فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۱۶۱ تا ۱۹٬۱۸۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر بازیهای ایفای نقش شغلی بر مسئولیت پذیری، انطباق پذیری مسیر شغلی و افکار ناکارآمد حرفهای دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۶ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۶۴
96-113
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر بازی های شغلی بر مسئولیت پذیری، انطباق پذیری مسیرشغلی و افکار ناکارآمد حرفه ای دانش آموزان شهر اصفهان بود. روش : جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه ناحیه 3 شهر اصفهان بودند. طرح تحقیق شبه تجربی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. گروه نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 44 نفر در گروه آزمایش و 44 نفر در گروه گواه برآورد شد. گروه آزمایش در 8 جلسه 75 دقیقه ای بازی شغلی شرکت کردند و هرکدام یک نقش شغلی را ایفا نمودند. داده ها با استفاده از زیرمقیاس مسئولیت پذیری از پرسشنامه ی 5 عاملی شخصیت نئو، پرسشنامه ی انطباق پذیری مسیرشغلی و پرسشنامه ی افکار ناکارآمد حرفه ای جمع آوری شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت معناداری بین عضویت گروهی و مسئولیت پذیری، انطباق پذیری مسیر شغلی و باورهای ناکارآمد حرفه ای دانش آموزان وجود دارد (05/0> p ). همچنین میانگین باورهای ناکارآمد حرفه ای دانش آموزان گروه تجربی بطور معناداری کمتر از دانش آموزان گروه گواه بود (05/0> p ). نتیجه گیری: بازی های ایفای نقش شغلی می توانند مسئولیت پذیری و انطباق پذیری شغلی را افزایش و افکارناکارآمد شغلی را کاهش دهند.
برنامه ایمن سازی تربیتی– اجتماعی با رویکرد آموزه های اسلامی: مقایسه اثربخشی و پایداری اثر آن با ایمن سازی در برابر استرس بر خطرپذیری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی و میزان پایداری اثر برنامه ایمنسازی تربیتی– اجتماعی با رویکرد آموزههای اسلامی با ایمنسازی در برابر استرس بر خطرپذیری دانشآموزان است. روش تحقیق روش تجربی با طرح پیشآزمون – پسآزمون با دو گروه آزمایشی و گروه آزمایش بود. نمونهی پژوهش 94 دانشآموز دارای رفتار پرخطر بود که به صورت تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزار اندازهگیری مقیاس رفتارهای پرخطر زادهمحمدی و همکاران بود. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس کاهش معنادار را در میانگین نمرههای خطرپذیری دو گروه آزمایش، و نتایج آزمون توکی تفاوت معنادار در نتایج دو گروه را نشان داد. همچنین آزمون t زوجی نشان داد که اثر آموزش ایمنسازی تربیتی- اجتماعی مبتنی بر آموزههای اسلامی به مدت شش ماه پایدار است. این پایداری در برنامه ایمنسازی در برابر استرس ثابت نشد. یافتهها حاکی از آن است که هر دو برنامه ایمنسازی تربیتی– اجتماعی مبتنی بر آموزههای اسلامی و ایمنسازی در برابر استرس را میتوان به عنوان گزینههایی برای کاهش خطرپذیری دانشآموزان در نظر گرفت؛ لیکن برنامه ایمنسازی مبتنی بر آموزههای اسلامی پایداری اثر بیشتری دارد .
ارائه ی مدل علّی گرایش به رفتارهای پرخطر بر اساس نگرش مذهبی و سبک های فرزند پروری والدین: با میانجیگری چشم انداز زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : رفتارهای پرخطر، رفتارهایی هستند که سلامت و بهزیستی نوجوانان و جوانان را در معرض خطر قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر ارائه ی مدل علّی گرایش به رفتارهای پرخطر بر اساس نگرش مذهبی و سبک های فرزند پروری والدین با میانجیگری چشم انداز زمان بود. روش : پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت کاربردی، نوع کمی و ازنظر فرآیند و روش جمع آوری و تحلیل داده ها توصیفی-پیمایشی است. روش تجزیه و تحلیل داده ها، روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری پژوهش موردنظر، کلیه دانش آموزان دختر متوسطه ی شهر تهران در سال تحصیلی 1399-1398 به تعداد 251000 نفر بودند. نمونه پژوهش با استفاده از فرمول کوکران 383 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فرزند پروری ادراک شده بوری (PAQ)(1991)، نگرش سنج مذهبی گلریز و براهنی (1353)، پرسشنامه چشم انداز زمان زیمباردو (ZTPI) (1999) و مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی زاده محمدی و همکاران (1390) استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش بیانگر آن است که گرایش به رفتار پرخطر با نگرش مذهبی رو سبک های فرزندپروری ابطه مستقیم دارد. همچنین گرایش به رفتار پرخطر بر اساس نگرش مذهبی با میانجیگری چشم انداز زمان رابطه غیرمستقیم دارد. نتایج نشان داد که گرایش به رفتار پرخطر بر اساس سبک فرزند پروری با میانجی گری چشم انداز زمان رابطه غیرمستقیم دارد. نتیجه گیری : نتایج نشان داد که چگونه عوامل درون فردی در یک مدل بر گرایش به انواع رفتارهای پرخطر در نوجوانان تأثیر می گذارند. در نهایت نتایج نشان داد که مدل کلی تحقیق از برازش قوی برخوردار است.
مدل علّی فراشناختی اختلال مزمن استرس پس از ضربه ناشی از جنگ(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل علّی فراشناختی برای تبیین نشانه های «اختلال استرس پس از ضربه» (PTSD) مزمن ناشی از جنگ انجام شد. روش : پژوهش توصیفی- همبستگی حاضر با 80 نفر از افراد مبتلا به PTSD مزمن ناشی از جنگ به روش نمونه گیری در دسترس از بین جانبازان مراجعه کننده به مدیریت امور درمان اداره بهداشت و درمان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام شد و پرسشنامه های کنترل افکار، باورهای فراشناختی، چک لیست نشانه های PTSD و نشخوار فکری برای سنجش علایم به کار رفت. از رگرسیون چندگانه برای بررسی فرضیه های رابطه ای و از شاخص های کلی برازش، شاخص های مقتصد و شاخص های مقایسه ای برای بررسی برازش مدل پیشنهادی و تدوین شده به وسیله نرم افزار SPSS و Amos graphic استفاده شد. یافته ها : نتایج مدل معادلات ساختاری به منظور تبیین نشانه های PTSD مزمن ناشی از جنگ، از مدل فراشناختی حمایت می کند. همچنین نتایج شاخص های برازش کلی مدل معادلات ساختاری (041/0 RMSEA= ،90/0 GFI: ،82/1 c 2 = ) نشان داد که مدل طراحی شده با داده های نمونه، برازش مناسب و ارتباط نزدیکی با فرض های نظری دارد. نتیجه گیری : باورهای فراشناختی با میانجی گری راهبردهای کنترل فکر و نشخوار فکری بر نشانه های PTSD مزمن ناشی از جنگ تاثیر گذاشته و این مدل علّی می تواند فرمول بندی موردی و درمان های بالینی را در کهنه سربازان مبتلا به این اختلال تسهیل کند.
ارتباط حافظه و زبان: تأثیر سطح مهارت و تجربه ی زبانی در یادآوری آزاد افراد دوزبانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به فرضیه نسبیت زبانی ورفیان در سال 1956 زبان بر تفکر تأثیر دارد که در این مطالعه هدف تعلین ارتباط بین حافظه و زبان است. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی و جامعه ی آماری شامل 1500 نفر دانشجوی دختر دوره کارشناسی دانشگاه پیام نور شاهین دژ و زبان اصی آزمودنی ها آذری بود. از میان آن ها 100 نفر از افراد در دسترس دوزبانه فارس و آذری انتخاب شدند و به پرسشنامه سطح مهارت و تجربه ی زبانی ماریان، بلومنفلد و کاشانسکایا (2007) پاسخ دادند، سپس افراد با مهارت بالا و یکسان در دو زبان به عنوان افراد دوزبانه متوازن و افراد با مهارت متفاوت در دو زبان به عنوان افراد دوزبانه نامتوازن انتخاب و آزمون یادآوری آزاد در مورد آن ها اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تعامل معناداری بین زبان رمزگردانی و زبان بازیابی در آزمودنی های دوزبانه متوازن وجود دارد، ولی این تفاوت در گروه آزمودنی های نامتوازن معنادار نبود. نتیجه گیری: زمانی که زبان رمزگردانی و بازیابی یکسان باشد، میزان یادآوی در گروه آزمودنی های متوازن بیشتر از زمانی خواهد بود که دو زبان یکسان نباشد، یعنی وقتی زبان رمزگردانی و بازیابی در افراد دوزبانه یکسان باشد عملکرد حافظه بهتر از زمانی است که دو زبان یکسان نباشد. این امر حاکی از اثر تعدیل سطح مهارت و تجربه آزمودنی ها در دو زبان بر نتایج آزمون یادآوری است. به عبارت دیگر بافت زبان منجر به اثرات رمزگردانی اختصاصی می شود و عوامل مربوط به زبان در زمان یادآوری بر دسترسی پذیری حافظه تأثیرگذار است. لازم است این نکته در یادگیری و آزمون افراد دوزبانه در نظر گرفته شود، تا یادآوری مطالب تسهیل گردد.
نقش رفتار سازمانی مثبت گرا در رابطه بین رهبری تحول آفرین و بدبینی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف پژوهش بررسی نقش رهبری تحول آفرین در کاهش بدبینی کارکنان و به روش توصیفی انجام شده است. در این راستا، با توجه به اهمیت مباحث روان شناسی مثبت و کاربردهای آن در رفتار سازمانی و همچنین نقش ویژگی های روان شناختی کارکنان در تاثیرپذیری از رهبران سازمان، نقش میانجی متغیرهای رفتار سازمانی مثبت گرا شامل سرمایه روان شناختی و توانمندسازی روان شناختی نیز در رابطه مذکور مورد بررسی قرار گرفته است. براساس نمونه گیری تصادفی ساده 130 نفر از کارکنان شعبه یک سازمان تامین اجتماعی استان قم انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های رهبری تحول آفرین بس، سرمایه روان شناختی لوتانز، یوسف و آولیو، توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر و بدبینی سازمان کیان بودند. مدل مفهومی پژوهش با روش حداقل مربعات جزئی مورد آزمون قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد رهبری تحول آفرین، سرمایه روان شناختی و توانمندسازی روان شناختی می توانند تا حد قابل توجهی بر کاهش بدبینی کارکنان در سازمان موثر باشند. ضمن اینکه متغیرهای رفتار سازمانی مثبت گرا نقشی میانجی در رابطه بین رهبری تحول آفرین و بدبینی کارکنان ایفا کرد. بنابراین، توجه به ابعاد رهبری تحول آفرین، توانمندسازی روان شناختی و سرمایه روان شناختی و تلاش برای ارتقاء آن ها به ویژه با تاکید بر تمامی مدیران و کارکنان سطوح مختلف، در کاهش بدبینی کارکنان و حتی در پیشگری از آن تاثیر قابل توجهی خواهد داشت.
تغذیه در دوران نوجوانی
منبع:
پیوند ۱۳۸۷ شماره ۳۵۲
حوزههای تخصصی:
ابعاد سلامت و آسیب شناختی فرزندپروری در خانواده های ایرانی: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد سلامت و آسیب شناختی فرزندپروری در خانواده های ایرانی بود. طرح این پژوهش کیفی و شیوه مورد استفاده در آن، طرح داده بنیاد است. جامعه پژوهش شامل کلیه والدین مسلمان دارای فرزند بالای ده سال ساکن تهران و کرج در مقطع زمانی تابستان 1395 تا تابستان 1396 بود. نمونه مورد بررسی 44 نفر از والدین مسلمان ایرانی بودند که با مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ها، بر اساس الگوی پارادایمی یا مدل اشتراوس و کوربین از طرح داده بنیاد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در نهایت، حاصل کدگذاری های باز، محوری و گزینشی، 216 کد اولیه، 9 مقوله 3 مضمون بود. در تجزیه و تحلیل محوری کدهای اولیه، 9 مقوله اصلی عبارت بودند از: طرد کردن، محبت/حمایت، مراقبت افراطی، انعطاف ناپذیری، ساختار متعادل، آشفتگی، اجبار، قاطعیت/حمایت از خودمختاری، و اهمال/ انفعال. این مقولات را می توان به لحاظ مفهومی از هم متمایز نمود؛ هر چند وجوه مشترکی نیز با هم دارند. در ادامه تحلیل و در کدگذاری گزینشی، 9 مقوله اصلی، حول 3 مضمون انسجام یافتند که عبارت بودند از: صمیمت (طرد کردن، محبت/حمایت، مراقبت افراطی)، ساختار/قانون (انعطاف ناپذیری، ساختار متعادل، آشفتگی)، خودمختاری/آزادی عمل(اجبار، قاطعیت/حمایت از خودمختاری، اهمال/ انفعال). از مقولاتی که حول هر مضمون سازمان می یابند، مقولات میانی، حالتی متعادل و سالم را ترسیم می کند و دو مقوله اول و آخر نشان دهنده جنبه های آسیب شناختی آن مضمون هستند. نتایج این پژوهش نشان داد که بیشتر والدین مورد مطالعه، از نوعی سبک استبدادی در فرزندپروری (ترکیب مراقبت افراطی، انعطاف ناپذیری و اجبار) استفاده می کنند و فرزندپروری سالم (ترکیب محبت/حمایت، انعطاف پذیری و حمایت از خودمختاری) در رتبه دوم قرار داشت.
اثربخشی خانواده درمانی راهبردی کوتاه مدت بر تعارض های زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره اول بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
54 - 68
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی خانواده درمانی راهبردی کوتاه مدت بر تعارض های زناشویی انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه تجربی با گروه های آزمایش، گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره شرکت مهندسی و توسعه نفت است که از میان آن ها تعداد 45 نفر که به دلیل داشتن مشکلات زناشویی و خانوادگی به این مرکز مراجعه کردند به صورت در دسترس انتخاب شدند. پس از همتاسازی آزمودنی ها، ملاک های ورود و خروج پژوهش به شیوه هدفمند 20 زوج انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و گواه گمارش شدند. در این پژوهش 10 زوج (20 نفر) در گروه آزمایش و 10 زوج (20 نفر) در گروه گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش پس از اجرای پیش آزمون به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان دریافت کردند؛ اما گروه گواه پس از انجام پیش آزمون، هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. هر دو گروه در سه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2 ماهه به وسیله ی پرسشنامه های مذکور مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که خانواده درمانی راهبردی کوتاه مدت بر بهبود تعارضات زوجین شرکت کننده در پس آزمون و پیگیری (5/92=P=0/005,F) اثر داشته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که خانواده درمانی راهبردی کوتاه مدت علاوه بر ارتقا سطح سازگاری زوجین منجر به کاهش تعارضات نیز شده است.
بررسی اثربخشی مدیریت تعارض کار-خانواده بر رضایت شغلی زنان شاغل دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سالهای اخیر پژوهشهای زیادی برای مطالعه تعارض کار-خانواده، خانواده-کار، پیشایندها، پیامدها و تاثیر این تعارضات بر افراد جامعه و سازمانها انجام شده است. اما تعداد کمی از پژوهشها به بررسی تاثیر مدیریت تعارض کار-خانواده و خانواده-کار بر زندگی شغلی و خانوادگی افراد پرداخته است. لذا این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش مدیریت تعارض کار-خانواده بر رضایت شغلی زنان شاغل دانشگاه اصفهان صورت گرفته است. این پژوهش از نوع نیمهتجربی همراه با گروه آزمایش و کنترل است. نمونه پژوهش شامل 62 نفر از زنان شاغل دانشگاه اصفهان بودند. این نمونه بهطور تصادفی در گروه آزمایش (31 نفر) و گروه کنترل (31 نفر) تقسیم شد. در ابتدای پژوهش تعارض کار-خانواده، خانواده-کار و میزان رضایت شغلی در بین دو گروه آزمایش و کنترل مورد سنجش قرار گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه تعارض کار- خانواده نت مایر، رضایت شغلی اسمیت جمعآوری شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری spss-15 تحلیل شد. در گروه آزمایش به مدت 6 جلسه برنامه آموزش مدیریت تعارض اجرا گردید و مجددا میزان تعارض کار-خانواده، خانواده-کار و میزان رضایت شغلی در بین دو گروه آزمایش و کنترل مورد سنجش قرار گرفت. نتایج تفاوت معناداری را بین گروه در زمینه تعارض کار- خانواده، خانواده-کار و میزان رضایت شغلی نشان داد. بنابراین، نتایج نشان داد که برنامه آموزشی مدیریت تعارض در افزایش رضایت شغلی موثر بوده است (01/ 0< P).
درک استعاره های متعارف و استعاره های بدیع: یک مطالعه زمان واکنش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چگونگی پردازش استعاره در مقایسه با جملات لفظی توجه پژوهشگران بسیاری را از حوزه های گوناگون از جمله زبان شناسی، روان شناسی و علوم اعصاب شناختی به خود معطوف داشته است. در پژوهش حاضر نحوه پردازش جملات لفظی و استعاره ها (متعارف و بدیع) در زبان فارسی مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: از یک تکلیف زمان واکنش برای تعیین چگونگی درک جملات لفظی و استعاره ها استفاده گردید. بدین منظور چهارصد جمله (در 4 وضعیت لفظی، استعاری متعارف، استعاری بدیع و بی معنی هر کدام صد جمله) ساخته شد. آزمودنی ها در حین خواندن جملات و به هنگام درک جملات مورد نظر معنی آن را ( از 0 تا 3) با فشار دادن کلید مربوطه روی صفحه کلید مشخص کردند. پاسخ آزمودنی ها توسط نرم فزار EEGLAB ثبت گردید. داده های زمان واکنش با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و مقایسه دو سویه داده ها در چهار وضعیت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: مقایسه دوسویه زمان واکنش نشان داد که جملات لفظی نسبت به جملات استعاری متعارف و جملات استعاری متعارف نسبت به جملات استعاری بدیع سریع تر پردازش می شوند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که مکانیسم های متفاوتی در پردازش زبان لفظی و استعاری شرکت دارند. پردازش استعاره های متعارف و بدیع نیز می تواند از طریق پیوستاری از یک مکانیسم واحد مانند نگاشت مفهومی صورت پذیرد. در این مکانیسم پیوستاری استعاره های بدیع به صورت مقایسه فهمیده می شوند و استعاره های متعارف به صورت مقوله بندی فهمیده می شوند. با توجه به یافته های فوق همچنین می توان فرایند درک جملات لفظی، استعاری متعارف و بدیع را بر روی پیوستاری از برجستگی و قابل انتظار بودن تبیین کرد.
فرد در تربیت خویش مسئول است
منبع:
پیوند ۱۳۶۰ شماره ۲۳
حوزههای تخصصی:
ناهماهنگی شناختی و تغییر نگرش: نقش معیارهای مختلف در تعامل با عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آزمون الگوی ناهماهنگی شناختی معیارهای خود(استون و کوپر،2001) بود که به منظور تبیین تناقضات موجود بین دیدگاه های مختلف درباره نقش «خود»در فرایند های ناهماهنگی شناختی انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه و جامعه آماری کلیه دانشجویان کارشناسی رشته روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی در سال1388 به تعداد250 نفر بود.150 نفر از آنها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با توجه به نمرات عزت نفس که به وسیله آزمون عزت نفس روزنبرگ(1965)سنجیده شد به دو گروه دارای عزت نفس بالا و پایین تقسیم گردیدند و سپس با توجه به فرضیه های پژوهش در 4 گروه آزمایشی و 1 گروه گواه گمارده شدند. این افراد با استفاده از پارادایم موافقت القاشده دچار ناهماهنگی شدند. سپس با توجه به پیش بینی های الگوی ناهماهنگی شناختی معیارهای خود، طی مداخله ای کوتاه چند خوداسنادی خنثی و مثبت برای آزمودنی ها بر میزان کاهش ناهماهنگی آنها اندازه گیری شد. یافته ها: یافته ها نشان داد در گروههایی که خوداسنادی های خنثی برایشان قابل دستیابی شده بود، عزت نفس هیچ نقشی در کاهش ناهماهنگی نداشت.اما در بقیه گروهها عزت نفس آزمودنی ها بر میزان کاهش ناهماهنگی آنها اثرگذار بود. نتیجه گیری: این نتایج از پیش بینی های الگوی ناهماهنگی شناختی معیارهای خود پشتیبانی میکند، یعنی این الگو میتواند تناقض های بین دیدگاه های جدید درباره ناهماهنگی را تبیین کند.بدین ترتیب که درموقعیتهای ناهماهنگی- زا میتوان با توجه به سطح عزت نفس افراد، تکالیف دربردارنده معیارهای شخصی یا هنجاری را ارائه کرد و زمینه کاهش ناهماهنگی و حل تعارضهای ناشی از آن را فراهم کرد.
نقد و بررسی انگیزش ذاتی بر اساس مبانی انسان شناسی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۵ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۶۰
119-158
حوزههای تخصصی:
در مورد رفتار انسان، پرسش های بسیار مهمی برای روانشناسان مطرح بوده که از جمله می توان به این پرسش ها اشاره کرد : چرا رفتارانسان شروع می شود؟ بعد از اینکه رفتار شروع شد چرا ادامه می یابد؟ چرا رفتار به سمت برخی هدف ها و دورشدن از هدف های دیگر گرایش دارد؟ چرا رفتار جهت خود را تغییر می دهد؟ چرا شدت رفتار تغییر می کند؟ و چرا رفتار متوقف می شود؟ برای پاسخ به این پرسش ها، مفهومی تحت عنوان انگیزش [1] در روانشناسی به وجود آمده است(ریو، 2009). بنابراین، اینکه چه عاملی باعث می شود رفتاری انجام صورت پذیرد و استمرار داشته باشد یا متوقف شود و همچنین جهت و شدت رفتارهایی که انجام می شود، مجموعه چالش هایی است که در حوزه انگیزش مطرح است ( ریو، 2005؛ پتری، 2012؛ پنتریچ و شانک، 2002). انگیزش مفهومی بنیادی است که تقریباً در همه ابعاد رفتار و زندگی انسان مخصوصاً ابعاد مربوط به یادگیری و آموزش کاربرد دارد. همچنین انگیزش مهم ترین مفهوم تعلیم وتربیت [2] است. تقریباً همه روانشناسان معتقدند که انگیزش پایه و اساس شروع، ادامه یافتن و پایداری در رفتار انسانی است. انگیزش رفتار انسان را در راستای اهداف مطلوب هدایت می کند ( الوانه، 1998). [1] [2]
اثربخشی مداخله شناختی رفتاری خانواده محور بر انطباق خانواده و شدت اختلال وسواس بی اختیاری کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی مداخله شناختی رفتاری متمرکز بر آموزش خانواده بر کاهش انطباق خانواده و شدت وسواس کودک بود. طرح پژوهش از نوع شبه تجربی همراه با پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه بود. با استفاده از مقیاس اختلال وسواس بی اختیاری یل براون کودکان (اسکاهیل و دیگران، 1997)، 20 کودک مبتلا به اختلال وسواس بی اختیاری 8 تا 12 ساله به عنوان نمونه انتخاب شدند و به تصادف در دو گروه آزمایش (10 نفر) و گواه(10 نفر) قرار گرفتند. سپس مقیاس انطباق خانواده (کالووکورسی و دیگران، 1999) و مقیاس اثر وسواس بر کودک (پیاسنتینی، برگمن، کلر و مک کراکان، 2003) اجرا شدند. سپس، کودکان و خانواده های آنها در گروه آزمایش تحت درمان 12 جلسه ای راهنمای عملی شناختی رفتاری متمرکز بر آموزش خانواده قرار گرفتند. در این بازه زمانی گروه گواه هیچ مداخله ای را دریافت نکرد. همه مقیاس ها به عنوان پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گدفتند. نتایج نشان داد که پس از این مداخله، انطباق خانواده، شدت وسواس و اختلال درعملکرد کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه کاهش معنادار داشت. یافته های این پژوهش با روشن ساختن نقش انطباق خانواده در شدت وسواس کودکان، منجر به کاربرد بیشتر الگوی ترکیبی درمان شناختی رفتاری و آموزش خانواده در موقعیت های بالینی خواهد شد.
ویژگی های روانسنجی مقیاس سنجش جهانی دمانس رولاند (RUDAS) در نمونه ای از سالمندان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین ویژگی های روانسنجی مقیاس سنجش جهانی دمانس رولاند (RUDAS) در نمونه ای از سالمندان ایرانی بود. روش: ابتدا با نمونه گیری در دسترس، 500 سالمند از دو مرکز، آسایشگاه سالمندان کهریزک (305 نفر) و کانون جهان دیدگان (195 نفر)، مورد بررسی قرار گرفتند. سپس 61 نفر دیگر نیز برای محاسبه پایایی بازآزمایی بررسی شدند. برای گردآوری داده ها افزون بر مقیاس سنجش جهانی دمانس رولاند (RUDAS)، معاینه مختصر وضعیت روانی (MMSE)، پرسشنامه آگاهی دهنده کاهش شناختی در پیری (IQCDE)، مقیاس افسردگی سالمندان (GDS) و پرسشنامه اروپایی پنج بعدی کیفیت زندگی (EuroQol-5D) به کار رفت. تجزیه و تحلیل داده ها به روش همبستگی پیرسون و تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی انجام شد. یافته ها: یافته ها نشانگر همبستگی RUDAS با سایر ابزارها (001/0 p) و بنابراین برخورداری از روایی همگرا و افتراقی مناسب بود. پایایی بازآزمایی دوهفته ای و آلفای کرونباخ RUDAS به ترتیب 88/0 و 77/0 به دست آمد. نقطه برش، ویژگی و حساسیت این آزمون به ترتیب20، 79/0 و 86/0 بود. از سوی دیگر تحلیل عاملی RUDAS بیانگر اشباع آن از یک عامل بود. نتیجه گیری: RUDAS از ویژگی های روانسنجی مناسب برای کاربرد در جمعیت سالمندان ایرانی برخوردار است
عبور از مانع های عشق و موفقیت شغلی
حوزههای تخصصی: