فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۷۸۱ تا ۱۸٬۸۰۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در پی علاقه افزاینده به روان شناسی مثبت گرا، در سال های اخیر، پژوهش های مربوط به بخشودگی و ارتباط آن با سلامت، رشد سریعی داشته اند. هم راستا با این مطالعات، هدف مطالعه ی حاضر نیز بررسی نقش بخشودگی بین فردی در پیش بینی تاب آوری و شدت درد بیماران مبتلا به درد مزمن بود.
روش کار: در این پژوهش توصیفی-همبستگی 218 بیمار مبتلا به درد مزمن از چند مرکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1393 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، سه پرسش نامه ی مقیاس بخشودگی بین فردی (IFI)، مقیاس تاب آوری کانر و دیویسون (CD-RISC) و سیاهه ی چندوجهی درد مزمن (MPI) بود. داده ها با روش آماری ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه با نرم افزار SPSS نسخه ی 20تحلیل شدند.
یافته ها: بخشودگی بین فردی با تاب آوری در بیماران مبتلا به درد مزمن، رابطه ی مثبت و معنی داری داشته (05/0>P)در حالی که با شدت دردو سن این بیماران ارتباط معنی داری نداشت. هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که مولفه های بخشودگی بین فردی می توانند 42 درصد نمرات تاب آوری را بیماران مبتلا به درد مزمن پیش بینی کنند.
نتیجه گیری: بنا بر نتایج این مطالعه، گسترش فهم مفاهیم سازگاری مثبت هم چون بخشودگی بین فردی و تاب آوری در بیماران مبتلا به درد مزمن، کمک کننده است.
مروری بر عوامل فیزیولوژی و شناختی مرتبط با اعتیاد .
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر مصرف مواد، یکی از جدی ترین معضلات بشری و از پیچیده ترین پدیده های انسانی است. به طوری که سوءمصرف مواد و اعتیاد، امروزه به یکی از دغدغه های بزرگ جوامع بشری تبدیل شده است. این پدیده خانمان سوزآثار مخرب جسمانی، روانی، خانوادگی، شغلی، مالی و اخلاقی را به دنبال دارد. با توجه به مشکلات زیاد و گسترده حاصل از اعتیاد، پیشگیری از این معضل الزامی است. با توجه به هزینه های بسیار بالای مبارزه با مواد مخدر، درمان و نگهداری معتادان و همچنین میزان عود بالا پس از درمان، به نظر می رسد پیشگیری از سوءمصرف مواد بسیار مقرون به صرفه و کارآمدتر باشد. پیشگیری از این مشکل، مستلزم شناسایی عوامل خطر و عوامل محافظت کننده در برابر وابستگی به مواد است. در طی سال های گذشته، پژوهش های متعددی در ایران در زمینه سبب شناسی و پیشگیری از مصرف مواد انجام شده اند. این پژوهش ها طیف گسترده ای از عوامل مرتبط با مصرف مواد مخدر از جمله عوامل شناختی و فیزیولوژی را مورد بررسی قرار داده اند. به منظور برنامه ریزی برای ارتقای فعالیت های پژوهشی آینده، ارزیابی و دسته بندی نتایج تولید شده علمی در دهه های گذشته ضروری است. در این مقاله مروری، سعی شده است تا عوامل شناختی و فیزیولوژی مرتبط با اعتیاد که در 20 سال اخیر در پژوهش های ایران به دست آمده است، جمع آوری شود. این مطالعه به مسئولین، متخصصان و درمانگران چشم اندازی جهت شناسایی عوامل تهدید کننده و مستعد کننده و در صورت لزوم انجام مداخلات متناسب را پیشنهاد می کند.
رابطه مشکلات دلبستگی با علائم اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان و پیامدهای بعدی این اختلال، هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه مشکلات دلبستگی با شدت علائم اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان دبستانی بود. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری دانش آموزان مدارس ابتدایی منطقه 4 آموزش وپرورش شهر تبریز در سال تحصیلی 95-1394 را شامل می شد. شرکت کنندگان تعداد 229 نفر (119 دختر، 110 پسر) از کودکان در دامنه سنی 11-6 ساله بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و از والدین شان خواسته شد مقیاس درجه بندی اختلال نافرمانی مقابله ای (هومرسن و همکاران، 2006) و پرسشنامه دلبستگی میان خویشاوندی (کاپنبرگ و هالپرن، 2006) را در رابطه با کودک خود تکمیل کنند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که رابطه معناداری بین مؤلفه های مربوط به مشکلات دلبستگی و اختلال نافرمانی مقابله ای وجود دارد (01/0P<) و مشکلات دلبستگی پیش بین قوی برای شدت علائم اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان دبستانی است؛ به طوری که این مؤلفه ها توانستند 40 درصد واریانس رفتارهای مقابله ای کودکان را تبیین کنند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، همسو با نظریه دلبستگی بالبی، نقش دلبستگی در اختلال نافرمانی مقابله ای تأیید می شود. تلویحات تشخیصی و درمانی مشکلات دلبستگی برای درمان کودکان مبتلابه اختلال نافرمانی مقابله ای در مقاله بحث شده است.
طراحی و تدوین برنامه آموزش حل مسئله بین فردی با رویکرد خلاقانه و بررسی اثربخشی آن بر بهبود مهارت های اجتماعی دانش آموزان سرآمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تقویت مهارت حل مسئله بین فردی در دانش آموزان سرآمد می تواند به آن ها در مواجهه با مشکلات بین فردی و اجتماعی یاری دهد. با توجه به اهمیت مهارت حل مسئله برای دانش آموزان، به طراحی برنامه آموزش حل مسئله بین فردی با رویکرد خلاقانه و ارزیابی اثربخشی آن بر بهبود مهارت های اجتماعی در دختران سرآمد پرداخته شد. روش: این پژوهش به شیوه آزمایشی و با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل اجرا شد. با استفاده از آزمون ماتریس های پیش رونده هوش ریون (1938) و آزمون هوش استنفورد-بینه تهران (افروز و هومن، 1375) ازمیان دانش آموزانی که دارای هوش بهر بالاتر از 120 تشخیص داده شده بودند، 42 نفر به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش طی 15 جلسه (هر جلسه 60-45 دقیقه) در برنامه آموزش حل مسئله خلاق بین فردی شرکت کردند و گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. به منظور ارزیابی مهارت های اجتماعی این دانش آموزان، مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990) مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که در تمامی خرده مقیاس های مهارت های اجتماعی و حل مسئله، بین میانگین نمرات گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد (p#,
تاثیر آموزش انجام زایمان با نمایش بریچ به روش شبیه سازی بر میزان دانش و مهارت دانشجویان مامایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دانشجویان مامایی با توجه به بروز کم نمایش بریچ جنین، فرصت آموزش لازم در محیط بالینی را در این زمینه کسب نمی کنند.بنابراین این مطالعه با هدف بررسی اثر بخشی آموزش به روش شبیه سازی بر آزمون دانش و مهارت بالینی دانشجویان مامایی در ارتباط با انجام زایمان طبیعی با نمایش بریچ انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه به روش نیمه تجربی با شرکت 39 نفر از دانشجویان مامایی ترم 6 و 8 مامایی به روش سر شماری در دانشگاه علوم پزشکی گناباد سال 1395 انجام شد. تمامی دانشجویان قبل از انجام مطالعه، مبحث زایمان بریج را به طور سنتی با استفاده از روش سخنرانی فرا گرفته بودند و جهت انجام این مطالعه در ابتدا آزمون دانش از تمامی دانشجویان به عمل آمد . سپس سناریوی آموزشی مربوط به انجام زایمان طبیعی در نمایش بریچ بر روی مایکن انجام شد. در پایان، آزمون دانش و مهارت بالینی با استفاده از پرسشنامه های ساخته شده از دانشجویان به عمل آمد. داده ها با استفاده از Spss ورشن 18 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
تهیه و ساخت آزمون اختلال بیان نوشتاری برای دانش آموزان دوره ی ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ساخت آزمون اختلال نوشتاری برای دانش آموزان کلاس های سوم و چهارم و پنجم و ششم ابتدایی بود. بدین منظور آزمون اختلال بیان نوشتاری در دو مرحله مقدماتی و اصلی طراحی و اجرا گردید. نمونه شامل 2403 دانش آموز (1203 پسر و 1200 دختر) در کلاس های سوم و چهارم و پنجم و ششم و از چهار ناحیه شیراز به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. مشخصات روان سنجی آزمون برای پایایی از روش بازآزمایی و آلفای کرونباخ استفاده گردید و برای بررسی روائی از تحلیل کلاسیک گویه ها استفاده شد. و روایی محتوایی نیز با توجه به دیدگاه صاحبنظران احراز شد. روایی ملاکی از همبستگی نمره آزمون با معدل دانش آموزان و روایی سازه از قدرت تمایزگذاری کلاسی استفاده گردید. نتایج حاکی از آن بود که آزمون مورد نظر از پایایی مناسب و با ضریب 93% و روایی محتوای و سازه مناسبی برخوردار است و می تواند به عنوان ابزار مناسبی در زمینه اختلال بیان نوشتاری در کلاس های یاد شده مورد استفاده قرار گیرد.
تبیین برنامه درسی تربیت دینی مبتنی بر رویکرد تکلیف گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش تبیین عناصر برنامه درسی تربیت دینی و ویژگی های آن مبتنی بر رویکرد تکلیف گرا می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش تحلیلی و استنتاجی الگوی فرانکنا بهره گرفته شد. بر پایه نتایج به دست آمده، تکلیف مداری به عنوان هدف غایی برنامه درسی تربیت دینی و توحیدمحوری، اخلاص، هدایت، اندیشه ورزی، عقل ورزی، کسب علم و معرفت، عدالت، توانایی انجام کار، آزادی و اختیار به عنوان هدف های واسطی از متون دینی و تربیتی اسلام استنتاج شدند. سپس، ویژگی های فرآیند یاددهی-یادگیری مربوط به هدف ها از متون معتبر اسلامی و تربیتی استنتاج شدند. این ویژگی ها شامل انگیزه درونی، پرورش حواس، پرورش اراده، توجه به تفاوت های فردی و ارائه الگو و نمونه عملی برای برنامه درسی تربیت دینی می باشند. هچنین، برای عنصر ارزشیابی در برنامه درسی تربیت دینی توصیه شد هویت تربیت جدی گرفته و به دلیل تفاوت در توان متربیان، اشکال و ابزار مختلفی برای سنجش عملکرد آنان استفاده شود. به کارگیری رویکرد تکلیف گرا در برنامه درسی تربیت دینی می تواند منجر به دادن امکان انتخاب آزادانه و آگاهانه به فرد و رهایی از جبر محیطی، توجه به تفاوت های فردی و ارائه تکلیف به قدر وسع، ارزیابی اعمال از درون به بیرون شود.
پردازش حسی و رفتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: پردازش حسی اشاره به روشی دارد که سیستم اعصاب مرکزی حس های رسیده از محیط پیرامون را مدیریت می کند. مغز این حس ها را شناسایی می کند و برای ایجاد رفتارهای عاطفی، حرکتی و یادگیری مورداستفاده قرار می دهد.
الگوی علّی خود ناتوان سازی تحصیلی در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر آزمون متغیرهای مرتبط با خود ناتوان سازی تحصیلی در بین دانشجویان بود. روش بررسی: جهت انجام پژوهش 305 نفر از دانشجویان (پسر 142، دختر 163)، با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای این تحقیق مقیاس ترس از ارزیابی منفی؛ پرسشنامه جهت گیری اهداف پیشرفت گرایش مدار، پرسشنامه جهت گیری اهداف پیشرفت اجتناب مدار، مقیاس ارزیابی هیجان پیشرفت تحصیلی، مقیاس تعهد تحصیلی، مقیاس فرسودگی تحصیلی، پرسشنامه خود ناتوان سازی تحصیلی بودند. به منظور آزمون الگوی روابط علی خود ناتوان سازی تحصیلی از روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل نسخه 8 استفاده شد.
تحلیل عاملی تاییدی و همسانی درونی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس درس در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: به جز مقیاس های مربوط به اضطراب امتحان، کمبود در زمینة دسترسی به ابزارهای سنجش هیجانات پیشرفت فراگیران یک واقعیت غیرقابل انکار است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف آزمون روایی عاملی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس (CRES) در گروهی از دانشجویان ایرانی انجام شد. روش: در مطالعة همبستگی حاضر 400 دانشجوی کارشناسی (240 پسر و 160 دختر) به مقیاس های هیجان مربوط به کلاس (CRES) پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی و پایایی CRES به ترتیب روش های آماری تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب همسانی درونی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تاییدیCRES بر پایة نرم افزار AMOS نشان داد که در نمونة دانشجویان ایرانی ساختار چندبعدی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس با داده ها برازش قابل قبولی داشت. نتایج مطالعة حاضر با تاکید مجدد بر تفکیک مقیاس های هیجانات مثبت (لذت، امیدواری، غرور) و منفی (خشم، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی) برای اندازه گیری تجارب هیجانی مختلف در موقعیت کلاس درس به طور تجربی، از روایی درونی CRES حمایت کرد. ضرایب همسانی درونی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس شامل هیجانات لذت، امیدواری، غرور، خشم، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی به ترتیب برابر با 0/93، 0/92، ،0/89،0/89،0/89،0/91، 0/93 و 0/95 به دست آمد. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج مطالعة حاضر، از یک سو، شواهدی را در دفاع از نظریة کنترل ارزش هیجانات پیشرفت ارائه کرد و از دیگر سوی نشان داد که CRES برای سنجش هیجانات مربوط به کلاس در گروه نمونة دانشجویان ایرانی ابزاری روا و پایا است.
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر افزایش رضایت زناشویی و امید به زندگی در افراد مبتلا به ایدز
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه و هدف: آموزش مهارت های زندگی از راه های مؤثر در درمان افراد مبتلا به ایدز می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر افزایش رضایت زناشویی و امید به زندگی افراد دارای ایدز بود.
مواد و روش کار: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این تحقیق کلیه افراد مبتلا به ایدز مراجعه کننده به مرکز مشاوره بیماری های رفتاری شهر قم بودند. نمونه شامل 20 نفر که به شیوه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل با تعداد برابر (10 نفر) قرار گرفتند. در این پژوهش از پرسشنامه های رضایت زناشویی انریچ و مقیاس امید به زندگی میلر استفاده شد که آزمودنی های هر دو گروه قبل و بعد از آموزش آن ها را تکمیل نمودند. آزمودنی های گروه آزمایشی به مدت 2 ماه مهارت های زندگی شامل مهارت های خودآگاهی، ارتباط مؤثر، روابط بین فردی، حل مسأله، تصمیم گیری، مقابله با خلق منفی و مدیریت استرس را آموزش دیدند.
یافته ها: داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس (ANCOVA) نشان داد آموزش مهارت های زندگی رضایت زناشویی و امید به زندگی را به طور مثبت و معنی داری در گروه آزمایشی افزایش داده، در حالی که گروه کنترل هیچ تغییر معنی داری را در پس آزمون نشان ندادند.
بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان پیشنهاد کرد که برای افزایش رضایت زناشویی و امید به زندگی افراد مبتلا به ایدز می توان از مداخله آموزش مهارت های زندگی استفاده نمود.
نقش تکانشوری و استحکام من در پیش بینی نتایح درمان دارویی، انگیزشی و ترکیبی (دارویی- انگیزشی) اختلال سوء مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوء مصرف مواد عبارت است از الگوی غیرانطباقی مصرف مواد که از طریق پیامدهای نامطلوب عود کننده و قابل ملاحظه مرتبط با استعمال مکرر مواد ظاهر می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تقش تکانشوری و استحکام من در پیش بینی نتایج درمان دارویی، درمان انگیزشی و درمان ترکیبی دارویی- انگیزشی اعتیاد طراحی و اجرا گردید. بدین منظور 180 نفر از افراد مراجعه کننده به سه مرکز ترک اعتیاد، به صورت تصادفی در سه گروه درمان دارویی، درمان انگیزشی و درمان ترکیبی دارویی- انگیزشی قرار گرفتند. پیش از شروع برنامه های درمانی، از شرکت کنندگان خواسته شد که مقیاس تکانشوری بارات (BIS) و مقیاس استحکام من (ESS) را تکمیل کنند. پس از پایان دوره درمان، نتایج در مورد شرکت کنندگان نهایی هر گروه؛ درمان دارویی (45 نفر)، درمان انگیزشی (39 نفر) و درمان ترکیبی (43 نفر) تحلیل شد. یافته ها نشان داد که تکانشوری می تواند نتایج درمان دارویی و درمان ترکیبی را پس از سه و شش ماه پیش بینی کند. تکانشوری نتوانست نتایج درمان انگیزشی را پیش بینی کند. یافته ها همچنین نشان داد که استحکام من قدرت پیش بینی نتایج هر سه مدل درمانی را پس از سه و شش ماه دارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که توجه به عوامل روانشناختی تاثیرگذار بر اعتیاد، مثل تکانشوری و استحکام من؛ برنامه های پیشگیری، تشخیص و درمان اختلال سوء مصرف مواد را کارمدتر می کند.
مقایسه ی فعالیت سازماندهی ادراکی رورشاخ در افراد مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و افراد غیرمبتلا
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، تعیین تفاوت نتایج مربوط به نمرات سازماندهی ذهنی-شناختی در افراد مبتلا به اختلال ملال جنسیتی با افراد غیرمبتلا با استفاده از آزمون رورشاخ بوده است. روش بررسی : به این منظور 28 بیمار مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و 28 آزمودنی غیرمبتلا، به روش نمونه گیری در دسترس، با توجه به همتاسازی ویژگی های جمعیت شناختی تا حد ممکن، انتخاب شدند. آزمودنی ها با استفاده از آزمون رورشاخ، منطبق با نظام جامع اکسنر، به شکل انفرادی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد بین افراد مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و افراد غیرمبتلا در متغیرهای Zf, Zsum , تفاوت معنادار وجود داشت. نتیجه گیری : نتایج حاکی از این بوده که هر دو متغیر در افراد مبتلا نسبت به افراد غیر مبتلا میزان کمتری را نشان داده اند. بحث: نتایج حاصل می تواند بیانگر نوعی محدودیت ذهنی یا بی میلی نسبت به پیچیدگی میدان محرک ها باشد. به نظر می رسد افراد غیرمبتلا به اختلال ملال جنسیتی در مقایسه با افراد مبتلا میزان تلاش شناختی بیشتری در سازمان دهی به شرایط و محرک های محیطی از خود نشان می دهند که در نهایت منجر به عمل موفق تر و کارآمدتر و در نهایت سازگاری بهتر می شود.
وظایف زن در زندگی زناشویی و نقش آن در استوار ساختن بنیاد خانواده از دیدگاه فقه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین اسلام جایگاه والایی را به خانواده بخشیده است. ازاین رو برای هریک از همسران در راستای استواری این نهاد وظایفی قرار داده است. هدف پژوهش حاضر بررسی وظایف زن در زندگی زناشویی از دیدگاه فقه اسلامی و تأثیر آن بر استوار ساختن بنیاد خانواده است. پژوهش توصیفی- تحلیلی است و با به کار بستن تحلیل محتوا به انجام رسیده است. داده های پژوهش بر پایه ی روش کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است. استوار ساختن بنیاد خانواده به معنای رعایت حقوق متقابل میان همسران، فراگیری اصل عدالت و حاکمیت اخلاق برای برآورده ساختن هدف والای آفرینش آدم و به تکامل رسیدن او، برخورداری از جامعه سالم و ایمن و توانمند و سرانجام تداوم نسل است. تفحص داده ها نشان داد وظایفی که زن بر عهده دارد عبارت است از: پیروی و فرمان برداری؛ حُسن معاشرت و خوش رفتاری؛ خودآرایی و آرایش؛ محافظت از منزل و اموال در غیاب همسر؛ حفظ کرامت؛ تعاون و همکاری در تربیت فرزندان؛ خروج از منزل با کسب اجازه و نیکی به والدین و خویشان. بر پایه برآیندهای این پژوهش می توان گفت که از پیامدهای رعایت وظایف یادشده برپایی آرامش و مودّت در خانواده، پایداری دل بستگی و همدلی میان همسران و سرانجام جلوگیری از روی دادن اختلافات خانوادگی است؛ بنابراین، آموزش این وظایف و تأثیر آن ها در آرامش و استواری خانواده، در برنامه ها و کاربست های مشاوره و روان درمانی خانواده پیشنهاد می گردد.
مروری بر عوامل مؤثر بر سلامت اجتماعی در دانشجویان
حوزههای تخصصی:
سلامت اجتماعی تابعی از عوامل مختلف اجتماعی و فرهنگی است و دانشجو در طی دوران تحصیل با مسائل و مشکلات عدیده ای روبرو است که هرکدام می تواند به نوعی بر سلامت اجتماعی او خدشه وارد کند. زندگی دانشجویی همواره با تنش ها و فشارهای متعددی همراه است که به صورت های مختلف سلامت اجتماعی دانشجویان را تهدید می کند. سلامت اجتماعی در راستای پیشگیری از آسیب های اجتماعی دانشجویان یکی از ملاک های اساسی است. ارتقاء این پدیده در سطح دانشگاه ها با بهره وری، آگاهی بخشی، رشد سرمایه های انسانی و اجتماعی، افزایش مهارت های اساسی و اجتماعی دانشجویان همراه است. بر اساس یافته های بدست آمده از تحقیقات قبلی، شکوفایی اجتماعی، همبستگی اجتماعی، پذیرش اجتماعی، مشارکت اجتماعی و انسجام اجتماعی، پنج مؤلفه برای سلامت اجتماعی دانشجویان است. پایگاه اجتماعی- اقتصادی، عوامل جمعیت شناختی، عوامل روانی و اجتماعی، مهارت های ارتباطی، گرایش مذهبی، و شبکه های اجتماعی از مهم ترین عوامل مؤثر و پیوندهای ارتباطی با سلامت اجتماعی در میان دانشجویان محسوب می شوند. در نتیجه، سلامت اجتماعی دانشجویان از عوامل مختلف تأثیر می پذیرد و زمانی دارای کارایی و اثربخشی مطلوب خواهد بود که نیازهای دانشجویان لحاظ گردد.
نقش عوامل روان شناختی در غیبت از کار کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :غیبت از کار یکی از مشکلات سازمان ها می باشد که به نظر می رسد، وضعیت روان شناختی و ویژگی های شخصیتی کارکنان در آن مؤثر است. هدف از انجام مطالعه حاضر، تعیین ارتباط عوامل روان شناختی و شخصیتی با غیبت از کار کارکنان دانشگاه بود. مواد و روش ها:در قالب یک مطالعه زمینه یابی مقطعی، از کل 21504 نفر کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، 250 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای- سهمی انتخاب شدند. با هماهنگی با مدیریت توسعه سازمان و منابع انسانی و مدیریت مراکز، پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس ( Depression Anxiety Stress Scales یا DASS ) و پرسش نامه شخصیتی NEO-FFI ( NEO Five-Factor Inventory ) تکمیل گردید. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل همبستگی Pearson و دورشته ای نقطه ای در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:بین میزان غیبت از کار با میزان استرس، ویژگی های شخصیتی روان آزرده خویی، سن، سابقه کار، تعداد فرزندان و نوع استخدام رابطه مستقیم و معنی داری وجود داشت (05/0 > P). کمترین میزان غیبت از کار در کارکنان دارای تحصیلات دکتری و یا افراد ابتدایی و بی سواد بود. در شاغلان رسمی غیبت بیشتری مشاهده گردید. از نظر شیوع علایم، میانگین نمرات افسردگی و اضطراب در کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کمی کمتر از جمعیت عمومی به دست آمد، اما علایم استرس تا حدی بالاتر از میانگین نمرات طبیعی جامعه بود. نتیجه گیری:نتایج مطالعه حاضر نشان داد که غیبت از کار، با ویژگی های روان شناختی و علایم آسیب شناسی روانی ارتباط دارد. شاید بتوان گفت، غیبت از کار می تواند یک پاسخ ناکارامد اجتنابی به وضعیت روان شناختی، اجتماعی و انعکاس سلامت روان باشد. با توجه به نتایج به دست آمده، به نظر می رسد که آموزش شیوه های مقابله با استرس در قالب آموزش ضمن خدمت کارکنان، ضروری به نظر می رسد. بررسی تحلیل مشاغل کارکنان و متناسب سازی با وضعیت روان شناختی و مهارتی کارکنان پیشنهاد می شود.
بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران همودیالیز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
زمینه و هدف :استرس های ناشی از مراحل درمان در بیماران همودیالیز، موجب پیدایش مشکلات روان شناختی می گردد. فعال شدن طرحواره های ناسازگار، در بروز مشکلات روان شناختی حایز اهمیت است و تأثیرگذاری درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) بر آن تأیید شده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی ACT بر تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران همودیالیز شهر اصفهان در سال 1394 بود. مواد و روش ها:این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی همراه با گروه شاهد بود. به منظور انجام مطالعه، 30 نفر از بیماران همودیالیز خیریه حضرت ابوالفضل (ع) اصفهان به صورت در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه شاهد و آزمایش قرار گرفتند. دو گروه از نظر جنس، تحصیلات و وضعیت تأهل همتاسازی شدند. فرم کوتاه پرسش نامه طرحواره های ناسازگار اولیه Young (Young Schema Questionnaire-Short Form یا YSQ-SF) به مشارکت کنندگان تحویل داده شد. ابتدا پیش آزمون اجرا گردید و پس از طی 10 جلسه 2 ساعته ACT، پس آزمون اجرا شد. یافته ها:یافته های آزمون اندازه گیری مکرر نشان داد که پس از اجرای جلسات درمانی، طرحواره های ناسازگار اولیه در دو گروه تفاوت معنی داری به نفع گروه آزمایش داشت. همچنین، مشخص گردید که ACT بر تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه (حوزه بریدگی و طرد، حوزه خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت مختل، دیگر جهت مندی، گوش به زنگی بیش از حد و بازداری) در بین بیماران همودیالیز مؤثر بود (001/0 ≥ P). نتیجه گیری:بر اساس نتایج به دست آمده، می توان از ACT به منظور کاهش طرحواره های ناسازگار اولیه و به دنبال آن، حل مشکلات روان شناختی بیماران همودیالیز استفاده نمود.
تأثیر سایکودرام بر شاخص توده بدنی، عزت نفس و تنظیم شناختی- هیجان کودکان دختر مبتلا به چاقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :در راستای ارتقای سطح سلامت جسمی- روانی کودکان مبتلا به چاقی و جستجوی فنون مداخله ای جدید و مناسب در حیطه روان درمانی این گروه از کودکان، پژوهش مذکور با هدف بررسی تأثیر سایکودرام بر شاخص توده بدنی، عزت نفس و تنظیم شناختی هیجان کودکان دختر مبتلا به چاقی انجام شد. مواد و روش ها:پژوهش حاضر به روش نیمه تجربی همراه با دو گروه آزمایش و شاهد با اجرای پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 3 ماهه انجام شد. نمونه شامل 24 دانش آموز دختر 12-10 سال مبتلا به چاقی یا اضافه وزن با شاخص توده بدنی بالاتر از 25 در سال تحصیلی 1394 بود که به روش تصادفی- خوشه ای از میان یکی از مدارس در ناحیه 1 شهر اصفهان انتخاب شد. مادران هر دو گروه، طی 4 جلسه در خصوص اصول تغذیه سالم آموزش دریافت کردند. مداخله درمانی سایکودرام طی 6 جلسه 2 ساعته به شیوه گروهی تنها در گروه آزمایش اعمال شد. ابزار پژوهش، اندازه شاخص توده بدنی، مقیاس عزت نفس Rosenberg و پرسش نامه راهبردهای تنظیم شناختی- هیجان بود. از روش تحلیل واریانس دو طرفه با یک عامل اندازه گیری مکرر برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها:مداخله درمانی سایکودرام بر شاخص توده بدنی و عزت نفس اثر معنی دار داشت (01/0 ≥ P)، اما بر متغیر تنظیم شناختی- هیجان اثر معنی دار نشان نداد (05/0 ≤ P). نتیجه گیری:از مداخله درمانی سایکودرام جهت کاهش وزن و افزایش عزت نفس کودکان چاق می توان استفاده نمود.
مقایسه اثربخشی یوگا و گیاه اسطوخودوس بر علایم افسردگی زنان سالمند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روان پزشکی در دوران سالمندی محسوب می شود. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر یک دوره تمرینات یوگا و مصرف اسطوخودوس بر میزان افسردگی زنان سالمند بود. مواد و روش ها:این تحقیق از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه شاهد بود. شرکت کنندگان را 40 زن سالمند 60 تا 70 ساله تشکیل دادند که به صورت در دسترس انتخاب شدند و با آرایش تصادفی در چهار گروه «شاهد، تمرین یوگا، ترکیبی تمرین یوگا همراه با مصرف اسطوخودوس در ماه اول تمرین و ترکیبی تمرین یوگا همراه با مصرف اسطوخودوس در ماه دوم تمرین» قرار گرفتند. هر سه گروه تجربی دو ماه به تمرینات یوگا پرداختند. تفاوت گروه های تجربی در استنشاق رایحه اسطوخودوس بود. داده ها با استفاده از پرسش نامه افسردگی Beck (Beck Depression Inventory یا BDI) جمع آوری گردید. یافته ها:کاهش افسردگی در گروه های ترکیبی بیشتر از تمرین یوگا به تنهایی بود، اما بین دو گروه ترکیبی تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری:بر اساس یافته های مطالعه حاضر، برای کاهش میزان افسردگی، انجام فعالیت بدنی و مصرف اسطوخودوس پیشنهاد می گردد.
اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به نشانگان سندرم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر انجام شد. طرح پژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون به همراه گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی افراد مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر مراجعه کننده به پزشکان متخصص گوارش و مراکز و درمانگاههای شهر تهران در سال 1395 بود. بدین منظور، برای اطمینان یافتن از تشخیص، تمامی درمانجویان دارای تشخیص این نشانگان به وسیله پژوهشگر و بر مبنای معیار های تشخیصی نشانگان روده تحریک پذیر مورد مصاحبه تشخیصی قرار گرفتند و سپس بار عایت تمایل به شرکت در جلسه های آموزشی به گونه تصادفی 18 نفر در گروه آزمایش و 18 نفر در گروه گواه قرار گرفتند. روش کار بدین صورت بود که پس از اجرای پیش آزمون در گروه آزمایش، آموزش هوش هیجانی به افراد گروه آزمایش ارایه شد و در گروه گواه آموزش به آن ها ارایه نشد. آنگاه پس آزمون از هردو گروه انجام گرفت. ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1989) بود و برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره استفاده شد. در نهایت، یافته ها نشان داد که آموزش هوش هیجانی منجر به ارتقای کیفیت زندگی در افراد مبتلا به نشانگان روده تحریک پذیر شده است.