فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۳۶۱ تا ۱۹٬۳۸۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی در تغییرپذیری افراد معتاد به تریاک بوده است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی می باشد. برای انجام تحقیق 162 نفر از مردان مصرف کننده تریاک براساس نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های طرحواره ناسازگار اولیه یانگ، دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید و تغییرپذیری رودآیلند استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 1/38 % از واریانس تغییرپذیری توسط متغیرهای دلبستگی ایمن، دلبستگی اجتنابی و طرحواره های ناسازگار اولیه تبیین می شود. هم چنین، بین طرحواره های ناسازگار اولیه و دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا رابطه مثبت وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به تاثیر طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی ناایمن در بروز رفتارهای ناسازگار، با اصلاح افکار ناکارآمد و روابط سیستمی می توان انتظار داشت که تغییرپذیری معتادین به تریاک افزایش یابد.
تجربیات قبلی و عملکرد تکالیف مرتبط به رایانه دانشجویان: نقش خودکارآمدی رایانه، اضطراب رایانه و جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تجربیات قبلی رایانه با عملکرد تکالیف مرتبط به رایانه با توجه به نقش واسطه گری خودکارآمدی و اضطراب رایانه است که با طرح ریزی مدل مفهومی بر اساس تحلیل مسیر انجام شده است برای این منظور تعداد 282 دانشجوی کارشناسی دانشگاه پیام نور شهرستان گرمی و بیله سوار (142 دختر و 140 پسر) به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب و به پرسش نامه ای متشکل از مقیاس های اضطراب رایانه، خودکارآمدی رایانه، تجربیات قبلی رایانه پاسخ دادند. برای سنجش عملکرد رایانه (تکالیف مرتبط به رایانه) از نمرات آزمون عملی درس آشنایی با رایانه دانشجویان استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که تجربیات قبلی رایانه اثر غیرمستقیم مثبت معنادار بر عملکرد رایانه با میانجیگری اضطراب رایانه و خودکارآمدی رایانه دارد. اضطراب رایانه اثر غیرمستقیم بر عملکرد رایانه با میانجیگری خودکارآمدی رایانه دارد. مدل پیشنهادی با داده های این تحقیق برازش بسیار خوبی دارد و توانسته است 72/0 از واریانس عملکرد رایانه را تبیین کند.
راهکار های ارتقاء مشارکت اجتماعی دانشجویان در پیشگیری از مصرف مواد مخدر و روان گردان ها
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر شناسایی راهکار های ارتقاء مشارکت اجتماعی دانشجویان در پیشگیری از مصرف مواد مخدر و روان گردان بود. روش تحقیق حاضر کیفی مبتنی بر روش دلفی است. 30 نفر از خبرگان واجد شرایط از بین اساتید دانشکده های روان شناسی و علوم تربیتی، ادبیات و علوم اجتماعی، اقتصاد و علوم اداری و حقوق دانشگاه اصفهان در سال 1393 به عنوان نمونه آماری شناسایی و انتخاب شدند و در طی دو مرحله و از طریق پرسشنامه به شناسایی و اولویت بندی راهکار اساسی ارتقاء مشارکت اجتماعی دانشجویان در پیشگیری از مصرف مواد پرداخته شد. طبق نتایج به دست آمده براساس نظر خبرگان برای دستیابی به هدف تحقیق، 40 راهکار ارائه و از بین آنها 10 راهکار اساسی اولویت بندی شدند که در آن ها بر راهکارهای افزایش دانش، توانایی و مهارت ها، اعتماد، همدلی، صمیمیت و حمایت، ترویج ارزش های فرهنگی، معنوی و دینی، همکاری، پیوند وتعلق، شأن و منزلت دانشجو و مساوات و برابری، گفتگو، تبادل نظر و نقد مسائل وآسیب های اجتماعی، یکپارچگی و مسئولیت پذیری اجتماعی، حساس سازی دانشجویان نسبت به سلامت جسمی و روانی یکدیگر و الگوبرداری از رفتار های صحیح و ارزش گذاری به آنها در دانشجویان تأکید شده است.
تعیین رابطه ی توکل برخدا و سلامت روان، در دانشجویان پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۱ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۴
12-20
حوزههای تخصصی:
توجه به آموزه های دینی، نشان می دهد که توکل به خدا، بهترین عامل در تأمین سلامت روانی فرد محسوب می شود؛ و پژوهش انجام شده در این زمینه نیز، مؤید این واقعیت است. دانشجویان از قشرهای مهم جامعه هستند که امروزه در معرض انواع مشکل های روانی قرار دارند. هدف از انجام این پژوهش، تعیین رابطه ی توکل برخدا و سلامت روان، در دانشجویان پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران بوده است. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع مطالعه های توصیفی(روش میدانی) است. جامعه ی مورد مطالعه نیز، همه ی دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است. روش نمونه گیری در این پژوهش، از نوع نمونه گیری در دسترس بوده، به این صورت که پس از مراجعه به دانشکده ی پزشکی،400 نفر از دانشجویان دانشکده ی پزشکی به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسش نامه ی راهیابی در حوادث و رخدادهای زندگی و پرسش نامه ی سلامت روان(SCL – 90) بوده است. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و روش های آماری توصیفی(میانگین و انحراف استاندارد) و روش آماری استنباطی(همبستگی پیرسون) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که بین توکل به خدا و سلامت روان، رابطه ی معناداری در سطح(05/0>P) وجود دارد. همبستگی دیده شده بین پرسش نامه ی توکل به خدا و سلامت روان در زیرمقیاس های افسردگی، اضطراب، شکایت های جسمانی، حساسیت فردی و پرخاشگری به ترتیب(21/0-، 22/0-، 31/0-، 26/0- و 16/0-) بوده، که به لحاظ آماری معنی دار است و نیاز به تبیین دارد. همچنین در مقیاس های فرعی پرسش نامه ی توکل به خدا(تفویض، دیگران، خود) با سلامت روان نیز همبستگی به دست آمد(28/0-، 27/0- و 30/0-). نتیجه گیری: نتیجه های این پژوهش نشان داد که همبستگی قوی بین توکل به خدا و سلامت روان وجود دارد؛ و توکل به خدا که یک عامل تقویت کننده ی روانی است، از مؤثرترین ساز و کارهای مقابله یی مذهبی- معنوی است که از آن می توان برای ارتقای سلامت روان افراد جامعه و بهزیستی روان شناختی آنان بهره جست.
بررسی رابطه ی هوش معنوی با صبر و استرس ادراک شده در دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۲ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۱
25-33
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، رابطه ی بین هوش معنوی و صبر و همچنین استرس ادراک شده را در بین دانشجویان دوره ی کارشناسی دانشکده ی روان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی بررسی می کند. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی و همبستگی اس ت؛ و برای انجام آن، 150 نفر از دانشجویان دانشکده ی روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه ی طباطبایی، ب ه روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای این پژوهش از سه پرسش نامه ی هوش معنوی عبداله زاده؛ سنجش صبرِ حسین ثابت؛ و همچنین استرس ادراک شده ی کوهن استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها هم از تحلیل رگرسیون چند متغیری استفاده شد. یافته ها: نتیجه های پژوهش نشان داد که بین هوش معنوی و صبر، رابطه ی مثبت معنی دار(776/0) و همچنین بین هوش معنوی و استرس ادراک ش ده، رابطه ی منفی معنی دار(448/0-) وجود دارد. نتیجه گیری: نتیجه های پژوهش حاضر نشان داد که بین هوش معنوی و صبر، رابطه ی مثبت معنی داری وجود دارد، یعنی با افزایش هوش معنوی، میزان صبر بیش تری پیش بینی می شود. همچنین بین هوش معنوی و استرس ادراک شده، رابطه ی منفی معنی دار وجود دارد، یعنی با افزایش هوش معنوی، استرس ادراک شده ی کم تری پیش بینی می شود.
اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر مهارت های حل مشکل خانواده در دانشجویان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش هوش هیجانی بر مهارت های حل مشکل خانواده در دانشجویان متأهل دانشگاه شهید چمران بود. طرح پژوهشی حاضر، نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پی گیری با گروه کنترل بود. از بین افراد داوطلب 40 نفر به صورت تصادفی انتخاب شد و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل گمارده شدند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش مقیاس حل مشکل خانواده بود. ابتدا روی هر دو گروه پیش آزمون اجرا گردید، سپس آموزش هوش هیجانی به مدت 8 جلسه ی 90 دقیقه ای و یک بار در هفته روی گروه آزمایش اجرا و پس از اتمام برنامه آموزشی، دو گروه در مرحله پس آزمون و پی گیری یک ماهه به ابزار پژوهش پاسخ دادند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد آموزش هوش هیجانی باعث افزایش توانایی حل مشکل خانواده و بهبود رابطه در دانشجویان متأهل گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، در مرحله پس آزمون و پی گیری شده است.
مدل ساختاری مصرف مواد در دانشجویان: نقش معنویت، الگو گیری اجتماعی و نگرش به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر ارزیابی روابط ساختاری بین فعالیت مذهبی، تقلای مذهبی، نگرش به مواد، الگوگیری اجتماعی، بهزیستی معنوی و مصرف سیگار و قلیان در دانشجویان بود.روش: به این منظور 504 دانشجوی دختر و پسر از دانشگاه های خوارزمی، پردیس کشاورزی و آزاد کرج به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و پرسشنامه های بهزیستی معنوی، فعالیت مذهبی، تقلای مذهبی، الگوگیری اجتماعی، عقاید منفی درباره مواد و بخش دخانیات پرسشنامه رفتارهای پرخطر را پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر فعالیت مذهبی بر مصرف سیگار و قلیان با عقاید منفی درباره مواد، الگوگیری اجتماعی، بهزیستی معنوی و انگیزه های مصرف میانجی گری می شود. همچنین اثر تقلای مذهبی بر مصرف سیگار و قلیان با بهزیستی معنوی میانجی گری می شود. نتیجه گیری: به نظر می رسد مذهب از طریق برقراری نظم اخلاقی، قواعد درونی و بیرونی و روش های مقابله ای سالم مانع پیوستن فرد به گروه های ناسالم دوستان و همسالان می شود لذا کمتر به سمت مصرف قلیان و سیگار کشیده می شود. بنابراین توجه به این عوامل در برنامه های پیشگیرانه برای مصرف مواد به ویژه سیگار و قلیان به عنوان دروازه ورود به مصرف مواد دیگر می تواند مفید باشد.
سهم ابعاد فرسودگی تحصیلی، تاب آوری و استرس ادراک شده در پیش بینی گرایش به اعتیاد دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه، تعیین سهم ابعاد فرسودگی تحصیلی، تاب آوری و استرس ادراک شده در پیش بینی گرایش به اعتیاد دانش آموزان بود. روش: در این مطالعه همبستگی، به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای نمونه ای 200 نفری از دانش آموزان متوسطه استان خراسان جنوبی انتخاب شدند و به پرسش نامه های تاب آوری، فرسودگی تحصیلی، استرس ادراک شده، و گرایش به اعتیاد، پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد که رابطه مثبت معناداری بین فرسودگی تحصیلی، استرس ادراک شده و تاب آوری با گرایش به اعتیاد وجود دارد. همچنین همبستگی مثبت معناداری بین فرسودگی تحصیلی و استرس ادراک شده به دست آمد. نتیجه گیری: ابعاد فرسودگی تحصیلی (خستگی مفرط، بی علاقگی، احساس ناکارآمدی) و ابعاد استرس ادراک شده (واکنش های عاطفی منفی، سطح توانایی مقابله) و تاب آوری 20 درصد توانایی پیش بینی گرایش به اعتیاد را دارند. از بین این ابعاد فقط سطح توانایی مقابله و تاب آوری در گرایش به اعتیاد تاثیر داشته است. لذا توجه بیشتر مسئولین آموزش و پرورش در جهت پیشگیری و درمان اعتیاد دانش آموزان، برای داشتن جامعه ای سالم ضروری است.
رابطه بین سبک دلبستگی و نگرش به مواد: نقش تعدیل کننده ویژگی های شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کنندگی خصوصیات شخصیت بر رابطه بین سبک دلبستگی و نگرش به مواد می باشد. روش: به این منظور 190 نفر از دانشجویان جدید الورود نیمسال اول سال تحصیلی 93-1392 دانشگاه پیام نور مرکز تهران جنوب به روش تصادفی انتخاب شدند و مقیاس دلبستگی بزرگسال، پرسشنامه شخصیت آیزنک و پرسش نامه نگرش نسبت به اعتیاد و مواد مخدر را تکمیل نمودند. یافته ها: نتایج نشان داد فقط سبک دلبستگی اجتنابی می تواند پیش بینی کننده نگرش به مواد باشد و ویژگی شخصیت روان نژندی به طور معناداری تعدیل کننده این رابطه می باشد. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق می تواند کاربردهایی جهت تدوین درمان و برنامه های آموزشی برای پیشگیری از مصرف مواد در جمعیت آسیب پذیر داشته باشد.
تأثیر تمرینات ورزشی بر روی توانایی های حرکتی و شناختی سه کودک دارای نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی تأثیر یک برنامه ی ورزشی مشترک (مربی و خانواده) بر بهبود توانایی های حرکتی و شناختی به ویژه زمان واکنش و حافظه ی کاری در سه کودک دارای نشانگان داون انجام شد. به همین منظور، برنامه تمرین های ورزشی مشترک بر روی سه کودک با نشانگان داون مورد استفاده قرار گرفت که شامل دو پسر (نفرنخست، با سن تقویمی 3/10 سال و سن عقلی 7/4 سال؛ نفردوم، با سن تقویمی 6/14 سال و سن عقلی زیر 4 سال) و یک دختر (با سن تقویمی 0/14 سال و سن عقلی زیر 4 سال) بود. پس از دوره های تمرینی نمره های حرکات درشت بهبود یافت و در ارزیابی شاخص های زمان واکنش نیز بهبودی قابل ملاحظه ای مشاهده شد. تعاملات نزدیکی بین حوزه های حرکتی و شناختی در افراد فاقد پیشرفت های طبیعی وجود دارد. بنابراین، برنامه ریزی برنامه های مداخله ای بر مبنای مشارکت همزمان کودکان و والدین با هدف ترویج سبک زندگی فعال در افراد بانشانگان داون مورد نیاز است.
پیش بینی تمایل به مصرف مواد در دانشجویان بر اساس عوامل خطرساز و محافظت کننده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی تمایل به مصرف مواد بر اساس عوامل خطرساز و محافظت کننده مصرف مواد در دانشجویان بود.
مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری عبارت بود از کلیه دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی واحد رودهن که تعداد 310 نفر از آن ها (165 پسر و 145 دختر) به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب، و به پرسش نامه عوامل خطرساز و محافظت کننده پاسخ دادند. داده ها با روش های آماری ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS.18 تحلیل شدند.
یافته ها: از بین عوامل محافظت کننده خودپنداره و جرأت مندی با تمایل به مصرف رابطه منفی معنی دار داشتند (001/0>p) و از بین عوامل خطرساز هیجان خواهی، نگرش نسبت به مواد، تعارضات خانوادگی، دسترسی پذیری و بی نظمی محیطی رابطه مثبت با تمایل به مصرف مواد رابطه مثبت داشتند. نتایج تحلیل رگرسون نشان داد که خودپنداره و نگرش نسبت به مصرف مواد قادر هستند سهم معنی داری از واریانس تمایل به مصرف مواد را تبیین کنند. هم چنین بین تمایل به مصرف مواد در دختران و پسران تفاوت معنی داری وجود دارد.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر بر نقش عوامل درون فردی، بین فردی و اجتماعی محیطی در این زمینه تأکید کرد. از نتایج این پژوهش می توان جهت تهیه پکیج های آموزشی در زمینه پیشگیری از سوء مصرف مواد استفاده نمود.
مشکلات حرکتی کودکان با اختلال نارسایی توجه - بیش فعالی و راهبردهای درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی نوعی اختلال رشدی عصبی است که بر جنبه های مختلف زندگی تأثیر می گذارد. برخی از ویژگی های این اختلال با برخی اختلال های دیگر از جمله مشکلات حرکتی هم بودی دارد، که معمولاً در پژوهش هاکمتر به آن پرداخته شده است. هدف پژوهش حاضر، مروری بر پژوهش های انجام گرفته در زمینه مشکلات حرکتی در افراد با اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی بوده است. بین منظور مقاله های منتشر شده در فاصله سال های 2002 تا 2013 درباره مشکلات حرکتی کودکان با اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی در پایگاه های اطلاعاتی سیج، اسکوپوس، سایکو اینف ، اریک، اسپریتگر، پامبد و موتور جستجوی گوگل با استفاده از واژه های کلیدی اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی ، مشکلات حرکتی و واژه های مرتبط مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مشکلات حرکتی در کودکان با اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی رایج است که از جمله این مشکلات می توان به ضعف در تعادل و وضعیت بدنی و مشکل در مهارت های حرکتی درشت و ظریف اشاره کرد.
هوش اخلاقی و ساخت آزمون اولیة آن بر اساس منابع اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر که با هدف شناسایی مؤلفه های هوش اخلاقی و ساخت آزمون اولیة آن بر اساس منابع اسلامی انجام گرفت، از نوع پژوهش های بنیادی بوده و در آن از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعة آماری این پژوهش را تمامی دانش پژوهان مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی? و طلاب جامعة الزهراء? در سال تحصیلی 1395-1394 تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری در دسترس، 100 نفر انتخاب شدند. محقق پس از مطالعه، یادداشت برداری، سازماندهی و تجزیه و تحلیل منابع اسلامی و روان شناختی، مهم ترین فضائل اخلاقی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. مؤلفه های هوش اخلاقی بر اساس معیارهای مکارم، محاسن و معالی در حوزة اخلاق، به هفده ویژگی رسید و در سه دستة الهی، فردی و اجتماعی تقسیم گردید. برای بررسی میزان مطابقت مستندات اسلامی با مؤلفه های هوش اخلاقی از نظر کارشناسان خبرة دین استفاده شد. میانگین کل 7/3 نشانگر موافقت 92 درصدی کارشناسان در خصوص تطابق مستندات با مؤلفه هاست. هماهنگی میان مستندات با گویه ها، میانگینی در حد 51/3 بدست داد. جهت سنجش روایی ملاک، آزمون محقق ساخته به همراه آزمون هوش اخلاقی (MCI) اجرا شد. همبستگی دو آزمون با 84/0 نشان دهندة روایی بالای آزمون است. مؤلفه های آزمون هوش اخلاقی اسلامی با کل آزمون، همبستگی بالا و با یکدیگر همبستگی مثبت و پایین داشتند که نشان دهندة روایی سازة آزمون محقق ساخته است. اعتبار آزمون بواسطة بررسی همسانی درونی پرسش نامه با ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و نتیجة آن در سطح 96/0 به دست آمد. دونیمه سازی نیز اعتباری در حد 93/0 تا 95/0 به دست داد. نتایج تحقیق نشان می دهد که پرسش نامه تهیه شده از اعتبار و روایی مطلوبی برخوردار است.
اثربخشی برنامه تاب آوری پنسیلوانیا بر کاهش علائم افسردگی، اضطراب، استرس و نگرش های ناکارآمد و افزایش خوش بینی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه تاب آوری پنسیلوانیا بر کاهش نشانگان افسردگی، اضطراب، استرس و نگرش های ناکارآمد و افزایش خوش بینی در دانشجویان انجام شد . روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. 34 نفر به عنوان نمونه پژوهش از بین 1200 نفر از دانشجویان کارشناسی ورودی جدید سال تحصیلی 93-1392 دانشگاه شهید بهشتی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس؛ مقیاس نگرش های ناکارآمد و فرم تجدید نظر شده آزمون جهت گیری زندگی بود. برنامه تاب آوری پنسیلوانیا به صورت هفتگی طی شش جلسه دو ساعته به گروه آزمایشی، آموزش داده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد برنامه تاب آوری پنسیلوانیا در کاهش نمرات افسردگی، اضطراب و استرس و نگرش های ناکارآمد و افزایش خوش بینی در دانشجویان مؤثر بوده است و نتایج بعد از دو ماه در مرحله پیگیری نیز پایدار مانده بود. نتیجه گیری: در مجموع نتایج این پژوهش حاکی از آن است که برنامه تاب آوری پنسیلوانیا، در کاهش علائم افسردگی، اضطراب و استرس و نگرش های ناکارآمد و افزایش خوش بینی در دانشجویان، برنامه ایی سودمند است و از این برنامه می توان در جهت پیشگیری از بروز آسیب های روانی در دانشجویان ورودی جدید دانشگاه ها استفاده نمود.
اثربخشی توان بخشی شناختی رایانه ای بر حافظه آینده نگر بیماران دچار آسیب مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش، تعیین اثربخشی توان بخشی شناختی رایانه ای بر عملکرد حافظه آینده نگر بیماران دچار آسیب مغزی بود. روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه انتظار و جامعه آماری کلیه بیماران دچار آسیب مغزی مراجعه کننده به متخصصان مغز و اعصاب شهرکرد در پاییز ۱۳۹۳ به تعداد 150 نفر بود. ۵۲ بیمار دچار آسیب مغزی پس از احراز ملاک های ورود به پژوهش انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و انتظارجایگزین شد. گروه آزمایش، ۸ جلسه با استفاده از نرم افزار توان بخشی حافظه، آموزش دید و افراد گروه انتظار مداخله ای دریافت نکرد و آموزش این گروه به بعد از انجام پژوهش موکول شد. برای ارزیابی حافظه آینده نگر در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، از پرسشنامه حافظه آینده نگر و گذشته نگر کرافورد، اسمیت، مایلور، دلاسالا و لوجی (2003) استفاده شد. یافته ها: تفاوت معنادار بین میانگین نمره های حافظه آینده نگر گروه آزمایش و گروه انتظار در پس آزمون، همچنین معنادار نبودن تفاوت بین نمره های پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش حاکی از ماندگاری تاثیر توان بخشی شناختی رایانه ای بر عملکرد حافظه آینده نگر بیماران دچار آسیب مغزی بود. نتیجه گیری: توان بخشی شناختی رایانه ای اثر چشمگیری بر بهبود عملکرد حافظه آینده نگر بیماران آسیب مغزی دارد، بنابراین می توان از آن به عنوان روش موثر و مفیدی برای بهبود عملکرد حافظه این گونه بیماران سود جست. کلیدواژه ها: آسیب مغزی، توان بخشی شناختی، حافظه آینده نگر
اثر تعدیل کنندگی کمال گرایی برارتباط بین فشار فرهنگی اجتماعی و نارضایتی از تصویر بدن.(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۹ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
123-139
حوزههای تخصصی:
ژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده کمال گرایی (اجتماع مدار، خودمدار و دگرمدار) در ارتباط بین فشار فرهنگی _ اجتماعی ادراک شده و نارضایتی از تصویر بدنی در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی انجام شد. روش: 164 دانشجوی دختر مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج براساس نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به تصادف انتخاب شدند و پرسش نامه کمال گرایی چندبعدی فلت و هویت، مقیاس روابط چندبعدی خودبدنی بارون و کش و مقیاس فشار فرهنگی _ اجتماعی ادراک شده استیس و بیرمن را تکمیل کردند. نتایج با استفاده از تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بین فشار فرهنگی _ اجتماعی ادراک شده و نارضایتی از تصویر بدنی رابطه معنادار وجود داشت. متغیر کمال گرایی در دو بعد اجتماع مدار و خودمدار تغییرات معنی داری در نارضایتی از تصویر بدنی ایجاد کرد ولی کمال گرایی دگرمدار تغییر معنی دار ایجاد نکرد. نتیجه گیری: فشار فرهنگی _ اجتماعی ادراک شده در مقایسه با کمال گرایی، مقدار بیشتری از تغییرات نارضایتی از تصویر بدنی دانشجویان را پیش بینی می کند و این یافته ها در تبیین نارضایتی از تصویر بدنی واجد اهمیت است.
نقش واسطه ای باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی در رابطه بین نوروزگرایی با همبودی اضطراب و افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش تعیین نقش واسطه ای باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی در رابطه بین روان رنجور خویی با همبودی اضطراب و افسردگی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری زنان و مردان ساکن در مناطق مختلف شهر تهران به تعداد تقریبی پنج میلیون نفر بود. تعداد 358 داوطلب شامل 178 مرد و 180 زن از جمعیت عمومی شهر تهران در این پژوهش شرکت کردند و نسخه کوتاه مقیاس پنج عاملی شخصیت کاستا و مک کرا (1992)، پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و کارترایت- هاوتون (2003)، مقیاس حساسیت اضطرابی (ریس، پترسون، گورسکای، مک نالی، 1986) و مقیاس افسردگی اضطراب استرس لاویباند و لاویباند (1995) را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که روان رنجور خویی، باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی با اضطراب و افسردگی رابطه مثبت دارد. نتایج تحلیل مسیر نیز نقش واسطه ای باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی را در رابطه بین روان رنجور خویی با همبودی اضطراب و افسردگی نشان داد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت اختلال های اضطرابی و افسردگی چندعاملی هستند و افزون بر این در شکل گیری، تداوم و درمان اختلال های اضطرابی و افسردگی، همزمان با روان رنجور خویی، باید به نقش باورهای فراشناختی و حساسیت اضطرابی توجه کرد.
مقایسه سبک های فرزندپروری و آسیب های روانی در دختران فراری و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر تعیین و مقایسه سبک های فرزندپروری و آسیب های روانی در دختران فراری و عادی بود. روش : روش پژوهش پس رویدادی و جامعه آماری شامل 968 دختر فراری در سازمان بهزیستی و امنیت اخلاقی ناجا شهر تهران در سال 1393 بود. به روش نمونه گیری هدف مند 50 نفر از آن ها با کسب رضایت آگاهانه انتخاب و با 50 نفر از دختران مدارس متوسطه که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده بودند همتا سازی شدند. به منظور گردآوری داده های پژوهش، فهرست بازبینی علائم مرضی 90 سوالی تجدید نظر شده دراگویتس، لیپمن و کووی (1973) و پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند (1972) بین شرکت کننندگان توزیع و داده ها به روش شاخص های توصیفی و تحلیل واریانس تک متغیره تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد که آسیب روانی و شیوه های فرزندپروری دختران فراری از منزل و عادی متفاوت است. دختران فراری نسبت به دختران عادی سطح بالایی از آسیب های روانی را داشتند و بیشتر شیوه های استبدادی و سهل گیرانه را تجربه کرده بودند . نتیجه گیری: به نظر می رسد آسیب روانی و سبک های فرزندپروری نامناسب می تواند زمینه ساز فرار دختران از منزل را فراهم و خود فرار زمینه آسیب های بیشتر را ایجاد کند، لذا نیازمند است که در جهت کاهش آسیب های روانی و آموزش سبک های فرزندپروری مطلوب مداخلات لازم صورت گیرد.
اثربخشی الگوی ماتریکس در مقایسه با الگوی مراحل تغییر بر خودتنظیمی و تداوم تغییر در مردان وابسته به آمفتامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی الگوی ماتریکس در مقایسه با الگوی مراحل تغییر بر خودتنظیمی و تداوم تغییر در مردان وابسته به آمفتامین بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه، پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری و جامعه آماری 327 مرد مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد رازی طب در تهران طی تابستان 1393 بود. از میان آن ها 45 نفر به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم شد. ابزار پژوهش مقیاس سنجش تغییر دیکلمنته و پروچاسکا 2005، پرسشنامه مشکلات خودتنظیمی هیجانی گراتز و رومر (2004)، الگوی سرپایی عمقی ماتریکس، 2006 و الگوی مراحل تغییر ولاسکوئز، 2001 بود که طی 14 جلسه 90 دقیقه ای در هفته یکبار اجرا و برای تحلیل آماری از روش اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی هر دو الگو بر کاهش مشکلات خودتنظیمی هیجانی و افزایش تداوم تغییر بود ولی الگوی ماتریکس بر خودتنظیمی و الگوی مراحل تغییر بر تداوم تغییر اثر بیشتری را نشان داد. نتیجه گیری : پیشنهاد می شود متخصصان بالینی از الگوی ماتریکس برای کاهش مشکلات خودتنظیمی و از الگوی مراحل تغییر برای افزایش تداوم تغییر یا به عبارتی از هر دو الگو استفاده کنند، تا احتمال عود کاهش یابد.
مقایسه عوامل زمینه ساز تقاضای طلاق بر حسب جنسیّت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر عوامل طلاق بر حسب جنسیّت در افراد متقاضی طلاق در دادگاه های خانواده تهران ( شهید محلاتی- ونک) طی سال های ۱۳۸۵-۱۳۸۶بررسی شد. افراد گروه نمونه شامل ۳۰۰ نفر ارجاعی از دادگاه ها و روش پژوهش توصیفی و مقطعی، با انجام دادن مصاحبه ساخت یافته بوده است. دلایل تقاضای طلاق پس از مصاحبه مشخص شده و به صورت عوامل اقتصادی، روانی، فرهنگی-اجتماعی، مشکلات جنسی، جسمی، اعتیاد، خشونت و ازدواج مجدد دسته بندی شد. داده ها به صورت فراوانی و درصد نمایش داده شد و با آزمون کای دو در 2 گروه مرد و زن مقایسه شد. نتایج نشان داد هرچند بیش ترین دلیل طلاق در هر دو جنسیّت (۴/۸۴ ٪ از زنان و۹۰٪ از مردان) عدم تفاهم و سازش بوده است؛ اما تقاضای طلاق در زنان بیش تر تحت تأثیر عوامل اقتصادی ، خشونت ، مشکلات جنسی و اعتیاد بوده در حالی که مردان بیش تر به دلیل مشکلات فرهنگی-اجتماعی متقاضی طلاق بوده اند. ا ز نتایج پژوهش حاضر در برنامه ریزی لازم در آموزش و مشاوره های قبل از ازدواج، همچنین لزوم آگاه سازی زوجین در زمینه دریافت مشاوره تخصصی در زمان بروز مشکل و اقدام به طلاق می توان برای پیشگیری از وقوع طلاق به کار گرفته شود.