فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۹۶۱ تا ۱۸٬۹۸۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
خانواده نخستین پایگاهی است که پیوند بین کودک و محیط اطراف او را به وجود می آورد. کودک در خانواده پندارهای اولیه را درباره جهان فرا می گیرد، از لحاظ جسمی و ذهنی رشد می یابد، شیوه های سخن گفتن را می آموزد، هنجارهای اساسی رفتار را یاد می گیرد و سرانجام نگرش ها، اخلاق و روحیاتش شکل می گیرد و به عبارتی اجتماعی می شود. هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین اضطراب و سرسختی با سبک های فرزند پروری می باشد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس متوسطه دخترانه ناحیه 2 زاهدان که مشتمل بر 423 نفر و نمونه آماری بر حسب جدول مورگان 170 نفر می باشد. روش نمونه گیری، تصادفی ساده می باشد. جهت گرداوری داده ها از سه پرسشنامه اضطراب بک (1988)، سرسختی کوباسا (1988) و سبک های فرزندپروری بامریند (1972) استفاده گردید. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سبک فرزندپروری مقتدرانه، سبک غالب در میان سبک ها می باشد. همچنین مولفه مبارزه جویی در سرسختی بیشترین میانگین را به خود اختصاص داده است. نتایج استنباطی داده ها نیز نشان می دهد که بین سبک های فرزندپروری و اضطراب رابطه معناداری در سطح p ≤0/05 وجود ندارد. همچنین بین سبک فرزند پروری مقتدرانه و سرسختی رابطه معناداری درسطح p≤0/01 وجود دارد. بین اضطراب و سرسختی رابطه معکوس و منفی درسطح p≤0/01 وجود دارد. همچنین یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که مولفه کنترل بیشترین پیش بینی را از سبک فرزندپروری معلمان متوسطه داشته است.
الگوی اسکرتس: رویکردی خانواده محور برای ارتقای توانایی های اجتماعی-هیجانی کودکان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: رویکردهای آموزشی درمانی بسیاری برای کودکان خردسال با اختلال طیف اتیسم وجود دارد. یکی از این رویکردها اسکرتس است که ارتباط اجتماعی، تنظیم هیجانی و حمایت های تبادلی را به عنوان ابعاد رشدی اساسی ای که باید در طراحی برنامه ای فراگیر برای حمایت از رشد کودکان با اختلال طیف اتیسم و خانواده های آن ها موردتوجه قرار گیرد، اولویت بندی می کند.
نتیجه گیری: درزمینه ارتباط اجتماعی، اهدافی برای بهبود توجه مشترک و استفاده از نمادها در سطوح مختلف رشد و در زمینه تنظیم هیجانی، اهدافی برای بهبود توانایی خودتنظیمی هیجانی و تنظیم متقابل تعیین می شود. حمایت تبادلی نیز در 3زمینه اصلی شامل حمایت بین فردی، آموزشی و خانواده موردتوجه قرار می گیرد. این الگو که با مداخله های شواهد دیگر همسو است، مبتنی بر پایه های نظری و تجربی بوده و چالش های اصلی کودکان در این 3حوزه عمده را مدنظر قرار می دهد. در این مقاله به توصیف الگوی اسکرتس و اجزای آن پرداخته و به اهداف آموزشی-درمانی در هر 3زمینه اشاره می شود.
مقایسه راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دوران کودکی و نوجوانی شرایط خاصی دارد. مشکل در مقابله و تنظیم هیجان می تواند منجر به اختلال های اضطرابی شود. هدف این پژوهش مقایسه راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار بود.
روش : روش از نوع علّی- مقایسه ای بود. 331 نفر از دانش آموزان مقطع راهنمایی شهرستان تویسرکان در سال تحصیلی 94- 1393 به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و پس از غربالگری 60 نفر انتخاب گردیدند (30 نفر با اضطراب بالا، 30 نفر با اضطراب پایین). آزمودنی ها پرسشنامه های راهبردهای مقابله ای اندلر و پارکر (1990)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب (2000) را پاسخ دادند. داده ها به کمک نرم افزار اس پی اس اس و با روش تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که بین راهبردهای مقابله ای و تنظیم هیجان دانش آموزان دارای نشانه های اختلال های هیجانی مرتبط با اضطراب با گروه بهنجار ازنظر آماری تفاوت معنادار وجود دارد (05/0 > P). همچنین بین دو گروه موردبررسی ازنظر مؤلفه های متغیرهای مذکور به عنوان یک متغیر ترکیبی، تفاوت معنادار آماری به دست آمد. هرچند راهبرد مقابله ای مسئله مدار و تنظیم هیجان از نوع ارزیابی مجدد تفاوت معناداری را در گروه های مورد مقایسه نشان نداد اما ازنظر راهبرد مقابله ای هیجان مدار، راهبرد مقابله ای اجتنابی و تنظیم هیجان از نوع فرونشانی، تفاوت بین دو گروه مورد مقایسه معنادار بود (05/0 > P).
پیش بینی خشونت مردان علیه همسرانشان بر اساس طرحواره های ناسازگار اوّلیه و سبک های دلبستگی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، پیش بینی خشونت مردان علیه همسرانشان بر اساس طرحواره های ناسازگار اوّلیه و سبک های دلبستگی آنها بود.نمونه مورد مطالعه شامل 197 زوج بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش که یک طرح توصیفی از نوع همبستگی بود، برای سنجش میزان خشونت تجربه شده بوسیله زنان مورد مطالعه از پرسشنامه سنجش خشونت (حاج یحیی ،1999) ، اسنفاده شد . برای سنجش سبکهای دلبستگی وطرحواره های ناسازگارمردان از پرسشنامه های سبک های دلبستگی بزرگسالان (کولینز و رید،1990) و فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار (یانگ،1998) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد، بین سبک های دلبستگی ناایمن در مردان با میزان خشونت آنها علیه همسرانشان همبستگی مثبت و معناداروجود دارد. همچنین میان تمامی طرحواره -های آنها به جز 5 مورد ( وابستگی، آسیب پذیری نسبت به ضرر، خودتحوّل نیافته/ گرفتار، ایثار و بازداری عاطفی) نیز با خشونت همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. تحلیل واریانس رگرسیون داده ها نشان داد سبک های دلبستگی ناایمن و طرحواره ها، نقش تعیین کننده ای در پیش بینی خشونت دارند.این نتایج نشان می دهد، می توان از روی طرحواره های ناسازگارو کیفیت دلبستگی درمردان میزان خشونت آنها علیه همسرانشان را پیش بینی نمودوبا رویکرد طرحواره درمانی به آنها کمک نمود.
رابطه ی بین اعتیاد به اینترنت با درون گرایی دانش آموزان دختر پایه ی نهم ناحیه 3 تبریز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین اعتیاد به اینترنت با درون گرایی دانش آموزان دختر پایه نهم ناحیه 3 تبریز می باشد. روش کار: پژوهش حاضر توصیفی همبستگی بوده و جامعه پژوهش حاضر شامل دانش آموزان دختر پایه نهم که در سال تحصیلی 95-94 در دبیرستان های دولتی ناحیه 3 شهر تبریز مشغول به تحصیل هستند بودند. حجم جامعه برابر با 2566 دانش آموز دختر است که حجم نمونه برابر با 349 نفر از دانش آموزان دختر بر اساس جدول کرجسی و مورگان می باشد. روش نمونه گیری به شکل تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انجام شد. روش گردآوری اطلاعات به صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه شخصیتی آیزنک (درون گرایی، برون گرایی)، آزمون اعتیاد به اینترنت20 سوالی یانگ بود. بعد از جمع آوری اطلاعات، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و به روش همبستگی و رگرسیون تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان دادند که رابطه اعتیاد به اینترنت با درون گرایی در سطح 30 درصد اطمینان (0001/0>P) معنادار است. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که بین اعتیاد به اینترنت با درون گرایی در دانش آموزان، رابطه معنی داری وجود دارد.
اثر بخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر درماندگی روان شناختی و افکارخودآیند منفی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال طیف اوتیسم تاثیر شدیدی بر زندگی خانوادگی می گذارد. مادران کودک مبتلا به اوتیسم با چالش های فراوانی روبرو هستند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر درماندگی روان شناختی و افکار خودآیند منفی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام شد. روش کار: روش پژوهش این مداخله بالینی، از نوع پیش آزمون –پس آزمون با گروه شاهد و یک دوره پیگیری یک ماهه بوده است. جامعه پژوهش شامل مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم مراجعه کننده به آموزشگاه های استثنائی زیر نظر بهزیستی بوده که یک مرکز مشخص شد و به صورت نمونه گیری در دسترس 30 نفر از مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد جایگزین شدند (هر گروه 15 نفر). آزمودنی ها قبل و بعد مداخله و 1 ماه بعد در مرحله پیگیری به پرسش نامه های پژوهش شامل ابزار نشانگان مختصر درایگدس (2001) و پرسشنامه های افکار خودآیند هولون وکندال (1980) پاسخ داده اند. گروه آزمون تحت درمان گروهی مبنی بر پذیرش و تعهد براساس بسته درمانی لیلیس و همکاران (2005) قرار گرفته و هیچ مداخله ای طی این مدت بر گروه شاهد صورت نگرفت. جهت تحلیل آماری از بسته ی آماری برای علوم اجتماعی نسخه 22 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس اندازه های تکراری نشان داد که بین گروه آزمون و شاهد در نمرات متغیر درماندگی شناختی، فراوانی و باور به افکار خودآیند منفی مادران تفاوت معنی دار وجود دارد (05/0>P). نتیجه گیری: بنا بر نتایج برای کاهش درماندگی روان شناختی و افکارخودآیند منفی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم می توان از این روش سود جست.
درمان پذیرش و تعهد و اختلال شخصیت مرزی: مطالعه تک آزمودنی
حوزههای تخصصی:
افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بین حالت های هیجانی شدید در نوسان هستند و همین امر موجب ایجاد مشکلاتی در زندگی آنها می شود، لذا پژوهش حاضر به دنبال کاربرد درمان پذیرش و تعهد در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می باشد. جامعه آماری این پژوهش مراجعین مرکز خدمات روان شناختی شهریور تهران در سال 95 بود و این مطالعه با روش تک آزمودنی و نمونه گیری در دسترس هدفمند صورت گرفت. نمونه پژوهش حاضر مشتمل بر 1 دانشجو دختر با تشخیص اختلال شخصیت مرزی از جامعه مذکور بود. ابزار سنجش این پژوهش، معیارهای DSM5 برای تشخیص اختلال شخصیت مرزی و مقیاس بالینی میلون بود.آزمودنی قبل از درمان، ابتدای جلسه چهارم، ابتدای جلسه ششم، ابتدای جلسه هشتم، ابتدای جلسه دهم، ابتدای جلسه دوازدهم و یک ماه پس از درمان به پرسشنامه پاسخ داد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل نموداری و ترسیمی استفاده شد. نتایج نشان می دهد مداخله درمان پذیرش و تعهد در طول جلسات موجب تغییرات اندکی در مقیاس اختلال شخصیت مرزی شد، اما پیگیری یک ماهه حاکی از تغییرات محسوسی در آزمودنی بود. در تبیین این یافته ها می توان گفت توانایی پذیرش احساس های ناخوشایند به جای نزاع درونی، جدا شدن از افکار و تماشای بدون قضاوت آنها، تماس با لحظه حال به جای تماس با گذشته و آینده و حرکت در مسیر ارزش ها، موجب به دست آمدن چنین یافته هایی گشته است.
بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری اطلاعات و ارتباطات در بین دانشجویان بر اساس الگوی پذیرش فناوری 3(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: هدف کلی این پژوهش شناسایی عواملی موثر بر پذیرش فناوری اطلاعات در بین دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1395-1394 بود. روش بررسی: روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. 360 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1394-1395 با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ی پذیرش فناوری اطلاعات ونکاتش (Venkatesh) و بالا (Bala) (2008) استفاده شده است که پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ مقدار 0/89 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرم افزارهای 23 Spss و Amos 23 استفاده شده است.
کاربرد فعالیت های موسیقایی در مداخله های کاردرمانی کودکان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: موسیقی امروزه یکی از رایج ترین اقدامات درمانی است که در کنار درمان های اصلی اختلال طیف اتیسم استفاده می شود. از آن جا که این درمان به عنوان یکی از انواع مداخله های طب مکمل مطابق با تمایلات و توانایی های این کودکان است، نتایج مثبتی را درپی داشته است. بنابراین پژوهش حاضر قصد دارد با اشاره به برخی از این مقاله ها در حوزه کاربرد موسیقی، اهمیت استفاده از این مداخله آسان، ارزان و جذاب را برای درمان نقایص مختلف در کودکان دارای اختلال طیف اتیسم بیان کند.
بررسی اثر بخشی تحریک با جریان مستقیم الکتریکی بر ولع مصرف، افسردگی و اضطراب دانشجویان با سوءمصرف ترامادول: مطالعه مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی تحریک با جریان مستقیم الکتریکی بر ولع مصرف، افسردگی و اضطراب دانشجویان با سوءمصرف ترامادول بود. روش: این پژوهش از نوع طرح آزمایشی تک آزمودنی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویان مصرف کننده ترامادول دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 95-94 می باشد. بدین منظور 3 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه های ولع مصرف فرانکن و اضطراب و افسردگی لویندا استفاده شد. جلسات درمانی تحریک الکتریکی مستقیم مغز در 10 جلسه 20 دقیقه ای انجام گرفت به طوری که الکترود آند بر روی ناحیه خلفی جانبی قشر پیش پیشانی چپ (F3) و الکترود کاتد برروی ناحیه خلفی جانبی قشر پیش پیشانی راست (F4) قرار گرفته و با شدت 2 میلی آمپر جریان الکتریکی عبور داده شد. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخش بودن این روش در کاهش ولع مصرف و افسردگی افراد مصرف کننده ترامادول داشت اما تأثیری بر اضطراب افراد نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، به نظر می رسد که تحریک الکتریکی مستقیم مغز می تواند موجب کاهش نشانه های افسردگی و ولع مصرف افراد مصرف کنندگان ترامادول گردد. لذا، به متخصصان حوزه اعتیاد و روان درمانگران پیشنهاد می شود که از تحریک الکتریکی مستقیم مغز به عنوان یک روش مداخله در درمان این افراد استفاده کنند.
مدل ساختاری روابط عوامل روانی اجتماعی در آمادگی اعتیاد نوجوانان با نقش واسطه ای هم وابستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تبیین مدل ساختاری با توجه به نقش واسطه ای هم وابستگی در رابطه عوامل روانی و اجتماعی با آمادگی اعتیاد نوجوانان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر و پسر شاغل به تحصیل در سال 95-94 در منطقه 16 آموزش و پرورش شهر تهران بودند که در دوره دوم متوسطه مدارس دولتی تحصیل می کردند. نمونه تحقیق 400 دانش آموز بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسش نامه های آمادگی اعتیاد، هم وابستگی استونبرینک، سلامت اجتماعی کییز، و عوامل روانی (عوامل خطرساز و محافظت کننده مصرف مواد) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد شاخص های برازش مدل پس از اصلاح و حذف روابط غیر معنادار و ایجاد کواریانس میان برخی زیرمقیاس های متغیرهای عوامل اجتماعی، هم وابستگی و آمادگی اعتیاد از وضعیت مطلوبی برخوردار است. نتیجه گیری: به نظر می رسد هم وابستگی به عنوان یک رفتار اکتسابی شامل غفلت از خود و کاهش هویت فردی، تحت تأثیر عوامل روان شناختی و نیز عوامل اجتماعی شکل می گیرد و رابطه این عوامل روانی اجتماعی را با آمادگی برای مصرف مواد مخدر واسطه گری می کند.
رواسازی مقیاس هیجان های معلم در مدارس ابتدایی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: هیجان ها نقشی اساسی در محیط های آموزشی ایفا می کند لذا طراحی مقیاسی برای سنجش هیجان های معلمان موضوعی ارزشمند و قابل توجه است. هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی روایی و پایایی مقیاس هیجان های معلم در شهر مشهد بود. روش: روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 320 نفر تعیین شد. شرکت کنندگان به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. پرسشنامه هیجان های معلم (TEI) چن و مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه منفی (PANAS) واتسون، کلارک و تلیگن توسط شرکت کنندگان به طور هم زمان تکمیل گردید. برای تعیین پایایی پرسشنامه، از روش همسانی درونی (ضریب آلفا) و جهت احراز روایی از روایی محتوایی، روایی همگرا و روایی سازه تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد ضریب آلفای کل مقیاس برابر با 88/0 و در زیر مقیاس های آن میان 74/0 تا 88/0 به دست آمد. همچنین ضریب همبستگی بین مقیاس هیجان معلم و عاطفه مثبت و منفی 41/0 به دست آمد. نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی با چرخش واریماکس نشان داد که ارزش ویژه 5 عامل قابل ملاحظه است که روی هم 49/62 درصد واریانس هیجان های معلمان را تبیین می کند. شاخص های نیکویی برازش مدل را تأیید کردند. نتیجه گیری: بنابراین مقیاس هیجان های معلمِ، همسانی درونی مطلوب و روایی کافی در نمونه معلمان ایرانی دارد.
بررسی اثربخشی فن مرور خویشتن در کاهش افسردگی، اضطراب و تنیدگی در بیماران مبتلا به چندین اسکلرز (ام اس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره پانزدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶۰
433-444
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر شیوع بیماری ام اس در کشور روند رو به رشدی را طی کرده است، به طوری که می توان ایران را جز کشورهایی با شیوع بالا در نظر گرفت. اگرچه بیماری ام اس یک بیماری بیولوژیکی است، نشانگان روانشناختی ناشی از آن می تواند بسیاری از وجوه زندگی روزمره مبتلایان را دگرگون سازد، لذا به کارگیری مداخلات روانشناختی در جهت تعدیل و بهبود محدودیت های تحمیل شده در زندگی بیماران، امری ضروری می نماید. در پژوهش پیش رو اثربخشی اجرای فن مرور خویشتن در کاهش افسردگی، اضطراب و تنیدگی در بین بیماران مبتلابه ام اس مورد ارزیابی قرار گرفته است. این پژوهش در قالب طرح نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون و پس آزمون و با گروه گواه انجام گردیده است که در آن نمونه موردنظر متشکل از 26 بیمار مبتلابه ام اس، به صورت در دسترس از میان اعضای انجمن ام اس ایران انتخاب و پس تقسیم به دو گروه آزمایشی و گواه در پژوهش حاضر شدند. پس از پاسخ گویی به آزمون DASS21 افراد حاضر در گروه آزمایش در 3-4 جلسه مداخله با به کارگیری روش مرور خویشتن حضور به هم رساندند. جلسات به صورت هفتگی و با میانگین زمانی 60-90 دقیقه در هر جلسه برگزار شد. افراد گروه گواه تحت مداخله شناختی قرار نگرفتند. نتایج حاکی از تأثیر معنادار به کارگیری این روی آورد در کاهش افسردگی (میزان معناداری0/044) بود. در متغیرهای اضطراب و تنیدگی تأثیر معناداری گزارش نشد.
روابط چندگانه بین نشخوار فکری و خلق با رؤیاهای ترسناک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط چندگانه بین نشخوار فکری و خلق با رؤیاهای ترسناک انجام شد. روش : روش پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در سال تحصیلی 1394-1393 بودند. 180 نفر دانشجو به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای مورداستفاده در این پژوهش، پرسش نامه نشخوار فکری، مقیاس خلق مثبت و منفی و مقیاس علائم رؤیاهای ترسناک بودند. داده های گردآوری شده به کمک آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها : بروز رؤیاهای ترسناک با نشخوار فکری (000/0 p< ) و خلق منفی (009/0 p< ) رابطه مثبت و معنادار داشت. تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که نشخوار فکری می تواند 2/10 درصد از واریانس رؤیاهای ترسناک را پیش بینی کند. نتیجه گیری : وجود نشخوار فکری می تواند پیش بینی کننده رؤیاهای ترسناک باشد و به نظر می رسد یکی از راه های کاهش رؤیاهای ترسناک کاهش نشخوار فکری و خلق منفی باشد.
بررسی اثر دینداری، صبر و امید بر بهزیستی فضیلت گرا
منبع:
پژوهشنامه روانشناسی اسلامی سال دوم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۵
34 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تدوین مدلی ساختاری به منظور تبیین بهزیستی فضیلت گرا بر اساس مؤلفه های دینداری و نقش واسطه ای صبر و امید است. روش پژوهش همبستگی است و مشارکت کنندگان شامل ۵۲۷ دانشجوی دانشگاه شیراز بودند که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد و پرسش نامه های دینداری (گلاک و استارک، ۱۹۶۵)، مقیاس صبر (خرمایی و همکاران، ۱۳۹۳ ب)، پرسش نامه امید (اشنایدر، ۱۹۹۶) و پرسش نامه بهزیستی فضیلت گرا (واترمن و همکاران، ۲۰۱۰) را تکمیل کردند. روایی و پایایی ابزارهای استفاده شده، برای استفاده در فرهنگ ایرانی در سطح رضایت بخش بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS21 برای آمار توصیفی، و از AMOS21 برای تحلیل مسیر در مدل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد مدل پیشنهادی با داده های این پژوهش برازش مناسبی دارد و اثر مستقیم دینداری بر بهزیستی فضیلت گرا، دینداری بر امید و صبر، و امید و صبر، بر بهزیستی فضیلت گرا تأیید شد. همچنین، مدل نشان داد اثر غیرمستقیم دینداری با واسطه امید و صبر، بیشتر از اثر مستقیم آن، باعث ارتقای سطح بهزیستی فضیلت گرا می شود. به این معنا که اگر اعتقادات و مناسک دین با امید و صبر همراه شود، سبب ایجاد زندگی بهتر جوانان می شود. از یافته های دیگر پژوهش آن بود که ضرایب بعد اعتقادی (۸۶/۰=β) و عاطفی (۸۰/۰=β) دینداری، بیشتر از ابعاد پیامدی (۵۰/۰=β) و مناسکی (۲۸/۰=β) بود. بنابراین، پیشنهاد می شود تأکید بیشتری بر درونی و نهادینه کردن باورها (مانند: معرفت نفس و خدا) و احساسات دینی (مانند دلبستگی به خدا) نسبت به سایر ابعاد دینداری صورت پذیرد.
تأملی بر مهارت های روش شناسی پژوهش در دانشجویان کارشناسی ارشد رشته های علوم انسانی: یافته های یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفیت مهارت های روش شناسی پژوهش دانشجویان کارشناسی ارشد در رشته های علوم انسانی و در دانشگاه های دولتی شهر تهران انجام شده است. در بخش کیفی با کاربست روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، پژوهشگران و خبرگان آموزش روش شناسی پژوهش مورد مصاحبه قرار گرفتند. با انجام تحلیل محتوا و کدگذاری مصاحبه ها و همچنین استفاده از سرفصل های مصوب دروس روش شناسی (روش پژوهش و آمار)، تعداد 35 مهارت مهم شناسایی شد. در مرحله کمی با استفاده از مهارت های شناسایی شده پرسش نامه ای با رعایت روایی محتوا و پایایی مناسب (آلفای کرونباخ بالاتر از 8/0) تدوین شد و توسط 270 دانشجو تکمیل گردید. ابتدا از طریق «تحلیل عاملی اکتشافی»، مهارت ها به 27 مهارت تقلیل پیدا کرد و تعداد 4 عامل شامل مهارت های «طراحی، عملی، تحلیلی و نگارشی» شناسایی شد. در گام بعد با انجام «تحلیلی عاملی تأییدی»، الگوی اندازه گیری متغیر نهفته برازش قابل قبولی با داده ها نشان داد. در مرحله بعد با کاربرد آزمون «خی دو» نتایج نشان داد دانشجویان ارزیابی معناداری از مهارت های خود داشته اند. به این ترتیب که در اغلب مهارت ها توانایی آن ها متوسط به پایین ارزیابی شد. همچنین آزمون «فریدمن» مهارت های هر یک از ابعاد را به طور معناداری مرتب نمود. به این ترتیب که «تشخیص و انتخاب یک موضوع مناسب پژوهشی»، «استفاده از منابع الکترونیکی و پایگاه های علمی»، «فهم و تفسیر خروجی های مربوط به داده های تحلیل شده» و «نگارش مقاله پژوهشی مستخرج از پژوهش»، به ترتیب رتبه آخر را در مهارت های 4 گانه کسب کردند. یافته های این پژوهش به طور کلی ضعف روش شناسی دانشجویان کارشناسی ارشد رشته های علوم انسانی در دانشگاه های دولتی شهر تهران را خاطرنشان می کند. در پایان در مورد یافته ها بحث شده است.
مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با درمان فراتشخیصی یکپارچه در درمان بیماران مبتلا به اختلال های اضطرابی و افسردگی همایند: کارآزمایی بالینی تصادفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی با درمان فراتشخیصی یکپارچه در درمان افراد مبتلا به اختلال های اضطرابی و افسردگی همزمان بود. روش : در پژوهش حاضر 45 فرد مبتلا به حداقل یک تشخیص اصلی و یک تشخیص همراه در حوزه اختلال های اضطرابی و افسردگی به طور تصادفی در سه گروه درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی، درمان فراتشخیصی یکپارچه و گروه لیست انتظار جایگزین شدند و دو گروه درمانی، درمان های متناظر را دریافت کردند. برای گردآوری داده ها، آزمودنی ها پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم ( BDI-II )، پرسشنامه اضطراب بک ( BAI )، مقیاس عاطفه مثبت و منفی ( PANAS )، مقیاس سازگاری اجتماعی و کاری ( WSAS ) را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری شش ماهه تکمیل کردند. داده های پژوهش از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مختلط، آزمون تعقیبی اثرات ساده و آزمون معناداری بالینی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که هر دو درمان در مقایسه با گروه لیست انتظار، موفق به کاهش علایم افراد مبتلا به اختلال های همایند اضطرابی و افسردگی شدند (001/0 p< ). البته درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در بهبود اضطراب، عملکرد عمومی و عاطفه منفی نسبت به درمان فراتشخیصی یکپارچه از اثربخشی بهتری برخوردار بوده است (05/0 p< )، ولی در کاهش افسردگی تفاوت معنی داری با هم نداشتند (05/0 p> ). همچنین درمان فراتشخیصی یکپارچه در افزایش عاطفه مثبت عملکرد بهتری داشته است (05/0 p< ). بررسی ملاک های معناداری بالینی نیز نشان داد که گروه درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در مورد اختلال های اصلی و همراه، در پایان دوره پیگیری، به ترتیب 29 و 23 درصد بیشتر از گروه فراتشخیصی یکپارچه به وضعیت عملکرد طبیعی دست یافتند. نتیجه گیری : درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی در مقایسه با درمان فراتشخیصی یکپارچه در بهبود علایم افراد مبتلا به اختلال های همایند اضطرابی و افسردگی از اثربخشی بیشتری برخوردار بود.
پیش بینی استعداد آسیب احساسی(HFP) بیماران مبتلا به ام اس بر اساس صفات شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی استعداد آسیب احساسی در بیماران مبتلا به اسکلروز چندگانه با توجه به نقش پیش بین صفات شخصیت انجام شد.
روش: طرح پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل بیماران عضو انجمن حمایت از بیماران ام اس بود. نمونه آماری شامل 80 نفر از بیماران عضو این انجمن بودند. نمونه گیری به صورت نمونه گیری در دسترس انجام گرفت. مقیاس استعداد آسیب احساسی و پرسشنامه شخصیتی هگزاکو به وسیله شرکت کنندگان تکمیل شد، مقیاس های بالینی (طول دوره درمان، مدت ابتلای بیماری، نوع بیماری) و جمعیت شناختی( سن و جنسیت) بیماران نیز از پرسشنامه های جمعیت شناختی استخراج شد. بعد از جمع آوری داده ها، ضریب همبستگی پیرسون میان ابعاد شخصیتی هگزاکو و استعداد آسیب احساسی(HFP)محاسبه گردید.برای بررسی قدرت پیش بینی استعداد آسیب احساسی با استفاده ازاین صفات شخصیتی نیز، تحلیل رگرسیون گام به گام گرفته شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که ابعاد شخصیتی برون گرایی، توافق، گشودگی به تجربه با استعداد آسیب احساسی همبستگی منفی دارند، در حالیکه همبستگی مثبتی برای بعد هیجان خواهی بدست آمد.در مجموع 32 درصد از تغییرات آسیب احساسی توسط ابعاد شخصیت تبیین می شد. تحلیل رگرسیون گام به گام همچنین نشان داد که بهترین ترکیب برای پیش بینی آسیب احساسی به ترتیب شامل: توافق، هیجان خواهی و گشودگی به تجربه می باشد. در انواع وخیم تر بیماری استعداد آسیب احساسی افزایش می یابد.
نتیجه گیری: به طور کلی نتیجه گرفتیم که استعداد آسیب احساسی قویاً با ابعاد شخصیت مرتبط است و با توافق، هیجان خواهی، و گشودگی به تجربه در افراد ام اس قابل پیش بینی است.
اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر بهبود هراس اجتماعی افراد دارای آسیب شنوایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مطالعات نشان می دهند که افراد با آسیب شنوایی، دارای اختلالات اضطرابی از جمله هراس اجتماعی می باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی در درمان هراس اجتماعی افراد آسیب دیده شنوایی انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه شاهد و پیگیری بود. از میان کلیه دانش آموزان آسیب دیده شنوایی 8 تا 18 ساله شهر اراک، 22 نفر که در پرسش نامه هراس و اضطراب اجتماعی Turner نمرات بالایی را به دست آوردند، انتخاب شدند و پس از همتاسازی، بر حسب هوش و سن به صورت تصادفی در دو گروه شاهد و آزمایش قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت دو ماه، 2 جلسه در هفته، آموزش دیدند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های Independent t و تحلیل کوواریانس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: گروه آزمایش عملکرد بهتری در پس آزمون و همچنین، در موقعیت پیگیری (001/0 > P) نسبت به گروه شاهد داشت. بر اساس یافته ها، آموزش مهارت ها تأثیر قابل ملاحظه ای بر کاهش هراس اجتماعی این افراد داشت.
نتیجه گیری: با استناد به یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های اجتماعی می تواند به عنوان یک روش مداخله ای، در کاهش هراس اجتماعی افراد آسیب دیده شنوایی مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی سایکودرام بر کاهش میزان افسردگی و پیشگیری از عود در مردان وابسته به مواد افیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی سایکودرام بر کاهش میزان افسردگی و پیشگیری از عود در مردان وابسته به مواد افیونی بود. روش: این مطالعه به صورت شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. آزمودنی های این پژوهش شامل 20 نفر از مردان وابسته به مواد افیونی مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد شهر کرمانشاه که دوره سم زدایی را با موفقیت گذرانده بودند با روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه در طی 6 هفته در جلسات سایکودرام شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه افسردگی بک استفاده شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که بین دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان گفت که مداخله سایکودرام در کاهش میزان افسردگی و پیشگیری از عود در مردان وابسته به مواد افیونی موثر است.