فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۹۶۱ تا ۱۷٬۹۸۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
رابطه مطالبات و منابع شغلی با فرسودگی شغلی در پرستاران، نقش تعدیل کننده اهمال کاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هشتم مهر ۱۳۹۸ شماره ۷ (پیاپی ۴۰)
129-138
حوزههای تخصصی:
فرسودگی شغلی، سندرم استرس مرتبط با شغل است که به یکی از مشکلات مهم شاغلین حوزه بهداشت و سلامت تبدیل شده است. فرسودگی شغلی با کاهش بهزیستی شغلی و افزایش غیبت و بیماری های جسمانی مرتبط است. پرستاران به ویژه، به دلیل ویژگی های شغلی از قبیل: پیش بینی ناپذیری، محیط کاری شلوغ و تماس پیوسته با بیماری ها، آسیب ها و اتفاقات تروماتیک مختلف، نسبت به فرسودگی شغلی آسیب پذیرند. هدف از این پژوهش، بررسی نقش تعدیل کننده اهمال کاری در رابطه بین مطالبات و منابع شغلی با فرسودگی شغلی است. بدین منظور، تعداد 152 نفر (65 مرد، 74 زن) از پرستاران شاغل در هفت بیمارستان مشهد، که به صورت در دسترس انتخاب شده بود، در این پژوهش شرکت کردند و به پرسشنامه محتوای شغلی ( JCQ )، مقیاس فرسودگی شغلی ماسلاش ( MBI-HSS )، و مقیاس اهمال کاری ناب ( PPS ) پاسخ دادند. نتایج پژوهش نشان داد که بین مطالبات شغلی با فرسودگی شغلی همبستگی مثبت معنادار وجود دارد. بین منابع شغلی با فرسودگی شغلی نیز همبستگی منفی معنادار یافت شد. این یافته ها حاکی از آن است که مطالبات شغلی در مزمن شدن استرس شغلی پرستاران نقش مثبت ایفا می کنند و منابع شغلی از آن ها در برابر فرسودگی شغلی محافظت می کند. همچنین نتایج نشان داد که اهمال کاری در رابطه بین بعضی از ابعاد منابع شغلی با احساس ناکارآمدی، نقش تعدیل کننده دارد. این یافته ها نشان می دهد که رابطه بین مطالبات و منابع شغلی با فرسودگی شغلی خطی نیست و مطالبات فردی مانند اهمال کاری در این رابطه نقش تعدیل کننده ایفا می کنند. درنظر گرفتن مطالبات فردی در مدل های فرسودگی شغلی می تواند به اصلاح و بهبود راهکارهای موجود برای پیشگیری از فرسودگی شغلی بیانجامد
اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی به والدین بر نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روش آموزش والدین به شیوه بارکلی بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای در کودکان شهر شیراز بود. روش آن از نوع پژوهش های شبه تجربی و طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و جامعه آماری شامل 20 نفر از کودکان 7 تا 12 ساله بود که به دلیل مشکلات رفتاری به مرکز مشاوره آموزش و پرورش شهر شیراز معرفی شده و بر اساس مصاحبه بالینی و سیاهه علائم مرضی کودکان (گادو و اسپرافکین، 1994) با علائم اختلال نافرمانی مقابله ای تشخیص داده شده بودند. جامعه آماری به صورت نمونه برداری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش (10 نفر) و گواه (10 نفر) تقسیم شد. مادران گروه آزمایش به مدت 8 جلسه با استفاده از پروتکل بارکلی آموزش داده شدند و مرحله پیگیری به فاصله دو ماه پس از مداخله درمانی انجام شد. یافته ها با استفاده از تحلیل کوواریانس نشان داد که روش آموزش والدین به شیوه بارکلی بر کاهش نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان تأثیر معنا دار دارد. همچنین یافته ها در مرحله پیگیری نشان داد روش آموزش والدین به شیوه بارکلی در کنترل نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای کودکان مؤثر بوده است. نتایج حاصل نشان می دهد با آموزش مهارت های اجتماعی به والدین می توان میزان اختلال نافرمانی مقابله ای را در کودکان کاهش داد.
بررسی اثربخشی مدل شبیه سازی ذهن بر کاهش استرس و افزایش انعطاف پذیری شناختی بزرگسالان مبتلا به لکنت زبان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بسیاری از افراد دارای لکنت، استرس فراوانی را متحمل شده و انعطاف پذیری شناختی آنان نیز دچار نقص است. یکی از درمان های نوین مطرح شده در درمان لکنت و مشکلات همراه با آن، مدل شبیه سازی ذهن است. هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مدل شبیه سازی ذهن بر کاهش استرس و افزایش انعطاف پذیری شناختی افراد بزرگسال 40-20 ساله مبتلا به لکنت زبان است. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. تعداد 30 فرد مبتلا به لکنت مراجعه کننده به کلینیک توانمند سازان ذهن از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی تقی زاده و نیکخواه (1394) و پروتکل درمان مدل شبیه سازی ذهن (برگرفته از پکیج درمانی- آموزشی لکنت زبان تقی زاده) بود. ابتدا سطح پایه استرس و انعطاف پذیری شناختی افراد دو گروه اندازه گیری شد. سپس، گروه آزمایش به مدت 12 جلسه فردی و گروهی درمان مبتنی بر مدل شبیه سازی را دریافت کردند؛ درحالی که افراد گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. در آخر، بار دیگر میزان استرس و انعطاف پذیری شناختی افراد دو گروه مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری با کمک نرم افزار SPSS-23 انجام شد. یافته ها: پس از کنترل نمرات پیش آزمون گروه ها، یافته ها نشان داد درمان مبتنی بر مدل شبیه سازی ذهن در مقایسه با گروه کنترل، بر کاهش استرس (0.01> P ) و افزایش انعطاف پذیری شناختی (0.05> P ) افراد مبتلا به لکنت زبان مؤثر بوده است. نتیجه گیری: استفاده از مدل شبیه سازی ذهن می تواند از طریق توانمندسازی ذهن افراد، به گونه ای موثر لکنت زبان و مشکلات همراه با آن را در بزرگسالان درمان کند.
اثربخشی آموزش ابراز هیجانات کارآمد در کاهش نارضایتی زناشویی زنان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش ابراز هیجانات کارآمد به زنان در کاهش نارضایتی زناشویی آن ها انجام شد. نمونه ای متشکل از 34 آزمودنی زن بر اساس شکایت آن ها، مصاحبه تشخیصی و نمرات مربوط به پرسشنامهرضایتزناشوییانریچ (ENRICH) انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش در هشت جلسه آموزشی-مداخله ای « ابراز هیجانات کارآمد » شرکت کردند. نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که پس از اجرای برنامه آموزشی، هریک از دو گروه آزمایش و کنترل در نمره کل رضایت زناشویی و نیز در چهار مؤلّفه موضوعات شخصیتی، ارتباط زناشویی، حل تعارض و روابط جنسی متمایز بودند. بر این اساس می توان گفت ابراز هیجانات کارآمد می تواند سطح رضایت زناشویی را تا حد جالب توجهی افزایش دهد.
نقش واسطه ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و خودکارآمدی اجتماعی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و اضطراب اجتماعی در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: اضطراب اجتماعی یکی از عواملی است که در روند رشد اجتماعی افراد خلل ایجاد می کند، مطالعات متعددی رابطۀ بین طرحواره های ناسازگار اولیه و اضطراب اجتماعی را مورد تأیید قرار داده اند اما مسئلۀ اصلی این است، آیا راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و خودکارآمدی اجتماعی می توانند در رابطۀ بین طرحواره های ناسازگار اولیه و اضطراب اجتماعی نقش واسطه ای داشته باشند؟ هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و خودکارآمدی اجتماعی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و اضطراب اجتماعی در دختران نوجوان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر ایلام به تعداد 3822 نفر بود که در سال تحصیلی 400-99 مشغول به تحصیل بودند که از بین آنها 360 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان (لاجرکا و لوپز، 1998)، فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (یانگ، 1998)، فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و کرایج، 2006) و مقیاس خودکارآمدی برای موقعیت های اجتماعی (گودیانو و هربرت، 2003) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر و از نرم افزار های SPSS 24 و Amos 24 استفاده شد. یافته ها: تمامی اثرات مستقیم متغیر های پژوهش معنادار بودند (0/01 > P ) اما اثر مستقیم طرحواره محدودیت مختل بر اضطراب اجتماعی معنادار نبود (0/05 < P ). همچنین اثرات غیر مستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه بر اضطراب اجتماعی از طریق راهبرد های تنظیم شناختی هیجان (انطباقی و غیرانطباقی) و خودکارآمدی اجتماعی همگی معنادار بوده (0/05 > P ) و مدل پژوهش نیز از برازش مناسب برخوردار بود. نتیجه گیری: طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند با تأثیر بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و خودکارآمدی اجتماعی، سطوح اضطراب اجتماعی را در دختران نوجوان پیش بینی کنند. این پژوهش لزوم توجه بیشتر به بهداشت روانی نوجوانان از طریق انجام برنامه ریزی های جامع جهت توانمندسازی آنها و مداخلات به موقع را آشکار می سازد.
نقش خانواده در استقرار عادات مطلوب فرهنگی
منبع:
پیوند ۱۳۷۱ شماره ۱۵۸
حوزههای تخصصی:
هدایت نوجوان به سوی نماز
منبع:
پیوند ۱۳۷۱ شماره ۱۵۹
حوزههای تخصصی:
افکار گاندی در زمینه آموزش
منبع:
پیوند ۱۳۶۵ شماره ۸۵
حوزههای تخصصی:
تحلیل صورتبندی راوی شعر فروغ فرخزاد از اضطراب خانواده دنیای مدرن برمبنای نظریه موری بوون(مقاله کوتاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شاخه های هنر از جمله ادبیات همیشه حامل شوق ها و اضطراب های بشریست. یکی از این اضطراب ها تقابل کهنه و نو است که با برآمدن مدرنیته شدت گرفت. اضطراب مدرنیته به صورت شک، ابهام و تناقض در ادبیات نمود یافت و شخصیتی شکست خورده، منزوی و متردد، محور روایت های ادبی شد. در ادبیات مذکور، تصویر خانواده به دلیل تمایز یافتگی افراطی افراد آن، بصورت فضایی ناامن و خالی از روابط صمیمی در آمد. این وضعیت از اول قرن چهاردهم شمسی به آرامی وارد فضای شعر و داستان فارسی شد، تا هنوز هم کم وبیش ادامه دارد. غرض از این تحقیق علاوه بر انعکاس تجربه تاریخی ایرانی، نشان دادن ظرفیت و قابلیت متون ادبی بویژه ادبیات فارسی در راستای کمک رسانی به تببین نظریه های روان در مانی و مشاوره در تعامل درمانگر و درمان پذیر است. روش: روش تحقیق تلفیقی از نشانه شناسی روایی با نظریه نظامهای خانوادگی موری بوون است. به همین منظور ابتدا دلالت های هنری شعر رمزگشایی شده است سپس آن رمزگشایی، در خدمت عناصر تحلیلی نظریه موری بوون قرار گرفته است. یافته ها: شعر فروغ فرخزاد حاوی موضوعات متنوعی مبنی بر اضطراب دنیای مدرن است. یکی از نمونه های آشکار انعکاس اضطراب مدرنیته در نهاد خانواده، شعر «دلم برای باغچه می سوزد» است که در اوایل دهه چهل به روایت در آمده است. در این شعر، راوی با استفاده از شخصیت پردازی مستقیم و غیر مستقیم، عناصر هویتی ثابت و متغیر افراد را که منجر به جدایی آنها شده است در دو سطح زبانی و بصری به تصویر می کشد و خانواده ای مستاصل را معرفی می کند. نتیجه گیری با توجه به نظریه نظامهای خانوادگی موری بوون، نتیجه حاکی از آن است که افراد خانواده با تمامی تمایز یافتگی هویتی به «تفکیک خویشتن» در معنای اصطلاحی نظریه نرسیده اند. از طرفی دیگر قاعده «مثلث ها» که با وارد کردن دیگری سعی می کند اضطراب را کنترل کند، برای هیچ یک از اهالی خانواده اتفاق نیفتاده است به همین دلیل نظام خانوادگی از هم گسسته و افراد در کنار هم احساس تنهایی می کنند.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هجدهم تابستان (مرداد) ۱۳۹۸ شماره ۷۷
597-607
حوزههای تخصصی:
زمینه: تعارضات زناشویی سبب کاهش تاب آوری زوجین می شود. اما آیا درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی می توانند به بهبود تاب آوری زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره کمک کنند؟ هدف: این پژوهش با هدف بررسی مقایسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران انجام گرفت. روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1396 بود. در این پژوهش از روش نمونه گیری غیراحتمالی داوطلبانه و گمارش تصادفی استفاده شد. پس از انتخاب حجم نمونه و گمارش آنها در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه، گروه های آزمایش مداخلات درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز و استروساهل، 2010) و ایماگوتراپی (مورو و همکاران، 2016) را طی سه ماه به صورت هفته ای یک جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه تعارض زناشویی براتی و ثنایی (1375) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره مؤثر بود (0/001 p< ). همچنین تفاوت معناداری بین اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی بر تاب آوری زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره وجود نداشت (0/05 p> ). نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و ایماگوتراپی اثربخشی مشابهی بر تاب آوری زنان دارای تعارضات زناشویی داشتند و می توان از این دو روش جهت بهبود تاب آوری این زنان استفاده کرد.
بررسی رابطه کمال گرایی با اضطراب بیماری در بیماران گوارشی رفلاکس معده شهر میاندوآب
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بررسی رابطه کمالگرایی با اضطراب بیماری در بیماران گوارشی رفلاکس معده شهر میاندوآب پرداخته است. تحقیق حاضر از نظر هدف، بنیادی و از حیث روش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری تحقیق را کلیه بیماران گوارشی رفلاکس معده شهرستان میاندوآب تشکیل داده اند. که در سه ماهه اول سال 1395 به بیمارستان فاطمه الزهرا مراجعه کرده بوند و تعداد 180 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه کمال گرایی هیل و همکاران(2004)، پرسشنامه ى خود بیمارانگاری ایوانز روانشناختی کالیفرنیا استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و برای نرمال بودن از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، و آمار استنباطی شامل ضریب همبستگی و رگرسیون استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داد که بین کمالگرایی با اضطراب بیماری در بیماران گوارشی رفلاکس معده شهر میاندوآب رابطه مثبت ومعناداری وجود دارد (01/0 P<). بنابراین میتوان نتیجه گرفت که هر چقدر کمال گرایی بالا باشد اضطراب بیماری هم افزایش می یابد.
عشق پاک
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط بین سبک های فرزند پروری و مؤلفه های جمعیت شناختی والدین با تیپ های شخصیتی فرزندان آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: سبک های فرزند پروری والدین از عوامل مهم تأثیرگذار بر تربیت فرزندان و ویژگی های شخصیتی آنان است. اما مسئله اصلی این است که آیا بین سبک های فرزند پروری و مؤلفه های جمعیت شناختی والدین با تیپ های شخصیتی فرزندانشان رابطه وجود دارد؟ هدف: بررسی ارتباط بین سبک های فرزند پروری و مؤلفه های جمعیت شناختی والدین با تیپ های شخصیتی فرزندان آنها بود. روش: پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر تبریز (به همراه والدین آنها) در سال تحصیلی 1397-1396 بود. تعداد 324 نفر از دانش آموزان دختر و پسر (165 دختر و 165 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه شخصیت آیزنگ (1975) فرم مخصوص کودکان و نوجوانان و پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند (1971) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون خی دو و تحلیل واریانس چند متغیری انجام شد. یافته ها: روابط معناداری بین سبک فرزند پروری با تیپ شخصیتی فرزندان و سطح تحصیلات والدین وجود دارد (01 /0> p ). بین درآمد خانواده و تیپ شخصیتی فرزندان روابط معناداری وجود داشت (0/01> p ). بین نوع محل سکونت با تیپ شخصیتی فرزندان روابط معناداری وجود نداشت (01/ 0 > p ) و بین والدین زن و مرد در سبک های فرزند پروری تفاوت معناداری وجود ندارد (0/01< p ). نتیجه گیری: روش های تربیت قاطعانه، روش مناسبی برای تربیت و تکوین شخصیت فرزندان است. می توان برای تکوین شخصیت فرزندان از سبک های فرزند پروری والدینشان بهره برد.
ارزیابی تطبیقی میزان اثربخشی اقدامات کلینیک ها، کمپ ها و گروه های معتادین بی نام و ارائه مدلی کارآمد در کنترل و کاهش اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این تحقیق ارزیابی تطبیقی میزان اثربخشی اقدامات کلینیک ها، کمپ ها و گروه های معتادین بی نام و ارائه مدلی کارآمد در کنترل و کاهش اعتیاد بود. روش: به این منظور150 نفر از معتادان کلینیک ها، کمپ ها و گروه های معتادین بی نام شهر یزد (هرکدام 40 مرد و 10 زن) به روش کیفی و به شیوه مصاحبه عمیق مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد هرکدام از اقدامات کلینیک ها، کمپ ها و گروه های معتادین بی نام دارای نقاط ضعف و قوتی متفاوت هستند. نتیجه گیری: در درمان اعتیاد بایستی درمان خشک و درمان با متادون مورد توجه قرار گیرد و در هر دو شیوه ارتباط مستمر فرد معتاد با خانواده، لزوم مشارکت وی در فعالیت های مرکز ترک و ایجاد حس امنیت و اشتغال برای وی باید مدنظر قرار گیرد.
اثربخشی گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخاشگری و رفتار پرخطر نوجوانان پسر بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال دهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
59 - 70
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخاشگری و رفتار پرخطر نوجوانان پسر بی سرپرست انجام شد . روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. از بین مراکز نگهداری نوجوانان پسر بی سرپرست در سطح شهر مشهد، دو مرکز به صورت تصادفی انتخاب شد. پرسشنامه های پرخاشگری و رفتار پرخطر از اعضای این دو مرکز اخذ شد. افرادی که یک انحراف معیار بالاتر از میانگین بودند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ۱۶ نفر به عنوان گروه آزمایش و گروه کنترل انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزینی شدند. گروه آزمایش گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی را به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد و گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفت. در پایان از هر دو گروه پس آزمون اخذ شد. آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش پرخاشگری و رفتارهای پرخطر نوجوانان بی سرپرست از نظر آماری معنادار بود. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان یک درمان مؤثر، می تواند برای نوجوانان بی سرپرستی که به علت عدم شبکه حمایتی خانواده به رفتارهای پرخطر مانند بزهکاری و پرخاشگری فیزیکی و کلامی دچار هستند، مفید واقع شود.
پیش بینی افسردگی نوجوانی بر اساس استرسﻫای نوجوانی، تابﺁوری، سبکﻫای دلبستگی و روابط خانوادگی در دو گروه تک ﻓرزند و چند فرزند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : امروزه نوجوانان تک فرزند بخشی از جامعه را تشکیل می دهند و این سؤال در ذهن ایجاد می شود که آیا پیش بینی افسردگی در دو گروه تک فرزند و چند فرزند بر اساس متغیرهای پیش بین استرس، تاب آوری، سبک های دلبستگی و روابط خانوادگی، با هم تفاوت دارد؟ مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان تک فرزند و چند فرزند دبیرستانی بود. نمونه آماری مطالعه را 150 دانش آموز دختر و پسر شهر اصفهان از هر دو گروه تشکیل داد. داده ها به وسیله مقیاس افسردگی نوجوانی Kutcher (Kutcher Adolescent Depression Scale یا KADS)، پرسشﻧامه استرس نوجوانی (Adolescent Stress Questionnaire یا ASQ)، مقیاس تاب آوری Connor-Davidson (Connor-Davidson Resilience Scale یا CD-RISC)، پرسشﻧامه سبک دلبستگی Collins و Read و پرسشﻧامه روابط خانوادگی Olson و Barons جمع آوری گردید و سپس با استفاده از ضریب همبستگی Pearson و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در هر دو گروه، سبک دلبستگی اجتنابی، اضطرابی و استرس رابطه مثبت و معنی داری را با افسردگی نشان داد (050/0 > P). ارتباط منفی و معنی داری بین تاب آوری و افسردگی در گروه تک فرزند وجود داشت (050/0 > P)، اما این رابطه در گروه چند فرزند معنی دار نبود. در هیچ کدام از گروه ها رابطه معنی داری بین سبک دلبستگی ایمن و افسردگی مشاهده نگردید و در نهایت، پیش بینی افسردگی بر اساس متغیرهای پیش بین در گروه چند فرزند و تک فرزند با هم متفاوت بود؛ به طوری که تاب آوری و ارتباطات خانوادگی در بین تک فرزندان، عدم ابتلا به افسردگی را پیش بینی کرد؛ در حالی که در گروه چند فرزند، سبک دلبستگی اجتنابی ابتلا به افسردگی را پیش بینی نمود. نتیجه گیری: با توجه به متغیرهای پیش بین پژوهش حاضر، تک ﻓرزندی و چند فرزندی در پیش بینی افسردگی تفاوت ایجاد می کند.
بچه لوس
منبع:
پیوند ۱۳۶۲ شماره ۵۲
حوزههای تخصصی:
بررسی مقایسه ای سخت رویی و سلامت روان در سطوح مختلف دینداری در فرهنگیان
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی میزان سخت رویی و سلامت روان در سطوح مختلف دینداری در فرهنگیان شهرستان خوی انجام شده است. نمونه شامل 350 معلم مدارس ابتدایی، راهنمایی و متوسطه (178 نفر مرد و 172 زن) بود. روش تحقیق علی- مقایسه ای بود و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سلامت عمومی (28GHQ-)، زمینه یابی دیدگاه های شخصی کوباسا و پرسشنامه معبد گلزاری استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری و تحلیل واریانس دو راهه تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که سخت رویی و مؤلفه های آن (به غیر از چالش) در افراد دارای سطوح مختلف دینداری متفاوت است. افراد دارای دینداری سطح بالا نمره بالایی در کنترل و افراد دارای سطوح دینداری متوسط و بالا نمره بالایی در سخت رویی و مؤلفه تعهد داشتند. میزان سلامت روانی و مؤلفه های آن (افسردگی، اضطراب، علائم جسمانی و اختلال در کارکردهای اجتماعی) نیز در سطوح مختلف دینداری متفاوت بود. افراد دارای دینداری سطح بالا در علائم جسمانی، و افراد دارای سطح دینداری متوسط و بالا در افسردگی، اضطراب و اختلال در کارکرد اجتماعی نمره پایینی داشتند. نتایج این تحقیق بر کارکرد دین در ارتقای بهداشت روانی تأکید و اشارات ضمنی بر نقش مفاهیم دینی در ارتقای سلامت روانی کارکنان و روان درمانی دارد.
پرسش و پاسخ مشاور تربیت
منبع:
تربیت ۱۳۷۳ شماره ۹۰
حوزههای تخصصی: