فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۶۶۱ تا ۱۷٬۶۸۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اهمال کاری تحصیلی یکی از متغیرهای شایع در دانشجویان است که لزوم توجه به آن و بررسی متغیرهای تأثیرگذار بر آن ازجمله خود ناتوان سازی تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی اهمیت بسیاری دارد. لذا پژوهش حاضر باهدف نقش خودکارآمدی تحصیلی و خود ناتوان سازی تحصیلی در اهمال کاری تحصیلی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید باهنر بیرجند انجام شد. روش ها: پژوهش حاضر ازجمله پژوهش های همبستگی که به روش نمونه گیری طبقه ای تعداد 120 نفر از دانشجویان پسر پردیس شهید باهنر بیرجند انتخاب و پرسش نامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984)، خود ناتوان سازی تحصیلی میجلی و همکاران (2000) و خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2002) را تکمیل نمودند. جهت تحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی مانند جداول توزیع فراوانی، محاسبه میانگین، انحراف معیار و نیز از شاخص های آمار استنباطی، همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین متغیرهای خودکارآمدی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی (34/0- = R ) رابطه منفی و معنی دار، خود ناتوان سازی تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی (21/0 = R ) رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین این دو متغیر باهم مقدار 16/0 واریانس اهمال کاری تحصیلی را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش توجه بیشتر مسئولین و متصدیان تعلیم و تربیت و مؤسسات آموزش عالی را در زمینه اهمال کاری تحصیلی دانشجویان را می طلبد.
نقش تعارض والد-نوجوان و حمایت اجتماعی در پیش بینی بحران وجودی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بحران وجودی و تعارض والد_ نوجوان دو مفهوم درهم تنیده ای هستند چرا که باهم رابطه دارند و در این میان حمایت اجتماعی می تواند نقش مؤثری در بهبود بحران داشته باشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف نقش تعارض والد-نوجوان و حمایت اجتماعی در پیش بینی بحران وجودی در دانش آموزان انجام گرفت. روش: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش تمام دانش آموزان پایه ی دوازدهم شهرستان سنندج بود که ۱۷۵ نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های تعارض والد نوجوان استراس (۱۹۹۰)؛ حمایت اجتماعی خانواده پروسیدانو و هلر (۱۹۸۳) و بحران وجودی احمدی و دستغیب (۱۹۹۴) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه از طریق نرم افزار SPSS ۲۲ انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد بین تعارض والد – نوجوان با بحران وجودی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد ( ۰/۰۱> P )؛ همچنین بین حمایت اجتماعی با بحران وجودی ارتباط منفی و معناداری به دست آمد ( ۰/۰۱> P ). نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان می دهد ۲۳ درصد از واریانس بحران وجودی دانش آموزان به طور معناداری از طریق متغیرهای تعارض والد_ نوجوان و حمایت اجتماعی تبیین می شود. نتیجه گیری: می توان گفت تعارضات خانوادگی و همچنین طرز حمایت از جانب دیگران می تواند بحران وجودی دانش آموزان را پیش بینی کند.
فلسفه تربیت
منبع:
پیوند ۱۳۶۸ شماره ۱۲۱
حوزههای تخصصی:
تحلیل عاملی تاییدی و همسانی درونی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس درس در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیده زمینه: به جز مقیاس های مربوط به اضطراب امتحان، کمبود در زمینة دسترسی به ابزارهای سنجش هیجانات پیشرفت فراگیران یک واقعیت غیرقابل انکار است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف آزمون روایی عاملی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس (CRES) در گروهی از دانشجویان ایرانی انجام شد. روش: در مطالعة همبستگی حاضر 400 دانشجوی کارشناسی (240 پسر و 160 دختر) به مقیاس های هیجان مربوط به کلاس (CRES) پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی و پایایی CRES به ترتیب روش های آماری تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب همسانی درونی استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تاییدیCRES بر پایة نرم افزار AMOS نشان داد که در نمونة دانشجویان ایرانی ساختار چندبعدی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس با داده ها برازش قابل قبولی داشت. نتایج مطالعة حاضر با تاکید مجدد بر تفکیک مقیاس های هیجانات مثبت (لذت، امیدواری، غرور) و منفی (خشم، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی) برای اندازه گیری تجارب هیجانی مختلف در موقعیت کلاس درس به طور تجربی، از روایی درونی CRES حمایت کرد. ضرایب همسانی درونی مقیاس های هیجان مربوط به کلاس شامل هیجانات لذت، امیدواری، غرور، خشم، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی به ترتیب برابر با 0/93، 0/92، ،0/89،0/89،0/89،0/91، 0/93 و 0/95 به دست آمد. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج مطالعة حاضر، از یک سو، شواهدی را در دفاع از نظریة کنترل ارزش هیجانات پیشرفت ارائه کرد و از دیگر سوی نشان داد که CRES برای سنجش هیجانات مربوط به کلاس در گروه نمونة دانشجویان ایرانی ابزاری روا و پایا است.
ارائه الگوهای پیش بینی کننده طلاق عاطفی در زوجین شهر کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف ارائه الگوهای پیش بینی کننده طلاق عاطفی در زوجین شهر کرمانشاه انجام گرفت. روش تحقیق پیمایشی، و ابزار اندازه گیری و سنجش، پرسشنامه های کیفی و کمی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه است. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری هدفمند و به صورت نمونه گلوله برفی بود و از بین این زوجین شهر کرمانشاه 19 نفر به صورت هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند و به روش مصاحبه نیمه ساختارمند سوالات پرسشنامه را جواب دادند. همچنین در بخش دوم این پژوهش، پس از به دست آمدن مدل مفهومی پژوهش، جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه بود که تعداد آن ها 500 نفر بود و روش نمونه گیری در این بخش به صورت نمونه گیری در دسترس بود و تعداد اعضای نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 170 به دست آمد. سوالات حاصل از مصاحبه در نرم افزار MAXQDA 2018 وارد و با استفاده از این نرم افزار مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و جواب های حاصله در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی بررسی شدند و مدل مفهومی پژوهش استخراج گردید. سپس مدل مفهومی پژوهش به وسیله نرم افزار AMOSS 24 مورد برازش قرار گرفت و فرضیات پژوهش بررسی گردیدند. نتایج نشان داد که سبک های فرزند پروری بر طلاق عاطفی تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتایج نشان داد سبک های دل بستگی بر طلاق عاطفی تأثیر دارد. همچنین سبک های ارتباطی بر طلاق عاطفی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
استرس / قدرت کلمات
رواسازی و اعتباریابی پرسش نامه نوموفوبیا در نمونه ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف این پژوهش، رواسازی و اعتباریابی پرسش نامه نوموفوبیا (NMP-Q) جهت استفاده از آن در ایران بود. مواد و روش ها: این پژوهش، مطالعه ای از نوع همبستگی آزمون بود. شرکت کنندگان در این پژوهش 280 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه های شهر مشهد درسال 96-1395 بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به ماده های نسخه ترجمه شده پرسش نامه نوموفوبیا (NMP-Q) و مقیاس استفاده آسیب زا از تلفن همراه (COS) پاسخ دادند. جهت بررسی اعتبار بازآزمون، 40 نفر از شرکت کنندگان دو هفته بعد دوباره به سؤالات پرسش نامه پاسخ دادند. در این پژوهش از روش همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. برای تحلیل داده ها، نرم افزار آماری SPSS نسخه 20 و همچنین نرم افزار لیزرل نسخه 8/8 مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از اعتبار بالای پرسش نامه (آلفای کرونباخ برای کل ماده ها برابر 0/921 و برای خرده مقیاس ها بین 0/748 تا 0/885) بود. روایی هم زمان برابر با 0/51 و اعتبار بازآزمون برابر با 0/81 به دست آمد. همچنین نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد همه چهار عامل پرسش نامه اصلی در نسخه فارسی تأیید شدند. نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، نسخه فارسی پرسش نامه نوموفوبیا برای استفاده در ایران از روایی و اعتبار مطلوبی برخوردار است.
اثر بخشی خاطره پردازی انسجامی و روایتی بر کاهش نشانه های افسردگی زنان سالمند مقیم سرای سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دهه های اخیر استفاده از روش های روان شناختی در درمان افسردگی که شایع ترین اختلال دوره سالمندی است مورد توجه قرار گرفته است. هدف: خاطره پردازی، مداخله ای روان شناختی برای کاهش علایم افسردگی در سالمندان است و براساس چارچوب نظری انواع مختلفی از خاطره پردازی مورد اشاره قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی خاطره پردازی انسجامی و روایتی در کاهش نشانه های افسردگی زنان سالمند است. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی(طرح پیش- پس آزمون) همراه با گروه کنترل بود. آزمودنی های این پژوهش 30 زن سالمند با حداقل 60 سال سن مقیم آسایشگاه های زنان سالمند بودند که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند و به طور تصادفی به سه گروه، دو گروه آزمایشی (خاطره پردازی انسجامی و روایتی) و یک گروه کنترل تقسیم شدند. مداخلات به شکلی کوتاه مدت و برای هر گروه شامل شش جلسه ی 90 دقیقه ای بود که به صورت هفتگی برگزار شد. ابزار جمع آوری اطلاعات آزمون معاینه مختصر وضعیت روانی(MMSE) وپرسشنامه افسردگی سالمندان(GDS) بود. داده ها به وسیله تحلیل کوواریانس (ANCOVA) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل ها نشان داد، روش خاطره پردازی انسجامی اثر معنا داری در کاهش نشانه های افسردگی زنان سالمند داشته است. ولی روش خاطره پردازی روایتی در کاهش علائم افسردگی تاثیر نداشت. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها در جهت کاهش علائم افسردگی در زنان سالمند از روش خاطره پردازی انسجامی استفاده شود و در#,
نقش پدران در گرایش های اخلاقی دختران
منبع:
پیوند ۱۳۷۹ شماره ۲۵۷
حوزههای تخصصی:
ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی نسخه فارسی مقیاس پنج عاملی رفتار تکانشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال نهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۱
175 - 190
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی نسخه فارسی مقیاس پنج عاملی رفتار تکانشی انجام شد.<br /> روش کار: تعداد 352 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس از بین جمعیت عمومی 60- 18 شهر تهران انتخاب و با استفاده از مقیاس پنج عاملی رفتار تکانشی، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان و پرسشنامه های محقق ساخته در زمینه مصرف مواد و رفتار جنسی پرخطر مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها بر مبنای آزمون آلفای کرونباخ، آزمون های همبستگی، تحلیل واریانس چند متغیره و تحلیل عاملی اکتشافی و با استفاده از نسخه 22 نرم افزار spss مورد تحلیل قرار گرفت.<br /> یافته ها: پایایی همسانی درونی مقیاس رفتار تکانشی در دامنه ای بین 74/0 تا 90/0 قرار داشت. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی نشان دهنده تأیید ساختار عاملی مقیاس اصلی با تعداد کمتری از عامل ها بود. روایی ملاکی مقیاس تکانشگری با بررسی همبستگی بین نمرات ابعاد تکانشگری و مقیاس دشواری در کنترل تکانه حاکی از همبستگی مثبت معنادار بین دشواری در کنترل تکانه و فوریت مثبت (01/0>P، 62/0=r)، فوریت منفی (01/0>P، 61/0=r)، فقدان تأمل (01/0>P، 36/0=r)، فقدان پشتکار (01/0>P، 31/0=r) و هیجان خواهی (05/0>P، 13/0=r) بود. همچنین، نمرات ابعاد این مقیاس قادر بودند بین افرادی با مصرف مواد (01/0>P، 17/11=F) و افراد دارای رفتار جنسی پرخطر (01/0>P، 80/18=F) و افراد عادی تمایز قائل شوند.<br /> نتیجه گیری: نسخه فارسی مقیاس پنج عاملی رفتار تکانشی از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار است و می تواند جهت پیش بینی انواع مختلفی از رفتارهای پرخطر، از جمله مصرف مواد و رفتار جنسی پرخطر، مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه ویژگی های شخصیتی، حمایت اجتماعی و تعارض متقابل کار-خانواده با تحلیل عاطفی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین پنج صفت اصلی شخصیت، حمایت اجتماعی و تعارض متقابل کار و خانواده با تحلیل عاطفی بود. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان معلم شاغل در شهرستان اراک بود که به شیوه تصادفی 280 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. اعضای نمونه پرسشنامه های فرسودگی شلغی مسلش و جکسون(1982)، فرم کوتاه تجدیدنظرشده فهرست پنج صفت شخصیت (NEO-PI.R)، پرسشنامه تعارض کار- خانواده و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی (MMPSS) را تکمیل کردند. تحلیل داده ها با آزمون آماری همبستگی گشتاوری پیرسون نشان داد که بین تحلیل عاطفی با حمایت اجتماعی و تعارض متقابل کار خانواده رابطه آماری معنا داری وجود داشت، ولی بین پنج صفت اصلی شخصیت و تحلیل عاطفی رابطه معناداری یافت نشد. همچنین نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که برونگرایی، مقبولیت، حمایت اجتماعی و تعارض کار-خانواده، بیش از 13% از واریانس تحلیل عاطفی را تبیین می کنند.
اثربخشی آموزش گروهی به شیوه ی عقلانی–هیجانی–رفتاری بر کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی نوجوانان خوابگاهی پسر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دوره ی نوجوانی، مرحله ی مهم رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می رود. بحران هویت در این دوره می تواند موجب مشکلات روانی در نوجوانان گردد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیرآموزش گروهی به شیوه ی عقلانی هیجانی-رفتاری بر کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی دانش آموزان نوجوان خوابگاه های
شبانه روزی می باشد.
روش کار: جامعه ی آماری این کارآزمایی بالینی شامل تمام دانش آموزان نوجوان پسر خوابگاهی در شهرستان تربت حیدریه در فاصله ی زمانی سال تحصیلی 1391-1390 بودند. نمونه شامل 24 نفراز دانش آموزان نوجوان بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون (12 نفر) و شاهد (12 نفر) قرار داده شدند.گروه آزمون، درمان عقلانی هیجانی-رفتاری را به مدت نه جلسه ی 90 دقیقه ای دریافت کرد و گروه شاهد، 8 جلسه آموزش
مهارت های زندگی را دریافت نمود. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ی شادکامی آکسفورد و پرسش نامه ی هویت شخصی احمدی می باشد. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل و نرم افزار SPSS نسخه ی 12 تحلیل گردید.
یافته ها: آموزش گروهی به شیوه ی عقلانی-هیجانی-رفتاری در مقایسه با گروه شاهد به گونه ای معنی دار به کاهش بحران هویت (002/0=P) وافزایش شادکامی (001/0=P) منجر می شود.
نتیجه گیری: به نظر می رسد مولفه های آموزش گروهی با رویکرد عقلانی هیجانی-رفتاری مانند شناسایی و چالش با افکار غیر منطقی می تواند موجب کاهش بحران هویت و افزایش شادکامی شود.
اختلال دهلیزی در کودکان با آسیب شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه مشکل اصلی کودکان دچار آسیب شنوایی کاستی های زبان و ارتباط است با وجود این، کودکان آسیب دیده شنوایی در معرض خطر بالاتری برای کاستی های حرکتی به ویژه تعادل هستند که اغلب نادیده گرفته می شود. تقریباً 20 تا 70 درصد کودکان کم شنوا دچار اختلال دهلیزی هستند که شیوع آن متناسب با درجه ی کم شنوایی تغییر می کند. بنابراین، ارزیابی اختلال دهلیزی در کودکان کم شنوای حسی عصبی برای شناسایی هرگونه تأخیر رشدی حرکتی برای مداخله ی زودهنگام ضروی است.حرکتی برای مداخله ی زودهنگام ضروی است.
روش های نوین ترک سیگار
روش های نوین ترک سیگار
تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : حضور کودک مبتلا به هر نوع ناتوانی، تنیدگی فزاینده ای را به هر یک از اعضای خانواده تحمیل می کند بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم شهر اصفهان در سال 1396 تشکیل دادند که از میان آنان 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایدهی شدند و به دلیل ریزش نمونه، 10 نفر در گروه آزمایش و 12 نفر در گروه گواه باقی ماندند. ابزار پژوهش پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر ( 2005) بود. افراد گروه آزمایش، 8 جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند ولی برای گروه گواه هیچ مداخله ای اعمال نشد. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و مؤلفه های آن (تحمل پریشانی هیجانی، برآورد ذهنی پریشانی، و تنظیم تلاش ها برای تسکین پریشانی) تأثیر مثبت دارد (0/05> p ) ولی مداخله نتوانست مؤلفه تحمل جذب شدن به وسیله هیجانات منفی را بهبود بخشد. نتیجه گیری : بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با افزایش انعطاف پذیری روان شناختی و دیگر شاخص های سلامت روان مادران دارای کودک مبتلا به اوتیسم می تواند در افزایش تحمل پریشانی آنها مؤثر باشد.
اثربخشی توانبخشی روانی- اجتماعی در کاهش علائم منفی و بهبود مهارت های اجتماعی مبتلایان به اسکیزوفرنی مزمن
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش به منظور اثربخشی توانبخشی روانی- اجتماعی در کاهش علائم منفی و بهبود مهارت های اجتماعی مبتلایان به اسکیزوفرنی مزمن انجام شد. روش: روش پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون- پس آزمون بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، از بین جامعه آماری که شامل تمامی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی مزمن در مراکز شبانه روزی توانبخشی بیماران مزمن روانی در شهر سنندج بوده، 30 نفر از مبتلایان در دو گروه آزمایش و کنترل (هر کدام 15 نفر) انتخاب گردید. مداخله های انجام شده در 12 جلسه (توان بخشی روانی- اجتماعی) به کمک پیش آزمون- پس آزمون ارزیابی شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های علائم منفی اندریسن و مهارت های اجتماعی ده بزرگی استفاده و فرضیه های پژوهش نیز از طریق آزمون تحلیل واریانس چندراهه محاسبه شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که توانبخشی روانی- اجتماعی در کاهش علائم منفی مبتلایان به اسکیزوفرنی مزمن تأثیر معناداریدارد. توانبخشی روانی- اجتماعی در بهبود مهارت های اجتماعی مبتلایان به اسکیزوفرنی مزمن تأثیر معناداری دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، بکارگیری روش های غیردارویی همچون توانبخشی روانی-اجتماعی در کاهش علائم منفی و بهبود مهارت های اجتماعی مبتلایان به اسکیزوفرن توصیه می شود.
رابطه سبک های فرزند پروری و سازگاری اجتماعی والدین دارای فرزند با اختلالات یادگیری: نقش میانجی تنظیم هیجانی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مهارت های زندگی ازجمله سازگاری اجتماعی در زندگی نقش اساسی دارند که توجه به سبک های فرزند پروری می تواند در سازگاری اجتماعی نقش داشته باشد. بر همین اساس، هدف این پژوهش بررسی رابطه سبک های فرزند پروری و سازگاری اجتماعی والدین دارای فرزند دچار ناتوانی یادگیری با نقش میانجی تنظیم هیجان بود. روش پژوهش: روش تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و از نظر اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران 30 تا 55 سال دارای فرزندان دارای اختلال یادگیری در مدارس ابتدایی شهر قم تشکیل می دهند که تعداد 260 نفر به مراکز اختلالات یادگیری مراجعه کرده اند که 150 نفر به عنوان حجم نمونه با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های اختلال یادگیری غلامی و دلاوری (1400)، شیوه های فرزندپروری بومریند (1973)، مقیاس سازگاری اجتماعی ویزمن و پیکل (1978) و تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی (2001) بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از از اماره های توصیفی و و استنباطی (معادلات ساختاری و تحلیل مسیر) استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین سبک های فرزند پروری و تنظیم هیجانی با سازگاری اجتماعی والدین رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که نقش واسطه ای تنظیم هیجانی در رابطه بین سبک های فرزند پروری و سازگاری اجتماعی والدین که برابر با 438/ در تحقیق است، یک مقدار مثبت و در سطح اطمینان 95 درصد معنادار است. همچنین مقدار ضریب مسیر تنظیم هیجانی بر سازگاری اجتماعی والدین برابر با 654/0 است که مقدار مثبتی است. آماره t این رابطه برابر با 513/10 است که در سطح اطمینان 95 درصد معنی دار گزارش شده است. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که بین ابعاد سبک های فرزند پروری و سازگاری اجتماعی والدین با میانجیگری تنظیم هیجانی رابطه معناداری وجود دارد. با توجه به مقدار به دست آمده از آماره VAF نقش متغیر میانجی که برابر با 0.554 بود، میانجیگری جزئی انجام شده است.