فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۶۸۱ تا ۱۸٬۷۰۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریاتی که توجه نسبتاً قابل توجهی از پژوهشگران علوم رفتاری را دریافت کرده است نظریه «سه گانه تاریک شخصیت» است. این نظریه البته به لحاظ روش شناختی شاید تمام ویژگی های یک «نظریه» را نداشته باشد و بیشتر به معرفی یک «سازه» شباهت داشته باشد، مبیّن این است که سه ویژگی شخصیتی نارسیسیسم، ماکیاولیانیسم و پسیکوپاتی به لحاظ اجتماعی دارای ابعاد ناپسند و غیراخلاقی بوده و می توانند رفتارهای مخرب اجتماعی را پیش بینی کنند. کنار هم قرار گرفتن هم زمان این ویژگی ها دید کامل تری از انگیزه ها و هیجان های مرتبط با رفتارهای مخرب ارائه می دهد. زارعی، قربانی و غریبی (1395، رویش روانشناسی، شماره14) در مقاله ای با عنوان «سه گانه سیاه: سازه های شخصیتی سازش نایافته یک قرن روانشناسی علمی» به بررسی این نظریه پرداخته اند. هدف از نوشتار حاضر ارائه پاسخی انتقادی (و شاید دیالکتیکی!) به این نگارندگان است.
رابطه باورهای غیرمنطقی و کمال گرایی با اهمال کاری تحصیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف کلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه باورهای غیرمنطقی و کمال گرایی با اهمال کاری تحصیلی بود. روش کار: جامعه آماری این پژوهش توصیفی-همبستگی کلیه دانش آموزان دختر دبیرستان های شهر شیراز در سال تحصیلی 94-93 بود که 300 نفر از آنها به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس اهمال کاری تحصیلی (سولومون و راثبلوم، 1984)، آزمون باورهای غیرمنطقی اهواز (عبادی ومعتمدین، 1384) و مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی (تری شورت و همکاران 1995) بود. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و روش تحلیل رگرسیون با کمک نرم افزار SPSSاستفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان نشان داد که باورغیرمنطقی درماندگی در برابر تغییر قادر به پیش بینی اهمال کاری تحصیلی به طور مثبت و معنی دار و توقع تایید از دیگران به طور منفی و معنی دار قادر به پیش بینی اهمال کاری تحصیلی می باشند اما باورهای غیر منطقی اجتناب از مشکل و بی مسئولیتی هیجانی قادر به پیش بینی اهمال کاری تحصیلی نیستند. همچنین کمال گرایی مثبت قادر به پیش بینی اهمال کاری تحصیلی به طور منفی و معنی دار و کمال گرایی منفی قادر به پیش بینی اهمال کاری تحصیلی به طور مثبت و معنی دار می باشند. نتیجه گیری: بنا بر نتایج این پژوهش، باورهای غیرمنطقی و کمال گرایی قادر به پیش بینی اهمال کاری تحصیلی می باشند.
اثربخشی آموزش حل مسئله اجتماعی بر خود کنترلی، خودکارآمدی و تکانشوری در دانش آموزان دارای استعداد اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش حل مسئله اجتماعی بر خودکنترلی، خودکارآمدی و تکانشوری دانش آموزان مستعد اعتیاد می باشد. روش: روش تحقیق از نوع آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. برای این منظور 50 نفر از دانش آموزان پسر دارای استعداد اعتیاد از بین دبیرستان های مشکین شهر از طریق پرسش نامه استعداد اعتیاد شناسایی و بطور تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. مقیاس های خودکنترلی، خودکارآمدی و تکانشوری قبل و بعد از آموزش حل مسئله اجتماعی توسط دانش آموزان تکمیل شد. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت آموزش حل مسئله اجتماعی قرار گرفته و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش حل مسئله اجتماعی موجب افزایش خودکنترلی، و خودکارآمدی؛ و کاهش تکانشوری در دانش آموزان دارای استعداد اعتیاد شد. نتیجه گیری: این نتایج حاکی از اثربخشی آموزش حل مسئله اجتماعی بر متغیرهای روان شناختی در افراد مستعد اعتیاد می باشد. لذا پیشنهاد می شود از این آموزش به منظور پیشگیری از اعتیاد در مدارس استفاده شود.
سطح انگیزش، خودپنداشت و نگرش نسبت به خواندن در دانش آموزان نارساخوان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از رایج ترین اختلال های یادگیری در دانش آموزان، نارساخوانی است که پیامدهای منفی بسیاری به دنبال دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه انگیزش، خودپنداشت و نگرش خواندن در دانش آموزان مبتلا و غیرمبتلا به نارساخوانی بوده است. روش: پژوهش حاضر از نظر روش شناسی تحلیلی - مقطعی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر رشت در سال تحصیلی 93-1392 بود که تعداد 108 نفر از آنها (54 آزمودنی کودکان غیرمبتلا به نارساخوانی و 54 آزمودنی کودکان مبتلا به نارساخوانی) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از آزمون رسمی خواندن و نارساخوانی (کرمی نوری و مرادی، 1388)، پرسش نامه انگیزش خواندن (ویگفیلد و گاتری، 1997)، خودپنداشت خواندن (آهلووالیا، 1961) و نگرش خواندن (مک کنا و کر، 1990) استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده از تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که بین کودکان مبتلا و غیر مبتلا به نارساخوانی حداقل در یکی از متغیرهای وابسته تفاوت معنی داری وجود دارد (001/0P<). نتایج تحلیل واریانس نشان داد که میانگین نمرات کودکان مبتلا به نارساخوانی در تمام مؤلفه های انگیزش، خودپنداشت و نگرش خواندن به طور معناداری بالاتر از نمرات کودکان غیر مبتلا به نارساخوانی است (001/0 < P). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد مشکلات تحصیلی دانش آموزان نارساخوان بر جنبه های روان شناختی آنها تأثیر منفی دارد که ضرورت دارد مورد توجه قرار گیرد.
جایگاه داروهای هومیوپاتی در درمان سوءمصرف مواد
حوزههای تخصصی:
متأسفانه شیوع مصرف مواد مخدر در جامعه افزایش یافته است و معضل اعتیاد به عنوان یکی از چهار بحران و مساله روز مطرح است.گسترش اعتیاد می تواند ریشه بنیادهای اخلاقی، اقتصادی و اجتماعی یک جامعه را سست و آن را از درون دچار فساد کند و در نهایت به انحطاط بکشاند. هومیوپاتی به عنوان سیستمی از درمان بر اساس مشابه با مشابه جا افتاده است. بیماری ها با تجویز دوزهای کوچکی از داروهایی درمان می شوند که می توانند علائم مشابهی در افراد سالم ایجادکنند. داروهای هومیوپاتی از مواد متفاوتی چون گل ها،گیاهان، ریشه ها و درختان ساخته می شوند و به همراه مشاوره روان شناختی می توانند به جنبه های روحی، ذهنی، سوءمصرف مواد و هم چنین برخی نشانگان همراه با سوءمصرف کمک کنند. هومیوپاتی به عنوان یک درمان تطبیقی برای مشکلات وابستگی و اعتیاد است و برای کسانی که درتلاش هستند بر مشکل سوءمصرف و رفتارهای اعتیاد آور خود فائق آیند، بسیار سودمند است. روش تحقیق حاضر، تحلیلی-توصیفی و با استفاده از تحقیقات، کتب و اسناد و منابع کتابخانه ای است. در مجموع می توان گفت که داروهای هومیوپاتی می توانند برای بیمارانی که دچار سوءمصرف مواد هستند، با موفقیت استفاده شود. این داروها در مدیریت علائم ترک وابستگی به مواد،کارآمد هستند و می توانند تهدید وابستگی شیمیایی را کم کنند. مقاله حاضر با هدف بررسی جایگاه داروهای هومیوپاتی در درمان سوءمصرف مواد تدوین شده است.
تأملی بر رفتارهای ضد تولیدی معلمان در تدریس: واکاوی نشانگان، ابعاد و ارزیابی وضع موجود در مدارس شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش آمیخته حاضر با هدف شناسایی نشانگان رفتارهای ضد تولیدی معلمان در تدریس و ارزیابی وضع موجود این رفتارها در میان معلمان مدارس شهر تهران انجام شده است. در بخش کیفی از طریق روشهای نمونه گیری هدفمند، با معلمان و کارشناسان مصاحبه شد. پس از آن با تحلیل محتوا و کدگذاری مصاحبه ها، 32 رفتار ضدتولیدی اساسی در سه بعد دانش، رفتار و تعهد حرفه ای شناسایی شدند. در مرحله کمّی از طریق رفتارهای شناسایی شده، پرسشنامه ای با روایی محتوایی تایید شده و پایایی مناسب (آلفای کرونباخ69/95) تدوین شد و 397 معلم آن را تکمیل کردند. در رویکرد کمّی پژوهش روش توصیفی- همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون فریدمن به کار گرفته شده است. یافته های پژوهش در مجموع حاکی از وجود معنادار رفتارهای ضد تولیدی در معلمان مورد مطالعه است. تجزیه و تحلیل کمّی نتایج نشان می دهد که رفتارهای ضدتولیدی معلمان در سه بعد مورد مطالعه به صورتی معنادار در مدارس وجود دارند. رفتارهای شناسایی شده بر اساس آزمون فریدمن در بعد دانش حرفه ای به ترتیب اهمیت مربوط به گویه های\"" ایجاد زمینه های رقابت با دیگران به جای پرورش روحیه همکاری و مشارکت\""، \""استفاده از روشهای تدریس سنتی و غیرفعال به جای روشهای تدریس فعال، مشارکتی و مبتنی بر خلاقیت\""، در بعد عمل حرفه ای \""پرهیز از ایجاد موقعیتهای نقدکننده\"" و \"" تمایل به ایجاد فضای الزام و اجبار در کلاس به جای آزادی و انتخاب \""، و در بعد تعهد حرفه ای \""پوشاندن و مخفی نگه داشتن ضعف های آموزشی و ارائه آموزش نادرست به دانش آموزان \"" و \"" بی انگیزه کردن دانش آموزان به تحصیل\"" بوده اند.
ساختار عاملی تأییدی و اعتباریابی پرسشنامه تعارض والد نوجوان(فرم نوجوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین ساختار عاملی تأییدی و اعتباریابی مقیاس تعارض والد نوجوان در نمونه ای از نوجوانان 13 تا 17 سال غیربالینی بود. روش پژوهش از نوع توصیفی و مقطعی و جامعه آماری آن، دانش آموزان دوره اول و دوره دوم متوسطه شهرستان قدس استان تهران بود که با استفاده از روش نمونه برداری تصادفی چندمرحله ای، 748 نفر از آنها انتخاب شدند و به پرسشنامه های تعارض والد نوجوان (فرم نوجوان) اسدی یونسی (1390)، تعارض بین والدین گریچ، سید و فینچام (1992)، گزارش دهی مشکلات رفتاری آشنباخ (1991)، مقیاس رضایت خانوادگی السون (1995) و تعامل های خانوادگی بارنز و السون (1985) پاسخ دادند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مدل 14 عاملی نسخه اصلی پرسشنامه تعارض والد نوجوان را تأییدکرد؛ در بررسی روایی واگرا و ملاک، ضریب همبستگی پیرسون پرسشنامه تعارض والد نوجوان با پرسشنامه های تعارض بین والدین، پرسشنامه گزارش دهی مشکلات رفتاری آشنباخ، مقیاس رضایت خانوادگی و تعامل های خانوادگی بین 21/0 تا 57/0 به دست آمد. همچنین به طور کلی بخش شدت تعارض پرسشنامه تعارض والد نوجوان نسبت به بخش فراوانی تعارض والد نوجوان، هم در شاخص های تحلیل عاملی تأییدی و هم در مقادیر به دست آمده از همبستگی پیرسون برای بررسی روایی واگرا و ملاک، مطلوب تر بود. در بررسی اعتبار پرسشنامه، نتایج ضریب آلفای کرونباخ در بخش فراوانی تعارض 97/0 و در بخش شدت تعارض 96/0 و ضریب بازآزمایی به ترتیب 76/0 و 75/0 و رضایت بخش بود؛ بنابراین بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش، پرسشنامه تعارض والد نوجوان دارای ویژگی های روان سنجی مناسب است و می توان از آن را برای دستیابی به اهداف پژوهشی و ارزیابی خانواده ها در مشاوره خانواده استفاده کرد.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه پنج عاملی ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه پنج عاملی ذهن آگاهی است. در یک پژوهش مقطعی- توصیفی، 486 دانشجوی شاغل به تحصیل در مقاطع مختلف دانشگاه تهران به روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای پرسشنامه پنج عاملی ذهن آگاهی (بائر، اسمیت، هوپکینز، کریتمیر و تونی، 2006) را تکمیل کردند. ساختار پنج عاملی پرسشنامه تأیید شد و همه شاخص ها برازش نسبتاً مطلوبی را نشان دادند. اعتبار بازآزمایی در نمونه 58 نفری (با میانگین سنی 57/23 و انحراف استاندارد 6/4) نیز نشان داد که دامنه ضرایب اعتبار بازآزمایی مقیاس های پنج عاملی ذهن آگاهی بین 76/0 تا 86/0 قرار دارد. در مجموع این پژوهش نشان می دهد که پرسشنامه پنج عاملی ذهن آگاهی ابزاری معتبر در نمونه دانشجویی است.
بررسی اثربخشی اصلاح هم نوسانی از طریق نوروفیدبک بر آگاهی واج شناختی و حافظه فعال واج شناختی در کودکان مبتلا به نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: متغیرهای شناختی همبسته های مهم اختلال نارساخوانی هستند. پژوهش های مختلف نشان می دهند که این متغیرها در کودکان نارساخوان دچار نقص هستند. هم چنین مطالعات عصب شناختی بدکارکردی ارتباط پیشانی-گیجگاهی-پس سری را به عنوان مبنای عصبی این اختلال مطرح کرده اند. نوروفیدبک با تغییر ارتباط کارکردی یا هم نوسانی این مناطق مغزی می تواند در بهبود کارکردهای شناختی این کودکان مؤثر باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر اصلاح هم نوسانی مغزی از طریق نوروفیدبک بر بهبود آگاهی واج شناختی و حافظه فعال در کودکان نارساخوان انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع تک آزمودنی پلکانی با خط پایه چندگانه بود که در آن چهار کودک مبتلا به نارساخوانی 20 جلسه 30 دقیقه ای درمان نوروفیدبک دریافت کردند. یافته ها: بررسی نتایج پژوهش نشان داد که در نمرات آگاهی واج شناختی و حافظه فعال آزمودنی ها بهبودی ایجاد شده است. هم چنین مقادیر هم نوسانی بعد از اتمام درمان به سمت مقادیر نرمال تغییر پیدا کرد. نتیجه گیری: این تغییرات نشان می دهد که نارساخوانی می تواند به عنوان یک اختلال در ارتباط کارکردی مناطق مختلف مغزی مطرح باشد و اصلاح هم نوسانی از طریق نوروفیدبک می تواند به اصلاح این آشفتگی کمک کند.
اثربخشی درمان بین تشخیصی بر نشانه های افسردگی، اضطراب و تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افسردگی و اضطراب دو طبقه از اختلال های بسیار شایع و همبود هستند. میزان بالای افسردگی و اضطرابِ همبود، مداخلات درمانی را اغلب پیچیده می سازد. مدل درمان بین تشخیصی، مبتنی بر مهارت های تنظیم هیجان برای دامنه گسترده ای از اختلال های هیجانی قابلیت کاربرد دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان گروهی بین تشخیصی بر نشانه های افسردگی، اضطراب و تنظیم هیجان انجام شد. تعداد 34 نفر از دانشجویان مبتلا به افسردگی و اضطراب همبود، پس از ارزیابی بالینی اولیه و احراز شرایط پژوهش، انتخاب و در دو گروه درمان بین تشخیصی (16 نفر) و کنترل (18 نفر) گماشته شدند. گروه آزمایشی، 8 جلسه درمان هفتگی بین تشخیصی را دریافت کرد. شرکت کنندگان مقیاس افسردگی بک (BDI-II)، مقیاس اضطراب بک (BAI) و پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ) را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه تکمیل کردند. یافته های پژوهش نشان داد که درمان بین تشخیصی در کاهش نشانه های افسردگی، اضطراب و نیز تعدیل راهبردهای تنظیم هیجان اثربخش است. دست اوردهای درمانی، در پیگیری 2 ماهه نیز حفظ شده است. با توجه به تاثیر درمان بین تشخیصی در بهبود نشانه های افسردگی و اضطراب و تنظیم هیجان در دانشجویان، این نتایج برای متخصصان بالینی و مشاوران دست اندرکار در مراکز مشاوره دانشگاهی تلویحات کاربردی دارد.
ترسیم اشاره هایی برای تدریس علوم بر بنیاد تبیینی کل نگرانه از ماهیت علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تبیین نقش ابعاد مختلف ماهیت علم در آموزش علوم است. لذا، همسو با نظریه پیچیدگی و با بهره گیری از نگرشی کل نگرانه، چنین استدلال شد که طرح پرسش های فلسفی در قلمروهای تاریخ، جامعه شناسی و روان شناسی علم نیز به فلسفه علم در روشنگری ماهیت علم کمک می کند. بر اساس یافته ها بازنگری در بینش استقرایی و توجه به جنبه سازه گرایانه علم در کنار ماهیت واقع گرایانه آن در تدریس علوم ضروری است. اندیشیدن در تاریخ علم نیز فهم علم در بستر تاریخ را ایجاب می کند. اشاره جامعه شناسی علم نیز روشنگری نقش دانشمندان در توسعه اجتماعی و تعامل با دیگر عاملان اجتماعی چون فیلسوفان و هنرمندان است. قلمرو روان شناسی علم نیز روشن می کند که آزاد گذاشتن دانش آموزان در اندیشیدن در حوزه علم بر مبنای تمایلات زیبایی شناسانه و متافیزیکی و ورای باور همگانی زمینه بروز ایده های نو در فراگیر است. بنابراین، پرورش نگرش کل نگرانه فراگیران در علم آموزی اهمیت دارد.
رابطه علّی باور خود کارآمدی معلم با عملکرد تحصیلی دانش آموزان با میانجی گری مدیریت کلاسی و رویکردهای تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه علی باور خودکارآمدی معلم با عملکرد تحصیلی دانش آموزان با میانجی گری مدیریت کلاسی و رویکردهای تدریس در معلمان مقطع متوسطه شهر ازنا بود. در این مطالعه علی- همبستگی، تمام جامعه آماری که تعداد 300 نفر بودند، به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش پرسشنامه خودکارآمدی معلم بافت کلاس و مدرسه (CSC)، پرسشنامه نگرش و باورها در کنترل کلاس درس(ABCC) و پرسشنامه رویکردهای تدریس (ATI-R) بودند. ارزیابی مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل مسیر نرم افزار (AMOS-20) انجام گرفت. بر اساس نتایج این پژوهش، مدل پیشنهادی روابط علی بین متغیرهای یاد شده، از برازش قابل قبولی برخوردار بود. روی هم رفته، در مدل پیشنهادی پژوهش، نتایج نشان دادند که باور خود کارآمدی معلم هم به گونه مستقیم و هم به گونه غیر مستقیم از راه مدیریت کلاسی و رویکرد تدریس دانش آموز محور با عملکرد تحصیلی رابطه دارد، اما باور خود کارآمدی معلم از راه رویکرد تدریس معلم محور روی عملکرد تحصیلی معنی دار نبود. برازش بهتر از راه حذف مسیرهای غیر معنی دار باور خود کارآمدی معلم به رویکرد تدریس معلم محور و رویکرد تدریس معلم محور به عملکرد تحصیلی بدست آمد.
پیش بینی درگیری تحصیلی عاطفی و خودپنداره تحصیلی بر اساس ساختار اجتماعی -آموزش و ادراک از محیط های آموزشی: بررسی نقش تعدیلی نوع آموزش (آموزش از دور و حضوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اساسی این پژوهش پیش بینی درگیری تحصیلی عاطفی و خودپنداره تحصیلی در بین دانشجویان آموزش از دور و حضوری بر اساس ساختار اجتماعی آموزش و ادراک از محیط های آموزشی( ادراک از ساختار کلاس و ادراک از انتظارهای آموزشی اساتید) بود. شرکت کنندگان پژوهش شامل 700 دانشجوی کارشناسی(350 دانشجوی آموزش از دور 350 دانشجوی حضوری) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. بمنظور سنجش متغیرهای پژوهش از خرده مقیاس ارزش تکلیف پرسش نامه MSLQ پنتریج و همکاران، مقیاس احساس تعلق وانگ و همکاران، مقیاس خودپنداره تحصیلی رونالدز و مقیاس ادراک از ساختار کلاس بلک برن استفاده شد. افزون بر این، ساختار اجتماعی آموزش و انتظارهای آموزشی اساتید نیز با استفاده از پرسش نامه پژوهشگرساخته اندازه گیری شد. یافته های معادله های رگرسیون نشان داد که در زمینه پیش بینی خودپنداره تحصیلی و درگیری تحصیلی عاطفی با وجود این که بسیاری از متغیرهای پیش بین سهمی مؤثر داشتند، با این حال، تکالیف انگیزشی بر ارزش تکلیف، حمایت از خودمختاری بر احساس تعلق به دانشگاه و حمایت های تحصیلی دانشجویان بر خودپنداره تحصیلی هر دو گروه از دانشجویان سهمی برجسته داشت. تحلیل جداگانه معادله رگرسیونی برای دانشجویان آموزش از دور و حضوری نیز نشان داد که تکالیف انگیزشی، ارزش تکلیف را در بین هر دو گروه از دانشجویان پیش بینی کرد. با این حال، در مورد خودپنداره تحصیلی و احساس تعلّق سهم متغیرهای پیش بین متفاوت بود. افزون بر این، نتایج و یافته های این پژوهش تفاوت هایی معنادار را در بین دانشجویان آموزش از دور و حضوری در زمینه همه متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش به جز حمایت های فردی اساتید و دانشجویان نشان داد. نکته تأمل پذیر، برتری دانشجویان حضوری بر آموزش از دور در بیش تر متغیرهای مورد بررسی به جز حمایت فردی اساتید و دانشجویان، تکالیف انگیزشی، حمایت از خودمختاری و ارزش تکلیف بود. در مجموع، نتایج این پژوهش ضمن فراهم ساختن حمایت تجربی خوبی در زمینه ارتباط زمینه های آموزشی با خودپنداره تحصیلی و درگیری تحصیلی عاطفی، اثرات متفاوت زمینه های آموزشی را در زمینه اخیر نشان داد.
بررسی ارتباط میان بهره هوشی با خودنظارتی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: با عنایت به اهمیت بهره هوشی و خودنظارتی در رفتار های انسان ها و تاثیراتی که بر زندگی افراد دارند. بر این اساس این مطالعه به بررسی ارتباط میان بهره هوشی با خودنظارتی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند پرداخت.
روش ها: مطالعه حاضر مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی بود. جامعه آماری تمام دانشجویان مشغول به تحصیل(2300 نفر) در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند بودند. نمونه بر اساس فرمول کوکران 171 نفر برآورد و به روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. جهت ارزیابی بهره هوشی از آزمون استاندارد آر بی کتل مقیاس سوم و جهت ارزیابی خودنظارتی از آزمون استاندارد 25 سوالیSnyder استفاده گردید. روایی پرسشنامه خودنظارتی به تائید افراد صاحبنظر رسید. پایایی پرسشنامه خود نظارتی بر اساس روش آلفای کرونباخ 85% بدست آمد. تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس و آزمون T مستقل در سطح معناداری 05/0≥P استفاده شد.
یافته ها: از مجموع 171 نفر شرکت کننده در مطالعه (53/2٪ و 91=n) زن بودند. میانگین سن شرکت کنندگان 2/7±21/3 سال بود. میانگین نمره ضریب هوشی و نمره خودنظارتی شرکت کنندگان به ترتیب برابر با 10/44±106 و 3/20±12/35 بدست آمد. بین نمره بهره هوشی با خود نظارتی ارتباط معناداری را نشان نداد (0/641> P). همچنین دختران به طور معناداری از ضریب هوش بالاتری برخوردار بودند (0/04=P). نمره خود نظارتی مردان به صورت معناداری بالاتر از زنان بود (0/007=P).
نتیجه گیری: آموزش راهبرد خودنظارتی و یادگیری آن توسط دانشجویان باعث اعتماد به نفس بیشتر در جلسات کارآموزی، کارورزی و حتی در کلاس های نظری خواهد شد. و در نتیجه پیشرفت بهتری در عملکرد تحصیلی خواهند داشت.
میزان شیوع اعتیاد در محیط های صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه برآورد میزان شیوع اعتیاد به مواد مخدر در محیط های صنعتی استان اصفهان بود که علاوه بر تعیین میزان شیوع اعتیاد برحسب نوع ماده مصرفی (صنعتی یا سنتی)، اطلاعات جمعیت شناختی سن، جنس، میزان تحصیلات، اطلاعات شغلی و استخدامی و سابقه اعتیاد مورد بررسی قرار داد. روش: بدین منظور 1163 نفر از کارکنان محیط های صنعتی اصفهان به عنوان نمونه انتخاب و به پرسش نامه شیوع شناسی اعتیاد پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد در مجموع 1/25 درصد کارکنان محیط های صنعتی اصفهان به مواد مخدر اعتیاد دارند که از این تعداد 6/9 درصد مواد مخدر صنعتی و 5/15 درصد مواد مخدر سنتی را مصرف می کنند. همچنین 8/13 درصد نمونه به مصرف مشروبات الکلی اعتیاد دارند. نتیجه گیری: یافته های این تحقیق حاکی از پیش بینی اعتیاد کارکنان توسط برخی عوامل محیطی، اجتماعی و اقتصادی از قبیل پائین بودن دستمزدها، عدم توجه به مسائل رفاهی کارکنان، اعمال تبعیض و بی توجهی در محیط های صنعتی بود. ماده مخدر شیشه بیشترین فراوانی مصرف را نسبت به سایر مواد دارا می باشد که این یافته با توجه به اثرات این ماده می تواند زنگ خطری برای صنایع باشد.
رابطه آموزش الکترونیکی با توانمند سازی معلمان دوره ابتدایی شهرستان نورآباد لرستان
حوزههای تخصصی:
موضوع پژوهش رابطه میان آموزش الکترونیکی و توانمند سازی معلمان شهرستان دلفان» است که با هدف تبیین رابطه آموزش الکترونیکی معلمان با خود کار آمدی، خود مختاری، اثربخشی، معناداری و اعتماد و اطمینان انجام شده است.روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است، زیرا قصد اصلی آن کمک به حل بعضی از مشکلات موجود است. با توجه به اینکه این تحقیق از نوع تحقیقات غیرآزمایشی است و ازلحاظ دسته بندی در زمره تحقیقات توصیفی- همبستگی قرارگرفته است و هدف آن بررسی رابطه میان متغیرها بر اساس اهداف تحقیق است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان دلفان برابر آمارنامه رسمی آموزش و پروش اداره کل به تعداد 1631 نفر (968 نفر زن و 663 نفر مرد) بودند. حجم نمونه با توجه به جدول کرجسی ومورگان 311 نفر (185 زن و 126 مرد) تعیین شد؛ که به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی نسبی انتخاب شدند.ابزار پژوهش شامل دو پرسشنامه : الف – پرسشنامه توانمند سازی کارکنان اسپریتزر ب- پرسشنامه آموزش الکترونیکی می باشد. یافته های پژوهش نشان داد که ضریب همبستگی پیرسون محاسبه شده (492/0) در سطح خطای 01/0=α معنیدار است (01/0>sig)، لذا فرض Ho رد و فرض H1 مورد تائید قرار میگیرد؛ بنابراین چنین استنباط میشود که با اطمینان بالای 99 درصد بین آموزش الکترونیکی و توانمند سازی معلمان درفرایند یاددهی و یادگیری رابطه مثبت (مستقیم) و معنیدار وجود دارد؛ یعنی با افزایش نمرات توانمند سازی در بین معلمان شهرستان دلفان، نمرات آموزش الکترونیکی آنان نیز افزایش مییابد. بر این اساس فرضیه فوق مورد تائید قرار میگیرد.
کنش افتراقی سؤال در آزمون های سازمان سنجش آموزش کشور بر حسب ویژگیهای جمعیت شناختی داوطلبان کنکور سراسری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنکور سراسری بنا به اذعان بسیاری از کارشناسان سرنوشت سازترین آزمون در ایران است و ویژگیهای جمعیت شناختی داوطلبان از قبیل جنسیت، منطقه (پایگاه اجتماعی-اقتصادی) و استان(زبان) می توانند بر عملکرد داوطلبان ورود به دانشگاه در پاسخ به سؤالهای آزمون مؤثر باشند. اگر پاسخ به سؤالهای آزمون با کنترل توانایی آزمودنی ها تابعی از ویژگیهای جمعیت شناختی باشند، سؤالهای آزمون نسبت به آنها کنش افتراقی (DIF) دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی کنش افتراقی سؤال های آزمون سراسری سازمان سنجش آموزش کشور بر حسب ویژگیهای جمعیت شناختی داوطلبان است. نمونه تحقیق شامل همه آزمودنی های یک دفترچه آزمون و برخی دروس امتحانی تخصصی گروه های آزمایشی کنکور سراسری از سال 87 تا 90 بود. به منظور تحلیل DIF از رویکرد تحلیل رگرسیون لوجستیک دو وجهی استفاده شد. پس از اطمینان از تک بعدی بودن آزمون های مورد مطالعه از طریق رویکرد NOHARM، یافته های تحلیل DIF حاکی از این بود که به ترتیب بیشترین تعداد کنش افتراقی آشکار شده در سؤالهای آزمون، مربوط به متغیرهای جنسیت، سهمیه مناطق (پایگاه اجتماعی-اقتصادی) و استان(زبان) هستند، اما مقادیر اندازه های اثر بسیار کوچک و ناچیز بودند. با این وجود، بر اساس یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود که کمیته های موضوعی تشکیل شده و بر اساس قضاوت نهایی آنها، سؤالهای سودار آزمون مشخص شوند و در طراحی سؤال در آزمون های آینده مد نظر قرار گیرند.
انواع روشهای سنجش معلمان زبان انگلیسی مقطع متوسطه در تهران و عوامل موثر بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: فرایند پیچیده سنجش معلمان را وادار به تصمیم گیری حرفه ای می کند تا واقعیت های کلاس درس خود را با تاثیر عوامل بیرونی همسو کنند. معلمان تصمیمات مربوط به سنجش و نمره دهی خود را بر دانش، عقیده، انتظارات و ارزش های تدریس و یادگیری استوار می-کنند. هدف: پژوهش حاضر به بررسی تصمیم گیری برای نمره دهی معلمان دوره متوسطه در تهران می پردازد. در این راستا، عوامل مورد استفاده در نمره دهی مورد بررسی قرار می گیرد.روش: بدین منظور پرسشنامه ای بین 348 معلم زبان انگلیسی مقطع متوسطه در پایه های یازدهم و پیش دانشگاهی توزیع شد. تحلیل توصیفی پرسشنامه ها نشان داد یافته ها: که معلمان زبان انگلیسی تهرانی عوامل پیشرفت تحصلی و غیر از پیشرفت تحصیلی را در نمره دهی لحاظ می کنند وتاکید بیشتری بر روی عواملی غیر از پیشرفت تحصیلی نظیر تلاش، تکالیف، و عادات های مطالعه می گذارند. همچنین معلمان از انواع مختلف سنجش نظیر سنجش عملکرد محور، تکلیف محور، سنجش معلم ساخته و آزمون های سنتی کاغذ و مدادی استفاده نمودند. بحث و نتیجه گیری: نتایج تحلیل واریانس جندگانه نشان داد که عوامل درونی و بیرونی مانند پایه تدریس معلم، آموزش های سنجش که معلمان داشته اند، و اندازه کلاس بر جنبه های مختلف تصمیم گیری آنها در نمره دهی تاثیر گذاشته است. نتایج این پژوهش به طور کلی به درک تصمیم گیری برای نمره دهی معلمان زبان انگلیسی و علی الخصوص معلمان زبان انگلیسی تهرانی کمک می-کند.
اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر کیفیت دلبستگی و مهارت های اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: همزمان با افزایش میزان شیوع اختلال های روانی، نگرانی در مورد سلامت روان کودکان و تاثیر آن بر تحول کودک، در سال های اخیر به طور چشمگیری افزایش یافته است و بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر دلبستگی بر کیفیت دلبستگی و مهارت های اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای انجام گرفت.
روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. برای این پژوهش 30 کودک پسر با اختلال نافرمانی مقابله ای با روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس از آموزشگاه های شهر اصفهان انتخاب و سپس از مادران آنها جهت شرکت در پژوهش دعوت شد. گروه آزمایش ده جلسه آموزشی درمان مبتنی بر دلبستگی را دریافت کردند، در حالی که گروه گواه از این آموزش بی بهره بودند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ارزیابی سلامت روان کودکان و نوجوانان (اسپرافکین، لانی، یونیتات و گادو، 1984)، پرسشنامه کیفیت دلبستگی (راندولف، 2004)، و پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسن (1983) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کواریانس تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد، آموزش متغیر مستقل بر مؤلفه های کیفیت دلبستگی و مهارت اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای موثر بوده است (05/0=α).
نتیجه گیری: بنابر یافته های حاصل از پژوهش، می توان از درمان مبتنی بر دلبستگی بر بهبود کیفیت دلبستگی و مهارت اجتماعی کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای بهره برد.