فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۱۶۱ تا ۱۸٬۱۸۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی نقش اهداف پیشرفت، باورهای معرفت شناختی، کیفیت تجارب یادگیری با اهمال کاری تحصیلی در دانشجویان انجام شد. نوع پژوهش توصیفی همبستگی بود.جامعه آماری شامل 9218 نفر دانشجوی کارشناسی دانشگاه یزد بود. که از این جامعه نمونه ای با حجم 400 نفر (189پسر و211 دختر) به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم ، اهداف پیشرفت الیوت و مک گریگور ، باورهای معرفت شناختی شومر و کیفیت تجارب یادگیری نیومن استفاده شد. تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون چندگانة همزمان صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که فقط متغیرهای اهداف پیشرفت پیش بینی کننده معنادار اهمال کاری تحصیلی دانشجویان هستند. ضرایب بتا نشان می دهد که دو متغیر اهداف تسلط/ اجتنابی و عملکرد/ گرایشی در تبیین و پیش بینی نمره کل اهمال کاری به صورت معکوس نقش دارند. این در حالی است که ضریب بتا برای متغیر هدف عملکرد/ اجتنابی نشان داد که این متغیر در تبیین و پیش بینی نمره کل اهمال کاری به صورت مستقیم نقش دارد.
تأثیر مؤلفه های پدیده ی جهانی شدن بر برنامه های درسی تعلیمات اجتماعی دوره راهنمایی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای برنامه های درسی تعلیمات اجتماعی دوره ی راهنمایی بر مبنای مؤلفه های پدیده جهانی شدن انجام گرفت و مؤلفه های پژوهش شامل آموزش شهروندی، آموزش چند فرهنگی، آموزش صلح، آموزش محیط زیست و آموزش سلامت بودند. بدین ترتیب در این پژوهش کتاب های درسی تعلیمات اجتماعی دوره راهنمایی به عنوان مهم ترین منبع آموزشی مورد تحلیل قرار گرفت تا مشخص شود که تا چه حد در راستای مؤلفه های آموزش جهانی حرکت کردند. روش مورد استفاده در تحلیل محتوای پژوهش آنتروپی شانون و نیز تحلیل کیفی بوده و واحد تحلیل نیز صفحات (متن، پرسش ها، تمرین ها و تصاویر) در مجموع 232 صفحه از کتاب تعلیمات اجتماعی دوره راهنمایی را شامل می شدند و جامعه آماری کتاب های درسی تعلیمات اجتماعی دوره راهنمایی شامل سه جلد کتاب در سال 1390-1389 با عنوان تعلیمات اجتماعی بود و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان
می دهدکه به هر چهار مؤلفه آموزش جهانی یعنی آموزش شهروندی (227/0) و آموزش سلامت (226/0)، آموزش چند فرهنگی (205/0) و آموزش صلح (205/0) به یک نسبت پرداخته شده بود و این در حالی بود که به مؤلفه آموزش محیط زیست (135/0) در حد کم پرداخته شده بود.
اثربخشی توحید درمانی بر بهبود کنش های اجرایی و کاهش پرخاشگری زندانیان مبتلا به اختلال شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال یازدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۴۱
61 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی توحید درمانی بر بهبود نارسایی کنش های اجرایی و کاهش پرخاشگری مجرمین زندانی مبتلا به اختلال شخصیت بود. روش پژوهش شبه آزمایشی است که در آن از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شده است. روش پژوهش حاضر جامعه موردمطالعه ی این پژوهش مردان زندانی یکی از واحدهای مشاوره زندان مرکزی شهر مشهد بودند (408 نفر). از میان آن ها 30 نفر که ملاک های ورود را دارا بودند، به صورت در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) گمارده شدند و در پایان مداخله داده های 21 نفر (12 نفر گروه آزمایش و 9 نفر گروه کنترل) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. ابزارهای پژوهش حاضر پرسشنامه چند محوری شخصیتی میلون 3، مقیاس نارسایی کنش های اجرایی بارکلی و پرسشنامه پرخاشگری بأس و پری بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که توحید درمانی منجر به بهبود در کنش های اجرایی و کاهش پرخاشگری شد؛ بنابراین، با توجه به نتایج پژوهش می توان بیان کرد که توجه به مشکلات روان شناختی زندانیان امری ضروری است و توحید درمانی می تواند در بهبود مشکلات روان شناختی زندانیان نقش زیادی داشته باشند.
پیش بینی فرسودگی تحصیلی بر اساس نشانه های وسواس فکری-عملی و اهمال کاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: فرسودگی تحصیلی در دانشجویان با افت عملکرد تحصیلی آنان توأم است. عملکرد تحصیلی مطلوب از جمله شاخص های یک دانشگاه و دانشجوی موفق است، لذا بررسی متغیرهای پیش بینی کننده فرسودگی تحصیلی سزاوار توجه می باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش وسواس فکری- عملی و اهمال کاری در پیش بینی فرسودگی تحصیلی بود. روش کار: پژوهش حاضر همبستگی از نوع پیش بین بود. جامعه آماری، تمامی دانشجویان کارشناسی فنی- مهندسی دانشگاه الزهرا بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 132 دانشجو بود. در این پژوهش، از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی مسلش (شوفلی و همکاران، 2002)، پرسشنامه تجدید نظر شده وسواس فکری- عملی (فوآ و همکاران، 2002) و مقیاس اهمال کاری تاکمن (تاکمن، 1991) استفاده شد. داده های به دست آمده به کمک نرم افزار SPSS نسخه 24 و با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین اهمال کاری و تمامی مؤلفه های فرسودگی تحصیلی (خستگی هیجانی، بی علاقگی تحصیلی و ناکارآمدی تحصیلی) رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد وسواس فکری- عملی، مؤلفه های شست و شو، وسواس فکری و خنثی سازی ذهنی با تمامی مؤلفه های فرسودگی تحصیلی رابطه مثبت معنی داری دارند. درحالی که بین مؤلفه های وارسی کردن، احتکار و تمامی مؤلفه های فرسودگی تحصیلی رابطه معنی داری به دست نیامد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که وسواس فکری- عملی و اهمال کاری می توانند به طور معنی داری تمامی مؤلفه های فرسودگی تحصیلی را پیش بینی کنند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر برای نخستین بار نقش نشانه های وسواس فکری- عملی را در تبیین پدیده فرسودگی تحصیلی نشان داد.
رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با رضایت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت (برونگردی، مقبولیت، گشودگی نسبت به تجربه، وظیفه شناسی و نورزگرایی) و رضامندی زناشویی بود. در این مطالعه از فرم کوتاه سیاهة نئو (کاستا و مک کرا، 1992) و پرسشنامة رضایت زناشویی انریچ (السون، 1994) بهره گرفته شد. نمونة این پژوهش را 100 زوج (200 نفر) تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از بین مراکز آموزش عالی سطح شهر تهران انتخاب شدند. نتایج نشان دادند که رضایت زناشویی با عوامل وظیفه شناسی و مقبولیت، همبستگی مثبت و با نورزگرایی، همبستگی منفی دارد. نتایج رگرسیون ساده حاکی از آن بود که دو عامل وظیفه شناسی (به طور مثبت) و نورزگرایی (به طور منفی) رضایت زناشویی را پیش بینی می کنند. براساس یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود که در رضایت زناشویی، به دو عامل وظیفه شناسی و نورزگرایی، توجه بیشتری معطوف شود.
آسیب شناسی مطالعه در دانش آموزان و شیوه های کنترل آن (7)
منبع:
پیوند ۱۳۸۱ شماره ۲۷۶
حوزههای تخصصی:
مشاوره و راهنمایی در اسلام
بررسی و مقایسه ی سازگاری عاطفی، اجتماعی، آموزشی، خودتنظیمی و اضطراب امتحان دانش آموزان پسرتیزهوش و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه ی سازگاری عاطفی، اجتماعی، آموزشی، خودتنظیمی و اضطراب امتحان دانش آموزان پسر تیزهوش و عادی شهر خرم آباد انجام شده است. جامعه آماری عبارت بودند از کلیه دانش آموزان پسر تیزهوش و عادی شهر خرم آباد که در سال تحصیلی 97-96 مشغول به تحصیل بودند، به روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین دانش آموزان مدرسه استعدادهای درخشان شهر خرم آباد تعداد 206 نفر انتخاب و برابر با همین گروه به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای از بین مدارس عادی پسرانه شهر خرم آباد نیز تعداد 206 نفر انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه های سازگاری دانش آموزان سینها و سینگ، پرسشنامه خود تنظیمی در یادگیری دانش آموزان زیمرمن و مارتینز پونز و پرسشنامه اضطراب امتحان اهواز استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند راهه(مانوا) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دو گروه دانش آموزان تیزهوش و عادی از لحاظ سازگاری عاطفی، خودتنظیمی و اضطراب امتحان دارای تفاوت معنی داری می باشند ( p<0/05 ). با نگاهی به میانگین های گروه ها، نتایج حاکی از آن است که گروه دانش آموزان عادی از میزان سازگاری عاطفی بالاتر و اضطراب امتحان پایین تری برخوردارند، ولی دانش آموزان تیزهوش سازگاری عاطفی پایین تر و اضطراب امتحان بیشتری دارند، در متغیر خودتنظیمی دانش آموزان تیزهوش از میانگین بالاتری نسبت به دانش آموزان عادی برخوردارند( p<0/01 ). ولی بین سازگاری اجتماعی و آموزشی دو گروه تفاوت معنی داری به دست نیامد.
اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر کاهش دلزدگی زناشویی و نارسایی هیجانی زوجین در شرف طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضرتعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر کاهش سطح دلزدگی زناشویی و نارسایی هیجانی زوجین در شرف طلاق بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود که بر روی زنان مراجعه کننده به مرکز مداخله در بحران منطقه 2 تهران انجام شد. با استفاده از ملاک های ورود و خروج، تعداد 30 نفر زن واجد شرایط ورود به مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. قبل از شروع آموزش، از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد و از آنان درخواست شد تا مقیاس های دلزدگی زناشویی پایینز و نارسایی هیجانی تورنتو را تکمیل نمایند. سپس گروه آزمایش تحت آموزش تنظیم هیجان قرار گرفت. جلسات آموزش برای گروه آزمایش به صورت هفته ای یک جلسه (60 دقیقه) و به مدت 8 جلسه برگزار شد. پس از پایان جلسات از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغییره انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان مبتنی بر مدل گراس بر کاهش نمرات دلزدگی زناشویی و نارسایی هیجانی زنان در معرض طلاق معنی دار بوده است (P≤0/001). یافته های این پژوهش در مجموع حاکی از اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر کاهش دلزدگی زناشویی و نارسایی هیجانی زوجین در شرف طلاق است. اجرای چنین جلساتی در مراکز مداخله در بحران و کلینیک های مددکاری اجتماعی توصیه می شود.
روشهای تغییر رفتار در مدرسه توسط معلمان و مربیان
منبع:
تربیت ۱۳۶۴ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش مؤلفه های هوش موفق مبتنی بر نظریه سه وجهی استرنبرگ بر افزایش استدلال سیال و درک کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آبان) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۴
1266-1251
حوزههای تخصصی:
زمینه: ارتقاء توانایی های شناختی ازجمله اهداف مهم برای بسیاری از نظام های آموزشی است. در این زمینه نظریه هوش موفق تلویحات آموزشی مختلفی دارد. پژوهش های گذشته اثربخشی آموزش مؤلفه های هوش موفق بر متغیرهای مختلف را نشان داده اند اما در رابطه با اثربخشی آموزش مؤلفه های هوش موفق بر افزایش توانایی های شناختی پایه خلاء پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مؤلفه های هوش موفق بر افزایش استدلال سیال و درک کلامی دانش آموزان پایه هفتم بود. روش: پژوهش حاضر کاربردی و از نظر طرح تحقیق شبه آزمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه هفتم شهرستان هلیلان در سال تحصیلی 99-98 بود. نمونه شامل 30 نفر از دانش آموزان پایه هفتم بودند که ابتدا از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. پس از اجرای پیش آزمون، دانش آموزان گروه آزمایش به مدت 15 جلسه تحت آموزش مؤلفه های هوش موفق (بسته محقق ساخته) قرار گرفتند سپس داده های مربوط به پس آزمون جمع آوری شد. برای گردآوری داده ها از مقیاس هوش وکسلر (نسخه پنجم، 2014) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغیری) با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: بین گروه آزمایش و گواه از نظر استدلال سیال و درک کلامی تفاوت معناداری وجود داشت (0/001 p< ). نتیجه گیری: آموزش مؤلفه های هوش موفق می تواند باعث افزایش نمرات استدلال سیال و درک کلامی شود؛ بنابراین می توان از برنامه آموزش مؤلفه های هوش موفق به عنوان یک روش آموزشی مؤثر در جهت افزایش استدلال سیال و درک کلامی استفاده کرد
شیوه مقارمت در برابر طغیان های روحی
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب، ت عارض والد- فرزند و خوداثرمندی والدگری مادران دارای کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی-کمبود توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۱
113 - 136
حوزههای تخصصی:
اثربخشی واقعیت درمانی گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب در تغییر نگرش بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون
حوزههای تخصصی:
امروزه مسأله وابستگی و گرایش به مواد اعتیادآور، به مهم ترین بحران جوامع تبدیل شده است. وابستگی به مواد یک بیماری زیستی، روان شناختی و اجتماعی است که عوارض جسمانی و روانی دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی واقعیت درمانی گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب بر تغییر نگرش بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون نسبت به سوءمصرف به مواد مخدر بود. نوع پژوهش کاربردی و طرح پژوهش یک طرح شبه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه سوءمصرف کنندگان مواد در شهر مشهد بود که در پاییز سال 1394 به کلینیک های ترک اعتیاد مراجعه کرده بودند. نمونه پژوهش40 نفر بود. شرکت کنندگان به صورت داوطلبانه انتخاب و در دو گروه قرار گرفتند. گروه درمان به مدت 10جلسه هفتگی مداخله درمان واقعیت درمانی گروهی را دریافت کرد. داده ها با پرسشنامه نگرش سنج به مواد مخدرگردآوری شد و با روش آماری کوواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که واقعیت درمانی گروهی مبتنی بر نظریه انتخاب منجر به تغییر نگرش بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون نسبت به سوءمصرف مواد مخدر در هر سه مقیاس اثرات، مصرف و خطرات شده است. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش می توان نتیجه گرفت که واقعیت درمانی گروهی در تغییر نگرش بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون نسبت به مواد مخدر مؤثر بوده است. با استفاده از این روش درمانی می توان نگرش منفی تری در سوءمصرف کنندگان به مواد مخدر (افیونی) نسبت به اثرات، مصرف و خطرات مواد مخدر بوجود آورد.
اثربخشی روان درمانی کوتاه مدّت روابط موضوعی بر کاهش حسّاسیّت بین فردی، گوش بزنگی بین فردی و نیاز به تأیید افرادِ دارای نشانگان شخصیّت اجتنابی: پژوهش تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی روان درمانی کوتاه مدّت روابط موضوعی بر کاهش حسّاسیّت بین فردی، گوش بزنگی بین فردی و نیاز به تأیید افراد دارای نشانگان شخصیّت اجتنابی است. این پژوهش، از نوع تک آزمودنی A-B با طرح خطّ پایه چندگانه و پیگیریِ یک ماهه می باشد. جامعه آماری، کلّیه افراد 18 تا 30 ساله بودند که در بازه زمانی اسفند 1394 و فروردین 1395 پس از دیدن اطّلاعیه ها، به کلینیک روان شناختی دانشکده علوم تربیتی و روان شناسیِ دانشگاه فردوسی مشهد مراجعه کردند. روش نمونه گیری، هدفمند بود. در مجموع از 34 نفری که به کلینیک مراجعه کردند، سه نفر نشانگان شخصیّت اجتنابی داشتند، که با استفاده از پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون و مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات شخصیّت، انتخاب شدند. شرکت کنندگان، در موقعیّت های خطّ پایه، جلسات پنجم، دهم، شانزدهم و یک ماه بعد از مداخله به پرسشنامه حسّاسیّت بین فردی (IPSM) پاسخ دادند. روان درمانی کوتاه مدّت روابط موضوعی نیز طیّ 16 جلسه اجرا گردید. تحلیل داده ها به روش تحلیل دیداری نمودار، اندازه اثر، درصد داده های همپوش و غیرهمپوش انجام شد. نتایج بیانگر این بود که روان درمانی کوتاه مدّت روابط موضوعی، به طور معناداری حسّاسیّت بین فردی، گوش بزنگی بین فردی و نیاز به تأیید را در شرکت کنندگان، در پایان درمان و پیگیری کاهش داد. براین اساس می توان گفت که روان درمانی کوتاه مدّت روابط موضوعی در کاهش علائم افراد دارای نشانگان شخصیّت اجتنابی مؤثّر است.
بررسی و مقایسه تعلل ورزی تحصیلی در دانش آموزان معلول جسمی – حرکتی، ناشنوا و نابینا با توجه به نقش جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علل ورزی آموزشی یکی از شایع ترین مشکلات در سطوح مختلف تحصیلی است. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر بررسی و مقایسه تعلل ورزی آموزشی در بین دانش آموزان ناشنوا ، نابینا و معلولین جسمی – حرکتی است. بررسی حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی- مقایسه ای است. این مطالعه در سال تحصیلی 92 -91 در شهر اصفهان و بر روی دانش آموزان ناشنوا ، نابینا و معلول جسمی – حرکتی سنین 15 – 10 سال انجام گرفت. تعداد 90 دانش آموز (30 نفر ناشنوا، 30 نفر نابینا، 30 نفر معلول جسمی- حرکتی) به روش نمونه گیری تصادفی از نوع خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. جهت سنجش میزان تعلل ورزی این دانش آموزان از مقیاس تعلل ورزی استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA)استفاده گردید. در خرده مقیاس های تعلل ورزی در امتحانات و تعلل ورزی در تکالیف بین سه گروه تفاوت معنادار بود و معلولین جسمی – حرکتی تعلل ورزی بالاتری را نشان دادند(05/0 > p ). در خرده مقیاس تعلل ورزی در تهیه گزارش تحقیق تفاوت معنادار بین گروهها مشاهده نشد(05/0 < p). علاوه بر این تفاوتی در تعلل ورزی دو جنس یافت نشد(05/0 < p). با توجه به یافته های پژوهش حاضر ضرورت توجه به تعلل ورزی تحصیلی دانش آموزان با نیازهای خاص به ویژه معلولین جسمی حرکتی به عنوان یکی از ابعاد مهم تاثیر گذار در عملکرد تحصیلی آن ها بیش از پیش مطرح می گردد.
راه حل ما برای مشکل شما
منبع:
پیوند ۱۳۸۷ شماره ۳۴۸
حوزههای تخصصی:
بررسی مقایسه ای صفات شخصیتی در افراد وسواسی اجباری و بهنجار
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه صفات شخصیتی در افراد وسواسی-اجباری و بهنجار صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه مبتلایان به اختلال وسواسی – اجباری (اعم از مؤنث و مذکر) مراجعه کننده به مراکز درمانی موجود در شهر تبریز تشکیل می دادند. در این راستا که در قالب طرح علّی - مقایسه ای انجام شد، تعداد 30 نفر (18زن و 12مرد) از بیماران وسواسی به صورت در دسترس از مراکز و کلینیک های روانپزشکی شهر تبریز انتخاب و با 30 نفر (18زن و12مرد) از افراد سالم که از طریق اطلاعات دموگرافیک همتاسازی شده بودند، با استفاده از سیاهه وسواس فکری – عملی مادزلی (MOCI) و پرسش نامه 5 عامل شخصیتی نئو مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها بر پایه نرم افزار (17)SPSS انجام شد. نتایج تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد تفاوت معنی داری بین دو گروه در نمره کل صفت نوروتیسیسم و چهار خرده مقیاس این صفت یعنی اضطراب، افسردگی، کمرویی و آسیب پذیری وجود دارد و افراد مبتلا به OCD در این صفت و از شش خرده مقیاس در چهار خرده مقیاس آن نمرات بالاتری کسب کردند. اما در دو خرده مقیاس نوروتیسیسم و صفات برون گرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر بودن، با وجدان بودن و خرده مقیاس های آنها بین دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد. بنظر می رسد افراد مبتلا به OCD در قیاس با افراد بهنجار حداقل در صفت شخصیتی نوروتیسیسم عمده ترین تفاوت و بالاترین نمرات را دارا می باشند.