فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۷۸۱ تا ۱۷٬۸۰۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر انعطاف پذیری تصویر ذهنی از بدن و تکانشگری در زنان مبتلا به اختلال پرخوری افراطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۸)
285 - 309
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر انعطاف پذیری تصویر ذهنی از بدن و تکانشگری در زنان مبتلا به پرخوری افراطی بود. روش پژوهش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس-آزمون و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به اختلال پرخوری افراطی بود که در سال 1397 به کلینیک های تغذیه در شهر قم مراجعه نموده و ملاک های ورود به پژوهش را دارا بودند. حجم نمونه 45 نفر زن مبتلا به اختلال پرخوری بود که به روش هدفمند انتخاب شد و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بسته باخ و موردان، 2012؛ و گروه آزمایشی طرحواره درمانی بسته یانگ و همکاران، 1394؛ را در 12 جلسه 2 ساعته به صورت گروهی دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل مقیاس تشخیص اختلالات خوردن (استیک، تلچ و ریزوی، 2000)، انعطاف پذیری تصویر ذهنی از بدن (ساندوز، ویلسون، مروین و کیت-کلوم، 2013) و تکانشگری (بارت، 2014) بود. داده ها با روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و طرحواره درمانی بر نمره انعطاف پذیری تصویر ذهنی (31/4=F، 020/0 =P) و تکانشگری (73/6=F، 020/0 =P) و پایداری این تأثیر در مرحله پیگیری بود؛ همچنین نتایج مقایسه دو به دو و آزمون تعقیبی توکی نشان داد که بین تأثیر دو روش درمانی تفاوت معناداری وجود ندارد. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد اثربخشی بیشتری نسبت به طرحواره درمانی در انعطاف پذیری روان شناختی تصویر ذهنی از بدن، اضطراب و تکانشگری حرکتی دارد.
بررسی تأثیر مداخلات روان شناختی خانواده محور بر توانایی های کلامی کودکان با نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره پنجم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
126-136
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کودکان با نشانگان داون به علت نارسایی در تحول مغزی و شلی عضلات در دوران اولیه تحول، در صحبت کردن و مهارت های کلامی دارای تأخیر هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخلات روان شناختی خانواده محور بر افزایش توانایی های کلامی کودکان دبستانی با نشانگان داون انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان دبستانی 10 تا 11 ساله شهر تهران با نشانگان داون بودند که در سال تحصیلی 96- 1395 مشغول به تحصیل بودند. از بین آنها30 نفر به صورت هدفمند انتخاب شده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 3 ماه در 24 جلسه مداخلات روان شناختی خانواده محور را دریافت کردند درحالی که گروه گواه مداخله ای در این زمینه دریافت نکردند. ابزار پژوهش، نسخه نوین هوش آزمای تهران – استنفورد بینه (افروز و کامکاری، 1385) بود که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مداخلات روان شناختی خانواده محور به افزایش توانایی های کلامی دانش آموزان با نشانگان داون تحت مداخله منجر می شود. همچنین، این مداخلات سبب ارتقاء استدلال سیال کلامی، دانش کلامی، استدلال کمی کلامی، پردازش دیداری – فضایی کلامی، و حافظه فعال کلامی دانش آموزان با نشانگان داون می شود (سطح معناداری 0/05). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مداخلات روان شناختی خانواده محور با آموزش راهبردهای لازم به خانواده ها توانسته است باعث بهبود عملکرد کلامی کودکان با نشانگان داون شود. استلزام های نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
تاثیر آموزش جایگزین پرخاشگری بر تکانشگری و راهبردهای شناختی مثبت و منفی تنظیم هیجان در پسران نوجوان بزهکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره پانزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
93-110
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر آموزش جایگزین پرخاشگری بر تکانشگری و راهبردهای شناختی مثبت و منفی تنظیم هیجان در پسران نوجوان بزهکار انجام شد. بدین منظور در یک طرح پژوهشی نیمه آزمایشی دو گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه از بین نوجوان پسر کانون اصلاح و تربیت شهر تهران 40 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان، قبل از شروع مداخله پرسشنامه-های تکانشگری و راهبردهای شناختی تنظیم هیجان را تکمیل نمودند. سپس گروه آزمایشی تحت 8 جلسه 90 الی 120 دقیقه ای آموزش به شیوه "برنامه آموزش جایگزین پرخاشگری" قرار گرفت و گروه کنترل، آموزشی را دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات آموزشی و همچنین دو ماه بعد، مجدداً هر دو گروه پرسشنامه های مزبور را تکمیل نمودند. طبق نتایج بررسی تحلیل واریانس مختلط، در نمره های تکانشگری، راهبردهای شناختی مثبت و راهبردهای شناختی منفی تنظیم هیجان نوجوانان، با توجه به اثر اصلی مراحل زمانی، اثر اصلی روش های آموزشی و همچنین اثر تعاملی مراحل زمانی با روش های آموزشی، تفاوت معناداری دیده شد. با توجه به یافته های مطالعه می توان از روش آموزش جایگزین پرخاشگری برای اصلاح رفتار نوجوانان و پیشگیری از وقوع پرخاشگری و رفتارهای بزهکارانه در آن ها استفاده نمود.
پیش بینی گرایش به طلاق و احساس تنهایی بر اساس سبکهای دلبستگی با توجه به نقش میانجیگری خودمتمایزسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۷ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶۸
128-151
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق بر اساس سبک های دلبستگی با توجه به نقش میانجی گری خودمتمایزسازی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و طرح آن از نوع طرح های همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر است. جامعه پژوهش شامل کلیه زوجین متقاضی طلاق بوده اند که در بازه زمانی مرداد ماه تا پایان آبان ماه 1395 به شعب 6 و 7 و 8 دادسرای شهر ری و شعبه اجرای احکام مراجعه داشتند. نمونه ای به حجم 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس احساس تنهایی (راسل، 1996)، پرسشنامه خودمتمایزسازی (اسکورن و اسمیت، 2003)، مقیاس میل به طلاق (جانسون و مورو، 1986) و پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال (کولینز و رید، 1990) بودند. تحلیل یافته ها با استفاده تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین خودمتمایزسازی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. در نهایت سبک های دلبستگی به واسطه خودمتمایزسازی، قادر به پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق است. بحث و نتیجه گیری: داده های پژوهش با الگوی پیشنهادی برازش کامل دارد به طوری که خودمتمایزسازی، در رابطه بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق، نقش واسطه ای معنی داری را ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر، پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق بر اساس سبک های دلبستگی با توجه به نقش میانجی گری خودمتمایزسازی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و طرح آن از نوع طرح های همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر است. جامعه پژوهش شامل کلیه زوجین متقاضی طلاق بوده اند که در بازه زمانی مرداد ماه تا پایان آبان ماه 1395 به شعب 6 و 7 و 8 دادسرای شهر ری و شعبه اجرای احکام مراجعه داشتند. نمونه ای به حجم 200 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس احساس تنهایی (راسل، 1996)، پرسشنامه خودمتمایزسازی (اسکورن و اسمیت، 2003)، مقیاس میل به طلاق (جانسون و مورو، 1986) و پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسال (کولینز و رید، 1990) بودند. تحلیل یافته ها با استفاده تحلیل معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین خودمتمایزسازی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق رابطه معناداری وجود دارد. در نهایت سبک های دلبستگی به واسطه خودمتمایزسازی، قادر به پیش بینی احساس تنهایی و گرایش به طلاق است. بحث و نتیجه گیری: داده های پژوهش با الگوی پیشنهادی برازش کامل دارد به طوری که خودمتمایزسازی، در رابطه بین سبک های دلبستگی با احساس تنهایی و گرایش به طلاق، نقش واسطه ای معنی داری را ایفا می کند.
اگر فرزند شما درس نمی خواند...
منبع:
پیوند ۱۳۷۵ شماره ۲۰۸
حوزههای تخصصی:
مقایسه سوگیری حافظه آشکار وحافظه ناآشکار در افراد مبتلا به نشانگان هراس اجتماعی و عادی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه سوگیری حافظه آشکار و حافظه ناآشکار در بیماران مبتلا به اختلال هراس اجتماعی و گروه عادی انجام شده است. در این مطالعه که از نوع علی- مقایسه ای است آزمودنی های پژوهش را 50 فرد مبتلا به هراس اجتماعی و 50 فرد عادی تشکیل داده اند. که به روش نمونه گیری در دسترساز بین دانشجویان دانشگاه تبریز انتخاب شدند.گردآوری داده ها به کمک مقیاس های هراس اجتماعی،آزمون یادآوری نشانه ایو آزمون تکمیل کردن ریشه واژهانجام گرفت و داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شد.این بررسی نشان داد که در هر دو واژه مثبت و منفی در حافظه ناآشکارتفاوت معناداری بین دو گروه افراد مبتلا به هراس اجتماعی و افراد عادی بدست آمد و در حافظه آشکاربرای واژه های مثبت و منفی بین گروه های موردمطالعه تفاوت معنی داری وجود نداشت.نتایج پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به هراس اجتماعی سوگیری حافظه ناآشکار برای واژه های منفی دارند و واژه های منفی و اضطراب برانگیز را بیشتر به خاطر می آورند و واژه های مثبت را در مقایسه با افراد عادی کمتر به خاطر می آورند. و در حافظه آشکار دچار سوگیری نمی باشند
به بهانه ایجاد انگیزة خلاقیت
حوزههای تخصصی:
ازدواج هم به درمان احتیاج دارد
منبع:
مکتب مام ۱۳۵۴ شماره ۶۵
حوزههای تخصصی:
ایالات متحده پارانویایی
حوزههای تخصصی:
ویژه نامه دو ساعت پرورشی: اهداف اعتقادی: بررسی، ارزیابی و نقد حکایت ستمگران
منبع:
تربیت ۱۳۶۷شماره ۳۵
بومی سازی چارچوب مشترک زبانی اتحادیه اروپا برای آموزش الکترونیکی زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف بررسی مشخصات چارچوب مشترک زبانی اتحادیه اروپا برای آموزش الکترونیکی آزفا تدوین شده است که در بخش اول آن با رویکرد توصیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی به بررسی مشخصات اصلی چمزا و عوامل اثربخشی یادگیری الکترونیکی پرداخته ایم. برای این منظور از چک لیست های محقق ساخته استفاده شد. کلیه اسناد دست اول موجود در این دو حوزه به عنوان جامعه آماری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت و نتایج این بخش نشان داد که فردگرایی و توجه به استقلال زبان آموز، رویکرد نقشی - مفهومی و ارتباطی موجود در چمزا و وجود مقیاس های توصیفی چندگانه در قالب جدول مقیاس جهانی که به توصیف نتایج یادگیری و فعالیت های زبانی متناسب با سطوح مهارتی شش گانه می پردازند از مهم ترین مشخصات این چارچوب هستند که به ترتیب با عوامل فردی، اجتماعی و آموزشی - درسی اثرگذار در بهبود کیفیت یادگیری الکترونیکی منطبق هستند. نتایج بخش دوم نیز که با روش پیمایشی توافق محور دلفی انجام گرفت، نشان داد استفاده از این چارچوب به طور کلی و به ویژه در خصوص نقش ها و مفاهیم زبانی موجود در آن با توجه به نیاز آزفا برای وجود چارچوبی جهانی، برای استفاده در آموزش الکترونیکی این رشته بسیار مطلوب و موثر خواهد بود و در سطح جهانی برای گسترش زبان فارسی نتایج مفیدی به بار خواهد آورد.
رابطه بین هوش هیجانی و خودکارآمدی معلمان تربیت بدنی شهر بندرعباس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین هوش هیجانی و خود کارآمدی معلمان تربیت بدنی شهر بندر عباس بود. روش شناسی: روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع همبستگی بوده و به لحاظ هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری شامل دبیران تربیت بدنی مشغول به کار در مدارس شهر بندرعباس در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در سال تحصیلی (1393-1394) می باشد، که تعداد آنها برابر با 225 نفر بوده و براساس فرمول مورگان 142 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی خوشه ای در ناحیه یک و دو انتخاب شدند. از تعداد 142 پرسشنامه پخش شده 140 پرسشنامه برگشت داده شد. ابزار مورد نظر برای سنجش متغیرها، رگه هوش هیجانی و خودکارآمدی بود. پایایی خودکارآمدی و هوش هیجانی با استفاده ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 81/0 و 83/0 محاسبه شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری توسط نرم افزار 18 spss استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین هوش هیجانی(خودآگاهی، مهارت های اجتماعی، درک عواطف خود) با خودکارآمدی در معلمان تربیت بدنی شهر بندرعباس رابطه معناداری وجود داشت. همچنین مشخص شد، 3/27 درصد از تغییرات واریانس متغیر خودکارآمدی توسط، ابعاد هوش هیجانی( خوش بینی، خودآگاهی، درک عواطف خود و مهارت های اجتماعی) تبیین می شود. بحث و نتیجه گیری: بنابراین هوش هیجانی و خودکارآمدی بالای معلمان برای بهره برداری از فرصت های اندک و موجود و استفاده از روش های خلاقانه می تواند در جهت پیشبرد اهداف تربیت بدنی در آموزش و پرورش بسیار مهم و موثر باشد.
بررسی تربیت جنسی در دختران دارای روابط قبل از ازدواج (جنسی، عاطفی و یا عاطفی-جنسی): یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برقراری ارتباط با جنس مخالف بخش مهمی از زندگی انسان ها، به ویژه جوانان است؛ که عوامل متعددی از جمله تربیت جنسی، در میزان گرایش یا عدم گرایش به این گونه روابط تاثیرگذار هستند. هدف از این پژوهش، بررسی تربیت جنسی در دختران دارای روابط قبل از ازدواج بود. جامعه پژوهش دختران جوان ساکن در تهران بودند که تجربه روابط قبل از ازدواج با جنس مخالف ( اعم از جنسی، عاطفی و یا عاطفی-جنسی) را داشتند. نمونه ها شامل 12 دانشجوی دختر در گروه سنی 22-۲۸ و ساکن تهران در سال 1398-1400 و دارای چنین روابطی بودند و با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کلایزی استفاده شد. نتایج به شناسایی 2 مقوله اصلی، 7 مقوله فرعی و 20 مفهوم اولیه منجر شد. دو مقوله اصلی عبارتند از: عملکرد و نگرش خانواده در رابطه با تربیت جنسی و منابع اطلاعاتی اجتماعی- فرهنگی در رابطه با تربیت جنسی. پژوهش حاضر نشان داد عدم تربیت جنسی مناسب، چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم، افراد را به سمت برقراری رابطه با جنس مخالف در قبل از ازدواج سوق می دهد؛ بنابراین پیشنهاد می شود در مراکزی چون مهد کودک، مدارس و سرای محله ها جلساتی مبتنی بر ارائه تربیت جنسی به والدین و مربیان آموزشی صورت گیرد و شیوه های آموزشی مناسب و ارتقاء دهنده ای به آن ها اعمال گردد. همچنین، توصیه می شود به منظور جلوگیری از شیوع روزافزون روابط قبل از ازدواج، دانشگاه ها، خانواده ها، مسئولین و برنامه ریزان فرهنگی از برنامه های پیشگیرانه در این راستا استفاده نمایند.
همسرآزاری و رفتار خودکشی: مطالعه پیمایشی زنان اقدام کننده به خودکشی بستری در بخش مسمومین بیمارستان خورشید در سال 1394(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف :پدیده خودکشی از دیرباز توجه بسیاری از محققان را به خود جلب نموده، اما در ایران کمتر پژوهشی به نقش همسرآزاری در رفتار خودکشی توجه کرده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه احتمالی دفعات اقدام به خودکشی و همسرآزاری انجام شد. مواد و روش ها:در این مطالعه مقطعی- پیمایشی، 246 زن متأهل اقدام کننده به خودکشی که در سال 1394، در بخش مسمومین بیمارستان خورشید وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بستری شده بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند و به وسیله مقیاس Hudson مورد مصاحبه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون های 2c، t، ANOVA و رگرسیون خطی در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها:از بین متغیرهای مرتبط با سوء رفتار، طول مدت سوء رفتار، سابقه خشونت فیزیکی و شدت سوء رفتار غیر فیزیکی رابطه معنی داری با دفعات اقدام به خودکشی داشت. با هر واحد افزایش انحراف معیار سوء رفتار فیزیکی، 37/0 درصد شانس اقدام به خودکشی افزایش یافت. این رقم در مورد تأثیر خشونت غیر فیزیکی، 20/0 درصد برآورد گردید. این احتمال با طولانی شدن مدت سوء رفتار، 19/0 درصد افزایش پیدا کرد. نتیجه گیری:بدون شک همسرآزاری بسته به طول مدت و شدت آن، شانس اقدام به خودکشی را افزایش می دهد. اقدامات قانونی و اجتماعی برای پیشگیری از همسرآزاری می تواند باعث کاهش خطر اقدام به خودکشی شود.
اثر آموزش مهارت حل مسأله ابداعی بر تفکرخلاق، تفکرانتقادی، تفکرعلمی و خودکارآمدی دانشجویان علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، تحت شرایط بیوریتم فکری متفاوت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر آموزش مهارت حل مسأله ابداعی بر تفکرخلاق، تفکرعلمی، تفکرانتقادی و خودکارآمدی دانشجویان، تحت شرایط بیوریتم متفاوت انجام گرفت. برای این منظور نمونه ای به اندازه 120 نفر از دانشجویان دختر گروه علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز به دو روش نمونه گیری تصادفی و داوطلبانه انتخاب شدند که در نهایت به علت افت آزمودنی تعداد 116 نفر، در شش گروه شامل گروه آزمایش 2 و 1، گروه کنترل 2 و 1 و گروه پلاسیبو 2 و 1 مورد بررسی قرار گرفتند. در این تحقیق از طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد که متشکل از یک متغیر مستقلِ آموزش تریز، یک متغیر تعدیل کننده بیوریتم فکری و متغیرهای وابسته تفکرخلاق، انتقادی، علمی و خودکارآمدی بود. ابزار مورد استفاده برای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه مهارت های تفکرانتقادی کالیفرنیا فرم ب(1977)، آزمون خلاقیت دکتر عابدی(1373)، مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) و پرسشنامه تفکرعلمی لیانگ و همکاران(2006) بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان داد آموزش تریز تحت شرایط بیوریتم فکری بالا، باعث افزایش تفکرخلاق، تفکرانتقادی، تفکرعلمی و خودکارآمدی دانشجویان می شود. به عبارت دیگر درحالیکه آموزش تریز باعث افزایش ابعاد مختلف تفکر و خودکارآمدی می شود، بیوریتم فکری متفاوت(مثبت و منفی) باعث تعدیل آن می شود.
خنده یا گریه
حوزههای تخصصی: