فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۱۲۱ تا ۱۸٬۱۴۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف تعیین رابطه ی هوش اخلاقی مدیران با خادمیت آنان در مدارس شهرستان میاندوآب انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه مدیران مرد و زن مدارس ابتدایی و راهنمایی و متوسطه شهرستان میاندوآب به تعداد 179 نفر می باشد. نمونه ای به حجم 122نفر با استفاده از روش طبقه ای نسبتی و بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران انتخاب شد که 75 نفر مدیر مرد و 47 نفر مدیر زن را شامل می شود. به ازای خادمیت هر مدیر 3 نفر از دبیران مدارس تحت مدیریت وی نظر داده اند که جمعاً 366 نفر دبیر را شامل می شود. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه هوش اخلاقی و خادمیت استفاده شده است. روایی صوری و محتوایی و همبستگی درونی هر دو پرسشنامه توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. پایایی بدست آمده با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ، برای پرسشنامه هوش اخلاقی مدیران 92/0α= و پرسشنامه خادمیت مدیران 97/0 α= می باشد. پس از جمع آوری داده ها، با استفاده از نرم افزار SPSS، از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل و رگرسیون چندگانه استاندارد برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان دادند که بین هوش اخلاقی و مؤلفه های آن با خادمیت مدیران مدارس شهرستان میاندوآب رابطه ی مثبت و معنی داری وجود دارد. نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که از بین 4 مؤلفه هوش اخلاقی، دلسوزی پیش بینی کننده معتبری برای خادمیت مدیران مدارس شهرستان میاندوآب می باشد. نتایج حاصل شده از اجرای آزمون t مستقل نشان داد که بین میزان هوش اخلاقی و خادمیت مدیران مرد و زن مدارس شهرستان میاندوآب تفاوت معنی داری وجود ندارد.
رابطه بین نارسائی کنش های اجرایی با اعتیاد به اینترنت: نقش میانجی گری دشواری تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم شهریور ۱۴۰۰ شماره ۶ (پیاپی ۶۳)
139-150
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی گری دشواری تنظیم هیجان در رابطه بین نارسائی کنش های اجرایی و اعتیاد به اینترنت انجام گرفت. طرح پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل بزرگسالان ایرانی بودند که از میان آن ها 400 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ ( IAT ) ، مقیاس نارسایی کنش های اجرایی بارکلی ( BDEFS ) و دشواری تنظیم هیجان گرتز و روئمر ( DERS ) جمع آوری شدند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که مدل مفروض برازش مطلوبی دارد. در این مدل نارسائی کنش های اجرایی رابطه مستقیم و معناداری با دشواری تنظیم هیجان داشت ( P<0.01 )، نارسائی کنش های اجرایی و دشواری تنظیم هیجان رابطه مستقیم و معناداری با اعتیاد به اینترنت داشتند ( P<0.01 )؛ و همچنین دشواری تنظیم هیجان به طور معنی داری بین نارسائی کنش های اجرایی و اعتیاد به اینترنت نقش میانجی دارد (217/0 = β ؛001/0 p= ). بنابراین بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان گفت که نارسائی کنش های اجرایی از طریق دشواری تنظیم هیجان، اعتیاد به اینترنت را پیش بینی می کند.
آثار ارزیابی شناختی و سرکوبگری هیجانی بر واکنشهای عصبی خودکار بر اساس حساسیت پردازش حسی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر راهبردهای تنظیم هیجان ارزیابی شناختی و سرکوبگری هیجانی بر واکنش های عصبی خودکار بر اساس ابعاد حساسیت پردازش حسی بالا و حساسیت پردازش حسی پایین در دانشجویان بود . مواد و روش ها به این منظور، ابتدا 500 نفر از دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان از طریق نمونه گیری طبقه ای از دانشکده ها انتخاب شدند.پس از تحلیل نتایج اولیه 45 نفر از آنان بر اساس نمرات انتهایی توزیع ( Z استاندارد) در مقیاس حساسیت پردازش حسی انتخاب شدند و در نهایت به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، شرکت کنندگان برای سنجش واکنش های عصبی خودکار تحت شرایط مشاهده معمولی، ارزیابی شناختی و سرکوبگری هیجانی مطالعه شدند. برای بررسی نتایج پژوهش، داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار spss 22 و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره، کوواریانس تک متغیره و آزمون های تعقیبی تحلیل شدند . یافته ها نتایج نشان داد که بین سه گروه آزمودنی بر اساس ابعاد تنظیم هیجان و حساسیت پردازش حسی تفاوت معناداری در ابعاد واکنش های عصبی خودکار وجود دارد؛ گروه با حساسیت پردازش حسی بالا ( HSP ) میزان ضربان قلب بالاتر و فشار خون سیستولیک بیشتری داشتند.در حالت مشاهده معمولی، سرکوبگری و ارزیابی شناختی، میزان فشار دیاستولیک در مقایسه با حالت پایه پایین تر بود. سرکوبگری و ارزیابی شناختی در مقایسه با مشاهده معمولی کاهش فشار دیاستولیک را در پی داشت و نیز نشان دهنده میزان بالاتر ضربان قلب در حالات پایه در مقایسه با مشاهده معمولی بود نتیجه گیری استفاده از ارزیابی شناختی و سرکوبگری در مقایسه با حالت مشاهده معمولی موجب افزایش ضربان قلب شد. بنابراین ارزیابی شناختی و سرکوبگری به عنوان راهبرد تنظیم هیجان می تواند در تعامل با ویژگی های شخصیتی مرتبط با حساسیت پردازش حسی باشد و همچنین به اثرگذاری بر واکنش های فیزیولوژیک منجر شود
تاثیر آموزش برنامه حل مسئله محور بر مشکلات رفتاری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش حل مسئله محور بر مشکلات رفتاری دانش آموزان انجام شد. طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون - پیگیری با گروه گواه بود. تعداد 120 دانش آموز با میانگین سن و پایه تحصیلی به ترتیب 11 و 5 ، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و با انتساب تصادفی به دو گروه آزمایشی (60 نفر) و گواه (60 نفر) تقسیم شدند. پس از 10 جلسه آموزش یک ساعته به والدین و معلمان، گروه آزمایشی به مدت سه ماه تحت آموزش برنامه حل مسئله خانواده/ مدرسه محور قرار گرفتند، برای جمع آوری داده ها در سه فرم دانش آموزان، والدین و معلمان از مقیاس درجه بندی مشکلات رفتاری (گرشام و الیوت،1990) استفاده شد. طبق گزارش دانش آموزان، والدین و معلمان در سه مرحله پیش آزمون- پس آزمون (فاصله سه ماهه) و پیگیری (فاصله یک ماهه) نشان داد در گروه آزمایشی بین نمرات پیش آزمون- پس آزمون در زیر مقیاس های مشکلات رفتاری تفاوت معناداری وجود داشت، اما بین نمرات پس آزمون - پیگیری در زیر مقیاس های مشکلات رفتاری تفاوت معنادار نبود. بنابراین آموزش حل مسئله خانواده/ مدرسه محور بر مشکلات رفتاری دانش آموزان اثربخش است و آموزش حل مسئله به عنوان یک برنامه پیشگیرانه از اهمیت فراوانی برخوردار است.
تاثیر روش آموزش دیویس بر مهارت های خواندن و خلاقیت دانش آموزان نارساخوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره پنجم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
170-180
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : نارساخوانی، از شایع ترین انواع اختلال یادگیری است. کودکان نارساخوان با وجود داشتن بهره هوشی بهنجار، دریافت آموزش کافی، نداشتن مشکلات بینایی و شنوایی قادر به یادگیری خواندن حروف و کلمات از طریق آموزش در مدارس آموزش عمومی نیستند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی روش آموزش دیویس بر میزان مهارت خواندن و افزایش خلاقیت در دانش آموزان نارساخوان پسر پایه دوم و سوم دبستان انجام شد. روش : این پژوهش از نوع آزمایشی، طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان نارساخوان دوره ابتدایی شهر کرمان در سال تحصیلی 95-94 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 30 دانش آموز انتخاب، سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر کدام 15 نفر) جایدهی شدند. به منظور گردآوری داده ها از آزمون هوش ریون کودکان (رحمانی و عابدی،1383)، آزمون خواندن نما (کرمی نوری و مرادی،1387) و آزمون خلاقیت تورنس (1387) فرم تصویری A و B استفاده شد. ابتدا این آزمون ها در هر دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد، سپس روش آموزش دیویس بر روی دانش آموزان گروه آزمایش در 15 جلسه 45 دقیقه ای به کار گرفته شد. در پایان مجدداً آزمون خواندن نما وخلاقیت تورنس فرم B بر روی هر دو گروه اجرا شد. داده های به دست آمده با ساتفاده از آزمون تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که بین میزان مهارت خواندن دانش آموزان در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد. (0/01 .(P < همچنین بین خلاقیت دو گروه نیز تفاوت معناداراست (0/05 P < ). نتیجه گیری: بر اساس این یافته روش آموزش دیویس موجب بهبود مهارت های خواندن و خلاقیت در دانش آموزان نارساخوان می شود.
مشاور تربیت: پرسش و پاسخ
منبع:
تربیت ۱۳۷۴ شماره ۱۰۱
حوزههای تخصصی:
نوستالژی و هویت اخلاقی: یک مدل تسهیل گر
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رویکرد نوین فضیلت گرایی اخلاقی، بر خصایص درونی شخص یعنی فضایل و انگیزه ها تمرکز می کند و نقش عواطف را از حیث ادراکی و ترغیبی پررنگ می سازد. هدف: هدف از پژوهش حاضر یافتن راهی برای تسهیل فضایل اخلاقی در هویت فرد از طریق تمرکز بر قابلیت های هیجان نوستالژی بود. مسئله پژوهش حاضر این است که نوستالژی به عنوان یک هیجان نا اخلاقی چه ربطی در اهمیت یافتن فضایل هویت اخلاقی دارد. روش: پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز بود و ۲۰۱ دانشجو در این تحقیق مشارکت داشت. مشارکت کنندگان به آزمون پژواک رویداد وایدشات و همکاران (۲۰۰۶)، پرسشنامه ی نوستالژی باچو (۱۹۹۵) و پرسشنامه اهمیت خویشتن اخلاقی آکویینو و رید (۲۰۰۲) پاسخ دادند. از نرم افزار SPSS ورژن ۱۹ و Amos ۱۹ و از حسابگر پایایی ترکیبی مطابق با فرمول رایکو (۱۹۹۷) استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد نوستالژی گرایی پیش بینی کننده ی معنادار هر دو بعد درونی سازی و نماد سازی بود. نتیجه گیری: مطابق با نتایج به دست آمده، نوستالژی گرایی پیش بینی کننده ی مثبت برای درونی شدن ارزش های اخلاقی در خودپنداره ی فرد است و هم پیش بینی کننده ی بازنمایی و وانمود اجتماعی خود به عنوان کسی که حامل برخی از ارزش هاست. تجربه ی نوستالژی همراه است با نوعی نظم بخشی هیجانی و اهمیت یافتن دیگری در زندگی شخص. این تجربه احتمالاً از طریق یکپارچه سازی و انسجام بخشی به خود و گشودگی به دیگری، نیرومند شدن هویت اخلاقی را تسهیل می کند.
فراتحلیل کیفی مقالات پژوهشی حوزه «تعامل والد-نوجوان»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به شناختی کیفی پیرامون آن دسته از مقالات علمی سامان یافته است که طی حدود دو دهه اخیر به طور مستقیم یا غیرمستقیم به مسئله «تعامل والد-نوجوان» در جامعه ایرانی پرداخته اند. در این راستا، فراتحلیل کیفی مقالات این حوزه در دو بعد روش شناختی و محتوایی بر روی 56 مقاله اجرا شد که از بانک های مقالات علمی استخراج گردیده بودند. طبق نتایج این پژوهش، بیش از 93% از پژوهش ها با هدف تبیین و تنها 7% با هدف توصیفِ پدیده ای به نام «تعامل والد-نوجوان» به پژوهش پرداخته اند. هم چنین بیش از 50% از مقالات یادشده، جامعه آماری مورد پژوهش خود را شهرهای تهران، مشهد، شیراز و اصفهان اعلام کرده و نیز تعداد مقالاتی که تنها بر روی دختران نوجوان کار کرده اند تقریباً پنج برابرِ آن هایی است که بر روی پسران نوجوان کار کرده اند. درنتیجه به نظر می رسد شاهد نوعی سوگیری این مطالعات به سوی نوجوانان دختر در شهرهای بزرگ ایران هستیم. همچنین تحلیل محتوای کلیدواژه های مقالات، در بعد محتوایی، حاکی از این است که تنها 6% از پژوهش ها به ابعاد اجتماعی تأثیرگذار بر «تعامل والد-نوجوان» پرداخته اند و حدود 40% از پژوهش ها نیز نوجوانی را وضعیتی آسیب شناختی در نظر گرفته اند که توسط مداخله تربیتی والدین بایستی مرتفع گردد. در نهایت ضمن بحث درباره ی پیش آیندها و پس آیندهای «تعامل والد-نوجوان»، انتقاداتی به رویه حاکم بر مقالات این حوزه صورت گرفت و پیشنهاداتی جهت رفع این مشکلات ارائه گردید.
مروری بر اثربخشی قصه گویی در ارتقای سلامت روان کودکان
حوزههای تخصصی:
قصه گویی به عنوان روشی غیرمستقیم به منظور فراهم کردن چارچوبی برای آموزش و ارتقاء درک خود، کارآیی و تجربیات متحد سازی، در کودکان و نوجوانان نقش دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی قصه گویی بر ارتقای سلامت روان کودکان 4 تا 10 بود. روش الهام بخش این مطالعه با استفاده از کلیدواژه های سلامت روان، قصه گویی و کودکان در پایگاه های اطلاعاتی فارسی و انگلیسی نظیر ایران داک، ایران مدکس، سید، مگ ایران، گوگل اسکالر و ساینس دایرکت، بین سال های 1385 تا 1398 صورت پذیرفت؛ که از میان آن ها 89 مقاله مرتبط بررسی و انتخاب شد. معیارهای سلامت روانی در چهار حوزه ی شناختی، ارتباطی، مدیریتی و بدنی جدا و طبقه بندی شدند. مطابق تجزیه وتحلیل یافته ها بیشترین میزان تطابق در مقاله ها مهارت های زندگی (22 درصد) و انواع حمایت ها (19 درصد) معرفی شدند. بااطلاع کافی از معیارهای سلامت روان و تأثیر خواندن داستان بر روی این شاخص ها می توان بسته های علمی- آموزشی برای پیشگیری و مداخله های درمانی در کودکان استفاده کرد. سازمان های ذی ربط نظیر آموزش وپرورش و حوزه سلامت می توانند از نتایج این پژوهش در برنامه ریزی و اجرایی کردن چنین برنامه های استفاده کنند.
احیای خانواده بازگشت به نظام عقیدتی آن
منبع:
پیوند ۱۳۸۷ شماره ۳۵۲
حوزههای تخصصی:
فرزندپروری اخلاق محور: تعریف، مبانی و اصول تربیتی مبتنی بر آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۹ پاییز ۱۳۹۹ شماره ۷۵
290-326
حوزههای تخصصی:
اهداف : تخلق به اخلاقیات یعنی پایداری دائمی به صفات اخلاقی نیکو به صورت "منش" در انسان کاری است که در آموزش صرف اخلاق نمی توان به آن دست یافت. بنابراین دست یابی به تعریفی از تربیت اخلاق محور و مبانی و اصول مترتب بر آن به منظور کاربرد در عرصه فرزندپروری هدف این پژوهش است. روش: بدین منظور با رویکرد تحقیق هرمنوتیک در مرحله اول به بررسی مبانی و اصول تربیت اخلاق محور مبتنی بر آرای علامه طباطبایی پرداخته شد و در گام بعدی ملاحظات کاربردی آن در فرایند فرزندپروری اخلاق محور تبیین گشت. یافته ها: یافته ها نشان داد مبانی تربیت اخلاق محور در 5 محور ایجابی شامل "ثبات اخلاقی" (با دو اصل ملکه ساختن صفات خُلقی و ایجاد نگرش توحیدی)، "سرایت فعلی" (با اصل اعتدال)، "عالمیت" (با دو اصل علم تعقلی و علم توحیدی)، "عاملیت" (با دو اصل اراده و حقانیت) و "انگیزش" (با سه اصل برانگیختگی انسانی، توحیدی و حُبی) و 2 محور زمینه ای شامل "وراثت اخلاق" (با دو اصل اصلاح زمینه های وراثتی و رعایت تفاوت های استعدادی) و "سرایت محیطی اخلاق" (با دو اصل اصلاح بستر محیطی و رعایت الگوی تربیتی) قابل تبیین هستند که مبتنی بر آن می توان در فرایند فرزند پروری با محوریت تربیت منش به کار بسته شود. نتیجه گیری: فرزندپروری اخلاق محور رویکردی نوین در عرصه آموزش والدین است که در آن از طریق تمرکز بر رشد مولفه های شناخت، عاطفه و اراده اخلاقی در کودکان، زمینه تحقق اهداف تربیتی انسان هایی با منش اخلاقی را فراهم می کند.
نقش استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در هویت اجتماعی و رابطه معلم و شاگرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال اول پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
77 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی نقش استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی در هویت اجتماعی و رابطه معلم و شاگرد است. مطالعه حاضر یک پژوهش مقطعی با رویکرد توصیفی تحلیلی بود که به صورت پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه در استان خراسان جنوبی بودند که در سال تحصیلی 1398-1397 مشغول به تحصیل بودند. نمونه گیری به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انجام شد. ابتدا در هر شهرستان به روش خوشه ای، چند مدرسه متوسطه اول به صورت تصادفی انتخاب شد، سپس بعد از دریافت مجوز، با مراجعه به دفتر آموزش هر مدرسه و بر اساس لیست دانش آموزان، افراد به روش نمونه گیری طبقه ای و به صورت تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. حجم نمونه پژوهش برابر با 200 نفر می باشد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه استاندارد استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی شی، لو، یانگ، لی و کای (2014)، پرسشنامه رابطه معلم- شاگرد مورای و زوویچ (2010) و پرسشنامه هویت اجتماعی کاروانی (2014) بود. برای سنجش همبستگی متغیرها در صورت برقراری فرض نرمالیتی از معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با هویت ملی، قومی، مذهبی و جهانی دانش آموزان دختر متوسطه اول استان خراسان جنوبی ارتباط مثبت و معنی داری دارد. همچنین بین استفاده از شبکه های اجتماعی و رابطه معلم- شاگرد رابطه معناداری وجود دارد
پیش بینی نارسیسیزم آسیب شناختی بر اساس آسیب های دوران کودکی و به واسطه نقص در شفقت خود و احساس شرم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: به رغم پیشینه طولانی مطالعات بالینی و همچنین مطالعات اخیر تجربی در زمینه نارسیسیزم آسیب شناختی، این پدیده همچنان یک وضعیت گیج کننده و متناقض باقی مانده است، لذا پژوهش در زمینه عوامل پیش بینی کننده آن می تواند تا حدودی به شناخت ما از این پدیده روانشناختی کمک کند. آسیب های دوران کودکی یک عامل خطر مهم برای شکل گیری نارسیسیزم آسیب شناختی در بزرگسالی هستند، اما مطالعات اندکی در زمینه چگونگی این ارتباط وجود دارد. هدف: هدف مطالعه حاضر پیش بینی نارسیسیزم آسیب شناختی بر اساس آسیب های دوران کودکی و به واسطه نقص در شفقت خود و احساس شرم بود. روش: این مطالعه توصیفی بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود، جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه های شهید بهشتی، تهران و خوارزمی در سال 98-1397 بود که تعداد 340 نفر بر اساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های خودشیفتگی مرضی پینکاس و همکاران (2009)، ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003)، شفقت خود نف (2003) و عاطفه خودآگاه-3 تانگنی (1998) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آسیب های دوران کودکی به صورت منفی بر شفقت خود، شفقت خود به صورت منفی بر احساس شرم و احساس شرم به صورت مثبت بر نارسیسیزم آسیب شناختی اثر دارند که این روابط همگی معنی دار بودند (0/001 p< )، از سوی دیگر نتایج آزمون مدل نشان داد که شفقت خود و احساس شرم در روابط بین آسیب های دوران کودکی و نارسیسیزم آسیب شناختی نقش واسطه را دارند و در نهایت مدل پیشنهادی این مطالعه با مدل آزمون شده دارای برازش مناسب بود. نتیجه گیری: نقص در شفقت خود و احساس شرم نقش کلیدی در رابطه بین آسیب های دوران کودکی و نارسیسیزم آسیب شناختی دارند، لذا توجه به این متغیرها هم در حیطه پیش گیری و هم در حیطه درمان حائز اهمیت است.
راه های یک مطالعه موفق
حوزههای تخصصی:
"خانواده در کشورهای دیگر: پاکستان "
منبع:
مکتب مام ۱۳۵۱ شماره ۳۸
حوزههای تخصصی:
مقایسه نیمرخ روانی - تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی قلدر و عادی: بررسی قلدری، ویژگی های شخصیتی، خود کارآمدی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی
منبع:
مطالعات و تحقیقات در علوم رفتاری سال سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶
264 - 250
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه نیمرخ روانی - تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی قلدر و عادی در تبریز انجام شد. روش پژوهش از نوع علّی - مقایسه ای بوده که به شیوه نمونه گیری خوشه ای ۳۸۴ دانش آموز پایه دوم دبیرستان انتخاب شد. شرکت کنندگان در این پژوهش پرسشنامه های قلدر- قربانی اولویوس، مورگان و جینکز، یسن چن و شخصیت نئو را تکمیل نمودند و از معدل نیمسال آنان برای سنجش پیشرفت تحصیلی استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره MANOVA)) استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که میان دو گروه دانش آموزان دبیرستانی قلدر و عادی از بین متغیرهای تحصیلی: خود کارآمدی تحصیلی، پیشرفت تحصیلی و در ویژگی های شخصیتی عامل های با وجدان بودن، توافق پذیری تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 P<). دانش آموزان عادی عملکرد تحصیلی بهتری نسبت به دانش آموزان قلدر داشتند و میانگین نمرات دانش آموزان قلدر در عامل های روان رنجوری بیشتر از دانش آموزان عادی بود. نتایج نشان داد قلدری در دانش آموزان پیامدهای شخصیتی و تحصیلی ناگواری را برای آن ها در مقایسه با دانش آموزان عادی به همراه دارد با توجه به یافته ها باید تمهیدات ویژه ای از نظر روانی و آموزشی برای دانش آموزان با رفتار قلدری در نظر گرفته شود.
رابطه ها: نوه ها و مادر بزرگها
منبع:
پیوند ۱۳۷۸ شماره ۲۳۵
روشهای تغییر رفتار
منبع:
پیوند ۱۳۷۱ شماره ۱۵۸
حوزههای تخصصی: