فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۰۶۱ تا ۱۸٬۰۸۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
خوش بینی نگرشی مثبت به جهان پیرامون است و فرد خوش بین با چنین نگرش مثبتی در تلاش است که دنیا را به صورت بهتر و زیباتری ببیند. آنچه از تحقیقات انجام شده بر می آید این است که خوش بینی یکی از اصولی ترین مولفه هایی است که امنیت را ارتقا می دهد و موجب سلامتی، آرامش و مطلوبیت جامعه می شود. از مهم ترین عوامل موثر بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان خوش بینی آنها به نظام آموزشی است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل موثر بر خوش بینی دانش آموزان نسبت به نظام آموزشی، بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش نظریه زمینه ای انجام شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای، داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده با 30 نفر از دانش آموزان دبیرستان پسرانه شهید فهمیده شهر تهران، طی سه مرحله کدگذاری باز (اولیه)، محوری و گزینشی (انتخابی) شد. کدهای باز شامل 33 مفهوم و کدهای محوری شامل چهار مقوله عمده است که مشتمل بر ویژگی های کارکنان مدرسه، ویژگی های محیطی و امکانات مدرسه، برنامه های مدرسه و ویژگی های دانش آموزان می باشد. میل به رشد فردی، به عنوان کد محوری پژوهش حاضر، شناسایی گردید.
بررسی باورهای غیرمنطقی و راهبردهای مقابله با استرس به عنوان پیش بین های میزان تاب آوری و رشد پس از رخداد آسیب زا در مادران کودکان دارای اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی باورهای غیرمنطقی و راهبردهای مقابله با استرس به عنوان پیش بین های میزان تاب آوری و رشد پس از رخداد آسیب زا در مادران کودکان دارای اتیسم انجام شده است. روش: با توجه به اهداف و ماهیت از نوع پژوهش توصیفی- مقطعی، با روش همبستگی در قالب طرح پیش بین است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مادران کودکان دارای اتیسم شهر شیراز تشکیل داده اند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده است و شامل 108 مادر کودک دارای اتیسم است. ابزار مورد استفاده که با استفاده از آنها اطلاعات و آمار آزمودنی ها مورد بررسی قرار گرفت عبارت اند از: پرسش نامه باورهای غیرمنطقی (آی بی تی)، پرسش نامه مقابله با موقعیت های فشارزا (آی سی اس اس)، مقیاس تاب آوری بزرگسالان (اِی آر اس)، پرسش نامه رشد پس از رخداد آسیب زا (پی تی جی). تحلیل آماری پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها: همان طور که نتایج این پژوهش نشان داد در مورد سؤال اول، مؤلفه های انتظار بالا از خود، تمایل به سرزنش، واکنش نسبت به ناکامی، وابستگی، کمال گرایی و همچنین راهبرد اجتنابی مقابله با استرس با توجه به (86/0=R2) به دست آمده قادر به پیش بینی تاب آوری مادران کودکان دارای اتیسم هستند. از سوی دیگر در سؤال دوم مؤلفه های تمایل به سرزنش، بی مسئولیتی هیجانی، وابستگی و راهبردهای هیجان مدار و اجتناب مدار مقابله با استرس با توجه به (71/0=R2) به دست آمده قادر به پیش بینی رشد پس از رخداد آسیب زا در مادران کودکان دارای اتیسم هستند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که برخی از مؤلفه های باورهای غیرمنطقی و راهبردهای مقابله با استرس می تواند میزان تاب آوری و رشد پس از رخداد آسیب زا را در مادران کودکان دارای اتیسم پیش بینی کند.
نقش باور به دنیای عادلانه در پیش بینی رضایت از زندگی دانشجویان دختر دانشگاه سیستان و بلو چستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضرتعیین نقش باور به دنیای عادلانه در پیش بینی رضایت از زندگی دانشجویان دختر بود. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی می باشد. تعداد 368 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه سیستان و بلوچستان زاهدان به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های باور به دنیای عادلانه(BJWS) و رضایت از زندگی SWLS)) جمع آوری و در تحلیل آماری از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین بعد باور به دنیای ناعادلانه با رضایت از زندگی رابطه معکوس و معنی داری و بین باور به دنیای عادلانه عمومی، باور به دنیای عادلانه برای دیگران و باور به دنیای عادلانه برای خود، رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. علاوه بر این نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام برای پیش بینی رضایت از زندگی نشان داد که در گام اول متغیر باورهای دنیای عادلانه برای خودبه تنهایی 19/0 و در گام دوم باورهای دنیای عادلانه برای خود و باورهای دنیای ناعادلانه روی هم 21/0، متغیر رضایت از زندگی را پیش بینی می کنند. بنابراین باور به دنیای عادلانه موجب کاهش حالات هیجانی منفی و تجربه های هیجانی مثبت بیشتر می شود و در کل چنین باوری رضایت بالا از زندگی را در پی خواهد داشت.\nهدف از پژوهش حاضرتعیین نقش باور به دنیای عادلانه در پیش بینی رضایت از زندگی دانشجویان دختر بود. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی می باشد. تعداد 368 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه سیستان و بلوچستان زاهدان به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های باور به دنیای عادلانه(BJWS) و رضایت از زندگی SWLS)) جمع آوری و در تحلیل آماری از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین بعد باور به دنیای ناعادلانه با رضایت از زندگی رابطه معکوس و معنی داری و بین باور به دنیای عادلانه عمومی، باور به دنیای عادلانه برای دیگران و باور به دنیای عادلانه برای خود، رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. علاوه بر این نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام برای پیش بینی رضایت از زندگی نشان داد که در گام اول متغیر باورهای دنیای عادلانه برای خودبه تنهایی 19/0 و در گام دوم باورهای دنیای عادلانه برای خود و باورهای دنیای ناعادلانه روی هم 21/0، متغیر رضایت از زندگی را پیش بینی می کنند. بنابراین باور به دنیای عادلانه موجب کاهش حالات هیجانی منفی و تجربه های هیجانی مثبت بیشتر می شود و در کل چنین باوری رضایت بالا از زندگی را در پی خواهد داشت.
مقایسه کارکردهای شناختی نواحی پره فرونتال در افراد دارای باورهای وسواسی، بیماران وسواسی و افراد بهنجار
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعات تصویربرداری مغزی نشان داده اند که کاهش فعالیت لوب فرونتال در بیماران وسواسی -جبری وجود دارد . هدف از این مطالعه، بررسی این فرضیه است که بین کارکردهای نواحی پشتی جانبی پره فرونتال و اوربیتوفرونتال در بیماران دارای اختلال وسواسی-جبری، افراد دارای باورهای وسواسی، و افراد سالم تفاوت وجود دارد. روش: 22 دانشجوی وسواسی با آزمون وسواسی-اجباری مادزلی و 21 نفر دانشجو با باورهای وسواسی با پرسشنامه باورهای وسواسی و 22 دانشجوی بهنجار نیز بعنوان گروه گواه انتخاب شدند. در هر سه گروه، آزمون های عملکرد پیوسته و دسته بندی کارتهای ویسکانسین بر روی آزمودنی ها اجرا شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها به روش MANOVA در آزمون عملکرد پیوسته نشان داد که در متغیر خطای حذف، بیماران وسواسی تفاوت معنی داری با گروه های افراد با افکار وسواسی و افراد سالم دارند. همچنین در خطای ارتکاب نیز بیماران وسواسی تفاوت معنی داری با دو گروه دیگر دارند. همچنین بین هیچ یک از گروه ها در شاخص درجاماندگی آزمون ویسکانسین، تفاوت معنی داری وجود ندارد. نتیجه گیری: بیماران وسواسی-جبری نقایصی را در کارکردهای ناحیه اوربیتوفرنتال نشان می دهند که این نقایص در افراد با باورهای وسواسی و افراد سالم دیده نمی شود.
بررسی مقایسه ای ویژگی های شخصیتی در والدین کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری با گروه شاهد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بنا به نظر پژوهشگران، ویژگی های شخصیتی والدین و رفتار ایشان با کودک بر اختلالات روان پزشکی از جمله اختلالات اضطرابی و وسواسی-اجباری وی، می تواند اثرگذار باشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی ویژگی های شخصیتی والدین کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری و مقایسه ی آن با گروه شاهد انجام گردید.
روش کار: جامعه ی آماری این مطالعه ی توصیفی-مقطعی، شامل والدین کودکان و نوجوانان 18-6 ساله ی مراجعه کننده به بیمارستان روان پزشکی ابن سینای مشهد در فروردین تا شهریور 1392 هستند که با روش نمونه گیری در دسترس، والدین30 کودک و نوجوان مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری (60 نفر) بر اساس معیارهای چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی و تایید دو روان پزشک کودک و نوجوان رسیده بودند وارد مطالعه شدند. گروه شاهد (60 نفر) همگن با گروه آزمون از خانواده های کودکان و نوجوانان سالم در مدرسه انتخاب شدند. تمام والدین توسط آزمون تیپ شناسی مایرز-بریگز ارزیابی گردیدند. داده ها با آمار توصیفی، مجذور خی و نرم افزار آماری SPSS نسخه ی 15 تحلیل شدند.
یافته ها: بنا بر یافته ها در ابعاد شخصیتی درون گرایی-برون گرایی، حسی-شمی، قضاوت گرا-ادراک گرا و تیپ های شانزده گانه ی مایرزبریگز بین دو گروه شاهد و آزمون، تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0<P). تنها در بعد شخصیتی عقلانی-حسی بین دو گروه، تفاوت معنی داری مشاهده گردید (026/0=P).
نتیجه گیری: بنا بر نتایج، به نظر می رسد که ارتباط معنی داری بین اکثر ویژگی های شخصیتی والدین با بروز یا شیوع اختلال وسواسی-اجباری در کودکان و نوجوانان دیده نمی شود.
نقش پیش بینی کنندگی انگیزش تحصیلی در ارتباط با سبک های هویت و راهبردهای فراشناختی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش پیش بینی کنندگی انگیزش تحصیلی در ارتباط با سبک های هویت و راهبردهای فراشناختی دانش آموزان می باشد. روش تحقیق ، توصیفی از نوع همبستگی می باشد، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه دوم مقطع متوسطه دوم شهر زاهدان در سال تحصیلی94-1393 به تعداد (2559) می باشد که از بین آنان نمونه ای به حجم 336 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای- چند مرحله ای انتخاب شد.به منظور جمع آوری داده هامقیاس انگیزش تحصیلیAMS) )والرندوهمکاران(1992)،پرسشنامه پایگاه هویت من EOM-EIS2)) بنیون وآدامز (1986) و پرسشنامه حالت فراشناختی انیل و عابدی(1997) به صورت گروهی توسط افرادگروه نمونه تکمیل شدند. اعتبار این پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب α=0/91،α=0/72،α=0/89به دست آمد.جهت تجزیه و تحلیل داده ها ازمیانگین و انحراف معیار ،آزمون هایT تک گروهی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به روش گام به گام استفاده گردید.نتایج پژوهش نشان دادکه ،دانش آموزان درمتغیر انگیزش تحصیلی، سبک هویت کسب شده، و راهبردهای فراشناختی دروضعیت مطلوبی می باشند.از بین مولفه های انگیزش تحصیلی ،انگیزش درونی با سبک هویت کسب شده و راهبردهای فراشناختی بیشترین ارتباط رانشان داد ، همچنین سبک هویت کسب شده بیشترین ارتباط را باراهبردهای فراشناختی نشان داد ،ازبین مولفه های انگیزش تحصیلی، درگام اول انگیزش درونی گام دوم انگیزش بیرونی وگام آخر بی انگیزشی بیشترین پیش بینی رااز هویت کسب شده داشته است سبک هویت سردرگم درگام اول توسط مولفه بی انگیزشی و درگام دوم توسط انگیزش درونی پیش بینی شد ، برای سبک هویت دیررس انگیزش درونی وبرای سبک هویت زودهنگام انگیزش بیرونی تنها مولفه هایی بودند که وارد الگوی پیش بینی کننده شدند.برای پیش بینی راهبردهای فراشناخی درگام اول انگیزش درونی ،درگام دوم بی انگیزشی ودر گام آخر انگیزش بیرونی بیشترین پیش بینی را از راهبردهای فراشناختی داشته اند.
اثربخشی آموزش مثبت نگری در افزایش امید با تأکید بر قرآن و آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مثبت نگری بر افزایش امید با تأکید بر قرآن و آموزه های اسلامی در کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان بود. پژوهش از نوع نیمه تجربی همراه با گروه تجربی و گواه بود. روش نمونه گیری ابتدا کل جامعه آماری به تعداد 300 نفر پرسشنامه ی امید اسنایدر را تکمیل کردند و شرکت کنندگانی که پایین ترین نمره را اخذ کردند تعداد 50 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه تجربی و گواه جایگزین شدند. به گروه تجربی هشت جلسه ی نود دقیقه ای به صورت هفتگی، آموزش مثبت نگری با تأکید بر قرآن و آموزه های دینی ارائه گردید. در پایان آموزش، از هر دو گروه خواسته شد پرسشنامه مذکور را مجدداً تکمیل نمایند. در مرحله ی بعد، پس از دو ماه آزمون پیگیری امید برای سنجش ماندگاری آموزش های داده شده اجرا گردید. برای تحلیل داده ها علاوه بر استفاده از آمار توصیفی از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) و تحلیل کوواریانس تک متغیری (ANCOVA) استفاده شد. نتایج آزمون های تجزیه و تحلیل کواریانس چند متغیری و تک متغیری نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو گروه در افزایش امید در مرحله پس آزمون وجود دارد. و در مرحله ی پیگیری نیز ثبات داشته است. نتایج نشان می دهد که آموزش گروهی مثبت نگری با تأکید بر قرآن و آموزه های اسلامی در گروه تجربی نسبت به گروه گواه باعث افزایش متغیر امید و زیر مقیاس های آن شده است. این نتایج در مرحله ی پیگیری نیز ثبات داشته و مورد تأیید قرار گرفت.
اثربخشی آموزش مهارت خودآگاهی د ر کاهش اعتیاد به اینترنت،احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تحقیق حاضر، اثربخشی آموزش مهارت خودآگاهی در کاهش اعتیاد به اینترنت، احساس تنهایی و افزایش خودکارآمدیمورد مطالعه قرار گرفت.جامعه آماری پژوهش حاضر،کلیه دانش آموزان دختر دوم مقطع متوسطه ماهشهر بودند که از بین آن ها 50نفر به روش نمونه گیری تصادفیچند مرحله ایانتخاب شدندوتنها گروه آزمایشی بود که در معرض ده جلسه آموزشی عملی قرار گرفت.برای جمع آوری داده های تحقیق، از پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت سواری (1391)، احساس تنهایی راسل، پیلا و کاترونا (1980) و خودکارآمدیشرر و همکاران (1982) استفاده بعمل آمد.طرح تحقیق حاضر میدانیو از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل کواریانس چند متغیری و یک متغیریاستفاده شد.نتایج تحقیق نشان داد آموزش مهارت خودآگاهی باعث کاهش اعتیاد به اینترنت و احساس تنهاییآزمودنی ها گردید. همچنین آموزش هاییاد شده توانست خودکارآمدی دختران دانش آموزدوم مقطع متوسطه ماهشهر را افزایش دهد.نتایج این تحقیق حاکی از آن بود که از طریق آموزش می توان بسیاری از عادت های ناپسند( اعتیاد به اینترنت و احساس تنهایی) را کم و عادت های مناسب( خودکارآمدی) راتقویت کرد.
تأثیر آموزش حل مسئله به مادران بر فرایندهای خانوادگی و شیوه های فرزند پروری آنها
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه سبک های ارتباطی خانواده و نحوه ارتباط والد- کودک، از آموزش های حل مسئله تأثیر می پذیرد. هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر آموزش حل مسئله به مادران بر شیوه های فرزندپروری و فرایندهای خانوادگی است.
روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون تک گروهی است. جامعه آماری مشتمل بر مادران دانش آموزان پیش دبستانی و دبستانی شهر تهران در سال 1392 بود. نمونه مورد مطالعه شامل 55 نفر از مادران این دانش آموزان بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند (1967) و مقیاس فرایندهای خانوادگی سامانی (1386) استفاده شد.
یافته ها: یافته ها نشان دادند شرکت در دوره آموزش مهارت های حل مسئله اثر مثبتی بر عملکرد شرکت کنندگان در سبک های فرزندپروری و فرایندهای خانوادگی آنها داشته است؛ به طوری که این برنامه منجر به بهبود مهارت ارتباطی، انسجام و احترام متقابل، و مهارت مقابله والدین شده و سبب کاهش استفاده والدین از شیوه های فرزندپروری سهل گیرانه و مستبدانه شده است.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر آموزش مهارت های حل مسئله به منظور بهبود سبک های فرزندپروری و کیفیت ارتباط های بین فردی درون خانواده و فرایندهای خانوادگی پیشنهاد می شود. شرکت در این برنامه با بهبود روابط و تغییر شیوه های فرزندپروری سهل گیرانه و مستبدانه می تواند موجب افزایش تجربه پیامدهای مطلوب توسط فرزندان، بهبود کیفیت روابط والد- فرزند و تبعات مطلوب روانی و اجتماعی گردد. به این ترتیب، مداخله حاضر را می توان به عنوان مداخله ای مفید به درمانگران پیشنهاد کرد.
پیش بینی تنش والدینی وآشفتگی روان شناختی مادران براساس مشکلات رفتاری وکارکردهای انطباقی کودکان دبستانی با تأخیرهای تحولی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تولد کودک با تأخیرتحولی می تواند به همراه خود، مشکلات جدید و مضاعفی را برای والدین این کودکان به دنبال داشته باشد، اغلب برای چنین والدینی مخصوصاً مادران تنش، تجربیات و پاسخ های هیجانی از قبیل افسردگی، اضطراب و آشفتگی های روانی دیگر رخ می دهد، که اینها ارتباط مستقیمی با مسائل کود ک دارند. پژوهش حاضر به منظور پیش بینی تنش والدینی و آشفتگی روان شناختی مادران بر اساس مشکلات رفتاری و کارکردهای انطباقی کودکان دبستانی با تأخیرهای تحولی انجام شد.
روش : طرح پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی است. داده های پژوهش با روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل تحلیل شده است..جامعه آماری این پژوهش تمامی کودکان 11-6 ساله با تأخیرهای تحولی شامل کودکان مبتلا به اوتیسم مراجعه کننده به مراکزآموزشی و توان بخشی و دانش آموزان مدارس با نیازهای ویژه شهر تبریز در سال تحصیلی 94-1393 را شامل می شد. در این پژوهش از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. پس از توضیح اهداف پژوهش برای مادران و جلب رضایت آگاهانه از آنها، مقیاس های رفتار غیرعادی کودکان (1986)، فرم کوتاه شده آزمون علایم روانی (1973) ، مقیاس کارکرد انطباقی واینلند(1984)، شاخص تنیدگی والدینی(1967) توسط مادران تکمیل شد.
یافته ها: داده های پژوهش به وسیله روش آماری مدل یابی ساختاری از طریق نرم افزار لیزرل مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که بین مؤلفه های مشکلات رفتاری کودکان با تأخیرهای تحولی (با اوتیسم و بدون اوتیسم) با آشفتگی روان شناختی و تنش والدینی مادران آنها رابطه مثبت وجود دارد ولی بین مؤلفه های کارکردهای انطباقی این کودکان با آشفتگی روان شناختی و تنش والدینی مادران رابطه منفی وجود دارد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مدل یابی ساختاری می توان استنباط کرد که کارکردهای انطباقی و مشکلات رفتاری کودکان با تأخیرهای تحولی در قالب روابط ساختاری تغییرات آشفتگی روان شناختی و تنش والدینی مادران را به طور معنی دار تبیین کنند. به عنوان مثال متغیر خودتحریکی با ضریب بتای (24/0) و t محاسبه شده(72/3) قادر است 24% از تغییرات آشفتگی روان شناختی مادران را به طور معنی دار تبیین کنند و این متغیر با ضریب بتای(42/ 0و t محاسبه شده (46/5) قادر است 42% از تغییرات استرس والدینی مادران را به طور معنی دار تبیین کند.
تأثیر «آموزش های مستقیم و غیرمستقیم ماهواره ای» بر «تعارض زناشویی» و «نگرش به خیانت زناشوئی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر «آموزش های مستقیم و غیرمستقیم ماهواره ای» بر «تعارض زناشویی» و «نگرش نسبت به خیانت زناشوئی» انجام شده است. از بین زنان ساکن در شهر مشهد، با استفاده از فرمول کوکران، 400 نفر، با روش نمونه گیری گلوله برفی تعیین شدند. داده ها از طریق دو مقیاس «تعارض زناشویی» کنزاس و «نگرش به خیانت زناشویی» مارک واتلی گردآوری و از طریق آزمون های آماری تی مستقل، ANOVA و MANOVA تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین زنانی که سریال های ماهواره ای فارسی تماشا می کردند با زنانی که تماشا نمی کردند، در «نگرش نسبت به خیانت زناشوئی»، تفاوت معنی داری وجود دارد (59/t=9 و p=0/01). بین میزان «تعارض زناشویی» آن دو گروه نیز تفاوت معناداری مشاهده شد (62/f=2 و p=0/01). بنابراین پیشنهاد می شود راهبردهایی اتخاذ شود که برنامه های تلویزیونی داخلی بتواند به نیازها، انتظارات و خواسته های طیف وسیع تری از افراد جامعه پاسخ دهد تا نهاد خانواده، از استحکام بیشتری برخوردار باشد.
نظریه دلبستگی و مشکلات هیجانی- اجتماعی در دانش آموزان با مشکلات ویژه یادگیری: تبیین نظری و کاربردهای بالینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: نظریه دلبستگی در تبیین مشکلات هیجانی-اجتماعی دانش آموزان با مشکلات یادگیری چارچوب نظری مفیدی را فراهم می کند. در این راستا کیفیت دلبستگی به عنوان یک عامل خطر یا عامل حفاظتی در تبیین ناسازگاری های رفتاری و هیجانی-اجتماعی این گروه مطرح است. همسو با نظریه بالبی، الگوی کاری دلبستگی در اصل بر پایه روابط اولیه با مراقبان اصلی رشد می کند و به تدریج به سوی ایجاد روابط دلبستگی ویژه و جدید با دیگران از جمله معلم، گسترش می یابد. ایجاد و حفظ چنین روابطی بر سازگاری و عملکرد هیجانی-اجتماعی در حال رشد دانش آموزان با مشکلات یادگیری تاثیر ویژه ای دارد.
نتیجه گیری: براین اساس، با توجه به نقش الگوهای دلبستگی در تبیین مشکلات هیجانی-اجتماعی کودکان با مشکلات یادگیری، می توان از نظریه دلبستگی به عنوان چارچوبی برای طراحی مداخله های موثر برای کاهش ناسازگاری های هیجانی-اجتماعی این کودکان استفاده کرد. کاربردهای بالینی و الزام های عملی پژوهش های دلبستگی که بر بهبود کیفیت روابط دلبستگی والدین-کودک، توانمندسازی مادران، بهبود منابع مقابله ای کودکان و بهبود روابط معلم-دانش آموز تاکید دارد، در متن مقاله تشریح شده اند.
نقش هوش هیجانی و عاطفه ی مثبت و منفی در تاب آوری زنان باردار نخست زا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تاب آوری یکی از موضوعات مطرح در روان شناسی سلامت است. بسیاری از تحقیقات به بررسی عواملی پرداخته اند که با این متغیر، در ارتباط می باشند. هدف این پژوهش بررسی نقش هوش هیجانی و عاطفه ی مثبت و منفی در پیش بینی تاب آوری زنان باردار نخست زا است.
روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش توصیفی-همبستگی شامل تمام زنان باردار نخست زای شهرستان اردبیل در سال 1393 (سه ماهه ی آخر بارداری) است که تعداد 122 زن باردار با اولین تجربه ی بارداری از مراکز کنترل بارداری این شهر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه ی تاب آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC)، فرم کوتاه رگه ی هوش هیجانی پترایدز و مقیاس عاطفه ی مثبت و منفی (PANAS) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با کمک نرم افزار آماری SPSSنسخه ی 20 استفاده شد.
یافته ها: بین متغیرهای هوش هیجانی و عاطفه ی مثبت و منفی با تاب آوری ارتباط معنی داری وجود دارد (05/0>P). هم چنین به جز مولفه ی درک هیجان ها سایر مولفه های هوش هیجانی، خوش بینی (251/0=β، 001/0>P)، خودآگاهی (486/0=β، 0001/0>P) و مهارت های اجتماعی (283/0=β، 0001/0>P)، عاطفه ی مثبت (343/0=β، 0001/0>P) و عاطفه ی منفی (410/- =β، 0001/0>P) قادرند میزان تاب آوری را در زنان باردار نخست زا پیش بینی کنند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج، زنان بارداری که دارای عاطفه ی مثبت و هوش هیجانی بالاتر بودند، تاب آوری بیشتری داشتند.
نقش واسطه ای انگیزش درونی در رابطه بین رفتار توانمندساز رهبر و غنی سازی شغل با خشنودی از کارراهه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارراهه به صورت مجموعه ای از مشاغل تعریف می شود که یک فرد در طی مسیر زندگی در پیش می گیرد. خشنودی شاغل از کارراهه پیامدهای مثبت بسیاری مانند عملکرد و تعهد بالاتر به همراه دارد. به نظر می رسد که رفتارهای توانمندساز رهبر مانند مشارکت دادن زیردستان در تصمیم گیری و واگذاری استقلال کاری و نیز غنی سازی شغل منجر به خشنود شدن شاغل از کارراهه می گردد. با توجه به اهمیت پیامدهای خشنودی کارراهه برای سازمان ها، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه رفتار توانمندساز رهبر و غنی سازی شغل با خشنودی از کارراهه انجام گرفت. انگیزش درونی نیز به عنوان متغیر واسطه ای در نظر گرفته شد. نمونه پژوهش شامل 438 نفر از کارکنان شرکت پلی اکریل ایران بودند که به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های خشنودی از کارراهه (CSQ)، غنی سازی شغل (JEQ)، رفتار توانمندساز رهبر (LEQ) و انگیزش درونی (IMQ) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که انگیزش درونی در رابطه بین رفتار توانمندساز رهبر با خشنودی از کارراهه و نیز رابطه غنی سازی شغل با خشنودی از کارراهه نقش واسطه پاره ای را ایفا می کند. بر اساس این نتایج، لازم است که سازمان ها مشاغل کارکنان را غنی سازند. هم چنین رهبران و سرپرستان مشارکت کارکنان در تصمیم ها را افزایش دهند و به کارکنان استقلال بیشتری دهند. این رفتار از طریق توانمند ساختن کارکنان، انگیزش درونی آنها را افزایش می دهد و در نهایت خشنودی از کارراهه بیشتر می شود.
مداخله های پیشگیرانه خانواده محور: تأثیر بر روابط والد کودک و روش های تربیتی والدین
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال لکنت زبان ازجمله اختلال هایی است که علت آن هنوز به طور کامل مشخص نشده است و پژوهش های روان شناختی برای شناخت بهتر این اختلال ضروری است، ازاین رو هدف این پژوهش مقایسه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، باورهای فراشناختی، و روان بنه های سازش نایافته اولیه در نوجوانان مبتلابه لکنت زبان و بهنجار بود.
روش: طرح پژوهش از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه مدارس شهر همدان دچار لکنت زبان ارجاع داده شده به گفتاردرمانگر در سه ماهه سوم سال ۱۳۹۳ بودند، با روش نمونه گیری در دسترس 21 نفر مبتلابه اختلال لکنت زبان و 21 نفر بهنجار انتخاب شدند و توسط پرسشنامه روان بنه های یانگ (۱۹۹۸)، تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون (۲۰۰۱) و پرسشنامه ی فراشناخت ولز (۲۰۰۲) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که نوجوانان مبتلابه لکنت زبان در مقایسه با نوجوانان بهنجار از راهبردهای سازش نایافته بیشتر و از راهبرد سازش یافته کمتری بهره می گیرند. همچنین میانگین نمرات نوجوانان مبتلابه اختلال لکنت زبان در مؤلفه های فراشناختی و روان بنه ها از گروه بهنجار تفاوت معناداری داشت (001/0 >P).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش مشخص شد که نوجوانان مبتلابه لکنت زبان در مقایسه با نوجوانان بهنجار به میزان بیشتری از راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان، روان بنه های سازش نایافته اولیه و باورهای فراشناختی برخوردارند.
بررسی تصمیم گیری مسیر شغلی دانش آموزان دبیرستانی مبتلا به ناتوانی جسمی به شیوه نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نوجوانان مبتلا به ناتوانیهای جسمانی یکی از گروههای نیازمند توجه در سطوح مختلف خدمات سلامت هستند، مسیر شغلی این افراد نقش تعیین کننده ای در احساس توانمندی و رضایت آنها از زندگی دارد در حالیکه چگونگی تصمیم گیری مسیر شغلی این افراد مبهم بوده و به روشنی مورد پژوهش واقع نشده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی چگونگی تصمیم گیری مسیر شغلی دانش آموزان مبتلا به ناتوانی جسمی بود.
روش: در این مطالعه که به شیوه کیفی و با تئوری زمینه ای صورت گرفت؛ تعداد 25 دانش آموز معلول جسمی، 13 کارمند مرتبط با معلولین و 10 متخصص با روش نمونه گیری هدفمند جهت مصاحبه انتخاب شدند. داده های کیفی با روش توصیف مبسوط و مقوله بندی مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج نشان داد شدت و نوع معلولیت، ادراک از معلولیت، خودآگاهی، خودکارآمدی، تجارب مسیر شغلی، اطلاعات مسیر شغلی، شبکه حمایتی، مهارت تصمیم گیری، مهارت مقابله با استرس، واکنش خانواده به معلولیت مقولات عمده در تصمیم گیری دانش آموزان ناتوان است همچنین مقوله هسته این پژوهش انتقال سازگارانه مسیر شغلی است؛ که مقولات عمده مذکور را شامل می شود در نهایت مدل مقدماتی تصمیم گیری دانش آموزان ناتوان ارائه شد.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت مشاوره تصمیم گیری مسیر شغلی دانش آموزان ناتوان مستلزم در نظر گرفتن مهمترین مؤلفه های تصمیم گیری دانش آموزان ناتوان جسمی است.
تاثیر 8 هفته تمرین ایروبیک بر عملکرد شناختی کودکان دارای اختلال یادگیری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال یادگیری از چالش برانگیزترین اختلالات در زمینه ی روان شناسی و آموزش و پرورش است. یکی از ویژگی های مهم کودکان دارای اختلال یادگیری، اختلال درکارکردهای حافظه است. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرینات ایروبیک بر بهبود عملکرد شناختی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی مبتلا به اختلال یادگیری بود.
روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش، 45 نفر از دانش آموزان دختر 8 ساله مبتلا به اختلال یادگیری شهرستان سرایان در سال تحصیلی 93-1392 بودند که30 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به تصادف در دو گروه 15 نفری شاهد و آزمون قرار گرفتند. در ابتدا از طریق مصاحبه با کودک و والد، بررسی پیشینه و اجرای آزمون وکسلر اختلال یادگیری در این افراد تایید شد. به منظور ارزیابی عملکرد شناختی از آزمون وکسلر تجدید نظر شده ی کودکان استفاده شد. سپس گروه آزمون به مدت 8 هفته برنامه ی تمرین درمانی ایروبیک را دریافت کردند. تحلیل آماری با استفاده از روش توصیفی، تحلیل واریانس و با کمک نرم افزارSPSS نسخه ی 18 انجام شد.
یافته ها: بنا بر نتایج این تحقیق، 8 هفته تمرینات ایروبیک بر بهبود عملکرد شناختی کودکان دارای اختلال یادگیری در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد تاثیر معنی داری داشته است (05/ 0P<).
نتیجه گیری: به نظر می رسد تمرینات ایروبیک می تواند به عنوان یک روش غیر تهاجمی و غیر دارویی تاثیر مثبتی بر بهبود عملکرد شناختی کودکان دارای اختلال یادگیری داشته باشد.
ساخت و اعتباریابی آزمون اولیه مهارت حل مسئله بر اساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ساخت آزمون اولیه مهارت حل مسئله، بر اساس مبانی نظری اسلامی انجام گرفت. همچنین از روش تحلیل محتوا و از روش پیمایشی با انتخاب تصادفی طبقه ای، نمونه 100 نفری از میان طلاب علوم دینی بهره گرفت. ساختار متغیرهای به دست آمده از منابع اسلامی برای حل مسئله عبارتند از: کنترل هیجان، شناخت و تعریف مسئله، شناسایی اهداف و موانع، تفکر خلاق و مشورت، تصمیم گیری، توکل و توسل، ارزیابی فرایند، سبک های ناکارآمد عجله ای و اجتنابی، اعتقاد به آزمایش یا تهدید دانستن مسائل و خوش بینی یا بدبینی. روایی این ساختار از نظر کارشناسان دین و روان شناسی، طبق ساختار لیکرت چهار گزینه ای با میانگین کل 62/3 و واریانس 2/0 محاسبه شد. روایی گویه ها با میانگین 51/3 و واریانس 37/0 به دست آمد. نتیجه همبستگی 88/0 با معناداری 01/0 را نشان داد. اعتبار آزمون بواسطه بررسی همسانی درونی پرسش نامه، با ضریب آلفای کرونباخ در سطح 96/0 به دست آمد. دونیمه سازی نیز اعتباری در حد 93/0 و 95/0 برای دونیمه را نشان داد، که بیانگر اعتبار و روایی مناسب این آزمون است.