 درصد و 5/8 درصد از واریانس متغیر سلامت عمومی را تبیین کرد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اهمیت متغیر دلبستگی به خدا را در پیش بینی تاب آوری و سلامت روان در والدین دارای کودک با نیازهای ویژه آشکار ساخت.
مقایسه کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی در زوجین هر دو شاغل و یکی شاغل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال هفتم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲۷
19 - 27
حوزههای تخصصی:
تأثیر درمان گروهی مبتنی بر بخشش بر علائم افسردگی و نشخوار فکری زنان مبتلا به افسرده خویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آسیب ها و رنجش های بین فردی نقش مهمی در شکل گیری و تداوم اختلالات روانشناختی دارند. با توجه به یافته های پژوهشی مبنی بر ارتباط بین بخشیدن آسیب های بین فردی گذشته و کاهش علائم افسردگی، پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر بخشش بر علائم افسردگی و نشخوار فکری زنان مبتلا به افسرده خویی پرداخت. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با حجم نمونه 16 زن بود. آزمودنی ها با روش نمونه گیری در دسترس از یک مرکز درمانی روانپزشکی، بر اساس ملاک های ورود و تشخیص روانپزشک انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه 8 نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در گروه آزمایش درمان مبتنی بر بخشش به صورت گروهی در قالب 6 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای یک بار) برگزار شد. اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت ننمود. اطلاعات پژوهش از طریق پرسشنامه افسردگی بک (BDI)، مقیاس انگیزه های بین فردی مرتبط با آسیب (TRIM-12) و مقیاس نشخوار فکری درباره یک ناراحتی بین فردی (RIO) جمع آوری شد. برای تحلیل داده های این پژوهش، از تحلیل کوواریانس استفاده شد. ارزیابی پس از درمان نشان داد که درمان گروهی مبتنی بر بخشش بر کاهش علائم افسردگی و نشخوار فکری زنان مبتلا به افسرده خویی مؤثر بوده است و این تأثیر از لحاظ آماری (05/0 p<) معنادار بود. از یافته های بدست آمده از این مطالعه چنین نتیجه گیری می شود که می توان از درمان گروهی مبتنی بر بخشش برای کاهش علائم افسردگی و نشخوارفکری سود جست.
مقایسه پنج عامل بزرگ شخصیت، خودکارامدی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در دختران فراری و عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به شیوع فزاینده فرار دختران نوجوان از خانه و عواقب ناگوار فردی و اجتماعی آن، پژوهش حاضر با هدف بررسی پنج عامل بزرگ شخصیت، خودکارامدی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در دختران فراری و عادی انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش از حیث هدف، بنیادی و از نظر شیوه جمع آوری داده ها، از نوع توصیفی بود. جامعه آماری مطالعه را کلیه دختران فراری شهر کرمانشاه در سال 1393 تشکیل داد که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 50 نفر انتخاب و با 50 نفر از دختران یکی از دبیرستان های شهر کرمانشاه از لحاظ جنس، سن و تحصیلات همتاسازی شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه پنج عامل بزرگ شخصیتی (Five-Factor Model یا FFM)، پرسش نامه خودکارامدی عمومی ( General Self-Efficacy Scale یا GSES ) و پرسش نامه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان ( Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ ) بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین دو گروه در متغیرهای روان رنجورخویی، گشودگی، برون گرایی، وظیفه شناسی، توافق، خودکارامدی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجانی تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0 > P).
نتیجه گیری: با توجه به روند رو به رشد فرار دختران از منزل و مسایل و عواقب حاصل از فرار دختران، توجه به مسأله پیشگیری و شناسایی عوامل زمینه ساز و اجرای مداخلات گوناگون جهت اصلاح آن ها، امری ضروری به نظر می رسد.
بررسی عوامل فرهنگی، اجتماعی و روانی دوستی و معاشرت دختر و پسر قبل ازدواج
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی عوامل موثر بر نگرش جوانان نسبت به معاشرت و دوستی دختر و پسر پیش از ازدواج پرداخته و این تحقیق به لحاظ روش از نوع پیمایشی بوده است. جامعه آماری این مطالعه تمامی دانشجویان شاغل به تحصیل دردانشگاه آزاد آمل می باشند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 363 نمونه به عنوان حجم نمونه توسط نمونه گیری تصافی (اتفاقی) انتخاب شدند.که تعداد 181نفر مرد و182 نفر زن بوده اند. همچنین برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. به منظور تحلیل متغیرهای مورد مطالعه، با استفاده از نرم افزارSPSSوروش های آماری همبستگی، رگرسیون، آزمونTو آزمون های آماری پارامتریک استفاده شده است.طبق یافته های تحقیق بین عوامل مستقلی چون عوامل جمعیتی، اجتماعی، فرهنگی و روانی با متغیر وابسته که نگرش دانشجویان نسبت به دوستی و معاشرت با جنس مخالف، قبل از ازدواج بوده رابطه معنی دار دارند. نتایج تحقیق نشان می دهد که عوامل فردی، اجتماعی، فرهنگی و روانی در نگرش دانشجویان نسبت به دوستی و معاشرت با جنس مخالف، قبل از ازدواج تاثیرگذارند. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، تمایل مردان به برقراری دوستی و معاشرت با جنس مخالف در مقایسه با زنان، بیشتر بوده است و همچنین خانواده دانشجویان نسبت به دانشجویان نگرش منفی تری به این گونه معاشرت ها داشته اند.
تأثیر واقعیت درمانی گلاسر بر تعهد شخصی زوجین
حوزههای تخصصی:
تعهد به همسر و ازدواج، یکی از مهمترین عوامل تضمین کننده تداوم ازدواج و تحکیم بنیان خانواده است که به دلیل افزایش روز افزون معاشقه نامشروع و طلاق در دو دهه اخیر، در مطالعات نوین خانواده و ازدواج، بسیار مهم تشخیص داده شده است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر واقعیت درمانی گلاسر بر تعهد شخصی زوجین بود. روش این پژوهش، شبه آزمایشی با استفاده از پیش آزمون- پس آزمون و گروه آزمایش و گواه بود. اعضای نمونه این پژوهش، 32 زوج ناسازگار از زوجین داوطلب مراجعه کننده به مراکز مشاوره و مداخله در بحران شهرستان خمینی شهر، اصفهان بودند که پس از انتخاب، به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 زوج) و گواه (16 زوج) گمارده شدند. اعضای گروه آزمایش در 9 جلسه زوج درمانی گروهی طی مدت زمان دو ماه شرکت نمودند. متغیر وابسته، تعهد شخصی بود که توسط پرسشنامه ابعاد تعهد آدامز و جونز (1997) ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاه شد. نتایج این پژوهش نشان داد که واقعیت درمانی گلاسر، تعهد شخصی زوجین را افزایش داده است (001/0(P ≤ . ولی بین زنان و مردان از نظر میزان تعهد شخصی برحسب جنسیت، تفاوت معنی داری وجود نداشت. در مجموع نتایج این پژوهش نشان داد که مفهوم تعهد که تاثیر محافظت کننده آن در پژوهش های متعدد خارجی و شمار محدودی پژوهش داخلی به اثبات رسیده است، می تواند در کاهش و پیشگیری از معضلات و آسیب های مختلف حوزه خانواده مانند طلاق و عهدشکنی زناشویی، مؤثر باشد.
مطالعه ی تطبیقی سبک های تفکر دانشجویان رشته های تحصیلی مختلف دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از پژوهش ها نشان داده است که سبک های تفکر و یا سبک های یادگیری بیش از هوش تبیین کننده کیفیت و میزان یادگیری دانشجویان است. سبک تفکر و یا اصطلاحات همپوش آن مانند سبک شناختی تفکر و سبک یادگیری به برتری های فرد در یادگیری اشاره دارد. با توجه به این که شناسایی روش های ترجیحی فراگیران، نقش مهمی در برنامه ریزی درسی و آموزشی رشته های دانشگاهی دارد، هدف این پژوهش مقایسه سبک های تفکر دانشجویان بر حسب رشته تحصیلی و جنسیت آنان بوده است. بدین منظور 350 دانشجوی رشته های علوم انسانی، علوم پایه و فنی- مهندسی (188 پسر و 162 دختر) دانشگاه شیراز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند و به پرسش نامه سبک تفکر (گراشا و ریچمن،1996) پاسخ دادند. پایایی ابزار پژوهش به وسیله ی آلفای کرونباخ و روایی آن به وسیله ی تحلیل عامل تعیین شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل واریانس چند متغیره استفاده گردید. نتایج نشان داد که دانشجویان علوم پایه در مقایسه با دانشجویان علوم انسانی و مهندسی بیشتر از سبک های تفکر مسؤولیت پذیر و همکاری خواه استفاده می کنند. همچنین یافته ها روشن ساخت که پسران دانشجو در مقایسه با دختران بیشتر از سبک های تفکر مستقل و اجتناب کننده استفاده می کنند.
اثربخشی آموزش گروهی هوش مبتنی بر عواطف در آزمندی مصرف مواد در معتادان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره پانزدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶۰
480-491
حوزههای تخصصی:
کشورهای امروزی است که متغیرهای روانشناختی بسیاری می توانند بر شدت آن تأثیرگذار باشند، این متغیر ها می توانند بر تداوم و شدت مصرف مواد تأثیر گذاشته و در روند بهبودی این بیماران نقش ایفا کنند، از این رو مسأله پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش هوش مبتنی بر عواطف بر کاهش آزمندی مصرف در بیماران تحت درمان با متادون بوده است. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. تعداد 40 نفر از بیماران مبتلا به مصرف مواد به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه همتا سازی شدند. ابزار پژوهش شامل، پرسشنامه آزمندی مصرف تیفانی بود. برنامه آموزش هوش مبتنی بر عواطف در قالب دوازده جلسه نود دقیقه ای در گروه آزمایشی اجرا شد. در پایان دوره آموزشی دو گروه پرسشنامه مذکور را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس نشانگر تأثیر کاربندی در کاهش آزمندی مصرف (0/05 P< ) بیماران گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه بود . نتایج این پژوهش نشان داد که آموزش هوش مبتنی بر عواطف توانسته است با بالا بردن هوش مبتنی بر عواطف در بیماران مبتلا به مصرف مواد در برخورد با موقعیت های به وجود آورنده آزمندی مصرف کمک بنماید.
بررسی تأثیر توانبخشی شناختی مبتنی برحرکت بر بهبود حافظه جاری کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه/ فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره پانزدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶۰
504-517
حوزههای تخصصی:
اختلال کمبود توجه/ فزون کنشی، اختلالی عصب-تحولی است. نقص کارکردهای اجرایی خصیصه فراگیر این اختلال محسوب می شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثربخشی توانبخشی شناختی مبتنی بر حرکت بر بهبود حافظه جاری کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجّه/فزون کنشی می باشد. پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی که در آن از طرح کارآزمایی بالینی تصادفی (پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه) استفاده شده است. در این مطالعه30 کودک 7 تا 12 ساله مراجعه کننده به کلینیک های شهر تهران که توسط روانپزشک دارای تشخیص اختلال کمبود توجّه/ فزون کنشی بودند با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. حافظه جاری با آزمون چند محرک پیشین ارزیابی شد. داده های این پژوهش با آزمون آماری t مستقل، تحلیل واریانس آمیخته و به کمک نرم افزار SPSS20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده از پژوهش نشان دادند که در حافظه جاری (P<0.01) گروه درمان بعد از مداخله بهبود حاصل شد. به این صورت که در پیش آزمون تفاوت چندانی بین گروه گواه و آزمایش در حافظه جاری دیده نشد امّا در پس آزمون نمرات گروه آزمایش به طور معناداری از گروه گواه افزایش یافته بودند. نتایج حاصل از تحلیل آماری داده ها نشان می دهد که با در نظر گرفتن گروه گواه و درمان توانبخشی شناختی مبتنی بر حرکت موجب تقویت حافظه جاری کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجّه/ فزون کنشی شده است.
اثربخشی مشاوره زناشویی تلفیقی کوتاه مدت بر کاهش فرسودگی زناشویی زوج ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی تناسب شخصیت-شغل و رابطه آن با عملکرد شغلی با توجه به نقش میانجی گر تعهد سازمانی در کارکنان شرکت فولاد خوزستان
حوزههای تخصصی:
در دهه اخیر مدیران منابع انسانی بر تناسب شغل با ویژگی های شخصیتی شاغل به عنوان یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر موفقیت در پیشبرد اهداف سازمان و افزایش تعهد و عملکرد شغلی تأکید نموده اند. هدف از انجام پژوهش حاضر ارزیابی وضعیت تناسب شخصیت–شغل در شرکت فولاد خوزستان و نیز بررسی رابطه آن با عملکرد شغلی با میانجی گری تعهد سازمانی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان شرکت فولاد خوزستان می باشند. از این جامعه تعداد 384 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های تیپ های شخصیتی، تعهد سازمانی و عملکرد شغلی بود. نتایج نشان داد کارکنان شرکت فولاد خوزستان از نظر تناسب شخصیت-شغل در موقعیت مناسبی (بالاتر از میانگین) قرار دارند. همچنین نتایج حاصل از تحلیل معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل نشان داد که بین تناسب شخصیت–شغل با عملکرد شغلی کارکنان مستقیم و غیرمستقیم با میانجی گری تعهد سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
روایی سنجی ارزیابی عملکرد سنتی و ارزیابی چندوجهی شایستگی ها از طریق کانون ارزیابی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر سنجش روایی ارزیابی عملکرد سنتی و ارزیابی چندوجهی شایستگی ها از طریق کانون ارزیابی بود. شرکت کنندگان در پژوهش 71 نفر از کاندیدهای سمت سرپرستی شرکت فولاد آلیاژی ایران بودند. جهت تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون سلسه مراتبی استفاده شد. نتایج بررسی روایی ملاکی نشان داد ارزیابی عملکرد سنتی و ارزیابی چند وجهی شایستگی ها به طور مثبت و معنی داری در پیش بینی نمرات کانون ارزیابی مؤثر بودند. روایی افزایشی مبتنی بر شواهد نشان داد ارزیابی چند وجهی شایستگی ها در مقایسه با ارزیابی سنتی عملکرد، 3/26 درصد در پیش بینی نمرات کانون ارزیابی موفق تر بوده است. همچنین، بررسی شایستگی های یکسان در ارزیابی چند وجهی و مرکز ارزیابی، روایی همگرای 4 شایستگی را تأیید و 2 شایستگی را رد کرد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که به منظور ارزیابی عملکرد کارکنان، ارزیابی چندوجهی شایستگی ها در مقایسه با ارزیابی سنتی از روایی بالاتری برخوردار است.
رابطه خودشیفتگی مدیران با سکوت سازمانی کارکنان
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه خودشیفتگی مدیران با سکوت سازمانی کارکنان شهر هشترود بود. حجم جامعه مورد مطالعه 319 نفر از کارکنان ادارات دولتی شهرستان هشترود بودند که 175 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی و فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه های محقق ساخته بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که بین ابعاد خودشیفتگی مدیران با سکوت سازمانی کارکنان ادارات دولتی شهرستان هشترود رابطه مستقیم و معنی دار بود.
بررسی تأثیر دوره های آموزشی مدیریت استرس بر توسعه مهارت مدیریت استرس کارکنان یک مرکز صنایع نظامی
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۷ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲۸
15 - 28
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش برای بررسی تأثیر دوره های آموزش مهارت های مدیریت بر توسعه مهارت مدیریت استرس کارکنان یک مرکز صنایع نظامی صورت گرفته است. روش: این پژوهش به لحاظ روش، تجربی و با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفته است. بدین منظور، جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان این مرکز تعیین شد و تعداد 132 نفر از کارشناسان و مدیران به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی ساده در قالب یک گروه آزمون و یک گروه کنترل هرکدام به تعداد 66 نفر گمارش شده و با استفاده از روش پیش آزمون پس آزمون و با پرسشنامه استاندارد وتن و کمرون (1381) مورد بررسی قرار گرفتند. گروه آزمایش در 6 جلسه آموزش 90 دقیقه ای مهارت های مدیریت استرس، شرکت داده شد و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. داده های جمع آوری شده آزمون دو گروه پس از تحلیل توصیفی بااستفاده از روش تحلیل کوواریانس (ANCOVA) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج این پژوهش نشان داد که دوره های آموزشی مدیریت استرس بر تقویت مهارت مدیریت استرس کارکنان تأثیر معنا دار نداشته و از بین مؤلفه های مهارت، تنها موجب توسعه معنا دار مؤلفه حذف عوامل استرس زا شده و بر دو مؤلفه توسعه راهبرد های پیش فعالانه باهدف انعطاف پذیری و توسعه راهبرد های واکنشی باهدف غلبه بر استرس کوتاه مدت، تأثیر معنا داری نشان نداد. بحث: عواملی همچون: ویژگی های خاص بستر تحقیق، خصوصاً محیط شبه نظامی و ملاحظات امنیتی، عدم نیازسنجی اصولی و علمی آموزشی کارکنان و مدیران و عدم به کارگیری فناوری ها و الگوهای نوین آموزش ضمن خدمت، موجب شد تا آموزش های ارائه شده از اثربخشی کافی برخوردار نشوند.