فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۲۸۱ تا ۱۷٬۳۰۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقایسه نیازهای روان شناختی بنیادی و تنظیم عاطفی دختران فراری و بهنجار
حوزههای تخصصی:
هدف اساسی این پژوهش مقایسه نیازهای روان شناختی بنیادی و تنظیم عاطفی دختران فراری و بهنجار بود. جامعه آماری شامل دختران فراری و دانش آموزان دختر بهنجار مقطع دبیرستان در شهر تهران بود. نمونه آماری شامل 50 دختر فراری و 50 دختر عادی بود که از نظر سن و طبقه اجتماعی خانواده همتا شدند. حجم نمونه بر اساس حجم نمونه های مطالعات قبلی بر آورد شد. پس از کسب مجوز از سازمان بهزیستی و مراجعه به پزشکی قانونی استان تهران، دختران فراری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. برای انتخاب دختران بهنجار پس از مراجعه به 4 دبیرستان شهر تهران از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. ابزار اندازه گیری عبارت بودند از مقیاس نیاز های روان شناختی بنیادی (دسی و ریان، 2000) و مقیاس سبک های تنظیم عاطفی مارس(2004). نتایج نشان داد که بین میانگین نمره های دختران فراری و دختران بهنجار در هر سه مؤلفه خودپیروی، شایستگی و ارتباط تفاوت معنی دار وجود دارد(01/0>p). همچنین، بین میانگین نمره های دختران فراری و دختران بهنجار در 5 مؤلفه تنظیم عاطفی (شناختی، رفتاری، ادراک از تغییر موقعیت، تغییرموقعیت عاطفی و خلق منفی) تفاوت معنی دار به دست آمد(01/0>p).
بررسی ارتباط نشخوار فکری با کیفیت خواب بیماران مبتلا به افسردگی اساسی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال در خواب یکی از مشکلات بیماران با اختلال افسردگی است که با عوامل متعددی از جمله نشخواری فکر ممکن است ارتباط داشته باشد. هدف: این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین نشخوار فکری با کیفیت خواب در بیماران افسرده اساسی انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود. روش نمونه گیری تصادفی ساده بود که ۱۶۰ نفر از بیماران افسرده اساسی در بیمارستان فرشچیان همدان در سال ۱۳۹۶ انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه خواب پیتزبورگ، پرسشنامه نشخوار فکری نالن هاکسما است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن) و نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ انجام شد. یافته ها: در بررسی آزمون رابطه ای بین نشخوار فکری با کیفیت خواب بیماران افسرده اساسی بستری شده در بیمارستان فرشچیان همدان نشان داد که آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون ارتباط معنادار و مستقیمی با مقدار ضریب ۰/۴۷۶ بین نشخوار فکری و کیفیت خواب به دست آمده است. به طوری که افرادی که نمرات بالاتری از پرسشنامه کیفیت خواب کسب کرده اند به دلیل نمره گذاری معکوس در حقیقت کیفیت خواب پایین تری داشته اند. ( p=۰/۰۰۰ ، ۰/۴۷۶ = r ) تحلیل داده ها نشان داد بین نشخوار فکری و کیفیت خواب رابطه عکس معناداری ( p=۰/۰۰۱ ، ۰/۴۷۶- = r ) وجود دارد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که بین نشخوار فکری و کیفیت خواب در بیماران افسرده ارتباط معنادار و عکسی وجود دارد و نشخوار فکری منجر به کاهش کیفیت خواب بیماران می شود. در بیماران افسرده کیفیت خواب از اهمیت بیشتری برخوردار است و لازم است با راهکارهای ازجمله درمان نشخوار فکری سلامتی آن ها را ارتقاء داد.
رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی و اضطراب رایانه با خودکارآمدی رایانه دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی و اضطراب رایانه با خودکارآمدی رایانه دانش آموزان متوسطه شهرستان آمل بود. روش تحقیق، از نوع توصیفی-همبستگی و از نظر هدف، به صورت طرح کاربردی بود. جامعه آماری 11532 نفر از دانش آموزان و نمونه ی پژوهش، 390 دانش آموز متوسطه بودند که به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل پرسشنامه اضطراب رایانه ی هاینس، گلاس و نایت، پرسشنامه ویژگی های شخصیتی نئو و پرسشنامه خودکارآمدی رایانه مورفی، کوور و اوون بود.؛ داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به روش همزمان و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای SPSS21 و LISREL8.80 تحلیل شدند. بین اضطراب رایانه با خودکارآمدی رایانه رابطه منفی و بین ویژگی های شخصیتی با خودکارآمدی رایانه رابطه وجود داشت. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که برون گرایی، گشودگی، توافق، باوجدان بودن واضطراب رایانه، خودکارآمدی رایانه را پیش بینی می کنند. همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که برون گرایی، گشودگی، اضطراب رایانه و باوجدان بودن از طریق متغیر توافق بر خودکارآمدی رایانه اثر غیرمستقیم می گذارد؛ ولی توافق بر خودکارآمدی رایانه دانش آموزان اثر مستقیم می گذارد. از سوی دیگر برون گرایی، گشودگی و اضطراب رایانه از طریق باوجدان بودن بر توافق اثر غیرمستقیم می گذارد ولی باوجدان بودن بر توافق اثر مستقیم می گذارد. یافته های حاصل از این پژوهش بر کاربرد ویژگی های شخصیتی و اضطراب رایانه در خودکارآمدی رایانه دانش آموزان تأکید دارد.
فراتحلیل تأثیر آموزش مدیریت والدین بر مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلالات دوران کودکی تأثیر مهمی بر کودک، روابط با همسالان، و روابط خانوادگی دارند. نایج پژوهش های مختلف حاکی از آن است که والدین کودکان مبتلا به این اختلالات به دلیل اینکه با چالش های والدگری بیشتری روبرو هستند، سطح تنیدگی فراتری نسبت به سایر والدین را تجربه می کنند؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف ترکیب مطالعات انجام شده در حوزه اثربخشی آموزش مدیریت والدین بر مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان انجام شده است . روش: روش مورد استفاده در این پژوهش فراتحلیل است. جامعه آماری شامل مطالعات در دسترس مرتبط بود که در فاصله سال های 1378 تا 1396 در داخل کشور به صورت مقاله تمام متن در دسترس بودند. پس از بررسی ملاک های ورود و خروج، 21 اندازه اثر از 17 مطالعه دارای شرایط فراتحلیل، به دست آمد . به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل حساسیت، نمودار قیفی، مدل های ثابت و تصادفی، و تحلیل ناهمگنی با استفاده از نرم افزار CMA استفاده شد. یافته ها: تحلیل اطلاعات حاصل از پژوهش ها نشان داد که مقدار اندازه اثر ترکیبی برای مدل اثرات ثابت (مدل انتخاب شده برای این فراتحلیل) برابر با 0/995 به دست آمد که از لحاظ آماری معنادار بود (0/01 P ). نتیجه گیری: اندازه اثر به دست آمده از روش های آموزش مدیریت والدین بر مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان طبق جدول تفسیر اندازه کوهن بزرگ، محاسبه شد و نتایج نشان داد که روش های آموزش مدیریت والدین بر مشکلات رفتاری و عاطفی کودکان مؤثر بوده است .
آزمون مدل علّی میزان افسردگی براساس مولفه های سبک زندگی با میانجی گری سلامت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آزمون مدل علّی افسردگی براساس مؤلفه های سبک زندگی با میانجی گری سلامت اجتماعی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه افراد بالای 18 سال شهر اهواز بودند که به روش نمونه گیری تصادفیِ چند مرحله ایِ خوشه ای و براساس برآورد حجم نمونه کوکران، از بین آنان 383 نفر انتخاب شدند. داده های این پژوهش با استفاده از پرسشنامه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت والکر و پلیرکی (1996)، سلامت اجتماعی کییز (2004) و نسخه دوم پرسشنامه افسردگی بک (1996) جمع آوری شدند. شیوع افسردگی بالینی در جمعیت مورد مطالعه ۱۵٪ بود. نتایج تحلیل مسیر بیانگر تأیید برازش مدل فرضی پژوهش بود. سبک زندگی با سلامت اجتماعی و افسردگی ارتباط دارد و سلامت اجتماعی نقش واسطه ای در رابطه بین سبک زندگی و افسردگی دارد. همچنین ضرایب تحلیل مسیر در این مدل نشان داد تغذیه، مسئولیت پذیری در قبال سلامت، فعالیت جسمی و رشد معنوی اثر مستقیم و غیر مستقیم معناداری بر افسردگی دارند
چگونه به بهتر خواندن کودکان خود کمک کنیم
منبع:
پیوند ۱۳۸۷ شماره ۳۵۰
حوزههای تخصصی:
تاثیر القای هیجان روی نشانگر های زیستی حرکتی کاربر رایانه «دیدگاه محاسبات احساسی »(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثرهیجان برنشانگان زیستی حرکتی کاربران رایانه صورت گرفته است؛ تا از طریق آن رایانه بتواندبه وسیله این نشانگان زیستی-حرکتی، هیجان کاربر خود را تقریب زده و با او بهتر تعامل کند. هر چند روش این تحقیق محاسبات احساسی خالص نیست، اما یک الگوی تقریبی مناسب برای دسته بندی هیجان، بر اساس نشانگان زیستی حرکتی ارائه می دهد. روش: در این پژوهش 9 نفر که آشنایی لازم با رایانه داشتند، هر کدام به مدت تقریبی 45 دقیقه، تحت 6 هیجان ( 2خلق، و 3 انگیختگی در هر خلق) قرار گرفتند. نیز در ابتدا یک پیش آزمون، انجام می شد (کلا 7 حالت). برای القای هیجان در این پژوهش، از روش 2 مرحله ای تغییر خلق از طریق روش رابینسون و تغییر انگیختگی از طریق نمایش فیلم استفاده شد. پس از هر القای هیجان یک بازی انجام می شد، تا داده های حرکتی آن از طریق حرکات نشانگر ماوس (12 مورد) بدست آید، نیز داده های زیستی دما، رطوبت کف دست، و نیز فشار کلیک ماوس، از طریق یک ماوس زیست سنج، جمع آوری می شد. یافته های: نتایج نشان داد که در سطح معنی داری 0.05، گروه های در سرعت و شتاب نشانگر ماوس، و نیز رطوبت و نیروی کلیک، دارای تفاوت معنا داری هستند. نتیجه گیری: هیجان شخص و مخصوصا میزان انگیختگی او، روی 4 سیگنال سرعت، شتاب، رطوبت و نیروی کلیک تأثیر دارد، پس می توان آن را از این طریق ارزیابی کرد.
مروری ارزیابانه بر کاربرد هوش مصنوعی در آموزش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۲
84 - 119
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش عمومی با رویکرد مرور ارزیابانه بود.روش و ابزار: این پژوهش کیفی از نوع سنتزپژوهی بوده که با روش مرور ارزیابانه بر مبنای چارچوب روش شناختی پنج مرحله ای امالی و آرکسی انجام شده است. تیم سنتزپژوهی متشکل از سه نفر متخصص برنامه ریزی درسی، یک نفر مسلط به روش پژوهش سنتزپژوهی و یک نفر متخصص جست و جو در پایگاه های اطلاعاتی بود. 52 منبع پژوهشی مرتبط با معیارهای پذیرش شامل مقالات با موضوعات بررسی سیستماتیک هوش مصنوعی در آموزش، چگونگی نقش هوش مصنوعی در تولید، تقویت آموزش و یادگیری در حال و آینده و تاثیر هوش مصنوعی در تسهیل و تسریع آموزش و یادگیری مبنای تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتیجه آن استخراج سه مضمون سازمان دهنده نقش هوش مصنوعی در یادگیری، نقش هوش مصنوعی در تدریس و نقش هوش مصنوعی در ارزشیابی آموزشی است. اعتبار داده ها با استفاده از سه تکنیک اعتبارپذیری، انتقال پذیری و هم سوسازی داده ها و اعتماد به داده ها با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و هم سوسازی پژوهش گران تائید شد.نتایج: به طور کلی یافته های این مقاله نشان داد که هوش مصنوعی در صورت کاربرد درست و مسئولانه، با برخورداری از مزیت داده محوری و ایجاد زمینه وسیع و نامحدود آموزش باعث یادگیری اثربخش می شود. همچنین مسیر بالقوه سیستم های گفت وگوی انسان و ماشین در آینده را ترسیم کرده و بینشی عمیق از اهداف و عملکرد های آموزشی و یادگیری آتی را نشان می دهد.
شیوع پدیده طلاق شناختی در بین زوجین متقاضی طلاق: مطالعه مروری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم شهریور ۱۴۰۰ شماره ۶ (پیاپی ۶۳)
199-210
حوزههای تخصصی:
عوامل شناختی نقش تعیین کننده ای در زندگی زناشویی زوجین به ویژه شناخت آنها از یکدیگر، توانایی کنار آمدن با شباهت ها و تفاوت های یکدیگر و ادراک زوجین از تعارضات زناشویی دارد. مطالعات متعددی بر اهمیت عوامل شناختی صحه گذاشته اند. نظریه پردازان شناختی و رفتاری مشکلات زناشویی را نتیجه مهارت های ناکارآمد همسران در برقراری ارتباط، ناتوانی در حل موثر مشکلات و تعارض ها، انتظارات و باورهای غیرمنطقی و تبادلات رفتارهای منفی می دانند. با وجود اینکه بسیاری از مشکلات زوجین که به طلاق می انجامد به عوامل شناختی مربوط است، کمتر به بررسی این عامل در زندگی زناشویی پرداخته شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی مروری شیوع پدیده طلاق شناختی در بین زوجین متقاضی طلاق صورت گرفت. کلیدواژه های طلاق، عوامل شناختی طلاق، عوامل شناختی موثر در طلاق عاطفی، باورهای زوجین در پایگاه های معتبری مانند اس آی دی، مگیران، ایرانداک، ساینس دایرکت، گوگل اسکالر، اسکوپوس جستجو گردید. مقاله حاضر با بررسی مطالعات انجام گرفته تاکنون، علاوه بر تبیین پدیده طلاق شناختی و مولفه های آن، به نقش این پدیده در پیدایش طلاق عاطفی می پردازد. فرآیندهای شناختی اعم از نگرش ها، باورها، اندیشه ها، نقشه های ذهنی، طرحواره های ذهنی و مواردی از این قبیل که در نوع عملکرد، رفتار و روابط زوجین با یکدیگر تاثیر می گذارد و زوجین را در تعبیر و تفسیر کردن موقعیت ها هدایت می کند به گونه ای که اگر تعبیر و تفسیر در زوجین با خطای شناختی، افکار منفی گرایانه و تحریف همراه باشد، پدیده ای بنام طلاق شناختی تجلی پیدا می کند. مولفه های طلاق شناختی براساس مطالعه انجام گرفته شده عبارت بودند از: تفکر آرمان گرایانه، نگرش تخریب کنندگی، ذهن خوانی، ادراک وابسته، عدم بلوغ شناختی و آسیب شناسی هم بافته. طبق مقالات بررسی شده و مستندات، اختلال در زمینه های هیجانی و شناختی زوجین می تواند طلاق عاطفی را به همراه داشته باشد. به عبارتی بین شناخت، افکار و هیجان زوجین با طلاق عاطفی رابطه وجود دارد و قبل از طلاق عاطفی زوجین دچار طلاق شناختی می شوند. شناسایی ماهیت طلاق به عنوان آسیب زا ترین نحوه بروز تعارض زوجین می تواند در جهت برنامه ریزی مناسب به منظور جلوگیری و کاهش طلاق در سال های آینده مؤثر واقع شود.
تفاوت های فردی، جنسیتی و کرونا: رابطه بین ویژگی های شخصیتی و تفاوت های جنسیتی با رفتارهای خود مراقبتی مرتبط با کرونا
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در حال حاضر، کرونا ویروس تمام دنیا را فرا گرفته است و بر افراد جامعه اثرات روان شناختی مختلفی را بر جای گذاشته است. در این بین بعضی از افراد رفتارهای خود مراقبتی را بیشتر رعایت می کنند که می تواند به دلایل مختلفی باشد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین ویژگی های شخصیتی (وظیفه شناسی و برون گرایی) و تفاوت های جنسیتی با رفتارهای خود مراقبتی در جامعه شهر کرمانشاه انجام گردید. روش: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، ۳۰۴ نفر از بزرگسالان شهر کرمانشاه در سال ۱۳۹۹ به روش در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان به صورت آنلاین (واتساپ) به زیر مقیاس های برون گرایی و وظیفه شناسی فرم کوتاه پرسشنامه ۶۰ سوالی نئو و پرسشنامه رفتارهای خود مراقبتی پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از SPSS ورژن ۲۵ و روش تحلیل رگرسیون خطی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد در مدل نخست از میان متغیرهای مورد مطالعه جنسیت بهترین متغیر پیش بین خود مراقبتی بود. جنسیت ۰۹/۰ تغییرات متغیر خود مراقبتی را تبیین کرد (۰۰۱/۰>P و ۳۰/۱۷=F). در گام دوم متغیر جنسیت و وظیفه شناسی وارد مطالعه شدند این دو متغیر با هم ۱۴/۰ واریانس متغیر خود مراقبتی را پیش بینی کردند (۰۰۱/۰>P و ۹۸/۱۳=F). نتیجه گیری: این نتایج نشان داد افراد با ویژگی های وظیفه شناسی و همچنین زنان، رفتارهای خود مراقبتی مرتبط با کرونا را بیشتر رعایت می کنند. این نتایج دارای تلویحات کاربردی در تدوین مداخلات برای بحران های کنونی و آینده خواهد بود.
" آنکه میخندد عمر طولانی دارد "
حوزههای تخصصی:
تأثیر چالش شناختی بر الگوی الکتروآنسفالوگرافی کمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه نتایج پژوهش ها حاکی از این است که امواج مغزی در حالات روان شناختی مختلف تغییر می کنند. در این راستا هدف این پژوهش بررسی تأثیر چالش شناختی بر الگوی الکتروآنسفالوگرافی کمّی است. داده های qEEG در افراد راست دست ثبت شدند که شامل 13 دانشجوی پسر و 13 دانشجوی دختر بودند. برای ثبت امواج مغزی، الکترود بر روی ناحیه CZ نصب شد. آزمودنی ها از فاصله 90 سانتیمتری، صفحه ی سفید رایانه را به مدت یک دقیقه نگاه می کردند (موقعیت استراحت). سپس بازی React Traking Soccer به مدت یک دقیقه به اجرا درمی آمد (موقعیت چالش شناختی). EEG در حین دو موقعیت مذکور ثبت شد. تحلیل داده ها نشان می دهد اثر اصلی موقعیت ثبت (از حالت استراحت به حالت چالش شناختی) معنی دار نشده است (05/0P>،2/73=F) اما اثر اصلی باند فرکانسی (05/0P
اعتباریابی مقیاس صلاحیت چندفرهنگی روانشناسی مدرسه در مشاوران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اعتیاریابی مقیاس صلاحیت چندفرهنگی روانشناسی مدرسه در مشاوران مدارس انجام گرفت. روش: روش پژوهش همبستگی از نوع تحلیل عاملی بود. جامعه ی آماری پژوهش را مشاوران زن و مرد مدارس استان اردبیل و گیلان در سال تحصیلی 95-1394 تشکیل می دادند که از میان آنها 302 مشاور (157 زن و 145 مرد) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی صلاحیت چندفرهنگی روانشناسی مدرسه (MSPCI)، پرسشنامه ی هوش فرهنگی (CIQ) و پرسشنامه ی رضایت شغلی مینه سوتا (MSQ) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و همبستگی پیرسون تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از اعتبارسنجی به شیوه ی همسانی درونی نشان داد که اعتبار مقیاس صلاحیت چندفرهنگی روانشناسی مدرسه از طریق آلفای کرونباخ 95/0 است. بررسی های مرتبط با روایی صوری، همزمان، پیش بین و سازه مؤید روایی مقیاس مذکور بود. یافته های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی همانند فرم اصلی نشان داد که این مقیاس دارای سه عامل دانش و مهارت های مراجع محوری، مهارت های غیرمرسوم و زبان دوّم و آگاهی و مهارت های درونگری است. نتیجه گیری: بنابراین با توجه به نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس صلاحیت چندفرهنگی روانشناسی مدرسه، ابزاری قابل اعتماد و روا برای سنجش میزان صلاحیت چندفرهنگی مشاوران مدارس می باشد.
طراحی روش درمان شناختی- رفتاری با رویکرد اسلامی بر مبتلایان به اختلال وسواس- بی اختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال نهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۴
167 - 196
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه الگوی درمان شناختی- رفتاری با رویکرد اسلامی در درمان اختلال وسواس- بی اختیاری و بررسی میزان اثربخشی آن در مقایسه با درمان شناختی- رفتاری آبرامویتز انجام شده است. در این مقاله از دو روش کیفی و کمی استفاده شد. بخش اول پژوهش ( تهیه بسته درمان شناختی-رفتاری با رویکرد اسلامی)، به روش کیفی و با استفاده از تحلیل منابع دینی انجام شد . بخش کمی پژوهش از نوع شبه آزمایشی شامل سه گروه شناختی- رفتاری با رویکرد اسلامی، شناختی- رفتاری آبرامویتز و گروه گواه بود که 12 نفر در هر گروه بررسی شدند. از بین افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره با شکایت وسواس،36 نفر به روش نمونه گیری در دسترس موردمطالعه قرار گرفتند. در این پژوهش از آزمون های تحلیل کواریانس( تک و چندمتغیری) و شاخص معناداری بالینی استفاده شد.<br /> یافته ها نشان داد درمان مذهبی بر شدت اختلال وسواس- بی اختیاری و اغلب نشانه های آن موثر است و وسواس ها را بیشتر از درمان شناختی- رفتاری آبرامویتز کاهش می دهد. در گروه درمان مذهبی،10 نفر و در گروه شناختی- رفتاری آبرامویتز، 6 نفر در کاهش شدت وسواس به سطح معناداری بالینی رسیدند و در گروه گواه هیچکدام از افراد به این سطح نرسیدند. نتایج این تحقیق نشان می دهد الگوی درمان شناختی- رفتاری با رویکرد اسلامی، با تأثیر بر معنادهی های نادرست مذهبی- اخلاقی( احساس گناه مرضی) می تواند بر شدت و نشانه های وسواس- بی اختیاری موثر باشد بنابراین مکمل درمان شناختی- رفتاری آبرامویتز در درمان وسواس- بی اختیاری است.
ادامه تحصیل ؟ کار کردن ؟ ازدواج ؟ افسردگی ؟
حوزههای تخصصی:
خلاقیت، نقش خانواده و راهبردهای عملی پرورش آن
حوزههای تخصصی:
شخصیت، رفتارها و گفتارها
منبع:
پیوند ۱۳۸۰ شماره ۲۶۶
حوزههای تخصصی:
مقایسه سوگیری توجه نسبت به چهره های هیجانی در نوجوانان دارای اضطراب خصلتی- حالتی بالا و پایین
حوزههای تخصصی:
شواهد نشان می دهند که افراد مضطرب به طور ترجیحی بهمحرک های تهدیدآمیز توجه کرده و محرک های مبهم دارای بار هیجانی را به طور تهدیدآمیز تفسیر می کنند. هدف از مطالعه حاضر، بررسی سوگیری توجه نسبت به چهره های هیجانی(شاد،خشمگین و خنثی) در نوجوانان دختر با اضطراب خصلتی-حالتی بالا و پایین است. 60 نوجوان دختر 16 تا 18 ساله با اضطراب خصلتی-حالتی بالا (30=n) و اضطراب خصلتی-حالتی پایین (30=n)، با استفاده از پرسشنامه اضطراب صفت-حالت اسپیلبرگر انتخاب شدند. برای ارزیابی پردازش انتخابی توجه آزمایه پروب دات جفت تصویری مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری هایمکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد کهتعامل بین اضطراب خصلتی-حالتی ونمرات سوگیری توجه تنها برای چهره های خشمگین معنادار استو برای دیگر چهره های هیجانی(شاد و خنثی) معنی دار نیست. این مطالعه نشان دادکه نوجوانان بااضطراب خصلتی- حالتی بالا گوش به زنگیقابل توجهی نسبت به چهره های خشمگین نشان می دهند، در حالی که نوجوانان با اضطراب خصلتی– حالتی پایین اجتناب قابل توجهی نسبت به همان چهره نشان می دهند.