فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۹۰۱ تا ۱۸٬۹۲۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین عوامل محیطی در شکل گیری دلبستگی، تجربه های دوران کودکی به ویژه تجربه سوء رفتار کودکی است. این مطالعه با هدف تعیین نقش تجربه های سوء رفتار دوره کودکی در شکل دهی ابعاد دلبستگی در بزرگسالی انجام شد. این پژوهش توصیفی – تحلیلی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش همه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال 1394 بودند. در مجموع 385 دانشجو با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. همه آنان پرسشنامه خودگزارشی کودک آزاری (محمدخانی و همکاران، 2003) و پرسشنامه سبک های دلبستگی ( وان آودن هاون و همکاران، 2003) را تکمیل کردند. داده ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند، بین سوء رفتار جسمی، عاطفی، جنسی و غفلت با دلبستگی ایمن رابطه منفی و معنادار وجود دارد. بین سوء رفتار عاطفی با دلبستگی اشتغال خاطر و هراسان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بین سوء رفتار جسمی و جنسی با دلبستگی اجتنابی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. سوء رفتار غفلت با دلبستگی های ناایمن (اشتغال خاطر، هراسان و اجتنابی) ارتباط معنی داری ندارد. همچنین تجربه های سوء رفتار کودکی به طور معناداری توانستند 15 درصد از تغییرات دلبستگی ایمن، 6/8 درصد از تغییرات دلبستگی اشتغال خاطر، 6/1 درصد از تغییرات دلبستگی هراسان و 5/5 درصد از تغییرات دلبستگی اجتنابی را پیش بینی کنند (01/0 ≥ p ). با توجه به نتایج این پژوهش مشاوران و درمانگران باید به این متغیرها توجه کرده و بر اساس آنها برنامه های مناسبی برای ایجاد دلبستگی ایمن و جلوگیری از شکل گیری ابعاد دلبستگی ناایمن طراحی کنند.
تأثیر نوروفیدبک بر علائم اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی در کودکان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سبب شناسی پیچیده ای برای اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی مطرح شده است، نتایج پژوهش های متعدد حاکی از مبانی عصب شناختی این اختلال است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نوروفیدبک بر علائم اختلال فزون کنشی/ نارسایی توجه در کودکان انجام گرفت. روش: در قالب طرح مطالعه تک موردی تعداد 3 کودک مبتلا به نارسایی توجه/ فزون کنشی بین سنین 8 تا 9 سال انتخاب و تحت آموزش نوروفیدبک در طی 40 جلسه قرار گرفته و با پرسشنامه علائم مرضی کودکان اسپرافکین، لانی، یونیتات و گادو (1984) ارزیابی شدند.
درمان شناختی رفتاری، اختلال بدشکلی بدن: مطالعه مروری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال بدشکلی بدن یکی از اختلالاتی است که موجب اشتغال ذهنی به برخی از جنبه های بدن می شود به طوری که بروز این اختلال ابراز نارضایتی فرد از بدن خود را به همراه دارد. تاکنون درمان های مختلف برای بهبود مبتلایان این اختلال انجام شده است که از موثرترین آنها درمان شناختی رفتاری است. این درمان باورهای نادرست و رفتار های وسواسی مرتبط با اختلال را هدف قرار می دهد. روش پژوهش حاضر از نوع مروری است و دربرگیرنده پژوهش های کاربردی در زمینه درمان شناختی رفتاری برای اختلال بدشکلی بدن است. طبق مبانی نظری و پژوهشی درمان شناختی رفتاری در بهبود این اختلال کارآمد است. برای کارایی بیشتر، به کارگیری درمان شناختی رفتاری برای درمان اختلال بدشکلی بدن در جوانان و نوجوانان توصیه می شود.
ساختار عاملی پرسش نامه شخصیتی PID-5) DSM-5) در نمونه ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : این پژوهش با هدف ترجمه و بررسی ساختار عاملی پرسش نامه شخصیتی 5- DSM (5- PID ) در زبان فارسی انجام شد. مواد و روش ها : در این پژوهش مقطعی، جامعه آماری به روش در دسترس از بین دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران انتخاب شد. پس از برگرداندن 5-PID به فارسی و ترجمه مجدد به انگلیسی، پرسش نامه روی 217 نفر (114 دانشجوی سالم و 103 بیمار مبتلا به اختلالات شخصیت) اجرا شد. داده های به دست آمده به روش تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نسخه 22 نرم افزار آماری SPSS و روش تحلیل اجزای اصلی و چرخش مایل سنجیده، بار عاملی هر وجه مرتبط با هرکدام از عوامل پنج گانه استخراج شد. یافته ها :در تحلیل عاملی پنج عامل استخراج شد. عامل اول شامل گویه های «بی لذتی»، «مضطرب بودن»، «افسردگی پذیری»، «حواس پرتی»، «ناپایداری هیجانی»، «تکانش گری»، «ناامنی در جدایی» و «سلطه پذیری»؛ عامل دوم شامل «توجه جویی»، «سنگ دلی»، «فریب کاری»، «خودبزرگ بینی»، «خصومت» و «دغل کاری»؛ عامل سوم شامل «گریز از صمیمیت»، «عاطفه پذیری محدود»، «انزوا» و «شکاکیت»، عامل چهارم شامل «درجازدگی»، «کمال طلبی نامنعطف»، «تکانش گری»، «مسئولیت ناپذیری» و «خطرپذیری» و عامل پنجم شامل «غرابت»، «کژتنظیمی ادراکی»، «باورها» و «تجارب نامعمول» می شود. نتیجه گیری : نسخه فارسی پرسش نامه از نظر روایی سازه، وضعیت قابل قبولی دارد و با تأیید روایی و پایایی، قابلیت دارد که بین مخاطبان ایرانی فارسی زبان به عنوان ابزاری برای بررسی اختلالات شخصیتی، کاربری بالینی داشته باشد.
تجربه ها و داستانهای تربیتی
نقش واسطه ای ترس از ارزیابی مثبت و منفی در ارتباط اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن در ارتباط اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تحولی: روانشناسان ایرانی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۵۱
271 - 284
حوزههای تخصصی:
تعیین ارتباط اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن با واسطه گری ترس از ارزیابی مثبت و منفی هدف پژوهش بود. روش پژوهش توصیفی و الگوی همبستگی با روی آورد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دختر مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین بود که در سال تحصیلی 95-1394 مشغول به تحصیل بودند. 1000 دانشجو به روش نمونه برداری تصادفی خوشه ای انتخاب و به پرسشنامه های مورد نظر پاسخ دادند. سپس با استفاده از روش نمونه برداری قضاوتی هدفمند 218 نفر به عنوان نمونه نهایی برگزیده شدند. ابزار پژوهش سیاهه های اختلال خوردن (EDI؛ گارنر، المستدو پولیوی، 1983)، هراس اجتماعی (SPI؛ کانور و دیگران، 2000)، ترس از ارزیابی منفی- فرم کوتاه (FNES؛ لیری،1983) و ترس از ارزیابی مثبت (FPES؛ ویکز، هیمبرگ و رودباگ، 2008) بود. نتایج نشان داد که ترس از ارزیابی مثبت و منفی به طورهمزمان، ارتباط بین اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن را واسطه گری می کنند. همچنین، اثرمستقیم اضطراب اجتماعی بر اختلال خوردن تأیید شد. بنابراین، مداخله هایی که ترس از ارزیابی های مثبت و منفی را به عنوان مؤلفه های اصلی اضطراب اجتماعی مورد هدف قرار می دهند، به توقف رشد نشانه های اختلال های خوردن کمک می کنند.
هم سنجی اثربخشی رویکردهای تلفیقی هیجان مدار-گاتمن و راهبردی-راه حل محور بر بازیابی صمیمیت زناشویی در زوجین متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه شخصیت اصیل و شادکامی با بهزیستی روان شناختی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه شخصیت اصیل و شادکامی با بهزیستی روان شناختی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در سال تحصیلی 94-1393 انجام شده است. این مطالعه توصیفی همبستگی بر روی 325 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در سال تحصیلی 94-93 که با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری داده شامل پرسشنامه شخصیت اصیل وود، پرسشنامه شادکامی اکسفورد و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS ، آمار توصیفی و آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده بین زیر مقیاس ازخودبیگانگی، زندگی اصیل و پذیرش نفوذ بیرونی از شخصیت اصیل با بهزیستی روان شناختی همبستگی معنادار مثبت مشاهده شد. بین زیر مقیاس خود پنداره، رضایت از زندگی، احساس زیبایی شناختی، امیدواری از شادکامی با بهزیستی روان شناختی همبستگی معنادار مثبت مشاهده شد. بین زیر مقیاس های آمادگی روانی، سر ذوق بودن و خودکارآمدی از شادکامی و بهزیستی روان شناختی رابطه معناداری به دست نیامد ( P>0/05 ). پیش بینی بهزیستی روان شناختی توسط شخصیت اصیل و شادکامی می تواند به روانشناسان در برآورده کردن موقعیت های اصلاح شرایط دانشجویان دارای سلامت روان پایین و یا در معرض خطر کمک کند و آنان را به تقویت پرورش شخصیت اصیل و مؤلفه های شادکامی هدایت کند
مروری برمطالعه اثربخشی تحریک فراجمجه ای مغز با جریان مستقیم (tDCS) در اختلالات مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم ۱۳۹۷ شماره ۴۸ ویژه نامه ۱
137-156
حوزههای تخصصی:
هدف: تحریک فراجمجمه ای با جریان الکتریکی مستقیم ( tDCS )، اخیرا به عنوان یک تکنیک در حوزه اختلالات مصرف مواد، کاربرد پیدا کرده است. در این مقاله به مرور مقالات و پژوهش های انجام شده در این زمینه پرداخته شد تا مسائل مرتبط با روش شناسی، کاربرد و اثربخشی آن را در حیطه اختلالات مصرف مواد مورد بررسی قرار دهیم. روش: تعداد 24 مقاله از بین60 مقاله موجود انتخاب از میان آن ها 2۲ مطالعه بر اثر tDCS برکرتکس پیش پیشانی و ۳ مطالعه بر اثربخشی tDCS بر کاهش ولع مصرف مواد اشاره داشتند. یافته ها: هنوز به طور قطع نمی توان در مورد اثربخشی tDCS به عنوان یک درمان بسیار مؤثر در کاهش ولع مصرف مواد اظهارنظر نمود. نتیجه گیری: نمونه های کوچک، پروتکل های متفاوت و طول دوره مطالعه و عدم وجود پیگیری های بعدی از محدودیت های اصلی مطالعات انجام شده بودند. اما می توان از آن به عنوان یک درمان مکمل استفاده نمود.
مقایسه اختلال تصویرتن، اختلال بد شکلی بدنی و گرایش به مد در افراد متقاضی و غیر متقاضی جراحی زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اختلال تصویر تن، بدریختی بدن و گرایش به مد در افراد متقاضی جراحی زیبایی و افراد غیرمتقاضی بود. روش: پژوهش حاضر مطالعه ای علی- مقایسه ای است و شیوه نمونه گیری در دسترس می باشد. حجم نمونه 300 نفر بود که 150 نفر افراد متقاضی جراحی زیبایی و 150 نفر نیز افراد غیر متقاضی بودند. ابزار گردآوری شامل پرسشنامه های تصویر تن، بدریختی بدن و گرایش به مد بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس و رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نشان داد که بین میانگین اختلال تصویر تن (95/19 F= ، 01/0 p
اثر بخشی درمان شناختی رفتاری مدیریت خشم مبتنی بر ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی: نقش تعدیلی ادراک دلبستگی دوران کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی بالینی و مشاوره سال نهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
10.22067/ijap.v9i2.71548
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت رفتار درمانی مدیریت خشم مبتنی بر ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی دانش آموزان با نقش تعدیلی ادراک دلبستگی دوران کودکی است. روش: روش این پژوهش نیمه تجربی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه شهر درمیان سال تحصیلی 95-96 است. در مرحله اول به صورت تصادفی یک مدرسه انتخاب شد و سپس پرسشنامه دلبستگی بین 150 دانش آموز توزیع شد و در نهایت 40 دانش آموز دارای سبک ایمن (20نفر از 32 دانش آموز) و ناایمن (20نفر از 29 دانش آموز) به هر دو والد به طور تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایشی (10 ایمن و 10 ناایمن) و کنترل ( 10 ایمن و 10 ناایمن) قرار گرفتند. برای گرد آوری داده ها از دو ابزار انعطاف پذیری شناختی((CFI و ادراک دلبستگی دوران کودکی ((CPA استفاده شد. در مطالعه حاضر تحلیل کواریانس دو راهه چند متغیره (MANCOVA) مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد اثر اصلی گروه و دلبستگی و اثر تعاملی گروه و دلبستگی معنادار است(05/0>p). اثر تعاملی نشان داد در هر دو گروه ایمن و ناایمن (به ویژه در گروه ناایمن) میزان هر سه خرده مقیاس انعطاف پذیری در گروه آزمایش نسبت به کنترل افزایش یافت که حاکی از اثر بخشی درمان شناختی رفتاری مدیریت خشم بر افزایش انعطاف پذیری است.
اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر عملکرد استدلال کمی، دانش و استدلال سیال در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری پایه های اول و دوم ابتدایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اخیراً توجه زیادی به دانش آموزانی که چالش هایی در یادگیری دارند متمرکز شده است. والدین و مربیان از همان اوایل دوره پیش دبستانی شاهد سردرگمی برخی از دانش آموزان در یادگیری مهارت های خواندن و نوشتن هستند که به عنوان تکلیف به آنها داده می شود، به همین جهت حوزه اختلال یادگیری موقعیتی ویژه دارد. بنابراین این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش کارکردهای اجرایی بر عملکرد استدلال کمی، دانش و استدلال سیال در دانش آموزان دارای اختلال یادگیری پایه های اول و دوم ابتدایی استان خراسان جنوبی انجام شد. روش ها: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری کلیه دانش آموزان پسر پایه های اول و دوم ابتدایی مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری خراسان جنوبی در سال تحصیلی ۱۳۹۷-۱۳۹۶ بود و مرکز اختلالات یادگیری قاین به عنوان نمونه و مکان اجرای آزمایش انتخاب شد. تعداد ۲۴ نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. سپس با توجه به نمره بدست آمده از نمره هوش آزمای تهران- استانفورد- بینه به صورت همتا درگروه های ۱۲ نفری آزمایش و کنترل قرارگرفتند. گروه آزمایش در۱۵ جلسه ۶۰ دقیقه ای مورد آموزش کارکردهایی اجرایی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-۲۳ و با روش تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین میانگین های گروه های آزمایش و کنترل در متغیرهای استدلال کمی، دانش، استدلال سیال و نمره کلی عملکرد اجرایی تفاوت معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر آموزش کارکردهای اجرایی باعث افزایش میانگین استدلال کمی(۱۲/۳۴±۱۱۱/۳۳)، دانش (۱۶/۶۷±۱۱۰/۱۶)، استدلال سیال (۱۶/۹۶±۱۱۰/۵۰) و نمره کلی عملکرد اجرایی (۳۸/۷۹±۳۳۲/۰)، در مرحله پس آزمون شد. نتیجه گیری: بنابراین پیشنهاد می شود آموزش و پرورش با برگزاری کارگاه های آموزشی با هدف آشنایی اثربخشی کارکردهای اجرایی بر کاهش نشانه های ناتوانی های یادگیری دانش آموزان برای معلمان اقدام نمایند.
نارساخوانی و توانایی های دیداری-فضایی: مروری انتقادی از پژوهش های نوینِ تفاوت-محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره هفتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۲۵)
197-214
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بیشتر پژوهش ها درباره شناسایی مشکلات نارساخوانی از ابتدا تاکنون، مبتنی بر روی آورد پزشکی و آسیب محور بوده است که همگی بر وجود نقص و اختلال تاکید دارند. اما از چند دهه گذشته پژوهش هایی رو به گسترش است که تاکید دارند نارساخوانی لزوما ً به معنای نقص و آسیب نیست، که شکل متفاوتی از کارکردهای ذهنی- پردازشی است و در گوناگونی عصب شناسی ریشه دارد؛ به ویژه این که افراد نارساخوان از استعدادهای دیداری - فضایی متفاوت و حتی برتری برخوردارند. با این حال داده های تجربی محدود در زمینه توانایی های دیداری- نارساخوان ها نتایج متناقضی را ارائه داده اند. هدف پژوهش حاضر بررسی این موضوع با تمرکز بر پژوهش های مربوط به تفاوت های پردازش های دیداری- فضایی و وجود/عدم وجود این توانمندی ها در افراد نارساخوان بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعه توصیفی مروری انتقادی است. ابتدا جستجوی گسترده ای در پایگاه های اطلاعاتی علمی SID, Magiran, Ensani, Civilica, Web of Science, ERIC, EBSCO, ScienceDirect, PubMed, Psych INFO and Google Scholar, با کلید واژه های نارساخوانی، اختلال خواندن، ناتوانی خواندن، تجسم فضایی، توانایی دیداری-فضای، خلاقیت و نارساخوانی، مهارت های غیرکلامی، گوناگونی عصب شناسی، و روی آورد تفاوت محور انجام شد. پس از مطالعه و بررسی اولیه 124 مقاله و سپس با حذف مطالعات نامرتبط، 28 مقاله با روش پریزما به مرحله تحلیل وارد شد. یافته ها: بررسی مقالات منتخب نشان داد در 18 مطالعه (5/20 درصد) عملکرد افراد نارساخوان از افراد غیرنارساخوان بالاتر بود. در 36 مطالعه (9/40درصد) تفاوت عملکرد دیداری- فضایی بین افراد نارساخوان و غیرنارساخوان معنادار نبود و عملکرد گروه نارساخوان معادل با افراد غیرنارساخوان بود. در 34 مطالعه (6/38 درصد) عملکرد افراد نارساخوان پایین تر از غیرنارساخوان بود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که عملکرد نارساخوان ها در درک کلی تصویر، تجسم کلی اشکال پیچیده و اشکال نامعمول نسبت به غیرنارساخوان بهتر بود و زمان واکنش سریع تری نشان داده اند. اما شواهد کمی در حمایت از وجود توانمندی های دیداری- فضایی در همه زمینه ها در افراد نارساخوان وجود دارد. درمجموع با وجود محدودیت های پژوهشی مانند انتخاب نمونه هایی از گروه های سنی، تحولی و آموزشی متفاوت؛ یکسان نبودن روش ها؛ و ابزارهای سنجش به کار رفته در هر پژوهش، رسیدن به نیمرخ شناختی دقیق تر از نقاط قوت و ضعف نارساخوان ها، نیازمند پژوهش های بیشتری است.
اثربخشی آموزش مؤلفه های نظریه انتخاب بر کاهش تعارض والد-فرزندی دانش آموزان دختر
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از عوامل خانوادگی که روان شناسان در شکل گیری مشکلات رفتاری نوجوانان به آن اهمیت می دهند، تعارض والدین با نوجوانان می باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مؤلفه های نظریه انتخاب بر کاهش تعارضات والد- فرزندی دختران مقطع متوسطه بود. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحیه 1 شهر سنندج بودند. نمونه هایی این تحقیق به روش در دسترس در دو گروه تجربی و کنترل به صورت تصادفی گمارده شدند. این گروه ها هرکدام از 20 نفر تشکیل شده بود (20 نفر گروه تجربی و 20 نفر گروه کنترل). برای گردآوری داده ها از پرسشنامه تعارضات والد- فرزندی موری اشتراوس (1979) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از آزمون تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش نظریه انتخاب به طور معناداری بر افزایش استدلال و کاهش پرخاشگری اثربخش است (05/0> P ). اما اثر معناداری بر کاهش خشونت ندارد (05/0< P ). نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش، نتایج این تحقیق می تواند در مراکز روان شناسی و مشاوره برای ارتقاء و بهبود ارتباط والدین و فرزندان مورد استفاده قرار گیرد.
الگوی ساختاری تعهد زناشویی براساس الگوهای ارتباطی در زنان: نقش واسطه ای هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین الگوی ساختاری تعهد زناشویی بر اساس الگوهای ارتباطی در زنان با نقش واسطه ای هوش هیجانی بود. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره تهران در سال 1397 بود. به این صورت که در انتخاب مراکز مشاوره از نمونه گیری تصادفی ساده به قید قرعه استفاده شد. بدین منظور ابتدا شهر تهران به پنج منطقه شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز تقسیم شد؛ سپس از هر منطقه سه مرکز مشاوره به شکل تصادفی و به قید قرعه انتخاب و بر اساس نرم افزار سمپل پاور 300 زن انتخاب شدند. سپس پرسشنامه تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997)، پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن و سولاوای (1984)، و پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن (2002) تکمیل و داده ها با استفاده از معادلات ساختاری اسمارت پلاس تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی ساختاری می تواند تعهد زناشویی را بر اساس الگوهای ارتباطی (41/0= β ، 01/0=P) با میانجی گری هوش هیجانی پیش بینی کند و از برازش مطلوبی برخوردار است. مسیر مستقیم الگوهای ارتباطی (57/0= β ، 01/0=P) و هوش هیجانی (28/0= β ، 05/0=P) بر تعهد زناشویی معنادار و مسیر غیرمستقیم نشان داد که الگوهای ارتباطی(51/0= β ، 01/0=P) با میانجیگری هوش هیجانی بر تعهد زناشویی شدت اثر مطلوبی داشته است. نتیجه گیری: برای انسجام و خَلق رابطه زناشویی مطلوب، می توان با تقویت هوش هیجانی هریک از زوج ها، نوع سبک الگوهای ارتباطی و تقابل عناصر درون روانی آن ها، روابط زوج ها را بهبود بخشید.
مطالعه کیفی کاربست بازی های شبیه سازی آموزش کارآفرینی در قلمرو رشته های کارشناسی علوم اجتماعی و رفتاری(مطالعه موردی: دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
:امروزه با توجه به توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات و همچنین یادگیری مبتنی بر وب بازی های شبیه ساز به عنوان یک ابزار آموزشی اثربخش نقش بی بدیلی را در بهبود یادگیری فعال و مساله-محور شایستگی های کارآفرینی دانشجویان ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر مطالعه کیفی کاربست بازی های شبیه ساز آموزش کارآفرینی در قلمرو رشته های کارشناسی علوم اجتماعی و رفتاری بود. این پژوهش کیفی از نوع پدیدارنگاری است که با استفاده از روش مصاحبه انجام شده است. جامعه پژوهش شامل دانشجویان علوم اجتماعی و رفتاری در دانشگاه تهران بود که دوازده نفر از آنها از طریق نمونه گیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شد و با آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. آنگاه متن مصاحبه ها با روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نشان داد که کاربست بازی های شبیه ساز آموزش کارآفرینی در قلمرو رشته های کارشناسی علوم اجتماعی و رفتاری مستلزم توجه به چهار مقوله اصلی و بیست و سه زیر مقوله شامل؛ مقوله های انسانی(6 زیر مقوله)، آموزشی(7 زیر مقوله)، مدیریتی(5 زیر مقوله)، و تکنولوژیکی(5 زیر مقوله) است.
آگاهی فراشناختی دانشجویان پسر و دختر آموزش زبان انگلیسی سطح متوسط که فکورانه عمل می کنند و آنان که با محرک آنی عمل می نمایند از کاربرد استراتژی خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه احتمالی بین آگاهی فراشناختی دانشجویان پسر و دختر آموزش زبان انگلیسی سطح متوسط که فکورانه عمل می کنند و آنان که با محرک آنی عمل می نمایند از کاربرد استراتژی خواندن می باشد. بدین منظور 95 نفر از دانشجویان آموزش زبان انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامی اردبیل بعنوان شرکت کنندگان اولیه در نظر گرفته شدند. نخست جهت اطمینان از همگن بودن شرکت کنندگان از نظر خواندن بخش خواندن امتحان پت به آنها داده شد. سپس از شرکت کنندگان خواسته شد پرسشنامه مارسی را جهت بررسی آگاهی فراشناختی دانشجویان از کاربرد استراتژی خواندن آنها پر کنند. در نهایت پرسشنامه دیگری جهت تمیز دانشجویانی که فکورانه عمل می کنند و آنان که با محرک آنی عمل می نمایند توسط شرکت کنندگان پر شد. نتایج آنالیز همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه ای بین عملکرد آنی و عملکرد فکورانه دانشجویان و آگاهی فراشناختی آنها از کاربرد استراتژی خواندن در میان دانشجویان دختر و پسر وجود دارد. بدین معنا که دانشجویان فکور بیشتر از دانشجویانی که با محرک آنی عمل می کنند از کاربرد استراتژی خواندن خود آگاهی فراشناختی دارند ( همبستگی مثبت). بویژه نتیجه تحقیق نشان داد که هر چه دانشجویان دختر و پسر هردو فکورانه تر عمل می کردند آگاهی فراشناختی آنها از کاربرد استراتژی خواندن بیشتر بود.
احیای خانواده بازگشت به نظام عقیدتی آن
منبع:
پیوند ۱۳۸۷ شماره ۳۵۳
حوزههای تخصصی:
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، ذهن آگاهی، و ترکیبی(ذهن آگاهی، تعهد و پذیرش) بر افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تا سال 2020 افسردگی دومین بیماری پس از بیماری های قلبی عروقی خواهد بود که سلامتی و حیات انسا ن را در سراسر جهان تهدید خواهدکرد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی، تعهد و پذیرش، و ترکیبی بر افسردگی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش شامل همه بیماران مبتلا به افسردگی با دامنه سنی 14سال بود که در سال 96-1395 به مراکز مشاوره شهر یاسوج مراجعه کردند. از میان مراجعه کنندگان به این مراکز، 60 بیمار مبتلا به افسردگی که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش و یک گروه گواه جای دهی شدند. گروه های آزمایش در هشت جلسه تحت درمان قرار گرفتند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرده است. برای جمع آوری داده ها از مقیاس افسردگی بک (1997) استفاده شد. یافته ها : نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد بین چهار گروه در نمرات پس آزمون افسردگی تفاوت معنی داری وجود دارد (3= df ، 43/26= F ، 0/05> P ). یافته های این مطالعه نشان داد که مداخله مبتنی بر درمان ذهن آگاهی و تعهد و پذیرش، و ترکیبی بر افسردگی اثر معنی دار داشته است، اما درمان ترکیبی به طور معناداری مؤثرتر از ذهن آگاهی و تعهد و پذیرش ( 3= df ، 0/05> P ) بوده است. نتایج همچنین نشان داد که تفاوت بین دو گروه تعهد و پذیرش و ذهن آگاهی، غیرمعنادار است (3= df ، 0/05< P )، بنابراین تأثیر این روش ها بر آزمودنی ها، یکسان بوده است . نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که ترکیب دو شیوه ذهن آگاهی و تعهد و پذیرش، مؤثرتر از به کارگیری هر یک از این شیوه ها به تنهایی است.