فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۳۲۱ تا ۱۷٬۳۴۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خودارضایی مکمل تمایل جنسی است که نیازی به وجود شریک جنسی نیست و به دلیل تغییرات هورمورنی دوران نوجوانی به طور ناگهانی، افزایش می یابد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش تحمل پریشانی بر نارسایی ﻫیﺠﺎﻧی، تنظیم هیجانی، و تحمل پریشانی آزمودنی های 11 تا 14 سال دچار اختلال نیمه بالینی خودارضایی (4 فرد مبتلا به صورت تک بررسی) انجام شد. روش : در تک بررسی آزمایشی از نوع خط پایه چندگانه، فرایند درمان 8 جلسه ای بر روی چهار آزمودنی انجام شد. چهار بیمار سرپایی مبتلا به اختلال نیمه بالینی خودارضایی، قبل، حین، و پس از درمان با استفاده از پرسشنامه نارسایی هیجانی (تورنتو، 2005)، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، ۲۰۰۱) و ﺗﺤﻤﻞ ﭘﺮیﺸﺎﻧﯽ ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ (علوی، 2011) ارزیابی شدند و برای عینی سازی میزان بهبودی از فرمول درصدی بهبودی استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش تحمل پریشانی به بهبود هیجانات، افزایش تنظیم هیجانی، و تحمل پریشانی منجر شد و میزان بهبودی در تأثیر نارسایی هیجانی 44/48 درصد، در تنظیم هیجانی 50/29 درصد، و در ﺗﺤﻤﻞ ﭘﺮیﺸﺎﻧﯽ ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ 58/39 درصد بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش تحمل پریشانی باعث می شود که آزمودنی های مبتلا به اختلال خودارضایی بتوانند هیجانات مثبت و منفی خود را شناسایی کنند و در نتیجه نارسایی هیجانی در آنها، کاهش یافته و توانایی تنظیم هیجان و سطح تحمل تنیدگی، افزایش می یابد.
خرد و منش، عواطف و صفات سه گانه ی تاریک شخصیت: مدل معادله ی ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ابعاد تاریک و نامطلوب شخصیت و تعیین متغیرهای اثرگذار بر آن ارزشمند و دارای اهمیت است. لذا این پژوهش با هدف تدوین مدل علّی سه گانه ی تاریک شخصیت بر اساس خرد و منش با میانجی گری عاطفه ی مثبت و منفی انجام شد. در یک طرح همبستگی بر پایه ی مدل یابی 532 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه آزاد تهران پس از احراز ملاک های ورود و خروج با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان به مقیاس سه گانه ی تاریک شخصیت، مقیاس سرشت و منش، مقیاس عاطفه ی مثبت و منفی و مقیاس خرد پاسخ دادند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد ضرایب مستقیم عاطفه ی منفی با سه گانه های تاریک شخصیت مثبت و معنادار و ضرایب سرشت و منش و خرد نیز بر عاطفه، اثرات ساختاری مثبت و معناداری دارند. ضرایب غیرمستقیم دو متغیر سرشت و منش و خرد بر سه گانه های تاریک شخصیت، منفی و معنادار است. همچنین اثر ساختاری کل سرشت، منش و خرد بر سه گانه ی تاریک شخصیت منفی و معنادار است. به نظر می رسد ابعاد سه گانه ی شخصیت به دلیل ارتباط نزدیکی که با عاطفه، منش و سرشت در جهت منفی دارند، قابلیت بررسی و ورود در رویکردهای موردتوجه درمانی را دارند چراکه ابعاد تاریک شخصیت نقشی مؤثر در کاهش سلامت روان شناختی و رویکردهای ارتباطی مثبت افراد داشته و اثرات روان شناختی مخربی را برجای خواهند گذاشت.
بررسی رابطه سرمایه های روانشناختی و اجتماعی با سلامت اجتماعی با توجه به متغیر میانجی حمایت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۰ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۸
83 - 100
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سلامت اجتماعی از اساسی ترین معیارهای رفاه اجتماعی هر جامعه ای است و در ارتقای کیفیت زندگی هر جامعه ای مؤثر است و به نوعی بهزیستن و خوب نگریستن به زندگی و حیات جمعی را برای فرد فراهم می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سرمایه های روانشناختی و اجتماعی با سلامت اجتماعی با توجه به متغیر میانجی حمایت اجتماعی انجام شده است. روش: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های پیام نور حسن آباد و ورزنه در سال تحصیلی 1396-97 بودند که از میان آنها نمونه ای به حجم 150 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و وارد تحلیل شدند. داده ها از طریق پرسشنامه های سرمایه روانشناختی لوتانز (2007)، سرمایه اجتماعی بولن و اونیکس (2005)، پرسشنامه حمایت اجتماعی فیلیپس (1986) و پرسشنامه استاندارد سلامت اجتماعی کیز (۲۰۰۴) جمع آوری گردید. به منظور ارزیابی روابط بین متغیرها از روش تحلیل مسیر در معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که تنها ضرایب مسیرهای سرمایه اجتماعی به حمایت اجتماعی، سرمایه روانشناختی به سلامت اجتماعی و مسیر حمایت اجتماعی به سلامت اجتماعی مثبت و معنادار است (05/0>Ρ). همچنین نتایج نشان داد که متغیر حمایت اجتماعی نتوانسته است نقش میانجی گر در رابطه بین سرمایه روانشناختی و سرمایه اجتماعی با سلامت اجتماعی ایفا نماید(05/0<Ρ). نتیجه گیری: دانشجویانی که سرمایه روانشناختی و حمایت اجتماعی مطلوب تری داشته باشند از سلامت اجتماعی مناسبی برخوردار خواهند بود.
بی بند و باری در روابط
منبع:
پیوند ۱۳۶۵ شماره ۸۸
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله بر سازگاری دختران نوجوان ناسازگار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین میزان اثر بخشی آموزش گروهی مهارت حل مسأله بر افزایش سطح کلی سازگاری و مولفه های آن در دانش آموزان دختر ناسازگار بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون، گروه گواه و پیگیری دو ماهه و جامعه آماری 1973 دانش آموز دختر 15 تا 18 ساله مقطع متوسطه شهرستان آبیک در سال تحصیلی 92-1391بود که با مراجعه به پرونده تربیتی آن ها 186 نفر و از بین آن ها 60 نفر به صورت تصادفی انتخاب و پس از همتاسازی در دو گروه 30 نفری آزمایش و گواه جایگزین و پرسش نامه سازگاری دانش آموزان سینها و سینگ 1993 توسط آن ها تکمیل شد. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک جلسه آموزش گروهی مهارت های حل مسأله را دریافت کرد. داده ها با تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها : نتایج حاکی از تأثیر آموزش مهارت حل مسأله در افزایش سازگاری کلی و سازگاری عاطفی، اجتماعی و تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایشی و نیز تاثیر آموزش بعد از دو ماه در دوره ی پیگیری در مقایسه با گروه گواه بود. نتیجه گیری : چون نوجوانی، خود با ناسازگاری هایی همراه است، طبق نتایج این پژوهش می توان از آموزش حل مسأله به عنوان روشی مؤثر جهت ایجاد سازگاری کلی، عاطفی، اجتماعی، تحصیلی نوجوانان بهره مند شد.
رفتار با کودک
منبع:
پیوند ۱۳۶۵ شماره ۸۰
حوزههای تخصصی:
بررسی اثربخشی آشکارسازی هیجانی نوشتاری بر مکانیسمهای دفاعی افراد ناگوهیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آشکار سازی هیجانی نوشتاری بر مکانیسم های دفاعی افراد ناگو هیجان بود. در این تحقیق شبه آزمایشی برای تعیین اثر بخشی آشکارسازی هیجانی نوشتاری از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. بدین منظور 130 نفر از دانشجویان دختر و پسر مقطع ارشد و دکتری خوابگاه های دانشگاه تهران به شیوه نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و در نهایت تعداد 35 نفر که در مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) نمرات بالایی کسب کرده بودند غربال شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به منظور بررسی مکانیسم های دفاعی از پرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ) استفاده شد. سپس با استفاده از برنامه دو هفته ای آشکارسازی هیجانی نوشتاری (6 جلسه 20 دقیقه ای)، تغییرات به وجود آمده در پس آزمون اندازه گیری شد. داده های پژوهش با استفاده از آزمون های نان پارامتریک (ویلکاکسون و یومن- ویتنی) و به وس یله نرم افزار SPSS نس خه 23 تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که آشکارسازی هیجانی نوشتاری استفاده از مکانیسم های دفاعی رشد نیافته را کاهش و استفاده از دفاع های رشد یافته را افزایش می دهد؛ در حالی که تاثیر چندانی بر دفاع های نورتیک ندارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که آشکارسازی هیجانی نوشتاری می تواند به عنوان نوعی درمان مکمل و موثر در روان درمانی به کار گرفته شود.
بررسی مهارتهای ارتباطی کارکنان و شاغلان بهداشتی درمانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف مهارت های ارتباطی یکی از مهارت های اساسی زندگی اجتماعی انسان ها و یکی از دغدغه های اصلی و چالش برانگیز در زندگی است که تأثیر عمیقی بر موفقیت افراد و سازمان ها دارد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت مهارت های ارتباطی و عوامل مرتبط با آن در کارکنان و شاغلان بهداشتی درمانی انجام شده است. مواد و روش ها این مطالعه توصیفی تحلیلی با حجم نمونه 409 نفر در بیمارستان روان پزشکی و سوختگی زارع در سال 1394 انجام شده است. نمونه ها به روش سرشماری به مطالعه ورود پیدا کرده اند. ابزار اندازه گیری پرسش نامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش نامه مهارت های ارتباطی شامل مهارت درک پیام، مهارت گوش دادن، بینش به فرایند ارتباط و قاطعیت در ارتباط بوده است .داده ها با نرم افزار SPSS 18 و با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، آنوا و تی تست تجزیه وتحلیل شده است. یافته ها میانگین مهارت های ارتباطی کارکنان 154 و در سطح مطلوب است. اختلاف معنی داری بین مهارت های ارتباطی با متغیرهای سابقه کار، تحصیلات، محل خدمت، وضعیت استخدامی و سمت نشان داده شده است (0/05 >P ). بین قاطعیت و مدرک تحصیلی ارتباط معنی داری نشان داده شده است. نتیجه گیری با توجه به یافته های مطالعه حاضر توصیه می شود با ایجاد تمهیدات لازم برای افزایش آموزش های ضمن خدمت کارکنان و شاغلان بهداشتی درمانی به افزایش مهارت های ارتباطی آنان کمک شود و در نتیجه رضایتمندی مراجعان و کارکنان افزایش یابد.
تحلیل ساختاری روابط منابع اطلاعات خودکارآمدی، باورهای خودکارآمدی، هدف گذاری وخود تنظیمی با عملکرد ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری روابط متغیرهای منابع اطلاعات خودکارآمدی، باورهای خودکارآمدی، هدف گذاری و خود تنظیمی با عملکرد ریاضی انجام شد. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان پایه نهم مقطع متوسطه اول شهرستان سنندج هستند که از این جامعه به شیوه تصادفی، نمونه ای به حجم 396 دانش آموز انتخاب گردید. ابزارپژوهش پرسشنامه های منابع اطلاعات خودکارآمدی در ریاضیات، پرسشنامه هدف گذاری، پرسشنامه خودکارآمدی ریاضی و پرسشنامه خودتنظیمی ریاضی بود. نتایج حاصل از آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تائیدی مرتبه اول بیانگر پایایی و روایی مناسب ابزار پژوهش بود. داده ها با استفاده از تکنیک آماری مدل یابی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر تاییدی ) با نرم افزار LISREL 8/50 تحلیل شد، نتایج بیانگر آنند : • متغیر باورهای خودکارآمدی دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (589/0) و فاقد اثر غیر مستقیم و اثرکل بر متغیر عملکرد ریاضی برابر با (589/0) می باشد. • متغیر هدف گذاری دارای اثر مثبت، مستقیم و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (453/0)، اثر غیر مستقیم مثبت (211/0) و اثر کل (664/0) بر متغیر عملکرد ریاضی می باشد. • متغیرخود تنظیمی دارای اثر مثبت، مستقیم و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (326/0)، اثر غیر مستقیم مثبت(190/0) و اثر کل (516/0) بر متغیر عملکرد ریاضی می باشد. • متغیر منابع اطلاعات خودکارآمدی دارای اثر مثبت، مستقیم و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (113/0)، اثر غیر مستقیم مثبت (541/0) و اثر کل (654/0) بر متغیر عملکردریاضی می باشد.
باز پژوهشی نقش سرمایه های انسانی معلمان و مدیران در چابک سازی مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مواجهه با چالش های نوین حوزه ی تعلیم و تربیت، مستلزم آمادگی مستمر نهاد مدرسه در مسیر تبدیل شدن به سازمانی چابک و منعطف برای پاسخ گویی به فرصت هاست. با توجه به نقش حیاتی سرمایه های انسانی بر چابکی سازمان، هدف پژوهش حاضر باز پژوهشی نقش سرمایه های انسانی معلمان و مدیران در چابک سازی مدارس متوسطه شهر تهران بوده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از جهت شیو ه ی گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری شامل کلیه مدارس متوسطه پسرانه دولتی و غیردولتی شهر تهران بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 79 مدرسه به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری در این پژوهش از نوع خوشه ای چند مرحله ای بوده است. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه چابکی مدارس (محقق ساخته) و سرمایه انسانی نادری (1394) استفاده شده است. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای چابکی مدارس «804/0» و سرمایه انسانی «853/0» ارزیابی شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد، سرمایه های انسانی معلمان و مدیران با چابکی مدارس رابطه ی مثبت و معناداری دارد. نتیجه اینکه، بهبود سرمایه های انسانی مدیران آموزشی و معلمان منجر به بهبود قابلیت های چابکی مدارس می شود.
توصیه هایی برای بهبود حافظه
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش عوامل خانوادگی مؤثر در گرایش به مواد مخدر اعم از صنعتی و سنتی در میان جوانان استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره چهاردهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۵۴
154-167
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل بسیار با اهمیت در جامعه امروزی، مسئله اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر و علل مربوط به آن است. عوامل بسیار زیادی با این امر در ارتباط بوده و بر آن تأثیر می گذارند که به نظر می رسد از میان این عوامل، عوامل خانوادگی نقش بسیار مهمی را در گرایش به مواد مخدر ایفا می کنند. از این رو مسئله تحقیق حاضر، تعیین تأثیر عوامل خانوادگی (بی سوادی والدین، طلاق، والدین معتاد، اختلافات خانوادگی، عدم نظارت صحیح والدین، کم توجهی والدین به خواسته های صحیح و منطقی فرزندان، ثروت و رفاه اقتصادی خانواده) در گرایش به مواد مخدر صنعتی و سنتی در میان جوانان استان لرستان بوده است. نمونه آماری پژوهش حاضر نیز تعداد 200 نفر از جوانان بود که از میان جوانان مبتلا به سوء مصرف مواد تعداد 100 نفر، و نیز تعداد 100 نفر از جوانان عادی بود که بعد از همگن شدن بر اساس، سن، جنس، تحصیلات، میزان درآمد با گروه اول به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه علل گرایش به سوء مصرف مواد مخدر در جوانان (محمدی، 1392) استفاده و برای تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد عوامل والدین معتاد یا وجود افراد معتاد در خانواده، اختلافات خانوادگی و کمبود محبت در روابط عاطفی خانواده، عدم مهارگری و نظارت صیحح والدین و استفاده از شیوه های نامناسب تربیتی و طلاق و جدائی والدین در مقایسه دو گروه از جوانان مبتلا و عادی دارای اثر معناداری برای گرایش به سمت مواد مخدر هستند از سوی دیگر نتایج نشان داد که بی سوادی والدین، کم توجهی والدین و میزان ثروت خانواده اثر معناداری در گرایش به اعتیاد ندارد. با توجه به یافته های پژوهش می توان چنین بیان داشت که عوامل خانوادگی مرتبط با چگونگی رفتار و تربیت فرزندان دارای نقش بسیار مهمی در گرایش جوانان به سوی مواد مخدر دارند.
چگونه کودکان را شاد کنیم؟
منبع:
پیوند ۱۳۸۲ شماره ۲۹۲
حوزههای تخصصی:
مقایسه تاب آوری، خودکارآمدی، امید و خوش بینی در افراد وابسته به مواد و عادی
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه تاب آوری، خودکارآمدی، امید و خوش بینی در افراد وابسته به مواد و افراد عادی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علّی - مقایسه ای بود. در این پژوهش، نمونه شامل 160 نفر (80 نفر از افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شاهرود و 80 نفر از افراد عادی) بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. شرکت کنندگان مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، مقیاس خودکارآمدی عمومی شوارتزر و جروسالم (1995)، پرسشنامه امید اشنایدر و همکاران (1991)، و خوش بینی شی یر و کارور (1985) را کامل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین دو گروه از نظر تاب آوری، خودکارآمدی، امید و خوش بینی تفاوت معنی داری وجود داشت. بدین صورت که افراد وابسته به مواد نسبت به افراد عادی از تاب آوری، خودکارآمدی، امید و خوش بینی به طور معناداری از نمرات کمتری برخوردار بودند. به نظر می رسد با شناخت عوامل محافظت کننده از جمله تاب آوری، خودکارآمدی، امید و خوش بینی و تقویت آن ها در افراد می توان به طور موثری از گرایش به مصرف مواد پیشگیری کرد.
مطالعه ای بر تعارض تکالیف کار با تکالیف خانواده در مراحل رشدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سهدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تعارض تکالیف کار با تکالیف زندگی خانوادگی در مراحل رشدی و تحصیلی مختلف بوده است. زمینه ی نظری این پژوهش مبتنی بر برخورد مراحل رشد روانی اجتماعی اریکسون (سه مرحله ی آخر) با دنیای کار و تأثیر آن بر زندگی خانوادگی بوده است. روش: جامعه ی آماری این پژوهش، شامل تمام کارکنان ایستگاه های منطقه ی دو عملیات انتقال گاز (اصفهان) مشتمل بر 613 نفر بوده است که در سال 1389 مشغول به کار بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 150 نفر از کارکنان ایستگاه های منطقه ی دوعملیات انتقال گاز انتخاب شدند که در نهایت 124 پرسشنامه جمع آوری شد (نرخ بازگشت 83 درصد) که به پرسشنامه ی تداخل کار- خانواده پاسخ دادند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها بیانگر آن بودند که با افزایش سن و با توجّه به مقتضیات مراحل تحوّل روانی اجتماعی اریکسون، سرریز شدن مسایل کاری به زندگی خانوادگی کاهش می یابد. همچنین یافته های پژوهش نشان دادند که با افزایش سطح تحصیلات، تداخل خانواده- کار تشدید می گردد. نتایج: همبستگی منفی مراحل سنی و ادراک تداخل کار-خانواده، با استفاده از نیازمندی ها و منابع در دستر افراد برای برآورده کردن این نیازمندی ها در مراحل تحوّلی متفاوت، قابل تبیین است. همچنین در تبیین همبستگی مثبت سطح تحصیلات و ادراک تداخل کار-خانواده می توان به افزایش آگاهی از مسؤولیّت های خانوادگی و افزایش مسؤولیّت های شغلی در اثر افزایش سطح تحصیلات اشاره کرد. با توجّه به نتایج تحقیق به نظر می رسد با مدیریت صحیح، نیازمندی های مراحل تحوّل فرد و همچنین برنامه های مداخله ای برای افراد با سطح تحصیلات بالا بتوان از سطح تداخل کار- خانواده کاست. این پژوهش زمینه ی توجیه کاربردی این مسأله را فراهم کرده است. محدودیّت عمده ی این پژوهش نوع بررسی مقطعی آن است که دلایل آن ذکر شده است و البته با پیشنهاد یک پژوهش طولی راهی برای غلبه بر آن ارایه شده است.
الگوی روابط علّی پیشایندها و پسایندهای رفتارهای سلامت در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف آزمون نقش واسطه ای رفتارهای سبک زندگی ارتقادهنده سلامت در رابطه جهت گیری های مذهبی درونی/بیرونی و حمایت اجتماعی ادراک شده با بهزیستی هیجانی و رضایت از زندگی در دانشجویان انجام شد. روش: 410 دانشجو (157 پسر و 253 دختر) به جهت گیری مذهبی درونی بیرونی آلپورت (I/EROS)، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS)، نسخه تجدید نظر شده دوم نیمرخ سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت (HPLP-II)، فهرست عواطف مثبت و منفی (PANAS) و رضایت از زندگی (SWLS) پاسخ دادند. در این مطالعه، به منظور آزمون نقش واسطه ای رفتارهای سبک زندگی ارتقادهنده سلامت در رابطه جهت گیری های مذهبی درونی/بیرونی و حمایت اجتماعی ادراک شده با بهزیستی هیجانی و رضایت از زندگی در دانشجویان از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که رابطه بین جهت گیری مذهبی درونی و حمایت اجتماعی ادراک شده با رفتارهای سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت مثبت و معنادار و رابطه بین جهت گیری مذهبی بیرونی با رفتارهای سبک زندگی سالم مثبت و غیرمعنادار بود. همچنین، رابطه بین رفتارهای سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت با عاطفه مثبت و رضایت از زندگی مثبت و معنادار و با عاطفه منفی، منفی و معنادار بود.علاوه بر این،نتایج روش آماری معادلات ساختاری نشان داد که رابطه بین جهت گیری مذهبی درونی و حمایت اجتماعی با عاطفه مثبت و منفی و رضایت از زندگی از طریق از رفتارهای سبک زندگی سالم به طور نسبی میانجیگری می شود. در نهایت، در مدل مفروض، 29 درصد از پراکندگی نمرات رفتارهای سبک زندگی از طریق جهت گیری های مذهبی درونی/بیرونی و حمایت اجتماعی ادراک شده تبیین شد. همچنین، در مدل مفروض به ترتیب 64 ، 16 و 38 درصد از پراکندگی نمرات عاطفه مثبت، عاطفه منفی و رضایت از زندگی از طریق رفتارهای سبک زندگی تبیین شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که بخشی از پراکندگی نمرات بهزیستی هیجانی و رضایت از زندگی در بافت پیش بینی این مولفه های شناختی و هیجانی بهزیستی از طریق ابعاد درونی و بیرونی جهت گیری های مذهبی و حمایت اجتماعی ادراک شده، به کمک تفاوت در میزان استفاده از رفتارهای سبک زندگی سالم قابل تبیین است.
دانش برنامه درسی در آموزشگری: شایستگی حرفه ای مغفول در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به توصیف شایستگی حرفه ای در آموزشگری مبتنی بر دانش برنامه درسی در سطح آموزش عالی پرداخته است. داده های مورد مطالعه بر اساس طرح پژوهش کیفی با رویکرد پدیدار شناختی و از طریق انجام مصاحبه عمیق اکتشافی با 24 مدرس خبره در رشته های علوم پایه، علوم مهندسی، علوم انسانی و علوم پزشکی به دست آمد. یافته های پژوهش بر مؤلفه های حرفه ای دانش برنامه درسی: دانش های اساسی(دانش نسبت به: ماهیت و ابعاد گوناگون عناصر برنامه درسی، ارتباط ساختاری بین عناصر، اصول تعادل و انسجام بخشی بین عناصر برنامه درسی) و دانش های حمایتی(دانش نسبت به حوزه های: تخصصی و دانش های مرتبط، روان شناختی، و اخلاقی- اعتقادی) تأکید داشتند.