فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۸۸۱ تا ۱۸٬۹۰۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم ۱۳۹۷ شماره ۴۸ ویژه نامه ۱
203-226
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر آموزش نظم جویی فرایندی هیجانی بر خودشفقتی و دشواری در تنظیم هیجان معتادان بود. روش: پژوهش حاضر شبه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و مرحله پیگیری بود. جامعه هدف این پژوهش 129 مرد مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد احیاء اسلامشهر در بازه زمانی مرداد تا شهریور 1396 بودند. با توجه به ملاک های ورود و خروج 30 مرد انتخاب و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش (15 مرد) و گواه (15 مرد) جایگزین شدند. گروه آزمایش آموزش نظم جویی فرایندی هیجانی مبتنی بر مدل گراس را طی 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند و گروه گواه تحت هیچ برنامه آموزشی قرار نگرفتند. شرکت کنندگان به وسیله ی پرسش نامه خود-شفقتی (نف، 2003) و دشواری در تنطیم هیجان (گراتز و رومر، 2004) در سه مرحله پیش از شروع مداخله، جلسه پایانی و 75 روز بعد (جلسه پیگیری) ارزیابی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش نظم جویی فرایندی هیجان بر خود-شفقتی و دشواری تنظیم هیجانی در مرحله پس آزمون موثرند و این تاثیرها در مرحله پیگیری نیز پایدار می ماند. نتیجه گیری : می توان گفت آموزش گروهی نظم بخشی فرایندی هیجان، علاوه بر افزایش خودشفقتی؛ از میزان دشواری تنظیم هیجانی می کاهد. لذا مراکز خدمات روان شناختی و مشاوره و مراکز ترک اعتیاد می توانند در جهت افزایش خودشفقتی و تنظیم هیجانی در جهت پایداری ترک اعتیاد از این روش بهره مند شوند.
همدلی و رفتارهای جامعه پسند: نقش واسطه ای هیجان های اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطه ای هیجان های اخلاقی در رابطه بین همدلی و رفتار جامعه پسند نوجوانان انجام شد. روش این پژوهش توصیفی، از نوع همبستگی با روی آورد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1396-1395 بود. گروه نمونه شامل 508 دانش آموز (257 دختر، 251 پسر) بود که با استفاده از روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به مقیاس همدلی اساسی (جولیف و فارینگتون، 2006)، مقیاس گرایش به گناه و شرم (کوهن، ولف، پانتر و اینسکو، 2011) و اندازه های گرایش های جامعه پسند (کارلو و راندال، 2002) پاسخ دادند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که همدلی بر رفتار جامعه پسند و هیجان های گناه و شرم فرزندان، اثر مستقیم و مثبتی دارد. همچنین، هیجان های گناه و شرم بر رفتارهای جامعه پسند، اثر مستقیم و مثبتی نشان دادند. بر اساس یافته های پژوهش، هیجان های گناه و شرم در رابطه بین همدلی و رفتار جامعه پسند، نقش واسطه ای داشت. در کل، نتایج این پژوهش نشانگر اهمیت هیجان های اخلاقی در رفتار جامعه پسند بود.
کشف عوامل مؤثر بر اضطراب مرگ در زنان مبتلا به اختلال وحشت زدگی و راهبردهای مواجه با آن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اضطراب مرگ نقش مهمی در اختلال وحشت زدگی دارد. زنان مبتلا به اختلال وحشت زدگی در مقایسه با انواع دیگر اختلالات اضطرابی، اضطراب مرگ بالاتری تجربه می کنند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی علل اضطراب مرگ و راهبردهای مواجه با آن در زنان مبتلا به اختلال وحشت زدگی بود. مواد و روش ها: این مطالعه با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای انجام شد. داده ها به کمک مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۳ زن مبتلا به اختلال وحشت زدگی جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از روش Strauss و Corbin مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت که شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. یافته ها: یافته ها در علل اضطراب مرگ از چهار مقوله اصلی (مربوط به خود، مرتبط با دیگران، ماهیت مرگ، مربوط به آخرت)، هفت مفهوم اولیه (برملا شدن ضعف انسان، توقف زندگی، مرگ عزیزان، سرنوشت بازماندگان، فرایند مردن، عدم شناخت مرگ و پس ازآن، عقوبت گناه) بود. راهبرد های مواجه آنان از دو مقوله اصلی (راهبردهای اجتنابی، راهبردهای تسلی بخش)، هفت مفهوم اولیه (محدود کردن روابط، دوری از موقعیت های مرتبط با مرگ، در نظر گرفتن رحمت خداوند، رها کردن فکر مرگ، اعمال نیکوکارانه، وعده مثبت دادن به خود، ماندن در ترس) بود. نتیجه گیری: همراه عوامل مربوط به خود؛ عوامل مرتبط با دیگران، ناشناخته بودن ماهیت مرگ و عقوبت آخرت نیز در ایجاد اضطراب مرگ در زنان مبتلا به اختلال وحشت زدگی دخیل بود. این افراد از راه حل های اجتنابی و سرکوبگرانه بهره می جویند که اثربخشی کافی را برای آنان به همراه ندارد.
مطالعه پیشایندها و پیامدهای بی ادبی در محل کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: کارکنان سازمان های امروزی نسبت به گذشته شاهد رفتارهای نامطلوب و ناپسند بیشتری هستند. یکی از انواع بدرفتاری ها که به تازگی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، بی ادبی در محل کار می باشد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر ویژگی های شخصیتی (مدل پنج عاملی شخصیت) و سبک های مدیریت تعارض بر بی ادبی در محل کار می باشد. همچنین مطالعه فعلی به بررسی تأثیر بی ادبی در محل کار بر حس خجالت و تعلق کارکنان نیز به عنوان پیامدهای بی ادبی پرداخته است.روش: پژوهش فعلی یک مطالعه ی میدانی و از نوع پیمایشی است که نمونه ی آماری آن شامل 650 نفر از کارکنان ادارات بانک مسکن در شهر تهران می باشد. روش نمونه گیری در دسترس بوده و برای سنجش بی ادبی در محل کار از پرسشنامه کورتینا و همکاران (2001)، سبک های مدیریت تعارض از پرسشنامه رحیم و مگنر (1995)، ویژگی های شخصیتی از پرسشنامه سائوسیر (1994)، خجالت از پرسشنامه لاری، لندل و پتون (1996) و تعلق از پرسشنامه گودارد (2001) استفاده شده است.یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که ویژگی های ثبات هیجانی، برون گرایی و باوجدان بودن به ترتیب بیشترین تأثیر را بر بی ادبی در محل کار می گذارند. همچنین از میان سبک های مدیریت تعارض، تسلط، یکپارچگی و مصالحه نیز به ترتیب بیشترین اثرگذاری را بر بی ادبی در محل کار دارند. بعلاوه، نتایج نشانگر آن است که بی ادبی در محل کار بر حس خجالت کارکنان تأثیر مثبت و بر حس تعلق آنان تأثیری منفی می گذارد.نتایج: پژوهش فعلی بر دانش موجود در حوزه رفتار سازمانی می افزاید و بعلاوه نشان می دهد که با کنترل عوامل پیشینی، می توان بی ادبی در محل کار را کاهش داده و از پیامدهای نامطلوب آن جلوگیری کرد.
اثربخشی زوج درمانی راه حل محور بر الگوهای ارتباطی و کنترل عواطف زنان آشفته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره اول زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
18 - 37
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی زوج درمانی راه حل محور بر بهبود الگوهای ارتباطی و کنترل عاطفی زوج های آشفته بود. روش: پژوهش حاضر نیمه تجربی با گروه آزمایش، گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون با پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری این پژوهش 34 زن متاهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره مهرآور، همدلکده، همراز زندگی و گروه همراه شهر تهران در سال 1398بود که پس از غربال گری با استفاده از پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن و سولاوای (1984) و مقیاس کنترل عواطف ویلیامز و چامبلس (1997)، 24 زن انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه راه حل محور (12 زن) و گروه گواه (12 زن) کاربندی شدند. گروه آزمایش مداخله هفتگی زوج درمانی راه حل محور مک دونالد (2007) را به شکل گروهی در 8 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند. هر دو گروه در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به وسیله مقیاس باورهای ارتباطی زناشویی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد زوج درمانی راه حل محور بر الگوهای سازنده متقابل (70/9=F، 005/0=P)، توقع/کناره گیر (70/3=F، 047/0=P)، مرد متوقع/زن کناره گیر (51/4=F، 045/0=P)، زن متوقع/مرد کناره گیر (06/4=F، 014/0=P) و اجتناب متقابل (44/9=F، 006/0=P) موثر است؛ همچنین زوج درمانی راه حل محور بر کنترل خشم (16/6=F، 021/0=P)، کنترل خلق افسرده (52/10=F، 004/0=P)، کنترل اضطراب (77/5=F، 025/0=P) و کنترل عاطفه مثبت (60/5=F، 027/0=P) موثر است و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار بود (05/0<P). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که مداخله راه حل محور روشی فراخور برای اصلاح الگوهای ارتباطی و بهبود کنترل عواطف در هر یک از زوج های آشفته است.
عوامل شناختی انگیزش اخلاقی قرآن کریم؛ مبتنی بر منبع انگیزش «نفی ناهماهنگی شناختی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال استخراج عوامل انگیزش اخلاقی در ساحت شناختی، مرتبط با منبع انگیزش درونی «نفی ناهماهنگی شناختی» از منظر قرآن کریم است. ساحت شناختی و منبع انگیزش مذکور به دلیل اهمیت بالای انگیزشی آن، در این پژوهش در اولویت قرار گرفت. شیوه این پژوهش، کیفی و از نوع تحلیل محتوای متن است. عوامل انگیزش اخلاقی، وسیله و مسبّب عمل است. این عوامل برای به حرکت درآوردن انسان، با گرایش های درونی انسان (منابع انگیزش اخلاقی) ارتباط برقرار کرده و با تکیه بر آنها، بستر لازم برای فرایند رفتار را رقم می زنند. روش مطالعه و پژوهش در خصوص واژه روان شناختی عوامل و منابع انگیزش اخلاقی در قرآن کریم، عمدتاً بر اساس رفتارهای اخلاقی انسان در قرآن کریم بوده است. اوامر، نواهی الهی به رفتارهای اخلاقی/ ضداخلاقی دریچه ورود به بحث انگیزش اخلاقی بود و آیه مربوط از نظر ترغیب به این رفتار و یا ترک آن بررسی شد. تعقل و اندیشه ورزی، مواجه کردن انسان با علم و قطع خود، ایجاد هویت اخلاقی با پنج زیرعنوان خطابات قرآنی، نکوهش های قرآنی، مراقبت و مسئولیت انسان نسبت به خود، افزایش خودکارآمدی و حشر و بازگشت انسان به سوی خدا به عنوان منابع انگیزش اخلاقی شناختی از قرآن کریم استخراج گردید. در نهایت، فرایند نظری عوامل شناختی، در ارتباط با منبع انگیزش «نفی ناهماهنگی شناختی» در قالب یک نمودار بازنمایی شد.
هراس از خود بودن
حوزههای تخصصی:
خطوط اصلی دکترای پیوستة «فیزیک» و «ریاضی»
حوزههای تخصصی:
ساخت و ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سبک های تربیت جنسی والدین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نگرش والدین به تربیت و مسائل جنسی فرزندان بر رفتارهای جنسی و تعامل با فرزندان تأثیر می گذارد. در زمینه ارزیابی و اندازه گیری این موضوع ابزار اندازه گیری مشخصی وجود ندارد. هدف از پژوهش حاضر ساخت و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سبک های تربیت جنسی والدین بود. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. پانصد نفر از والدین کودکان ۴ تا ۱۲ سال ساکن شهر بهشهر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه فرزند پروری بامریند، پرسشنامه فرزند پروری آلاباما و پرسشنامه محقق ساخته سبک های تربیت جنسی والدین استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی، تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی تحلیل شد. یافته ها: در تحلیل عاملی سه عامل (سبک تربیت جنسی سخت گیرانه، آزاد گذار و مقتدرانه) استخراج شد. درمجموع این سه عامل توانسته اند ۳۲/۵۰ درصد از واریانس ۳۳ سؤال این پرسشنامه را تبیین کنند. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه و سبک های تربیت جنسی سخت گیرانه، آزاد گذار و مقتدرانه به ترتیب ۷۵۱/۰، ۷۳۹/۰، ۷۶۵/۰ و ۷۵۱/۰ بود. ماتریس چرخش یافته واریماکس نشان داد که همه سؤال های مربوط به سبک ها قابل استفاده هستند. نتیجه گیری: پرسشنامه سبک های تربیت جنسی والدین از اعتبار و روایی مطلوبی برخوردار است و می توان از آن به عنوان یک ابزار سودمند برای سنجش سبک های تربیت جنسی والدین استفاده کرد.
ساخت و اعتباریابی مقیاس افتراق معنایی معنا و مفهوم تلفن همراه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کنار ساخت، تدوین و اعتباریابی پرسشنامه بی موبایل هراسی باید مقیاسی تدوین می شد که بتواند به خوبی معنا و مفهومی را که از موبایل در ذهن افراد متبادر می شود، توصیف و تبیین نماید؛ لذا مقیاس افتراق معنایی مفهوم تلفن همراه به عنوان مکمل و پشتوانه معنایی پرسشنامه ی بی موبایل هراسی تدوین شد؛ بنابراین می توان هدف از پژوهش حاضر را ساخت و تعیین ویژگی های روان سنجی مقیاس معنا و مفهوم تلفن همراه تعریف نمود. بر این اساس روش پژوهش به این صورت بود که دانشجویان رشته های مختلف علوم انسانی دانشگاه های دولتی تهران، جامعه ی آماری تحقیق حاضر را تشکیل می دادند که از بین آن ها 363 نفر زن و مرد در مقاطع مختلف کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری به شیوه ی تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند و پرسشنامه محقق ساخته معنا و مفهوم موبایل روی ایشان اجرا گردید. نتایج بررسی روایی سازه و پایایی مقیاس افتراق معنایی معنا و مفهوم موبایل با 44 گویه بیانگر آن بود که این مقیاس از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است؛ بنابراین این نتیجه حاصل شد که مقیاس افتراق معنایی مفهوم و معنای موبایل به عنوان مکمل پرسشنامه بی موبایل هراسی که توسط محقق تدوین و اعتباریابی شده است به خوبی توانست معنا و مفهومی را که از موبایل در ذهن دانشجویان متبادر می شود، توصیف و تبیین کند.
از خداآگاهی تا سلامت روان: آزمون یک مدل با کاربرد تحلیل مسیر(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو، با هدف مدل یابی، تبیین سازوکار اثرگذاری و آزمون نقش خودآگاهی و هویت در فرایند تأثیر خداآگاهی در سلامت روانی انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است که از روش تحلیل مسیر، برای تجزیه و تحلیل داده های چهار مقیاس مربوط، که به طور همزمان بر روی 225 نفر نمونه اجرا شده بود، استفاده شد. یافته ها حاکی از برازش مطلوب مدل علّیِ ارائه شده و الگوی تحلیل مسیر خداآگاهی تا سلامت روانی از طریق میانجی گری «خودآگاهی» و «هویت یابی» بود. بنابراین، مکانیسم اثر خداآگاهی و ذکر و یاد خدا در آرامش و سلامت روانی، از طریق فرایندهای خودآگاهی و هویت یابی و درنتیجه با کارکردهای شخصیتی، در توحید، انسجام و تعادل نظام روانی، تبیین پذیر است.
مقایسه اثربخشی درمان ماتریکس و واقعیت درمانی نوین گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب بر تاب آوری و سازگاری اجتماعی در مردان وابسته به مت آمفتامین تحت درمان با داروی بوپرنورفین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۴
47-66
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ماتریکس و واقعیت درمانی نوین گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب بر تاب آوری و سازگاری اجتماعی در مردان وابسته به مت آمفتامین تحت درمان با داروی بوپرنورفین انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه گواه بود . جامعه آماری پژوهش را مردان وابسته به مت آمفتامین، تحت درمان نگهدارنده با داروی بوپرنورفین مراجعه کننده خود معرف به مراکز ترک اعتیاد شهر تهران در زمستان 1397 تشکیل می دادند. تعداد 45 نفر از جامعه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت کاملا تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند. در هر سه گروه، پرسش نامه های تاب آوری کانر و دیویدسون و سازگاری اجتماعی بل به عنون پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. گروه نخست، در 14 جلسه درمان ماتریکس و گروه دوم، 8 جلسه واقعیت درمانی گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب دریافت کردند. اما گروه سوم مداخله ای نداشتند و فقط تحت درمان نگهدارنده با داروی بوپرنورفین بودند. یافته ها: نتایج نشان داد درمان های ماتریکس و واقعیت درمانی بر تاب آوری و سازگاری اجتماعی بیماران اثربخش بود. همچنین تفاوت اثربخشی دو درمان معنادار بوده و درمان ماتریکس نسبت به واقعیت درمانی در هر دو متغیر اثربخشی بیشتری داشت. نتیجه گیری: با توجه به این که الگوی ماتریکس تلفیقی از برنامه های شناختی-رفتاری، مهارت های مقابله ای، آموزش خانواده و گروه های همیار می باشد، توصیه می شود به صورت گسترده در درمان بیماران وابسته به مت آمفتامین استفاده شود.
ارایه مدلی به منظور ارتقاء سرمایه اجتماعی اعضای هیأت علمی با تأکید بر نظام آموزش از دور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور ارایه مدلی مناسب جهت ارتقاء سرمایه اجتماعی اعضای هیأت علمی در نظام آموزش از دور انجام گرفت. روش پژوهش، کمی و توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه اعضای هیأت علمی دانشگاه پیام نور کشور تشکیل دادند. روش نمونه گیری از نوع خوشه ای چندمرحله ای با توزیع نسبتی بود. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان 280 نفر تعیین شد. جهت جمع آوری داده ها از دو پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. پرسش نامه اول برای سنجش مؤلفه های اثرگذار بر روی کیفیت نظام آموزش از دور و پرسش نامه دوم برای اندازه گیری سرمایه اجتماعی تدوین گردید. روایی محتوایی پرسش نامه ها را صاحب نظران تأیید کردند و برآورد تحلیل عاملی نیز نشان داد که روایی سازه عامل های استخراج شده در هر دو پرسش نامه مطلوب می باشد. پایایی پرسش نامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب 87/0 و 95/0 برآورد گردید. برای تحلیل داده ها، علاوه بر آمار توصیفی، از آمار استنباطی (رگرسیون سلسله مراتبی و معادله ساختاری) استفاده گردید. نتایج به دست آمده از رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که در سطح اول از بین عوامل زمینه ای، بیشترین اثر روی سرمایه اجتماعی، مربوط به سواد فرهنگی خانواده (48/0) و در سطح دوم، از بین عوامل سازمانی، بیشترین اثر به ترتیب مربوط به متغیرهای کارکرد آموزشی (58/0) و فضای ارتباطی (52/0) و کمترین میزان، مربوط به متغیر فن آوری الکترونیکی (34/0) است. هم چنین، نتایج به دست آمده از معادلات ساختاری، مناسب بودن مدل طراحی شده با داده ها را مورد تأیید قرار داد.
نقش میانجی گرانه باورهای غیرمنطقی در ارتباط ابعاد شخصیت با ادراک حمایت اجتماعی بیماران میگرنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره چهاردهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲
57 - 73
حوزههای تخصصی:
ببا توجه به نقش عوامل واسطه ای روان شناختی در بروز و تشدید میگرن، مطالعه حاضر با هدف تبیین نقش میانجی گرانه باورهای غیرمنطقی در ارتباط ابعاد شخصیت با ادراک حمایت اجتماعی بیماران میگرنی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه بیمارانی بود که در بهار سال 1396 با شکایت سردرد به بیمارستان خاتم الانبیاء شهر زاهدان مراجعه کرده بودند. با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 200 فرد مبتلا به میگرن با تشخیص قطعی نورولوژیست و پرسشنامه میگرن اهواز انتخاب و پرسشنامه های حمایت اجتماعی واکس و همکاران، باورهای غیرمنطقی جونز و فرم کوتاه پنج عاملی شخصیت نئو را تکمیل کردند. داده های حاصل با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه و تفسیر شدند. نتایج نشان دادند که روابط بین هر پنج بعد شخصیت با باورهای غیرمنطقی و ادراک حمایت اجتماعی معنادار بود. شاخص های کلی آزمون الگوی پیشنهادی حاکی از برازش مطلوب الگو داشت. نتایج حاصل، حکایت از این داشت که باورهای غیرمنطقی نقش میانجی معناداری را برای رابطه ابعاد شخصیت و ادراک حمایت اجتماعی ایفا می کند که کاهش باورهای غیرمنطقی و افزایش ادراک حمایت اجتماعی در افراد مبتلا می تواند، تأثیر مهمی در کاهش حملات میگرنی داشته باشد.
در خانه شما چه کسی رئیس است؟
منبع:
پیوند ۱۳۸۴ شماره ۳۱۵
حوزههای تخصصی:
اثربخشی آموزش کارآفرینی بر بهبود کیفیت زندگی خانوادگی و درآمد خانواده های بی بضاعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش کارآفرینی بر بهبود کیفیت زندگی خانوادگی و درآمد خانوارهای بی بضاعت صورت گرفت. روش: طرح تحقیق از نوع آزمایشی با پیش و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی تحقیق شامل کلیه ی خانوارهای با درآمد پایین تر از صدهزار تومان در شهر سنندج بود که از این جامعه طبق فراخوان 200 نفر برای شرکت در کارگاه آموزش کار آفرینی ثبت نام کردند و با استفاده از پرسش نامه ی کیفیت زندگی و مصاحبه ی تشخیصی تکمیلی در مورد درآمد خانوارها، 106 نفر از 200 نفر ثبت نام شده دارای شرایط شرکت در کارگاه تشخیص داده شدند. از این جامعه به شیوه ی تصادفی 60 مرد سرپرست خانوار انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 30 نفری (آموزش کارآفرینی و گواه) قرارگرفتند. با استفاده از پرسش نامه ی کیفیت زندگی و مصاحبه ی تشخیصی تکمیلی در مورد درآمد خانوارها، داده ها در سه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری مورد ارزیابی و آزمون قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیّری نشان داد که آموزش کارآفرینی بر بهبود کیفیت زندگی و درآمد خانوارهای بی بضاعت مؤثّر بوده و اثر آن ها در مرحله ی پی گیری ماندگار است. نتیجه گیری: از طریق آموزش کارآفرینی می توان کیفیت زندگی را ارتقاداد و به افزایش درآمد خانواده های بی بضاعت کمک نمود.
بهداشت قلب و عروق
منبع:
پیوند ۱۳۷۲ شماره ۱۷۰
حوزههای تخصصی:
بازکاوی و مقایسه جایگاه عادت در تربیت از دیدگاه مرتضی مطهری و امانوئل کانت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این جستار در پی بررسی رابطه عادت با تربیت از دیدگاه مرتضی مطهری (1298−1358ه.ش) و امانوئل کانت[1] (1724−1804م)، فیلسوف آلمانی است تا از این رهگذر معلوم شود: تربیت چگونه تعریف می شود؛ عادت چه تعریفی دارد و چه نسبتی میان عادت و تربیت حاکم است. در این پژوهش بنیادی−تاریخی که به روش توصیفی−تحلیلی انجام شده است، برای بازشکافت دیدگاه مطهری و کانت درباره عادت و نسبت آن با تربیت، به گردآوری اطلاعات لازم و تحلیل آنها پرداخته شد و برپایه یافته های موجود معلوم شد که: الف) مطهری درمجموع با ایجاد عادات در متربی موافق است و حتی عادت را یکی از روش های تربیتی می داند؛ ب) وی برای تبیین دیدگاه برگزیده خود در اقدامی ابتکاری، عادت را به فعلی (تکرار تأثیر و فعل/ مثبت) و انفعالی (تکرار تأثر و انفعال/ منفی) تقسیم کرده است؛ 3) بنا بر قول مشهور، کانت عادت را برای تربیت، زیانبار خوانده است؛ ج) به نظر نگارنده، کانت بی آنکه عنوان کند یا حتی متوجه باشد، از عادت چنان یاد کرده است که گویی به تقسیم عادت به فعلی و انفعالی باور دارد و اولی را بخشی از تربیت و دومی را مخالف آن می داند؛ د) بنابراین و به ادعای بی سابقه این مقاله، نگرش مطهری و کانت نسبت به عادت و تربیت (با چشم پوشی از جزئیات)، بسیار به هم نزدیک و بلکه یکی است. <br clear="all" /> [1] .Immanuel Kant
همه گیرشناسی اختلال های روان پزشکی در جمعیت 6 تا 18 سال استان اصفهان در سال 1396(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال های روان پزشکی (Psychiatric disorders) در حال کسب رتبه های برتر در ایجاد بار ناشی از بیماری ها هستند. بدون شک آگاهی از شیوع آن ها در بین کودکان و نوجوانان می تواند به پیشگیری و کنترل این مشکلات و صرفه جویی در هزینه ها کمک نماید. ازاین رو، هدف از مطالعه حاضر بررسی شیوع اختلال های روان پزشکی در کودکان و نوجوانان استان اصفهان بود. مواد و روش ها: بر اساس ماهیت پژوهش روش تحقیق از نوع بنیادی است. نمونه پژوهش شامل 1010 نفر از کودکان و نوجوانان استان اصفهان در سال 1396 بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شدند. برای اجرای پژوهش روان شناسان بالینی آموزش دیده به خانه های کودکان و نوجوانان انتخاب شده مراجعه و با استفاده از نسخه فارسی مصاحبه تشخیصی نیمه ساختاریافته اختلال های خلقی و اسکیزوفرنیا برای کودکان و نوجوانان، تشخیص فعلی و طول عمر (Kiddie Schedule for Affective Disorders and Schizophrenia, Present and Lifetime version یا K-SADS-PL) نمودند. علاوه بر این، داده های جمعیت شناختی (جنسیت، سن، تحصیلات، تحصیلات والدین و وضعیت اقتصادی) نیز جمع آوری گردید. پس از جمع آوری اطلاعات، داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 22 و با استفاده از شاخص های فراوانی و درصد فراوانی تحلیل شد. یافته ها: بر اساس یافته های این پژوهش میزان شیوع اختلال های روان پزشکی در کودکان و نوجوانان استان اصفهان 8/14 درصد بود. میزان شیوع این اختلال ها در پسران بیشتر از دختران بود. همچنین در طیف سنی 14-10 سال بیش از سایر سنین بوده است. اختلال های روان پزشکی در کودکان و نوجوانان ساکن در شهر نیز بیش از کودکان و نوجوانان ساکن در روستا بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان گفت شیوع اختلال های روان پزشکی در استان اصفهان در مقایسه با سایر پژوهش های انجام گرفته در داخل و خارج از کشور در دامنه متوسط قرار دارد. باوجوداین لزوم سیاست گذاری های سلامت روان در دوران کودکی و نوجوانی برای کاهش بار آسیب در آینده و ارائه راهکارهای برون رفت از این مسئله پیشنهاد می گردد.