فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۲۸۱ تا ۱۸٬۳۰۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند وسیله ای برای کاهش مشکلات روان شناختی افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک شدت درد در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید شهر اصفهان بود. مواد و روش ها:در این پژوهش نیمه آزمایشی، از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه شاهد و دوره پیگیری استفاده شد. بدین منظور، به مدت دو ماه تعداد 30 نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز روماتولوژی شهر اصفهان که تشخیص اختلال را توسط روماتولوژیست دریافت کرده و سایر ملاک های ورود و خروج به پژوهش را نیز دارا بودند، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسش نامه ادراک شدت درد (Mc Gill) بودکه توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. سپس، گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها:درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک شدت درد در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید در گروه آزمایش تأثیر معنی دار داشت (05/0 > P). همچنین، این نتیجه در مرحله پیگیری یک ماهه نیز پایدار بود (05/0 > P). نتیجه گیری:با استناد به یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به عنوان یک روش مداخله ای در کاهش ادراک شدت درد در افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید مورد استفاده قرار گیرد.
نقش عوامل انگیزشی جهت گیری های هدفی شخصی، خودکارآمدی تحصیلی وفشارتحصیلی در تقلب تحصیلی دانشجویان داروسازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف:درراستای تلاش برای فهم میزان نقش عوامل انگیزشی درتقلب تحصیلی دانشجویان، پژوهش حاضر به منظور تعیین تاثیرعوامل انگیزشیِ جهت گیری هدفی شخصی، خود کارآمدی تحصیلی و فشار تحصیلی بر تقلب تحصیلی دانشجویان داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تبریز صورت گرفت.
اثربخشی آموزه های فضایل اخلاقی دین محور بر بهبود شکل گیری هویت دینی نوجوانان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزه های فضایل اخلاقی دین محور، بر بهبود شکل گیری هویت دینی نوجوانان انجام گرفت. روش مطالعه نیمه تجربی، از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، دانش آموزان پسر مقطع متوسطه 14-17 ساله، که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، تعداد 30 نفر انتخاب شدند و در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه هویت دینی استفاده شد. گروه آزمایش، تحت مداخله آموزه های فضایل اخلاقی قرار گرفت. داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیره انجام شد. نتایج نشان داد آموزه های فضایل اخلاقی بر بهبود شکل گیری هویت دینی منع شده، زودرس، آشفته و موفق مؤثر بود، ولی بر هویت دینی کلیشه ای اثربخش نبود. آموزه های اخلاقی مبتنی بر دین، می تواند آگاهی و تعهد به ارزش های بنیادین دینی را افزایش داده، بر شکل گیری هویت دینی موفق تأثیرگذار باشد.
اثربخشی راهبردهای مدیریت فرایندی هیجان در زود انگیختگی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای: یک پژوهش مورد منفرد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :تنظیم هیجان، عامل مهمی در تعیین سلامتی و عملکرد موفق در تعاملات اجتماعی است و تأثیر آن بر اختلالات برون ریز به دلیل ماهیت انعطاف پذیر دوره نوجوانی و پایه ریزی الگوهای رفتار بزرگسالی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از این رو، مطالعه حاضر با هدف اثربخشی راهبردهای مدیریت فرایندی هیجان در زود انگیختگی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای انجام شد. مواد و روش ها:تعداد سه نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند از بین کلیه دختران نوجوان 18-14 ساله مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای در مدارس شهرستان نجف آباد انتخاب شدند. پژوهش حاضر در چارچوب طرح های تجربی تک آزمودنی با استفاده از طرح خطوط پایه چندگانه ای پلکانی اجرا شد. بعد از موقعیت خط پایه، طی هشت جلسه مداخله انفرادی، آموزش راهبرد های مدیریت فرایندی هیجان مبتنی بر مدل Gross به آزمودنی ها ارایه گردید و یک ماه بعد، طی سه ماه متوالی مورد پیگیری قرار گرفتند. آزمودنی ها با استفاده از پرسش نامه زود انگیختگی Barratt (Barratt Impulsiveness Scale یا BIS)، 11 بار (4 بار خط پایه، 4 بار مداخله و 3 بار پیگیری) مورد ارزیابی قرار گرفتند. شاخص های تغییرات روند، شیب، اندازه اثر، شاخص Cohen و تفسیر فراز و فرود در نرم افزار SPSS ارایه گردید. یافته ها:مداخله مورد نظر موجب کاهش نمرات زود انگیختگی شد. بازبینی نمودارهای اثربخشی و اندازه ضریب تأثیر نیز بیانگر اثر معنی دار و قابل توجه شدت مداخله مورد نظر برای هر سه آزمودنی در متغیرهای مورد بررسی بود. نتیجه گیری:راهبردهای مدیریت فرایندی هیجان در زود انگیختگی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای مؤثر است. از این رو، تلویحات کاربردی مطلوبی در زمینه پیشگیری و درمان اختلال نافرمانی مقابله ای دارد.
دانش برنامه درسی در آموزشگری: شایستگی حرفه ای مغفول در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به توصیف شایستگی حرفه ای در آموزشگری مبتنی بر دانش برنامه درسی در سطح آموزش عالی پرداخته است. داده های مورد مطالعه بر اساس طرح پژوهش کیفی با رویکرد پدیدار شناختی و از طریق انجام مصاحبه عمیق اکتشافی با 24 مدرس خبره در رشته های علوم پایه، علوم مهندسی، علوم انسانی و علوم پزشکی به دست آمد. یافته های پژوهش بر مؤلفه های حرفه ای دانش برنامه درسی: دانش های اساسی(دانش نسبت به: ماهیت و ابعاد گوناگون عناصر برنامه درسی، ارتباط ساختاری بین عناصر، اصول تعادل و انسجام بخشی بین عناصر برنامه درسی) و دانش های حمایتی(دانش نسبت به حوزه های: تخصصی و دانش های مرتبط، روان شناختی، و اخلاقی- اعتقادی) تأکید داشتند.
اثربخشی آموزش گروه درمانی مبتنی بر شناختی- رفتاری بر راهبردهای مقابله ای افراد دارای اختلال اضطراب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروه درمانی مبتنی بر شناختی- رفتاری بر راهبردهای مقابله ای افراد دارای اختلال اضطرابی بود.روش: این پژوهش از نوع آزمایشی است و در قالب یک طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شده است. بدین منظور 20 نفر از افرادی که تشخیص اختلال اضطرابی را داشتند به صورت تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش (10 نفر) و گروه کنترل (10 نفر) گماشته شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر استفاده شد که در هر دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون توسط آزمودنی ها تکمیل گردید. مداخله شناختی- رفتاری به مدت 11 جلسه برای گروه آزمایش برگزار گردید ولی گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات گروه آزمایش در راهبردهای مسأله مدار نسبت به گروه کنترل افزایش معنی دار و در راهبردهای هیجان مدار و اجتنابی کاهش معنی داری داشته است.نتیجه گیری: بنابراین براساس یافته ها گروه درمانی شناختی رفتاری بر راهبردهای مقابله ای (مسأله مدار، هیجان مدار و اجتنابی) تأثیرگذار است.
بررسی رابطه میان راهبردهای رویارویی و استرس شغلی با خشنودی شغلی استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه ی بین راهبردهای رویارویی و استرس شغلی با خشنودی شغلی مدیران مدارس استان قم بود. روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه مدیران مدارس استان قم (816 نفر) بودند. نمونه پژوهش شامل 228 مدیر که از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند، و به آزمون های راهبردهای رویارویی اندلر و پارکر (1990)، استرس شغلی و پرسشنامه توصیف شغل پاسخ دادند. داده ها به روش همبستگی و رگرسیون گام به گام که مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد استرس شغلی و راهبرد رویارویی مسأله مدار همراه با راهبرد رویارویی اجتناب مدار توان پیش بینی تغییرات واریانس خشنودی شغلی را دارد. متغیر راهبرد رویارویی اجتناب مدار توان پیش بینی تغییرات واریانس خشنودی شغلی را ندارد و متغیر راهبرد رویارویی هیجان مدار و مسأله مدار توان پیش بینی تغییرات واریانس خشنودی شغلی را دارند. هم چنین استرس شغلی توان پیش بینی تغییرات واریانس خشنودی شغلی را دارد و متغیر راهبرد رویارویی مسأله مدار توان پیش بینی تغییرات واریانس استرس شغلی را دارد. نتیجه گیری: آموزش مهارت های رویارویی با مشکلات می تواند در کاهش استرس شغلی و افزایش خشنودی شغلی نقش مهمی داشته باشند.
رابطه خودکارآمدی و تاب آوری با اثربخشی مدیران دوره ی متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه خودکارآمدی و تاب آوری با اثربخشی مدیران دوره ی متوسطه شهر کرمانشاه انجام گرفت. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و ازنظر ماهیت و روش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران دوره ی متوسطه اداره آموزش وپرورش شهر کرمانشاه (44 مدیر مرد و 50 مدیر زن) در سال تحصیلی 93-1392 بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نمونه ای به حجم 76 نفر انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های خودکار آمدی عمومی شرر و همکاران (1982)، تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و اثربخشی پارسونز استفاده گردید برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهدمتغیرهای خودکارآمدی و تاب آوری توان پیش بینی متغیر اثربخشی رادارند. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدی و تاب آوری با اثربخشی رابطه مثبت وجود دارد؛ اما اثربخشی در بین مدیران زن و مرد تفاوت معناداری مشاهده نشد. با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود سازمان آموزش وپرورش برای افزایش اثربخشی مدیران به برگزاری برنامه های مانند کارگاه های آموزشی و استفاده از روانشناسان و مشاوران نسبت به تقویت خودکارآمدی و تاب آوری اقدام نمایند.
کارکرد خانواده ادراک شده و افکار خودکشی دانشجویان: نقش تعدیل کننده ناامیدی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که بر اساس رابطه موجود میان کارکرد خانواده و افکار خودکشی از یک سو و رابطه کارکرد خانواده و ناامیدی از سوی دیگر، آیا می توان فرض کرد در رابطه میان کارکرد خانواده و افکار خودکشی ناامیدی به شکل تعدیل کننده عمل می کند؟ روش روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل دانشجویان ساکن خوابگاه در دانشگاه شهیدبهشتی در سال 1393 است که از میان آن ها 373 دانشجو به صورت در دسترس انتخاب و با استفاده از ابزارهای خودگزارش دهی سنجیده شدند. پس از اجرای پرسش نامه های ابزار سنجش خانواده ( FAD )، مقیاس ناامیدی بک ( BHS ) و مقیاس افکار خودکشی بک ( BSS )، داده های به دست آمده با استفاده از نسخه 19 نرم افزار SPSS و به روش همبستگی و رگرسیون سلسله مراتبی چندگانه تحلیل شد. یافته ها نتایج این تحلیل نشان داد که بین ادراک کارکرد کلی خانواده و ناامیدی (001/0, P ≤ 40/0= r )، ادراک کارکرد کلی خانواده و افکار خودکشی (001/0، P≤ 43/0= r ) و بین ناامیدی و افکار خودکشی دانشجویان (001/0، P≤ 63/0= r ) همبستگی مثبت معناداری وجود دارد. یافته مهم دیگر این پژوهش، تأیید نقش تعدیل کننده ناامیدی است. نتیجه گیری رابطه ادراک کارکرد کلی خانواده و افکار خودکشی در سطوح بالای ناامیدی بیشتر می شود، درحالی که در سطوح پایین ناامیدی این رابطه چشمگیر نیست.
مقایسه نگرانی از تصویر بدنی زنان سالمند ورزشکار و غیرورزشکار: نقش میانجی گر شاخص توده بدنی در ارتباط بین حرمت خود و نگرانی از تصویر بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره پانزدهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۵۷
98-112
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر فعالیت بدنی بر نگرانی از تصویر بدنی زنان سالمند، و همچنین بررسی نقش میانجی گر شاخص توده بدنی در ارتباط بین حرمت خود و نگرانی از تصویربدنی آن ها انجام شد. جامعه پژوهش کلیه زنان سالمند شهر تهران بودند که تعداد 177 زن سالمند ورزشکار و 195 زن سالمند غیرورزشکار با استفاده از نمونه گیری خوشه ای- تصادفی از بین زنان سالمند مناطق 2، 6، 22 و 4 شهر تهران، به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه نگرانی از تصویربدنی لیتلتون (2005) مقیاس حرمت خود روزنبرگ (1963) و اطلاعات فردی استفاده شد. همچنین شاخص توده بدنی ( BMI ) از طریق سنجش قد و وزن فرد محاسبه شد. از تحلیل واریانس چندگانه ( MANOVA ) برای مقایسه ابعاد نگرانی از تصویر بدنی در دو گروه استفاده شد. همچنین نقش میانجی گر شاخص توده بدنی در ارتباط بین حرمت خود و نگرانی از تصویر بدنی با استفاده از تحلیل مسیر از طریق شاخص های رگرسیون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که نگرانی از تصویربدنی زنان ورزشکار درتمام خرده مقیاس از همتایان غیرورزشکار خود، به طور معناداری پائین تر بود (4/12- = F ، 0/001> p ). به عبارت دیگر زنان سالمند ورزشکار نسبت به زنان سالمند غیرورزشکار، هم نارضایتی از ظاهر کمتر (4/26- = F ، 0/001> p ) و هم تداخل کمتر (3/73- = F ، 0/001 > p ) در عملکرد اجتماعی داشتند. سپس با استفاده از شاخص های رگرسیون تنها مسیر تأثیر نارضایتی از تصویر بدنی بر حرمت خود در مدل ارائه شده مورد تأیید قرار گرفت (0/42- = β ، 0/001≥ p ) . نتایج حاصل از مقایسه زنان سالمند ورزشکار و غیرورزشکار در میزان نگرانی از تصویر بدنی با بسیاری از پژوهش ها در این زمینه همسو بود و فعالیت بدنی را در کاهش نگرانی از تصویر بدنی زنان سالمند موثر می دانست اما بخشی از نتایج حاصل از بررسی نقش میانجی گر شاخص توده بدنی در ارتباط بین عزت نفس و نگرانی از تصویر بدنی در سالمندان با بسیاری از پژوهش ها مغایرت داشت.
پیش بینی تعارض زناشویی براساس روان بنه ها، سبک های دلبستگی و بخشودگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره پانزدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶۰
518-531
حوزههای تخصصی:
خانواده یک نظام اجتماعی و یکی از ارکان اصلی جامعه به شمار می رود و شناخت عواملی که سبب استحکام این نهاد اجتماعی می گردند، می تواند گامی بلند در راستای ارتقای سطح فرهنگ جامعه باشد. این پژوهش با هدف پیش بینی تعارض زناشویی براساس روان بنه ها، سبک های دلبستگی و بخشودگی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه شامل300 نفر از دبیران متأهل بود که به روش نمونه گیری خوشه ای در سال 1394 انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها دربرگیرنده پرسشنامه روان بنه های اولیه، مقیاس سبک دلبستگی، پرسشنامه بخشودگی و پرسشنامه تعارض زناشویی بود. تحلیل داده ها با محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام انجام شد نتایج نشان داد از بین روان بنه ها، روان بنه بریدگی و طرد (0/01= p ، 0/12= β ) ، خودگردانی و عملکرد مختل ( 0/01 = p ، 0/34= β ) و محدودیت های مختل ( 0/01 = p ، 0/13= β )، سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی ( 0/01 = p ، 0/11= β ) و سبکدلبستگی ناایمن اضطرابی( 0/01 = p ، 31/0= β )، به صورت منفی و سبک دلبستگی ایمن ( 0/01 = p ، 0/37-= β ) و بخشودگی ( 0/01 = p ، 0/63-= β )، به صورت منفی قادر به پیش بینی تعارض زناشویی می باشند. این یافته ها بدان معناست که بالا بودن روان بنه ها و داشتن سبک دلبستگی ناایمن تعارض بین زوجین را افزایش میدهد و بالا بودن بخشودگی و داشتن سبک دلبستگی ایمن تعارض بین زوجین را کاهش میدهد.
تبیین خردمندی بر اساس هوش موفق و خودکارآمدی مقابله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین خردمندی بر اساس هوش موفق و خودکارآمدی مقابله بود. بدین منظور 320 نفر(193زن، 127مرد) از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز در سال تحصیلی95-94 به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و مقیاس های خودسنجی خردمندی وبستر (2003)، هوش موفق استرنبرگ و گریکورنکو (2002) و خودکارآمدی مقابله چسنی و دیگران (2006) را تکمیل کردند. داده های پژوهش با بهره گیری از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که مدل پیشنهادی با داده های پژوهش برازش مناسب دارد و اثر مستقیم هوش موفق بر خردمندی و خودکارآمدی مقابله و همچنین اثرخودکارآمدی مقابله بر خردمندی تأیید شد. این مدل همچنین نشان داد که خودکارآمدی مقابله نقش واسطه بین هوش موفق و خردمندی دارد. این نتایج نشان می دهد که هوش موفق با افزایش باورهای خودکارآمدی در مقابله با رویدادهای تنیدگی زا به افزایش خردمندی در دانشجویان منجر می شود. بر اساس نتایج این پژوهش پیشنهاد می شود در محیط های آموزشی به جای هوش سنتی بر آموزش هوش موفق تاکید شود تا از طریق ایجاد محیط های آموزشی غنی با افزایش باورهای خودکارآمدی مقابله بتوان افراد خردمند را وارد بازار کار و جامعه کرد.
تحول شناختی از دوره نوجوانی تا بزرگسالی: عملیات انتزاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین طراز تحول شناختی از دوره نوجوانی تا بزرگسالی بود. نمونه از 345 شرکت کننده در 4 گروه سنی 15 تا 18 سال (108 نفر)، 19 تا 29 سال (104 نفر)، 30 تا 45 سال (44 نفر) و 46 سال به بالا (51 نفر) تشکیل شده بود که در گروه 15 تا 18 سال از مدارس، و در گروه های دیگر با توجه به تقسیم بندی های نواحی شهرداری شهر اصفهان به صورت تصادفی انتخاب شدند. طرح پژوهش علّی مقایسه ای و ابزار استفاده شده آزمون قلم و کاغذی استدلال منطقی برنی (1974) بود. یافته های پژوهش با استفاده از تحلیل واریانس و آزمون خی دو نشان داد که به طور کلی گروه های سنی اثر معناداری بر نمره طراز شناختی ندارد. نتایج مقایسه های زوجی در نمره کل گروه های سنی 15 تا 18 سال و 19 تا 29 سال تفاوت معنادار نشان داد. بین گروه های سنی از لحاظ فراوانی های افرادی که در مراحل عینی، انتقالی و انتزاعی قرار دارند تفاوتی وجود نداشت. نتیجه گیری کلی اینکه تغییری در طراز تحول شناختی با افزایش سن بعد از نوجوانی به صورت منظم مشاهده نشد. نتایج این پژوهش بر پایه نظریه تحول شناختی پیاژه و نوپیاژه ای بررسی شده است.
اثربخشی شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان بیماران مبتلا به دیابت نوع دو
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام پذیرفت. این پژوهش، درگروه پژوهش های نیمه تجربی قرار می گیرد. روش: طرح تحقیق پژوهش به صورت دو گروهی (گروه آزمایش و کنترل) و شامل سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی بیماران زن و مرد 50-30 ساله ی شهر تبریز در سال 1394 بود که توسط پزشک متخصص، تشخیص دیابت نوع 2 دریافت کرده بودند. به روش نمونه گیری در دسترس نمونه به تعداد 24 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفت. افراد گروه آزمایش مداخله ی درمانی را در 8 جلسه (60 تا 90 دقیقه ای) به صورت گروهی دریافت کردند و گروه کنترل، مداخله ای دریافت نکرد. هر دو گروه قبل از شروع مداخلات، پایان جلسات و در پیگیری یک ماهه، پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو گروه در استفاده از راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در مرحله پس آزمون و پیگیری وجود دارد. نتیجه گیری: در مدیریت دیابت هرچند مصرف داروها و تغییر سبک زندگی ارکان اصلی درمان قلمداد می شوند ولی تاثیر عوامل روان شناختی بر زندگی افراد مبتلا به بیماری های مختلف ثابت شده است. بنابراین، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث افزایش استفاده از راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان به عنوان مسائل روانی – اجتماعی مطرح در این بیماری شد.
اثربخشی طرحواره درمانی در کاهش پرخاشگری و اضطراب اجتماعی نوجوانان پسر 17 تا 18 سال شهرستان همدان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش تعیین اثربخشی طرحواره درمانی در کاهش پرخاشگری و اضطراب اجتماعی نوجوانان پسر 17 تا 18 سال شهرستان همدان بود . روش : این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای است. جامعه آماری شامل 3000 نفر از دانش آموزان پسر دوره ی متوسطه ناحیه ی یک آموزش و پرورش شهر همدان بود. در نمونه گیری این پژوهش از بین دو ناحیه آموزش و پرورش یک ناحیه به صورت تصادفی انتخاب شد. در مرحله بعد از بین مدارس متوسطه این ناحیه یک مدرسه به صورت تصادفی انتخاب و از بین دانش آموزان این مدرسه 32 نفر انتخاب شدند. مقیاس پرخاشگری باس و پری [1] و مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان [2] بر روی دانش آموزان اجرا شد. در گروه آزمایش و گواه هر گروه 16 نفر جایگزین شدند و متغیر مستقل (طرحواره درمانی) طی 10 جلسه ی 60 دقیقه ای به گروه آزمایش ارائه گردید. یافته ها : بررسی میانگین های تعدیل شده نشان از اثر بخشی طرح واره درمانی بر روی پرخاشگری بدنی(3/20= F ، 05/0= P )، پرخاشگری کلامی(6/16= F ، 05/0= P )، خشم (5/104= F ، 05/0= P )، خصومت(2/7= F ، 05/0= P ) و اضطراب اجتماعی(9/8= F ، 05/0= P )، بود. نتیجه گیری : نتایج نشان داد که طرحواره درمانی بر کاهش پرخاشگری و اضطراب اجتماعی نوجوانان پسر 17 تا 18 ساله شهرستان همدان موثر است.
پیش بینی روش های مقابله با فشارروانی بر اساس سبک های دلبستگی در دانشجویان دانشگاههای کاشان
حوزههای تخصصی:
پژوهش های انجام شده درباره نظریه دلبستگی، بیان گر اهمیت آن در ابعاد متعددی از زندگی افراد می باشد. بر طبق این نظریه تأثیر کیفیت دلبستگی در تمامی گستره ی زندگی تداوم دارد و تبیین کننده تفاوت های فردی در زمینه ی روش های مقابله با استرس می باشد. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط سبک های دلبستگی با روش های مقابله با فشار روانی است. نمونه پژوهش شامل 400 نفر از دانشجویان دانشگاه های کاشان در سال تحصیلی 92-1391 بود. نمونه گیری در مرحله اول به روش خوشه ای و در مرحله بعد به صورت طبقه ای انجام گرفت. ابزارهای اندازه گیری عبارت بوده اند از پرسش نامه سبک های دلبستگی هازن و شاور(1987) و مقیاس سبک های مقابله اندلر و پارکر (1990).برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های توصیفی، ضریب همبستگی، تحلیل رگرسیون به روش همزمان و آزمون تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد که دو سبک دلبستگی ایمن و ناایمن دوسوگرا می توانند واریانس سبک مقابله مسأله مدار و هیجان مدار را به صورت معنادار پیش بینی کنند. به عبارت دیگر افراد با سبک دلبستگی ایمن بیشتر از سبک مقابله مسأله مدار استفاده می-کنند. در بررسی روابط سه سبک دلبستگی در دانشجویان دختر و پسر، نتایج نشان دهنده تفاوت معنادار در سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا است. اما در استفاده از سبک های مقابله تفاوتی درجنسیت مشاهده نشد.در تبیین نتایج بر اهمیت شکل گیری دلبستگی در دوران رشد و تحول و تأثیرات آن در بزرگسالی تأکید شده است. لذا می توان با ایجاد دلبستگی ایمن در دانشجویان و به دنبال آن استفاده درست از سبک-های مقابله در شرایط پر استرس زندگی، قدم های مهمی را در جهت موفقیت جوانان به خصوص قشر دانشجوی کشور برداشت.
اثربخشی آموزش برون ریزی نوشتاری هیجان ها بر خودکارامدی و کنترل عواطف در دانش آموزان مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی برون ریزی نوشتاری هیجان ها بر خودکارامدی و کنترل عواطف در دانش آموزان مضطرب بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با گروه آزمایش، گروه گواه، و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری دانش آموزان دبیرستان شهید صادقی به تعداد 600 نفر بود. پس از آزمون غربالگری اضطراب در مورد 200 نفر، 30 دانش آموز که بیش ترین نمره را در اضطراب داشتند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از همتاسازی در گروه آزمایش و گواه هر گروه 15 نفر جایگزین شدند. ابزار پژوهش سیاهه اضطراب بک و استیر (1990)، آزمون خودکارامدی شرر و مادوکس (1982)، آزمون کنترل عواطف ویلیمایز و چاملز (1997) و مداخله های افشای نوشتاری هیجان ها پنه بیکر (1995) 4 جلسه 30 دقیقه ای هر هفته یک جلسه بود. داده ها با استفاده از روش آماری کواریانس و روش واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها : یافته ها تفاوت معناداری را به واسطه تاثیر آموزش برون ریزی نوشتاری هیجان ها بین نمره های دو گروه آزمایش و گواه و پایداری نتایج را در مرحله پیگیری در متغیرهای خودکارامدی (67/23 =F، 001/0 =P)، در کنترل عواطف (1/10 =F، 001/0 =P) و در اضطراب (09/11 =F، 001/0 =P) نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان روش درمانی برون ریزی نوشتاری هیجان ها را به عنوان شیوه ای آسان، کم هزینه، موثر و کارآمد با قابلیت کاربرد وسیع در کاهش علائم اضطراب، بهبود خودکارامدی و کنترل عواطف به کار برد.
رابطه اعتیاد به اینترنت با هوش های چندگانه گاردنر و پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۰ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
543-559
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین رابطه هوش چندگانه گاردنر با اعتیاد به اینترنت بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمامی دانش آموزان دختر پایه هشتم دوره متوسطه اول غیردولتی شهر تهران در سال تحصیلی 1395-1394 به تعداد 1200 نفر بود. حجم نمونه طبق فرمول کوکران، 200 نفر با بهره گیری از روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب و داده ها با استفاده از پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ 1996 و هوش های چندگانه گاردنر 1983 جمع آوری و جهت تحلیل داده ها از رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد رابطه هوش تجسمی-فضایی (256/0 = β، 001/0=P)، موسیقایی (168/0 = β، 032/0=P) و درون فردی (235/0 = β، 001/0=P) با اعتیاد به اینترنت مثبت و معنادار؛ و رابطه هوش بین فردی (419/0- = β، 001/0=P) و منطقی-ریاضی (337/0- = β، 001/0=P) منفی و معنادار است. رابطه هوش جنبشی-جسمانی (152/0 = β، 073/0=P)، هوش طبیعت گرا (140/0- = β، 092/0=P) و زبانی-کلامی (004/0 = β، 965/0=P) با اعتیاد به اینترنت معنادار نبود. رابطه بین اعتیاد به اینترنت با پیشرفت تحصیلی منفی و معنادار بود (216/0- = β، 001/0=P). نتیجه گیری: از آن جا که می توان هوش بین فردی، منطقی-ریاضی را عامل بازدارنده اعتیاد به اینترنت محسوب کرد؛ پیشنهاد می شود اولیاء، مربیان، مسئولین و متخصصان آموزش پرورش، از همان آغاز ورود دانش آموزان به مدرسه در تمام مقاطع تحصیلی درس ها و فعالیت هایی را در برنامه آن ها بگنجانند که هوش بین فردی، منطقی-ریاضی دانش آموزان را ارتقاء و از این طریق اعتیاد به اینترنت را کاهش و پیشرفت تحصیلی آن ها را افزایش دهد.
نقش واسطه ای بهداشت روانی همسر در بهداشت روانی و رضایت زناشویی زوجین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رضایت زناشویی، یکی از مهم ترین زمینه های مهم سازگاری در زندگی یک فرد بزرگسال محسوب شده و تحت تاثیر عوامل متعددی قرار دارد. این مطالعه با هدف بررسی نقش واسطه ای بهداشت روانی همسر در بهداشت روانی و رضایت زناشویی هر کدام از زوجین انجام یافته است.
روش کار: در این مطالعه ی توصیفی-تحلیلی، 228 زن و مرد (57 زوج روستانشین و 57 زوج شهرنشین) به روش نمونه گیری تصادفی از میان والدین دانشجویان دانشگاه پیام نور بناب در سال تحصیلی 90-1389 انتخاب و پرسش نامه ی رضایت زناشویی انریچ و چک لیست بهداشت روانی بر روی آنان اجرا شد. داده ها با آزمون های آماری تی مستقل، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین رضایت زناشویی زنان و مردان تفاوت معنی داری وجود نداشت اما زنان در این تحقیق از بهداشت روان ضعیف تری برخوردار بودند (05/0P<). بهداشت روانی همسر در رابطه ی بین بهداشت روانی و رضایت زناشویی فرد (در زنان و مردان) تا اندازه ای واسطه شده بود. هم چنین، بهداشت روانی فرد به طور مستقل نیز با رضایت زناشویی رابطه داشت (001/0P<).
نتیجه گیری: به نظر می رسد با ارتقای بهداشت روانی همسران می توان بر بهداشت روانی و رضایت زناشویی آنان تاثیر مثبت گذاشت.