ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۵۴۱ تا ۱۷٬۵۶۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
۱۷۵۴۲.

مقایسه اثربخشی درمان فراشناخت و آموزش نوروفیدبک بر بهبود باورهای فراشناختی و علائم اضطراب در دانشجویان دختر دارای اختلال اضطراب اجتماعی (تک آزمودنی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب اضطراب اجتماعی نوروفیدبک فراشناخت درمانی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات اضطرابی وحشت و اضطراب اجتماعی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری فراشناخت
تعداد بازدید : ۹۳۱ تعداد دانلود : ۷۶۲
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان فراشناخت با نوروفیدبک در بهبود باورهای فراشناختی و علائم اختلال اضطراب اجتماعی بود. این پژوهش از نوع مطالعه تک آزمودنی و نمونه گیری داوطلبانه بود. 5 دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه فرهنگیان با تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی، براساس شدت اختلال (خفیف تر یا شدید) همتا شده، به صورت تصادفی در دو گروه فراشناخت و نوروفیدبک جای گرفتند. از مصاحبه بالینی DSM-IV-TR، پرسشنامه هراس اجتماعی کانور، پرسشنامه اضطراب اجتماعی واتسون و فرند و پرسشنامه باورهای فراشناختی استفاده شد. درمان فردی فراشناخت در 8 جلسه هفتگی و نوروفیدبک 16جلسه، سه بار در هفته اجرا شد. پرسشنامه ها در خط پایه، انتهای درمان و پیگیری 45 روزه تکمیل شدند، به علاوه پرسشنامه کانور دوبار در میانه درمان (یک سوم و دو سوم مدت دوره درمان) نیز تکمیل گردید. برای تحلیل داده ها از شاخص درصد بهبودی استفاده گردید. یافته ها نشان دهنده اثربخشی هردو درمان در نشانه های اضطرابی آزمودنی ها، با دامنه درصدهای بهبودی متفاوت در هر فرد بود. میانگین درصدهای بهبودی آزمودنی ها برای هردو درمان در اختلال اضطراب اجتماعی، تفاوت معناداری نداشت. اگرچه بیشترین بهبودی در باورهای فراشناختی در آزمودنی های گروه فراشناخت ایجاد شده بود. بهبودی همه آزمودنیها در دوره پیگیری ادامه یافته بود. بطورکلی درمان فراشناخت و نوروفیدبک به طور اثربخشی توانستند اختلال اضطراب اجتماعی را بهبود بخشند اما اثربخشی بیشتر درمان فراشناخت برای کاهش علائم اضطراب اجتماعی خفیف و نوروفیدبک برای اختلال اضطراب اجتماعی شدیدتر مشاهده شد.
۱۷۵۴۴.

تأثیر سیرت نیکوی استادان و مؤلفه های آن برانگیزش تحصیلی دانشجویان دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۷۵۴۵.

رابطه سرشت - منش، ابعاد نابهنجار شخصیت و خودکنترلی با گرایش به اعتیاد در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرشت منش ابعاد نابهنجار شخصیت گرایش به اعتیاد خودکنترلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۰ تعداد دانلود : ۵۷۵
هدف: سوءمصرف مواد متاثر از عوامل متعدد زیستی- روانی- اجتماعی هست. برخی از ویژگی های شخصیتی، ایعاد سرشتی و مهارت های خودکنترلی نقش مهمی در وقوع آن دارند. هدف از مطالعه حاضر پیش بینی گرایش به مصرف مواد در دانشجویان بر اساس ابعاد سرشت - منش و ابعاد نابهنجار شخصیت با نقش میانجی گری خودکنترلی بود. روش: نمونه ای با حجم 273 نفر از جامعه دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و پرسش نامه های شخصیتی DSM-5 (PID-5) ، سرشت منش کلونینجر، مقیاس آمادگی به اعتیاد ایرانی و مقیاس خودکنترلی تانجی را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد گرایش به اعتیاد با متغیرهای نوجویی، آسیب پرهیزی، همکاری و خود هدایتی رابطه دارد (05/0> P ). مدل حاصل نشان داد ابعاد عاطفه منفی و همکاری با واسطه گری خودکنترلی قادر به پیش بینی گرایش به اعتیاد بوده و ابعاد گسلش، روان پریش خویی و مخالفت ورزی به صورت مستقیم با گرایش به اعتیاد ارتباط دارند (05/0> p ). نتیجه گیری: مطالعه حاضر در راستای پژوهش های معطوف به بررسی ابعاد شخصیتی زیربنایی دخیل در اعتیاد، نشان داد که ابعاد نابهنجار شخصیتی و ابعاد سرشت منشی شخصیت نقش تعیین کننده ای در گرایش به مصرف مواد در جامعه دانشجویی دارند. می توان با شناسایی این ابعاد و ویژگی ها، راهکارهای مناسب جهت پیشگیری از این پدیده در محیط های دانشجویی ارائه نمود.
۱۷۵۴۶.

تعیین اثربخشی آموزش مهارت های معنوی بر سلامت عمومی و اضطراب دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب سلامت عمومی مهارت های معنوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۰ تعداد دانلود : ۳۸۲
هدف پژوهش حاضر بررسی آموزش مهارت های معنوی بر سلامت عمومی و اضطراب در دانش آموزان دختر دوره متوسطه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهرستان تبریز بودند. در این پژوهش دو مدرسه از دو منطقه شهرستان تبریز به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سپس 30 دانش آموز که بالاترین نمرات را در اضطراب و اختلال در سلامت عمومی داشتند، انتخاب شدند و در دو گروه گواه و آزمایش جایگزین شده اند. 15 نفر از دانش آموزان که در گروه آزمایش قرار گرفتند در ده جلسه آموزش مهارت های معنوی شرکت نمودند و 15 نفر گروه کنترل چنین آموزشی را دریافت نکردند. ابزار پژوهش، پرسشنامه های اضطراب داس و سلامت عمومی گلدبرگ بود که به صورت پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس به آزمون فرضیه های تحقیق پرداخته شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های معنوی بر کاهش اضطراب و افزایش سلامت عمومی دانش آموزان مؤثر است.
۱۷۵۴۸.

نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده و منبع کنترل در رابطه بین سطح تحصیلات و سازگاری روان شناختی مادران کودکان مبتلا به سرطان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: منبع کنترل حمایت اجتماعی ادراک شده تحصیلات سازگاری روان شناختی سرطان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۰ تعداد دانلود : ۵۷۶
زمینه و هدف: سرطان کودکان، وضعیت زیست-روان شناختی ویژه ای است که ادراک حمایت اجتماعی و منبع کنترل مادران با تحصیلات متفاوت را به چالش گرفته و سازگاری روان شناختی آن ها را متأثر می سازد. ازاین رو هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش مستقیم و غیرمستقیمِ تحصیلات، با وساطتِ منبع کنترل و حمایت اجتماعی ادراک شده، بر سازگاری روان شناختی مادران کودکان مبتلا به سرطان است . مواد و روش ها: این پژوهش، از نوع توصیفی - همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران کودکان مبتلا به سرطان تشکیل داده که به کلینیک های متخصصان اطفال شهر مشهد مراجعه کردند. حجم نمونه ۲۲۰ نفر، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه های سازگاری روانی – اجتماعی، مقیاس منبع کنترل راتر، حمایت اجتماعی ادراک شده چندبعدی، ویژگی های جمعیت شناختی صورت گرفت. داده های پژوهش به کمک نرم افزارهای SPSS و AMOS و با استفاده از روش همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر بررسی شدند. یافته ها: بر اساس یافته ها، افزایش تحصیلات باعث کاهش ناسازگاری شد (۰۱/۰> P )، همچنین افزایش تحصیلات به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق افزایش حمایت اجتماعی ادراک شده باعث کاهش ناسازگاری شد. همچنین افزایش تحصیلات به صورت مستقیم به افزایش منبع کنترل درونی و کاهش کنترل بیرونی تأثیر گذاشت اما به شکل غیر مستقیم تأثیری بر سازگاری روان شناختی مادران نداشت. نتیجه گیری: مطابق با یافته ها می توان نتیجه گرفت که افزایش تحصیلات با وساطت حمایت اجتماعی ادراک شده باعث افزایش سازگاری روان شناختی مادران می شود. همچنین با بالا رفتنِ سطحِ تحصیلات می توان شاهدِ فزونیِ کنترل درونی و تقلیلِ کنترل بیرونی بود.
۱۷۵۴۹.

بازیابی خاطرات از حافظه سرگذشتی و ارتباط آن با حل مسئله در افراد افسرده و مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حافظه سرگذشتی مسئله گشایی افسردگی اضطراب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۰ تعداد دانلود : ۴۸۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی عملکرد حافظه سرگذشتی و ارتباط آن با مسئله گشایی ناکارآمد در افراد افسرده و مضطرب صورت گرفت. بدین منظور45 نفر نمونه( 15 فرد افسرده، 15 فرد مضطرب و15فرد سالم) از بین مراجعه کنندگان به مرکز مشاوره دانشگاه پیام نور انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها ، پس از تکمیل پرسشنامه افسردگی و اضطراب بک، از آزمون حافظه شرح حال (سرگذشتی) وآزمون حل مسئله وسیله-غایت استفاده شد. جهت تحلیل داده های پژوهش، تحلیل واریانس یک متغیره برای مقایسه بیش کلی گرایی ومسئله گشایی در 3 گروه افسرده، مضطرب وسالم وآزمون توکی برای مقایسه دو به دو به کار برده شد. برای محاسبه ضریب های همبستگی بین بیش کلی گرایی وکارایی مسئله گشایی، روش همبستگی پیرسون به کار رفت. نتایج پژوهش نشان داد که بیش کلی گرایی در حافظه سرگذشتی افراد افسرده بیشتر از افراد مضطرب و سالم است. افراد افسرده در حل مسائل راه حل های ناکارآمدی را نسبت به افراد مضطرب و سالم به کار می گیرند و بین بیش کلی گرایی در حافظه سرگذشتی و مسئله گشایی ناکارآمد در افراد افسرده رابطه معنادار وجود دارد. بنابراین طبق مدل ویلیامز افراد افسرده به دلیل خلق منفی و سوگیری در پردازش اطلاعات نه تنها در بازیابی خاطرات سرگذشتی به طور اختصاصی دچار مشکل می شوند بلکه این مشکل در بازیابی، حل مسائل و مشکلات آنها را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و باعث می شود که راه حل های کمتر موثری را تولید کنند.
۱۷۵۵۰.

ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی/ کم توجهی بزرگسالی کانرز (نسخه غربالگری- خودگزارشی)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: اختلال بیش فعالی/کم توجهی بزرگسالی مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی/ کم توجهی بزرگسالی کانرز روایی پایایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۳ تعداد دانلود : ۵۲۵
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی / کم توجهی بزرگسالی کانرز (نسخه غربالگری- خودگزارشی) بود. روش: نسخه فارسی این مقیاس به روش ترجمه و ترجمه وارون تنظیم شد و پس از حصول اطمینان از صحت ترجمه، روایی ظاهری و محتوایی مقیاس ترجمه شده توسط چهار نفر از روانپزشکان کودک و نوجوان تأیید شد. سپس 100 نفر از والدین کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی / کم توجهی (ADHD) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. مصاحبه بالینی با این افراد توسط یک روانپزشک کودک و نوجوان انجام شد. نتایج مصاحبه برای تشخیص ابتلا یا عدم ابتلا به ADHD بزرگسالی، بر اساس معیارهای یوتا، با نتایج نسخه فارسی مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی/ کم توجهی بزرگسالی کانرز مقایسه و روایی معیار محاسبه شد. برای ارزیابی پایایی بازآزمایی، 30 نفر از این افراد، سه هفته بعد این مقیاس را دوباره تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شد. یافته ها: میانگین سنی (±انحراف معیار) جمعیت مورد مطالعه 5±36 سال بود که 67 درصد آنها زن بودند. در سنجش بازآزمایی، ضرایب همبستگی درون خوشه (ICC) برای تمام خرده مقیاس های این مقیاس بالاتر از 7/0 بود. ضریب آلفای کرونباخ نیز برای تمام خرده مقیاس ها بالاتر از 8/0 بود. ماتریس همبستگی پیرسون خرده مقیاس ها معنی دار بود (01/0p<). همین طور ماتریس همبستگی گویه ها با یکدیگر مناسب بود. بر اساس مصاحبه بالینی روانپزشکان، 27 نفر از والدین تشخیص ADHD بزرگسالی گرفتند. در ارزیابی روایی معیار، حساسیت و ویژگی نقطه برش(نمره T) 65، به ترتیب، 59 و 92 درصد بود و با تغییر نقطه برش از 65 به 55، به ترتیب 89 و 68 درصد به دست آمد. نتیجه گیری: با تغییر نقطه برش از 65 به 55، مقیاس ارزیابی اختلال بیش فعالی / کم توجهی بزرگسالی کانرز (فرم غربالگری- خودگزارشی) روایی و پایایی نسبتاً مناسبی در جامعه ایرانی دارد، اما ویژگی تشخیصی آن مطلوب نیست.
۱۷۵۵۲.

رابطه مولفه های هوش هیجانی و سبک های فرزندپروری با گرایش به سوءمصرف مواد در دانش آموزان

کلیدواژه‌ها: هوش هیجانی سبک های فرزندپروری گرایش به سوءمصرف مواد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۰ تعداد دانلود : ۴۹۱
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه مولفه های هوش هیجانی و سبک های فرزندپروری با گرایش به سوءمصرف مواد در دانش آموزان بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 312 نفراز دانش آموزان متوسطه دوم ناحیه یک شهر زنجان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های سبک های فرزند پروری، هوش هیجانی و گرایش به اعتیاد استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین برخی از مؤلفه های هوش هیجانی با گرایش به سوءمصرف مواد رابطه منفی معنادار وجود دارد. سبک فرزندپروری استبدادی با گرایش به سوءمصرف مواد رابطه مثبت معناداری داشت و سبک فرزندپروری مقتدرانه به شکل منفی و معناداری با گرایش به سوءمصرف مواد مرتبط بود. نتایج حاکی از اهمیت و نقش سبک های فرزندپروری و مولفه های هوش هیجانی در گرایش به سوءمصرف مواد بود. بنابراین، برنامه های آموزشی مبتنی برمولفه های هوش هیجانی ومهارت های تربیتی برای والدین، می تواند رویکردی مناسب در پیشگیری از رفتار های پرخطر دانش آموزان به ویژه در گرایش به سوءمصرف مواد باشد.
۱۷۵۵۷.

بررسی همه گیر شناسی اختلالات روانپزشکی کودکان و نوجوانان در شهر مشهد در سال 1388(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: کودکان سلامت روان پرسشنامه نقاط ضعف و قوت SDQ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۰ تعداد دانلود : ۷۳۰
مقدمه: پیشگیری و درمان مشکلات روانی در کودکان نه تنها برای کاهش مشکلات حاضر بلکه برای ارتقاء عملکرد آن ها در بزرگسالی بسیار مهم می باشد. بررسی اپیدمیولوژیک شیوع اختلالات روانی در طول عمر در وسعت یک ملت در ایران به اندازه کافی شناخته شده نیست. مطالعه حاضر به منظور بررسی وضعیت سلامت روانی کودکان و نوجوانان در سن 18-6 سال در شهرستان مشهد و با استفاده از پرسشنامه نقاط ضعف و قوت (SDQ)[1] انجام شد. روش کار: 2012 کودک و نوجوان (18-6 ساله) از ده سرخوشه از مناطق مختلف شهرداری مشهد انتخاب شدند. پرسشنامه ها توسط والدین و نوجوانان پر شد. شیوع علائم و ارتباط نمرات کسب شده با عوامل دموگرافیک در این مطالعه تعیین شد. برای تحلیل آماریP-value زیر 05/0 در این مطالعه معنی دار در نظر گرفته شد. نتایج: فرم خودگزارشگر نتایج بیانگر آن است که 34% از کودکان و نوجوانان در محدوده غیرطبیعی یعنی دارای مشکلات سایکولوژیک بودند . در نسخه والدین پرسشنامه SDQ، 67% کودکان مشکلات سایکولوژیک داشتند . با تعیین نمره زیرگروه ها در فرم خودگزارشگر مشخص شد که مشکلات با همسالان (4/44%) شایع ترین مشکل در کودکان و نوجوانان بود و به دنبال آن مشکلات سلوک (1/44%)، نقص در رفتارهای جامعه پسند (8/26%)، مشکلات احساسی (9/15) و بیش فعالی (8/5%) قرار داشتند. در فرم والدین نیز نقص در ارتباط با همسالان (75%) شایع ترین مشکل بود که به دنبال آن مشکلات احساسی (6/69%)، مشکلات سلوک(5/64%)، نقص در رفتارهای جامعه پسند (7/52%) و بیش فعالی (3/6%) قرار داشتند . در فرم والدین پرسشنامه SDQ نمره کل مشکلات کودکان و نوجوانان در گروه سنی 18-14 سال و افرادی که در مقطع ابتدایی قرار داشتند بالاتر از بقیه بود و تفاوت معنی داری بین نمره کل مشکلات کودکان و نوجوانان در گروه های سنی و مقاطع مختلف وجود داشت . در نسخه خودگزارشگر پرسشنامه SDQنمره کل مشکلات هیچ گونه تفاوت معنی داری را بین ویژگی های دموگرافیک مختلف نشان نمی داد . نتیجه گیری:یافته های ما نشان دهنده آن بود که سلامت ذهنی کودکان در مشهد و به خصوص مشکلات با همسالان نیازمند توجه بیشتری است .
۱۷۵۵۹.

پیش بینی درگیری تحصیلی عاطفی و خودپنداره تحصیلی بر اساس ساختار اجتماعی -آموزش و ادراک از محیط های آموزشی: بررسی نقش تعدیلی نوع آموزش (آموزش از دور و حضوری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مشاوره مشاوره تحصیلی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی طراحی فضاهای آموزشی
تعداد بازدید : ۹۲۹
هدف اساسی این پژوهش پیش بینی درگیری تحصیلی عاطفی و خودپنداره تحصیلی در بین دانشجویان آموزش از دور و حضوری بر اساس ساختار اجتماعی آموزش و ادراک از محیط های آموزشی( ادراک از ساختار کلاس و ادراک از انتظارهای آموزشی اساتید) بود. شرکت کنندگان پژوهش شامل 700 دانشجوی کارشناسی(350 دانشجوی آموزش از دور 350 دانشجوی حضوری) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. بمنظور سنجش متغیرهای پژوهش از خرده مقیاس ارزش تکلیف پرسش نامه MSLQ پنتریج و همکاران، مقیاس احساس تعلق وانگ و همکاران، مقیاس خودپنداره تحصیلی رونالدز و مقیاس ادراک از ساختار کلاس بلک برن استفاده شد. افزون بر این، ساختار اجتماعی آموزش و انتظارهای آموزشی اساتید نیز با استفاده از پرسش نامه پژوهشگرساخته اندازه گیری شد. یافته های معادله های رگرسیون نشان داد که در زمینه پیش بینی خودپنداره تحصیلی و درگیری تحصیلی عاطفی با وجود این که بسیاری از متغیرهای پیش بین سهمی مؤثر داشتند، با این حال، تکالیف انگیزشی بر ارزش تکلیف، حمایت از خودمختاری بر احساس تعلق به دانشگاه و حمایت های تحصیلی دانشجویان بر خودپنداره تحصیلی هر دو گروه از دانشجویان سهمی برجسته داشت. تحلیل جداگانه معادله رگرسیونی برای دانشجویان آموزش از دور و حضوری نیز نشان داد که تکالیف انگیزشی، ارزش تکلیف را در بین هر دو گروه از دانشجویان پیش بینی کرد. با این حال، در مورد خودپنداره تحصیلی و احساس تعلّق سهم متغیرهای پیش بین متفاوت بود. افزون بر این، نتایج و یافته های این پژوهش تفاوت هایی معنادار را در بین دانشجویان آموزش از دور و حضوری در زمینه همه متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش به جز حمایت های فردی اساتید و دانشجویان نشان داد. نکته تأمل پذیر، برتری دانشجویان حضوری بر آموزش از دور در بیش تر متغیرهای مورد بررسی به جز حمایت فردی اساتید و دانشجویان، تکالیف انگیزشی، حمایت از خودمختاری و ارزش تکلیف بود. در مجموع، نتایج این پژوهش ضمن فراهم ساختن حمایت تجربی خوبی در زمینه ارتباط زمینه های آموزشی با خودپنداره تحصیلی و درگیری تحصیلی عاطفی، اثرات متفاوت زمینه های آموزشی را در زمینه اخیر نشان داد.
۱۷۵۶۰.

بررسی اضطراب مرگ در چارچوب الگو های دلبستگی در بیماران سرطانی: یک مطالعه مقایسه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب مرگ الگوهای دلبستگی بیماران سرطانی مدیریت اضطراب مرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۹ تعداد دانلود : ۸۸۲
هدف: مطالعات مختلف نشان داده اند که اضطراب مرگ در بسیاری از جنبه های زندگی بیماران سخت العلاج (مانند سرطان) از قبیل کیفیت زندگی و ارتقاء رفتارهای سلامت بخش، مشکلات جسمی و روانشناختی تأثیرگذار است. بنابراین، شناخت عوامل روانشناختی تأثیرگذار بر اضطراب مرگ بیماران سرطانی می تواند ما را در فهم مدیریت بهتر این نوع اضطراب وجودی کمک شایانی نماید. از این رو، هدف از پژوهش حاضر بررسی اضطراب مرگ و الگوهای دلبستگی بیماران سرطانی بوده است که به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده در نوع ارتباط با خود، دیگران و دنیا می توانند به عنوان سازه ای در ایجاد و محافظت از اضطراب مرگ عمل نمایند. روش : به منظور مقایسه و بررسی رابطه اضطراب مرگ و الگوهای دلبستگی، 210 نفر شامل سه گروه 70 نفری از بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی، کارکنان بیمارستان و افراد عادی که با یکدیگر در متغیرهای جمیعت شناختی همتا شده بودند، انتخاب و پرسشنامه های اضطراب مرگ تمپلر و الگوهای دلبستگی فینی و همکاران را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از مجموعه ای از تحلیل های واریانس و آزمون ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که در بیماران سرطانی اضطراب مرگ با هر چهار الگوی دلبستگی ناایمن رابطه مثبت و معنادار، و با الگو دلبستگی ایمن رابطه منفی و معنادار را نشان داد. نتایج دیگر تحقیق نشان داد که بیماران سرطانی(37/3 ± 78/8 =M) نسبت به افراد عادی (93/2 ± 14/7 =M)، امّا نه کارکنان بیمارستان (06/3 ± 82/7 =M) اضطراب مرگ بالاتری دارند. مقایسه الگو های دلبستگی بین گروه ها نشان داد بیماران سرطانی به احتمال بیشتری نسبت به کارکنان بیمارستان از الگو های دلبستگی ناایمنِ روابط به عنوان اولویت دوم و دل مشغولی نسبت به روابط برخوردار بودند. همچنین بیماران سرطانی و افراد عادی نسبت به کارکنان بیمارستان، الگوی دلبستگی ناایمنِ نیاز به تأیید بیشتری را گزارش کردند. نتیجه گیری: از آنجایی که نتایج نشان داد اضطراب مرگ و الگوهای دلبستگی ناایمن در بیماران سرطانی بالا است و با توجه به اینکه الگو های دلبستگی ناایمن با اضطراب مرگ در گروه بیماران سرطانی با یکدیگر رابطه مثبت دارند، می توان از این موضوع برای مدیریت اضطراب مرگ بیماران سرطانی به وسیله مراقبت های پرستاری بهره جست

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان