فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۳۰۱ تا ۱۸٬۳۲۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به شیوع اعتیاد به اینترنت در بین قشر جوان و عواقب ناشی از آن و هم چنین تاثیرپذیری از سازه های مختف روان شناسی، مطالعه ی حاضر با هدف بررسی رابطه ی سبک های دلبستگی با اعتیاد به اینترنت در دانشجویان انجام شد.
روش کار: جامعه ی آماری این مطالعه ی توصیفی-همبستگی شامل تمام دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 95-1394 بودند که حداقل یک ترم از کل دوره ی تحصیل را گذرانده بودند. 354 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای تناسبی و تصادفی ساده وارد مطالعه شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت یانگ، سبک دلبستگی کولینز و رید و چک لیست اطلاعات جمعیت شناختی انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSنسخه ی 19 و آزمون های آماری تحلیل واریانس و تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه ی همزمان انجام شد.
یافته ها: به طور کلی سبک های دلبستگی قادر به پیش بینی اعتیاد به اینترنت هستند (001/0=P، 98/7=F) و 07/0واریانس نمرات اعتیاد به اینترنت از طریق سبک های دلبستگی، قابل تبیین است. به علاوه، سبک های ایمن (002/0=P) و اجتنابی (02/0=P) در جهت مستقیم و سبک دوسوگرا (002/0=P) در جهت معکوس، قادر به پیش بینی اعتیاد به اینترنت دانشجویان می باشند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این تحقیق، سبک دلبستگی ایمن با نمره ی کل اعتیاد به اینترنت و شش مولفه ی آن، همبستگی مثبت معنی داری دارد و بالا بودن نمرات سبک دلبستگی ایمن در دانشجویان با اعتیاد آنان به اینترنت همراه است.
بررسی رابطة دینداری، هوش معنوی و بخشش با سازگاری اجتماعی در دانشجویان سال اول(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مطالعه رابطة هوش معنوی، دینداری و بخشندگی با سازگاری اجتماعی دانشجویان سال اول است. نمونة پژوهش 327 نفر از دانشجویان کارشناسی سال اول دانشگاه ارومیه هستند که به صورت نمونه گیری «تصادفی خوشه ای» از بین جامعة دانشجویان سال اول انتخاب گردیدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس «سنجش دینداری» سراج زاده، مقیاس «سنجش هوش معنوی» بدیع و همکاران، مقیاس «سنجش بخشش» والکر و گارسوخ، مقیاس «سنجش سازگاری اجتماعی» بیکر و سیریاک استفاده شد. داده های به دست آمده با بهره گیری از ضریب همبستگی و رگرسیون سلسله مراتبی تجزیه و تحلیل شد. نتایج این مطالعه نشان داد هوش معنوی، دینداری، بخشش و مؤلفه های آنها با سازگاری اجتماعی رابطه ای مثبت معنادار داشته، قادرند سازگاری اجتماعی را پیش بینی و تبیین کنند (37/0=R2 و 01/0=P). بر این اساس، می توان نتیجه گرفت متغیرهای دینداری، هوش معنوی و بخشندگی نقش تعیین کننده ای در تطابق دانشجویان سال اول با محیط دانشگاه و مسائل و مشکلات آن دارند. از این رو، می توان با تمرکز بر متغیرهای پیش بین این تحقیق برنامه هایی کارآمد برای ارتقای سازگاری اجتماعی فراهم کرد.
اثربخشی آموزش نوروفیدبک بر بهبود عملکرد توجه پیوسته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رسیدن به عملکرد بهینه توجه از مهم ترین اهداف دانشجویان است. این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش نوروفیدبک بر ارتقای توجه پیوسته انجام شد. روش: این پژوهش، به صورت نیمه تجربی بوده و در آن از پیش آزمون پس آزمون با گروه پلاسیبو استفاده شد. روش نمونه گیری به صورت در دسترس است. نمونه شامل 30 دانشجوی ورزشکار شهر تبریز بود. 15 نفر برای گروه آزمایش و 15 نفر برای گروه پلاسیبو به صورت جایگزینی تصادفی انتخاب شدند. آموزش نوروفیدبک طی 20 جلسه، هر هفته سه جلسه اجرا شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که بین میانگین نمره های پیش آزمون و پس آزمون گروه آزمایش و پلاسیبو تفاوت معنی داری وجود داشت، به نحوی که آموزش نوروفیدبک باعث بهبود توجه مستمر در افراد شده است. به نحوی که بین دو گروه در نتیجه کل [73/19F=، 001/0< P]، زمان آزمایش [14/11F=، 003/0 P
رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی و اضطراب رایانه با خودکارآمدی رایانه دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و اضطراب رایانه با خودکارآمدی رایانه دانش آموزان متوسطه شهرستان آمل بود. روش تحقیق، از نوع توصیفی-همبستگی و از نظر هدف، به صورت طرح کاربردی بود. جامعه آماری 11532 نفر از دانش آموزان و نمونه ی پژوهش، 390 دانش آموز متوسطه بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل پرسشنامه اضطراب رایانه ی هاینس، گلاس و نایت، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی نئو و پرسشنامه خودکارآمدی رایانه مورفی، کوور و اوون بود.؛ داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به روش همزمان و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای SPSS21 و LISREL8.80 تحلیل شدند. بین اضطراب رایانه با خودکارآمدی رایانه رابطه منفی و بین ویژگی های شخصیتی با خودکارآمدی رایانه رابطه وجود داشت. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که برون گرایی، گشودگی، توافق، باوجدان بودن واضطراب رایانه، خودکارآمدی رایانه را پیش بینی می کنند. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که برون گرایی، گشودگی، اضطراب رایانه و باوجدان بودن از طریق متغیر توافق بر خودکارآمدی رایانه اثر غیرمستقیم می گذارد؛ ولی توافق بر خودکارآمدی رایانه دانش آموزان اثر مستقیم می گذارد. از سوی دیگر برون گرایی، گشودگی و اضطراب رایانه از طریق باوجدان بودن بر توافق اثر غیرمستقیم می گذارد ولی باوجدان بودن بر توافق اثر مستقیم می گذارد. یافته های حاصل از این پژوهش بر کاربرد ویژگی های شخصیتی و اضطراب رایانه در خودکارآمدی رایانه دانش آموزان تأکید دارد.
مقایسه مراکز یادگیری دانشگاهی در سطح جهانی با مراکز یادگیری دانشگاهی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه مراکز یادگیری دانشگاهی در سطح جهان با مراکز یادگیری دانشگاهی در ایران انجام شده است. در این تحقیق مؤلفه ها و ویژگی های محتوای آموزشی، منابع انسانی، محیط فیزیکی، تشکیلات، رسانه ها و تجهیزات، موردمطالعه و تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. روش پژوهش تطبیقی از نوع توصیفی بوده و روش نمونه گیری نیز هدفمند می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مراکز یادگیری دانشگاهی است که در سطح جهانی طراحی شده و در سایت اینترنت قابل دسترسی می باشند. علاوه بر این، مراکز یادگیری دانشگاهی ایران (دانشگاه علامه طباطبایی تهران) جزء جامعه آماری می باشند. همچنین همه کارشناسان شاغل در دانشگاه ها و مدیران، اساتید و کارشناسان نیز جزء جامعه آماری می باشند. برای جمع آوریداده ها نیز از چک لیست محقق ساخته استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که تفاوت بین مراکز یادگیری دانشگاهی در سطح جهانی و مراکز یادگیری دانشگاهی موجود در ایران ازنظر محتوای آموزشی، محیط فیزیکی، نیروی انسانی، تشکیلات، رسانه ها، مواد و تجهیزات، معنی دار می باشد. با توجه به یافته های این پژوهش یافته های مطالعه مراکز یادگیری دانشگاهی ایران نشان می دهد که این مراکز در مؤلفه های محتوای آموزش، نیروی انسانی، تشکیلات، محیط فیزیکی و رسانه ها، مواد و تجهیزات نسبتاً ضعیف می باشد. به عبارتی بین مراکز یادگیری دانشگاهی ایران و مراکز یادگیری دانشگاهی در سطح جهانی تفاوت معناداری وجود دارد؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که مراکز یادگیری دانشگاهی موجود در ایران در مؤلفه های ذکرشده از وضعیت مطلوبی برخوردار نمی باشند و نیازمند توجه بیشتر به مراکز از سوی مسئولان امر می باشند.
تحلیل عاملی تائیدی و همسانی درونی مقیاس های هیجان مرتبط با کلاس درس (CRES)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نظریه کنترل- ارزش، هیجان های پیشرفت به عنوان هیجان هایی که با فعالیت ها و پیامدهای پیشرفت پیوند خورده اند تعریف می شوند. تأثیر هیجان های پیشرفت بر جوانب مختلف زندگی و پیشرفت تحصیلی در پژوهش های متعددی به اثبات رسیده است. بااین حال تمرکز صرف بر هیجان اضطراب و عدم توجه به این دسته از هیجان ها در نظام آموزشی و فقدان ابزار مناسب جهت سنجش آن ها در ایران از مهم ترین مسائل این حوزه است. جامعه آماری شامل همه دانشجویان مقطع لیسانس دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 94-93 به تعداد 9421 و نمونه آماری 221 نفر دانشجوی رشته های مختلف تحصیلی است که با استفاده از روش «نمونه گیری تصادفی» گزینش و با روش «توسعه ای پیمایشی» مورد مطالعه قرارگرفتند. پژوهش حاضر به بررسی شاخص های روان سنجی ازجمله روایی، اعتبار و همسانی درونی «مقیاس های هیجان مرتبط با کلاس» پرداخته است. در این پژوهش سؤالات پرسش نامه «مقیاس های هیجان مرتبط با کلاس درس» (CRES) باهدف رواسازی آن برای مطالعه هیجان های پیشرفت جامعه دانشجویان ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس نتایج تحلیل عاملی تائیدی بیشتر شاخص های مقیاس های مذکور ازجمله CFI، GFI، AGFI از مقدار مطلوبی برخوردارند و ضرایب مسیر تمامی مقیاس های آن ها معنی دار می باشند. همبستگی بین هیجان های مختلف کلاسی و همسانی درونی مقیاس ها معنی دار برآورد گردید. با توجه به برازش مدل، از مقیاس های مذکور می توان جهت بررسی هیجان های کلاسی دانشجویان ایرانی استفاده کرد.
برنامه درسی آموزش عالی مبتنی بر رویکرد آموزش مادام العمر- رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، دستیابی بهچارچوب برنامه درسی آموزش عالی مبتنی بر رویکرد آموزش مادام العمر می باشد. این پژوهش،کیفی و روش آن مطالعه موردی چندگانه کیفی می باشد. رویکرد تحلیلی در تدوین چارچوب بر اساس رویکرد بافت نگاریاست. مشارکت کنندگان بالقوه تحقیق شامل 8 نفر از اعضای هیات علمی گروه های تحصیلی علوم انسانی، علوم پایه، کشاورزی و دامپروری، فنی و مهندسی و هنر و معماری دانشگاه شیراز بود که حداقل یکبار به عنوان عضو شورای برنامه ریزی درسی دانشگاه شرکت داشته اند و 5 نفر دیگر از صاحبنظران حوزه برنامه درسی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع \#معیار\# انتخاب شدند. برای تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل مضمون (پایه، سازمان دهنده و معنای فراگیر) با استفاده از نرم افزار N-Vivo استفاده شد. نتایج، بیانگر وجود 112 مضمون پایه، نه مضمون سازمان دهنده سطح اول بر اساس عناصر نه گانه برنامه درسی کلاین(هدف، محتوا، فعالیت یادگیرنده، منابع و مواد کمک آموزشی، راهبردهای یاددهی- یادگیری، زمان آموزش، فضای آموزش، گروه بندی فراگیران و ارزشیابی) و 18 مضمون سازمان دهنده سطح دو بود. در پایان شبکه مضامین برنامه درسی مادام العمر در نظام آموزش عالی طراحی و اعتباریابی آن از طریق تکنیک های اعتبار پذیری و اعتماد پذیری با استفاده از همسوسازی داده ها انجام شد.
نقش واسطه ای توانمندسازی در ارتباط با هوش سازمانی و کیفیت زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تبیین نقش واسطه ای توانمندسازی در ارتباط با هوش سازمانی و کیفیت زندگی کاری می باشد. جامعه آماری تمامی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت بوده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم تعداد90 نفرانتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش سه پرسش نامه هوش سازمانی آلبرخت[1]، کیفیت زندگی کاری قاسم زاده و توانمندسازی اسپریتزر[2] بوده است. برای تجزیه و تحلیل از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و در سطح آمار استنباطی از روش تحلیل مسیر به شیوه بارون و کنی با کاربرد از روش رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. نتایج نشان دادند: توانمندسازی نقش واسطه ای بسیار ضعیفی ایفا می کند. با توجه به نتایج مقدار بتای هوش سازمانی برای پیش بینی توانمندی که معادل با همبستگی مرتبه صفر این دو متغییر است با توجه به ناچیز بودن تاثیر غیرمستقیم هوش سازمانی از راه توانمندسازی برای کیفیت زندگی می توان به این نتیجه رسید که به احتمال قوی متغییر توانمندسازی برای رابطه هوش سازمانی و کیفیت زندگی یک متغییر تعدیل گر است.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و اختلالات مصرف مواد: مروری نظری و پژوهشی
حوزههای تخصصی:
اختلالات مصرف مواد با مصرف مکرر و ناهنجار مواد و یا الکل توصیف می شود که اغلب به پریشانی فراوان و اختلال در زمینه های فردی، اجتماعی و شغلی منجر می شود. تعدادی از رویکردهای درمانی در درمان اختلالات مصرف مواد مؤثر شناخته شده اند. با این حال، درمان اختلالات مصرف مواد دشوار است. چنانچه عود مکرر از ویژگی های مشکل زای رایج این اختلالات است. موج سوم درمان شناختی رفتاری از جمله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شامل رویکردها و روش های جدیدی است که پتانسیل بالایی برای رسیدگی به موارد پیچیده سوءمصرف مواد دارد. هدف از این تحقیق مروری نظری و پژوهشی بر کارایی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در درمان اختلالات مصرف مواد بود. روش پژوهش مطالعات کتابخانه ای و یادداشت برداری و خواندن اسناد بود. بر اساس مبانی نظری و پژوهشی می توان گفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد یک مداخله امیدبخش برای اختلالات مصرف مواد است. با این حال برای کارایی بیشتر، پژوهش بیشتر با نمونه های بزرگ تر و دوره پیگیری طولانی، همراه با مطالعه مکانیسم درمان برای شکل دهی مدل نظری و پروتکل درمان سوءمصرف مواد مورد نیاز است. در پایان درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به عنوان یک مداخله مؤثر برای اختلالات مصرف مواد توصیه شده است.
پیش بینی سازگاری زناشویی براساس تصمیم گیری و حل مسأله، انسجام خانواده، راهبردهای مقابله، مهارت های ارتباطی و باورهای مذهبی (عوامل فرایندی خانواده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری زناشویی براساس تصمیم گیری و حل مسأله، انسجام خانواده، راهبردهای مقابله، مهارت های ارتباطی و باورهای مذهبی (عوامل فرایندی خانواده) بود. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان متأهل مقطع ابتدایی شهرکرج در سال تحصیلی 94-93 بودند که براساس جدول مورگان 358 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سازگاری زناشویی (اسپنیر، 1976) و فرایندخانواده سامانی (1387) استفاده شد. داده ها از طریق همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه وتحلیل شدند. نتایج همبستگی نشان داد که مجموعه عوامل فرایندی خانواده با سازگاری زناشویی رابطه معناداری دارند (0/01 >P) و همچنین نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که به غیر از باورها مذهبی که اثر معناداری در معادله رگرسون نداشت، مؤلفه های انسجام خانواده، مهارت های ارتباطی، مهارت های مقابله و تصمیم گیری و حل مسأله باهم 49/6 % از واریانس سازگاری زناشویی را تبیین می کنند. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که عوامل فرایندی خانواده توان پیش بینی سازگاری زناشویی را دارند.
سرکوبی بیانی و اضطراب اجتماعی: نقش تعدیل کننده یا واسطه گر رجحان نیمکره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت متغیرهای تعدیل کننده و واسطه گر در علت یابی و پیش بینی اختلالات روانی، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه گر یا تعدیل کننده ی رجحان نیمکره در رابطه ی بین سرکوبی بیانی و اضطراب اجتماعی بود. در این پژوهش، 120 دانش آموز دختر دوره ی دبیرستان که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودند، نمونه ی پژوهش را تشکیل دادند. در این پژوهش، شرکت کنندگان پرسشنامه ی اضطراب اجتماعی کانور، پرسشنامه ی تنظیم هیجان و مقیاس رجحان نیمکره را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از آزمون ناپارامتری خی دو و همبستگی پیرسون و همچنین از آزمون Z برای بررسی معناداری تفاوت دو ضریب همبستگی در نمونه های مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که سرکوبی بیانی با اضطراب اجتماعی همبستگی معنادار مثبت دارد. همچنین رجحان نیمکره ی راست با اضطراب اجتماعی بالاتر رابطه ی معنادار مثبت داشت. در نهایت نتایج نشان داد که رجحان نیمکره در بین رابطه ی سرکوبی بیانی و اضطراب اجتماعی نقش تعدیل کننده دارد. با توجه به یافته ها، به نظر می رسد که سرکوبی بیانی همراه با نقش تعدیل کننده ی رجحان نیمکره، بهتر می تواند اضطراب اجتماعی را پیش بینی کند.
پیش بینی گرایش به مصرف مواد در دانشجویان براساس تجارب معنوی و میزان هیجان خواهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف پیش بینی گرایش به مصرف مواد در دانشجویان براساس تجارب معنوی و میزان هیجان خواهی در دانشجویان، صورت پذیرفت. روش: بدین منظور از بین کلیه دانشجویان دانشجویان دانشگاه تهران 398 نفر (238 دختر و 160 پسر) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و با استفاده از ابزارهای پژوهش شامل گرایش به مواد (دهکردیان، 1380)، تجارب معنوی روزانه (اندروود و ترسی، 2002)، و مقیاس هیجان خواهی (زاکرمن، 1968)، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام نشان داد که تجارب معنوی به طور معنی داری (p<0/05) با اعتیاد رابطه منفی دارد؛ مولفه های هیجان خواهی نیز (بازداری زدایی و تجربه جویی) رابطه منفی با اعتیاد داشتند. همچنین رگرسیون گام به گام، نشان می دهد، احساس مسئولیت با مقدار 11/0 ؛ و حضور خداوند و ماجراجویی در کل 16/0 درصد از واریانس اعتیاد را تبیین کردند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش داد که بالا بودن تجارب معنوی می تواند در کاهش گرایش به مواد دانشجویان موثر باشد.
پلیس و مقابله با مواد روان گردان
حوزههای تخصصی:
امروزه مصرف مواد روان گردان برای جوامع یک نگرانی بزرگ است. مواد مخدر صنعتی به عنوان خطرناک ترین عامل باعث متلاشی شدن کانون گرم خانواده ها می شود. مصرف مواد روان گردان نیز عوارض جسمانی و روانی زیادی به دنبال دارد. این مقاله با استفاده از روش کتابخانه ای و اسنادی به دنبال بررسی وضعیت فعلی مواد روانگردان و نقش پلیس در مقابله با آن است. نقش پلیس در پیشگیری و مقابله با مواد روان گردان نقشی اساسی و پایه ای است. پلیس می تواند با کمک سازمان های مسئول در این حوزه، کنترل مواد روان گردان، شناخت و توجه لازم به جایگاه آموزش های همگانی، توجه به ظرفیت رسانه های گروهی و ارتباط جمعی، توجیه و آموزش نسل جوان ازخطرات و مصائب ناشی از مواد روانگردان نقش مهم و موثری در امر مقابله با مواد داشته باشد. توجه خانواده ها به نوجوانان، آگاهی بخشی به خانواده ها در خصوص مواد روان گردان، همچنین افزایش حمایت های مادی و قانونی از پلیس مبارزه با مواد مخدر و توجه بیشتر به کارکنان درگیر در این حوزه نیز از جمله موارد مهم دیگر در مقابله با مواد روان گردان است. با توجه به اینکه بخشی از جرایم مواد مخدر و روانگردان توسط زنان انجام می شود توجه به نقش پلیس زن نیز در مقابله با مواد مخدر و روان گردان حائز اهمیت است. بنابراین حضور زنان پلیس نیز می تواند در شناسایی، بازجویی و تحقیق از زنان مجرم موثر و مفید باشد.
بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس خردمندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین کفایت شاخص های روانسنجی فرم فارسی مقیاس خردمندی اشمیت، مالدون و پاندرز صورت گرفت. برای این منظور نمونه ای با حجم 278 نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران در مقاطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه ها پاسخ دادند. جهت بررسی روایی پرسشنامه از روش های تحلیل عاملی، روایی همگرا و روایی واگرا استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی به شیوه مؤلفه های اصلی، وجود شش عامل را تأیید کرد. پایایی مقیاس و خرده مقیاس ها نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ در دامنه 71/0 تا 80/0 و با استفاده از روش بازآزمایی در دامنه 71/0 تا 78/0 مورد تأیید قرار گرفت. به منظور بررسی تأثیر متغیر جنسیت بر هر یک از ابعاد و نیز بر نمره کل خردمندی، با استفاده از آزمون تی مستقل، نمره دانشجویان دختر و پسر در ابعاد گوناگون و نیز نمره کل مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که در هیچیک از موارد، به لحاظ آماری تفاوت معناداری بین دانشجویان دختر با دانشجویان پسر وجود نداشت. پژوهش نشان داد که ابزار طراحی شده از کفایت لازم برخوردار است و می تواند در پژوهش ها مورد استفاده قرار گیرد.
نقش سرمایه های روان شناختی مثبت و عملکرد خانواده در پیش بینی شادکامی در دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش تعیین نقش سرمایه های روان شناسی مثبت و عملکرد خانواده در پیش بینی شادکامی نوجوانان بود. روش پژوهش همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 290 نفر از دانش آموزان بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از پرسش نامه های امید اشنایدر، خودکارآمدی نظامی و همکاران، خوش بینی شی یر و کارور، عملکرد خانواده مک مستر، تاب آوری کانر و دیویدسون و پرسش نامه شادکامی آکسفورد به عنوان ابزارهای پژوهش استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که مولفه های عملکرد خانواده و سرمایه های روان شناسی مثبت با شادکامی رابطه مثبت معنادار دارند. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که نقش ها، تاب آوری، خودکارآمدی، خوش بینی و ابراز عواطف به ترتیب نقش معناداری در پیش بینی شادکامی دارند و در مجموع 35 درصد از واریانس شادکامی را تبیین کردند. در مجموع نتایج حاکی از اهمیت نقش خانواده و سرمایه های روان شناختی مثبت در شادکامی نوجوانان بود.
بررسی رشد تحولی هوش هیجانی و مولفه های آن در کارکنان رسته انتظامی شاغل ناجا (در طیف سه گروه سنی)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۷ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲۶
67 - 78
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه هوش هیجانی به عنوان یک موضوع مهم در حوزه روان شناسی مورد توجه قرار گرفته است. مطالعاتی که در این زمینه انجام شده است، مبین نقش هوش هیجانی و مولفه های آن در جنبههای مختلف زندگی فرد و سن شغل و روابط اجتماعی می باشد به علاوه، پیش بینی و برنامه ریزی عملکرد شغلی نیز بر اساس این مولفه ها از دیگر اهداف این مطالعه است.
روش: در قالب یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی، که 120 نفر از کارکنان رسته انتظامی شاغل در ناجا شهر تهران در سه گروه سنی 30-20 سال 40-31 سال و 50-41 سال به شیوه تصادفی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه استاندارد شده هوش هیجانی بار- آن و پرسشنامه ویژگی جمعیت شناختی مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل سوال پژوهش از تحلیل واریانس چند متغیره و ضریب t استفاده شده است.نتایج: نتایج حاصل از مقایسه میانگین بین نمرات متغیرهای پژوهش در سه گروه نشان داد که با بالا رفتن سن، نمرات هوش هیجانی نیز افزایش می یابد. کارکنان در گروه های سنی 31 تا 40 سال و 41 به بالا در مقایسه با گروه سنی 20 تا 30 سال نمرات بالاتری را در خرده مقیاس های حل مسئله، استقلال، تحمل فشار روانی، خودشکوفایی، خودآگاهی هیجانی، واقع گرایی، روابط بین فردی، عزت نفس، کنترل تکانش، انعطاف پذیری و مسئولیت پذیری کسب کرده اند. همچنین مقایسه نمرات خرده مقیاس های خوشبختی، خوشبینی، همدلی و خودابرازی نشان می دهد که سه گروه با یکدیگر اختلاف معنا داری ندارند. زیرا سطح معنا داری محاسبه شده آنها از مقدار ملاک (0/003) بیشتر است. بحث: به منظور رسیدن به سطح بالایی از عملکرد شغلی، علاوه بر توانایی های شناختی کلی، فرد باید به رشد مناسب در جنبه هایی همچون کنترل هیجانات و عواطف نیز دست یابد، به معنای دیگر کارکنان شاغل ناجا بدون دستیابی به مولفه های هوش هیجانی قادربه انجام بهینه شغل پلیسی و تعامل با مردم نخواهند بود.
اثربخشی درمان گروهی فعال سازی رفتاری بر کاهش علائم افسردگی، اجتناب شناختی رفتاری خانواده های دانشجویان شاهد و ایثارگر
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۷ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۲۸
75 - 84
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از مشکلات و ناراحتی های روانی شایع بین فرزندان شاهد و ایثارگر، افسردگی و وجود نشانه های آن است. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان گروهی فعال سازی رفتاری برکاهش علائم افسردگی و اجتناب شناختی رفتاری دانشجویان فرزند شاهد و ایثارگر بود. روش: در یک طرح آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل، تعداد 30 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه درمان فعال سازی رفتاری و گروه کنترل قرار گرفتند. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان خانواده های شاهد و ایثارگر دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز بود. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه افسردگی و پرسشنامه اجتناب شناختی رفتاری بود. داده ها نیز به کمک تحلیل کواریانس چندمتغیره تحلیل شد. نتایج: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درمان فعال سازی رفتاری بر کاهش علائم افسردگی (0/01>F=11/26,P) و اجتناب شناختی رفتاری (F=7,P
رابطه سبک زندگی اسلامی با سلامت روان و میزان تاب آوری دانشجویان دانشگاه کاشان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سبک زندگی اسلامی با سلامت روان و میزان تاب آوری دانشجویان دانشگاه کاشان بود. از میان جامعة آماری دانشجویان، 364 نفر به عنوان نمونه آماری، به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه سبک زندگی اسلامی کاویانی ILST، پرسش نامه سلامت روان GHQ-28 و پرسش نامه تاب آوری کانر و دیویدسون CD-RIS بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین سبک زندگی اسلامی با سلامت روان و میزان تاب آوری دانشجویان دانشگاه کاشان، رابطه معنی دار وجود دارد. همچنین نتایج فرضیه های جزیی این پژوهش نشان داد که بین سبک زندگی اسلامی و سلامت روان و میزان تاب آوری دانشجویان، با جنسیت آنان رابطه وجود دارد، از سوی دیگر، بین سبک زندگی اسلامی، سلامت روان و تاب آوری دانشجویان با تأهل و تجرد آنها نیز رابطه معنادار مشاهده شد. ازاین رو، با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت: سبک زندگی اسلامی موجب ارتقا سلامت روان و میزن تاب آوری دانشجویان می شود.
پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس مهارتهای تنظیم هیجانی و سبک های هویتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی پیش بینی بی ثباتی ازدواج بر اساس سبک های هویتی و مهارت تنظیم هیجانی در زنان متأهل شهر قوچان.
روش: در پژوهش حاضر، ۳۳۱ معلم زن که با روش نمونه گیری خوشهای تک مرحلهای انتخاب شده بودند، به پرسشنامه سبکهای هویت (ISI-۶G)، پرسشنامه مهارت تنظیم هیجانی (ERSQ) و شاخص بی ثباتی ازدواج (MII) پاسخ دادند. داده های به دست آمده با استفاده از آماره های توصیفی، ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند.
یافته ها: نتایح تحلیل داده ها نشان داد که سبک هویتی اطلاعاتی (۴۰/۰- =(r، سبک هویتی هنجاری (۳۰/۰- =(r و مهارت تنظیم هیجانی (۳۵/۰- =(r با بی ثباتی ازدواج رابطه معنادار منفی و سبک هویتی سردرگم/ اجتنابی (۳۳/۰ =(r با بی ثباتی ازدواج رابطه معنادار مثبت دارند. همچنین نتایج نشان داد متغیرهای هویت اطلاعاتی، سردرگم/ اجتنابی، هنجاری و مهارت تنظیم هیجانی، می توانند واریانس بی ثباتی ازدواج را به صورت معناداری پیش بینی کنند. به گونه ای که سبک های هویتی سهم بیشتری در پیش بینی متغیر ملاک دارند. لذا می توان نتیجه گرفت هرچه زنان متأهل معلم، درک منسجمی از خود داشته باشند و توانایی آن ها در تنظیم هیجاناتشان بالا باشد، زندگی مشترک آن ها از ثبات بیشتری برخوردار است.