فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۲۴۱ تا ۱۹٬۲۶۰ مورد از کل ۳۶٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
به دلیل تأثیر فرهنگ بر شکلگیری مفهوم بزرگسالی، هدف این پژوهش تعیین تأثیر جنس بر ادراک جوانان ایرانی از نشانگرهای بزرگسالی است. بر همین اساس<br />طی یک پژوهش کیفی و طرح پدیدارشناسی در سال 1395 ، از طریق روش نمونهبرداری هدفمند و ملاکی، 19 نفر ( 9 پسر و 10 دختر) از سنین 18 تا 25 سال،<br />از میان دانشجویان شهر تهران انتخاب شدند و با آنها مصاحبه شد. تحلیل دادهها به روش کلایزی نشان داد مفهوم بزرگسالی شامل شش بعد است: تسلط<br />شناختیهیجانی بر خود، مدیریت و تنظیم امور تا رسیدن به هدف، توانایی نقشآفرینی در خانواده، پایبندی به ارزشهای شخصی، دینی و اجتماعی، استقلال و<br />انتقال نقش. بر اساس نتایج، نشانگرهای بزرگسالی از حالت هنجاریسنتی (رسیدن به 18 سالگی یا ازدواج) به مهارتهای فردی و تواناییهای خانوادگی تغییر<br />کرده است. در دو بعد توانایی نقشآفرینی در خانواده و استقلال، زیرمقولههای اشتغال، حمایت مالی و روانیفکری از خانواده برای مردان و توانایی مراقبت و<br />تربیت فرزند و حمایت روانیعاطفی از خانواده برای زنان ملاک مهمتری دانسته شد. همچنین در سایر ابعاد، زیرمقولههای رفتار سنجیده برای مردان و تابآوری<br />و تسلط بر هیجان برای زنان با تأکید بیشتر بیان شد.
بررسی رابطه بین کمال گرایی با سبک های فرزندپروری در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سبزوار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه ی بین کمال گرایی و سبک های فرزندپروری در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سبزوار می باشد. روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی مقطعی و جامعه آماری را دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سبزوار در سال تحصیلی 95-1394 تشکیل دادند. حجم نمونه280 نفر و روش نمونه گیری از نوع طبقه بندی شده تصادفی بود. برای تحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار و برای متغیرهایی با توزیع نرمال از ضریب همبستگی پیرسون و برای متغیرهایی با توزیع غیر نرمال از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه ی 20 تحلیل شدند. یافته ها: میانگین سن نمونه های پژوهش 8/2 ± 1/21 سال به دست آمد. بین کمال گرایی با سبک های فرزندپروری در دانشجویان دختر ارتباط معنی داری وجود نداشت. بین کمال گرایی خودمحور و جامعه محور با سبک های فرزندپروری و بین کمال گرایی دیگرمحور با سبک های فرزندپروری اقتدارانه و آمرانه پدر و آمرانه مادر در دانشجویان پسر، ارتباط معنی داری وجود داشت. نتیجه گیری: نتایج نشان داد تاثیر کمال گرایی بر سبک های فرزندپروری در دانشجویان پسر نسبت به دانشجویان دختر، بیشتر بود.
راه حل ما برای مشکل شما
منبع:
پیوند ۱۳۸۷ شماره ۳۴۴
حوزههای تخصصی:
اثربخشی روان درمانی مثبت نگر بر سرمایه روان شناختی زنان بهبودیافته از وابستگی به مواد
منبع:
سلامت اجتماعی و اعتیاد سال ششم بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۱
113-131
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی روان درمانی مثبت نگر بر سرمایه های روان شناختی زنان بهبود یافته از وابستگی به مواد بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. در این پژوهش، جامعه آماری شامل زنان بی سرپناه بهبودیافته از وابستگی به مواد در شهر تهران بود که از میان آن ها نمونه ای به حجم 36 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند. نمونه های انتخاب شده به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، مقیاس خودکارآمدی عمومی شوارتزر و جروسالم (1995)، مقیاس امید اشنایدر و همکاران (1991)، و مقیاس خوش بینی شی یر و کارور (1985) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که روان درمانی مثبت نگر بر سه سرمایه روان شناختی (امید، خودکارآمدی و تاب آوری) زنان بهبودیافته از وابستگی به مواد اثربخش بود و سطح این متغیرها را به طور معنا داری ارتقا داد، ولی در مؤلفه خوش بینی، تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل یافت نشد. به طور کلی می توان گفت که وجود عوامل حمایت کننده مانند سرمایه روان شناختی برای پیشگیری از وابستگی به مواد و بهبودی از آن امری ضروری است. همچنین، با توجه به نتایج به دست آمده، روان درمانی مثبت نگر می تواند به عنوان درمانی اثربخش برای ارتقاء سرمایه های روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد.
پیش بینی پرخاشگری کودکان بر اساس خشونت خانگی و الگوهای ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مشکلات رفتاری شایع کودکان در سال های اخیر پرخاشگری به شکل های مختلف است. محیط زندگی کودک و رویارویی با الگوهای رفتاری موثر، نقش مهمی در شکل گیری رفتار کودک دارد. با توجه به ضرورت شناخت دقیق عوامل مؤثر بر رفتارهای پرخاشگرانه، پژوهش حاضر با هدف پیش بینی پرخاشگری کودکان بر اساس خشونت خانگی و الگوهای ارتباطی انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی مدارس دولتی شهر شیراز در سال تحصیلی 98-99 بود که 136 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه مورد مطالعه، انتخاب شده اند. پرسشنامه پرخاشگری (باس و پری، 1992)، پرسشنامه خشونت خانگی (ادلسون، جانسون و شین، 2007) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده (ریچی و فیتزپاتریک، 1990) به عنوان ابزارهای این پژوهش برای جمع آوری داده ها، استفاده شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار Spss22 و با روش های میانگین، انحراف استاندارد، و تحلیل رگرسیون، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که ترکیب سه متغیر رویارویی با مشاجره والدین، رویارویی با خشونت در محله یا مدرسه، و جهت گیری همنوایی، بهترین پیش بینی کننده پرخاشگری کودکان هستند که در مجموع 65 درصد واریانس آن را تبیین می کنند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان نتیجه گرفت که پرخاشگری کودکان به وسیله عواملی هم در سطح خانواده مانند مشاجره والدین و هم در سطح خارج از خانه مانند محیط مدرسه، قابل تبیین است. استلزامات نتایج به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
تأثیر آموزش مثبت اندیشی بر سرسختی روان شناختی و کفایت اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ششم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۲۱)
194-206
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: موفقیت در دوران تحصیل یکی از اهداف مهم دانش آموزان است که نیازمند برخورداری از مهارت اجتماعی و سرسختی روان شناختی مطلوب است، بنابراین استفاده از راهبردهای مداخله ای کارآمد به منظور ارتقای سرسختی و کفایت اجتماعی در مدارس برای پژوهشگران و روان شناسان ضروری به نظر می رسد. در این راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مثبت اندیشی بر افزایش سرسختی روان شناختی و کفایت اجتماعی در دانش آموزان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون - پیگیری با گروه گواه بود. نمونه این مطالعه شامل 40 دانش آموز دوره متوسطه اول بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه (20 دانش آموز در هر گروه) جایدهی شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مثبت اندیشی قرار گرفتند ولی گروه گواه این مداخله را دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرسختی روان شناختی اهواز (کیامرثی و همکاران، 1377) و پرسشنامه کفایت اجتماعی فلنر و همکاران، (1990) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج یافته ها نشان داد که آموزش مثبت اندیشی بر افزایش سرسختی روان شناختی و کفایت اجتماعی دانش آموزان تأثیر داشته و تغییرات ایجاد شده در سرسختی و کفایت اجتماعی دانش آموزان در مرحله پیگیری نیز ادامه داشت (0/05 P< ). نتیجه گیری: مهارت مثبت اندیشی موجب می شود که افراد موقعیت های تنش آور را با دیدی مثبت ارزیابی کنند و با نگرشی خوش بینانه با مشکلات مواجه شوند؛ بنابراین بر اساس نتایج پژوهش حاضر، آموزش مثبت اندیشی با ایجاد تفکرات و روان بنه های ذهنی مثبت توانسته است شاخص های سرسختی روان شناختی و کفایت اجتماعی را در دانش آموزان افزایش دهد.
تاثیر اجرای مدل FOCUS – PDCA بر رضایتمندی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده پرستاری علوم پزشکی بقیه الله (عج)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : پایش فرآیندهای سازمانی به منظور بهبود و بازمهندسی آنها، جزء عملکردهای حیاتی در سازمان های با مدیریت نوین بوده و یکی از ضرورت ها و نیازهای اجتناب ناپذیر در یک مدیریت سالم و کارآمد، وجود یک سیستم کامل و دقیق پایش فرآیندها مانند مدل FOCUS-PDCA است. لذا مطالعه حاضر با هدف تاثیر اجرای مدل FOCUS –PDCA بر رضایتمندی دانشجویان تحصیلات تکمیلی انجام شد . روش ها : این پژوهش نیمه تجربی از نوع تک گروهی پیش و پس آزمون می باشد که در نیمسال اول و دوم تحصیلی 99-1398 در دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی انجام شد و 5 فرآیند مدیریت پژوهش انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها در بخش رضایتمندی توسط پرسش نامه محقق ساخته در هریک از مراحل (قبل و بعد از مداخله) سنجیده شد. در بحث زمان سنجی فرآیندها مدت زمان اجرای هر فرآیند برحسب روز سنجیده و گزارش گردید . یافته ها : میانگین زمان انجام فرآیندها با احتساب زمان بری برخی از فرآیندها که تحقق آنها عملا در طول یک ترم تحصیلی بود 74 روز گزارش گردید که پس از تشکیل کارگاه های FOCUS – PDCA و انجام مداخله ارتقاء توسط دانشجویان، میانگین زمان انجام فرایندهای مذکور به 55 روز تقلیل پیدا نمود. میانگین درصد ارتقاء فرآیندهای بررسی شده در خصوص زمان سنجی 65 درصد گزارش گردید. میانگین رضایت مندی دانشجویان تحصیلات تکمیلی از فرآیندهای پژوهشی دانشکده پرستاری 63.6 درصد گزارش گردید که پس از ارتقاء، این رضایت مندی بطور میانگین در مجموع فرآیندها به 21.2 درصد بهبود یافته و رضایتمندی 84.4% رسید. نتیجه گیری : پژوهش حاضر نشان داد که اجرای روش FOCUS-PDCA منجر به ارتقای عملکرد پژوهشی دانشکده پرستاری شده است. پیشنهاد می گردد که این روش در دیگر بخش های بالینی، کمیته تحقیقات دانشجویی و خدمات رفاهی درگیر با دانشجویان و اساتید انجام و از نظر تأثیر آن بر شاخص های دیگر نیز مورد ارزیابی قرار گیرد .
بررسی تأثیر میزان رضایت از انواع ازدواج بر تداوم و کیفیت زندگی زناشویی در جامعه ایرانی (مطالعه موردی: زنان متأهل شهر تهران مناطق 1، 2، 6، 8، 12)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۵)
430 - 443
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر میزان رضایت از انواع ازدواج بر تداوم و کیفیت زندگی زناشویی در میان زنان متأهل شهر تهران بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با ابزار پرسشنامه و به روش پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان متأهل شهر تهران در مناطق 1، 2، 6، 8، 12 در سال 1399 بود که از طریق فرمول کوکران 384 نفر به عنوان جمعیت نمونه محاسبه گردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی زناشویی گراهام بی اسپنیر (RDAS) برادبوری، فینچام و بیچ (۲۰۰۰) و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ اولسون (1998) به دست آمده است. تجزیه وتحلیل داده ها در دو بخش انجام شد، در بخش اول و طراحی مدل از نرم افزار PLS در بخش دوم و آزمون فرضیه ها از آزمون رگرسیون با نرم افزار SPSS-22 انجام گرفت.. یافته ها: نتایج نشان داد انواع ازدواج باکیفیت زندگی و تداوم آن رابطه دارند (P≤0/05)؛ اما در نوع ازدواج تحمیلی این رابطه معکوس است (P>0/05). نتیجه گیری: در می توان نتیجه گرفت که ازدواج به چه شکلی صورت پذیرد بر سرنوشت ازدواج یک زوج اثرگذار خواهد بود؛ بنابراین فرهنگ سازی در اینجا بسیار ضروری جلوه می نماید تا به مرور از ازدواج هایی که به صورت تحمیلی و در سنین خیلی پایین انجام می گیرد جلوگیری شود و همچنین هنجارها و خرده فرهنگ هایی که امر ازدواج و تشکیل خانواده را مختل می کنند از بین بروند.
ظرفیت دیداری در برابر فرایند شناختی: کاهش خطاهای دیکته از نوع حروف هم آوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مقایسه دو روش آموزشی تکلیف فرایند و حافظه کاری در کاهش خطاهای دیکته از نوع حروف هم آوا، که ناشی از ضعف حافظه دیداری است، بود. بدین منظور آموزش ها در 10 جلسه به دانش آموزان پسر پایه سوم دبستان داده شد. شرکت کنندگان (30نفر) از میان دانش آموزان چهار دبستان پسرانه با توجه به نظر معلم ها و بررسی دیکته های پیشین و اجرای مقیاس هوشی وکسلر 4 انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و گروه کنترل تقسیم شدند. در حین آموزش، به منظور بررسی میزان اثر آموزش بر حافظه دیداری از آزمون های حافظه دیداری (کیم کاراد و بنتون، 1945) استفاده شد. در پایان جلسه چهارم آزمون دیکته و آزمون های حافظه به منظور بررسی تغییرات و آخر کار آزمون نهایی و آزمون های حافظه دیداری و پس از بیست روز آزمون های پیگیری اجرا شد. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که روش های آموزشی تکلیف فرایند و حافظه کاری موجب بهبود حافظه دیداری و در نتیجه کاهش خطاهای دیکته نویسی می شود و در عین حال روش حافظه کاری از روش تکلیف فرایند مؤثرتر است. بنابراین، می توان این روش ها را در کنار سایر روش های اصلاحی ترمیمی به کار گرفت.
اثربخشی مداخله روان شناختی جامع نگر بر سلامت روان شناختی زنان نابارور تحت درمان لقاح خارج رحمی(مقاله علمی وزارت علوم)
مقدمه:مداخله روان شناختی جامع نگر رویکرد درمانی نوینی است که برای اولین بار در ایران و بر اساس مشکلات و نیازهای روانی افراد نابارور طراحی شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله روان شناختی جامع نگر بر سلامت روان شناختی زنان نابارور تحت درمان لقاح خارج رحمی است. روش:مطالعه حاضر پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. 30 زن نابارور تحت درمان لقاح خارج رحمی به صورت نمونه گیری در دسترس از میان مراجعین به مرکز ناباروری معتضدی کرمانشاه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت 11 جلسه مداخله روان شناختی جامع نگر قرار گرفت. افسردگی، اضطراب و استرس آزمودنی ها در پیش آزمون و پس آزمون اندازه گیری شد. داده ها پس از گردآوری با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها:نتایج نشان داد که مداخله روان شناختی جامع نگر به طور قابل ملاحظه ای بر سلامت روان شناختی زنان نابارور تأثیر گذار بوده است. تفاوت معنادار نمرات میانگین پس آزمون گروه آزمایش با گروه کنترل نشانگر اثرگذاری مداخله روان شناختی جامع نگر در زنان نابارور بود. نتیجه گیری:مداخله روان شناختی جامع نگر در کاهش اضطراب، افسردگی و استرس زنان نابارور تحت درمان لقاح خارج رحمی موثر است.
بررسی نقش میانجیگرانه خودتنظیمی در رابطه بین سبک های فرزندپروری با اشتیاق به مشارکت اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مشارکت اجتماعی مفهومی روان شناختی است که در نوجوانان حائز اهمیت است. یک فرد با مشارکت در فعالیت های اجتماعی می تواند توانایی ها و استعدادهای خود را بشناسد و با کسب تجربه به پختگی برسد. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجیگرانه خودتنظیمی در رابطه بین سبک های فرزندپروری با مشارکت اجتماعی نوجوانان بود. روش تحقیق ازنظر هدف، بنیادی و ازنظر روش گردآوری اطلاعات، همبستگی بود. مواد و روش ها: جامعه آماری شامل کلیه نوجوانان شهر اراک در مدارس متوسطه دوم مشغول به تحصیل بودند، بود. نمونه پژوهش شامل ۵۱۰ نوجوان (۲۵۵ پسر و ۲۵۵ دختر) بود که به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه های سبک فرزندپروری بامریند، خودتنظیمی بوگارد و همکاران و اشتیاق برای شرکت در فعالیت های اجتماعی برانیگان بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که تأثیر مستقیم سبک فرزندپروری سهل گیرانه بر مشارکت اجتماعی و تأثیر غیرمستقیم آن با میانجی گری خودتنظیمی (۰۵/۰> p )، تأثیر مستقیم سبک فرزندپروری استبدادی بر مشارکت اجتماعی و تأثیر غیرمستقیم آن با میانجی گری خودتنظیمی (۰۵/۰> p ) و نهایتاً تأثیر مستقیم سبک فرزندپروری مقتدرانه بر مشارکت اجتماعی و تأثیر غیرمستقیم آن با میانجی گری خودتنظیمی بر مشارکت اجتماعی (۰۵/۰> p ) تأیید شدند . نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده می توان گفت خودتنظیمی نقش میانجی گرانه معنی داری در رابطه بین سبک های فرزندپروری با مشارکت اجتماعی نوجوانان ایفا می کند.
ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه اجتناب یانگ و ریگ(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف اجتناب یکی از طرح واره های ناسازگار است که منجر به پاسخ های مقابله ای ناسازگار می شود و به دنبال آن مشکلات روان شناختی ایجاد می شود. با توجه به تازگی برخی مفاهیم طرح واره درمانی ازجمله سازه اجتناب، و همچنین عدم وجود نسخه فارسی برای اندازه گیری طرحواره اجتناب، ما نیاز به ابزاری داریم که بتواند طرحواره اجتناب را در ایران اندازه گیری کند. بنابراین هدف پژوهش حاضر ارزیابی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه اجتناب یانگ و ریگ بود مواد و روش ها مطالعه حاضر با روش همبستگی انجام شده و از نوع مطالعات تحلیل عوامل است.گروه نمونه شامل 382 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی است که به صورت در دسترس انتخاب شدند و با آگاهی از اهداف پژوهش، به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. برای ارزیابی روایی همگرا و واگرای پرسش نامه اجتناب از پرسش نامه های پذیرش و عمل (نسخه دوم)، افسردگی بک (ویرایش دوم)، اضطراب بک و جبران افراطی استفاده شد. پایایی پرسش نامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی قرار شد. برای بررسی روایی از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی اکتشافی و همچنین برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) استفاده شد. یافته ها نتایج تحلیل عوامل نشان داد هشت عامل استخراج شده است که 92/54 درصد از کل واریانس را تبیین می کند. همسانی درونی عوامل استخراج شده به روش آلفای کرونباخ از 69/0 تا 83/0 بود و پایایی زمانی آن از 72/0 تا 92/0 است. همبستگی پرسش نامه اجتناب با پرسش نامه اضطراب (29/0)، افسردگی (21/0-)، جبران افراطی(43/0) و پذیرش و عمل (30/0) بود که نشان دهنده روایی همگرا و واگرای این پرسش نامه است. نتیجه گیری نسخه فارسی پرسش نامه اجتناب روایی و پایایی مناسبی دارد. از این پرسش نامه هشت عامل استخراج شد که روایی و پایایی مناسبی دارند.
اثربخشی گروه درمانی فراتشخیصی یکپارچه بر فراشناخت ها و فراهیجان های مثبت مادران کودکان مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش های پیشین نشان داده اند که درمان فراتشخیصی یکپارچه بر متغیرهای مختلفی تأثیر دارد. اما پیرامون اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر فراشناخت ها و فراهیجان های مثبت مادران کودکان مبتلا به سرطان شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه بر فراشناخت ها و فراهیجان های مثبت مادران کودکان مبتلا به سرطان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مادران کودکان مبتلا به سرطان که در بیمارستان های محک، شهدای تجریش، بهرامی و حضرت علی اصغر در سال 1398 در شهر تهران تحت درمان بودند، تشکیل داد. 31 نفر از مادران به با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گروه گواه جایگزین شدند . ابزارهای پژوهش حاضر عبارتند از، پرسشنامه فراشناخت ها و فراهیجان های مثبت (بیر، ۲۰۱۱) و جلسات درمان فراتشخیصی یکپارچه (بارلو،2011). گروه آزمایش 12 جلسه 90 دقیقه ای درمان فراتشخیصی یکپارچه دریافت کردند. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها: درمان فرا تشخیصی یکپارچه بر بهبود مؤلفه های اعتماد به خاموش سازی افکار و احساسات، اعتماد به تفسیر احساسات خود به عنوان نشانه جلوگیری از واکنش فوری و تنظیم ذهن برای حل مسئله، اعتماد به نفس در تنظیم سلسله مراتب اهداف انعطاف پذیر و عملی مادران تأثیر معنی دار داشت (0/001 ≤ P ) . نتیجه گیری: مادرانی که در جلسات درمان فراتشخیصی یکپارچه شرکت کردند بهبود قابل ملاحظه ای در فراشناخت ها و فراهیجان های مثبت داشتند .
اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر رفتارهای خود آسیب رسان و عوامل محافظت کننده سوءمصرف مواد در نوجوانان کانون اصلاح و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۴
205-228
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر رفتارهای خود-آسیب رسان و عوامل محافظت کننده سوءمصرف مواد در نوجوانان کانون اصلاح و تربیت تهران بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری عبارت بود از: نوجوانان 17-13 سال در نوجوانان کانون اصلاح و تربیت در سال 1397 در تهران. نمونه نهایی شامل 24 دانش آموز پسر مقطع سوم متوسطه در کانون اصلاح و تربیت بود که به طور تصادفی در گروه آزمایش و گواه (12 نفر) قرار گرفتند. جلسات آموزشی برای گروه آزمایش به مدت 8 جلسه (هفته ای یک بار هر جلسه 2 ساعت) برگزار شد. ابزار پژوهش سیاهه خود گزارشی خود-آسیب رسانی کلونسکی و گلن (2009) و پرسش نامه عوامل خطرساز و حفاظت کننده در برابر مصرف مواد بود. یافته ها: نتایج نشان داد برنامه آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش نمرات رفتارهای خود آسیب رسان، و نگرش به مصرف مواد، احساس افسردگی و هیجان خواهی و افزایش نمرات جرات مندی و خودکنترلی شد. نتیجه گیری : آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی روش موثری برای بهبود متغیرهای اثرگذار بر اعتیاد است. می توان در کارگروه های تخصصی و کارگاه های آموزشی و جلسات توانمندسازی، این روش را به کار گرفت.
مروری بر مدل های سبب شناسی بی خوابی از دیدگاه شناختی- رفتاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بی خوابی یک مشکل بهداشتی رایج است که با دشواری در شروع خواب، تداوم خواب یا بیداری زودهنگام از خواب مشخص می شود. در مقایسه با سایر اختلالات خواب، پژوهش در زمینه سبب شناسی بی خوابی در مراحل اولیه آن است. هدف پژوهش حاضر، مرور اجمالی بر مهم ترین مدل های شناختی و رفتاری بی خوابی و تلویحات درمانی آن ها است. یافته ها: مدل های شناختی و رفتاری متعدد بی خوابی، گرایش به تمرکز بر جنبه های متفاوتی به عنوان نقطه شروع این فرآیند دارند. هرچند که هر مدل، جنبه منحصربه فردی از بی خوابی را فراهم می سازد ، این مدل ها بهتر است به عنوان مدل های مکمل تا مدل هایی که متقابلاً مجزا هستند، در نظر گرفته شوند. این مدل ها می توانند به عنوان راهنمایی جهت طرح ریزی درمان های مؤثر بی خوابی مزمن استفاده شود. نتیجه گیری: هرچند مدل های متفاوت بی خوابی، درک بهتری از ماهیت پیچیده و چندبعدی این اختلال ارائه می کنند، هر یک از آن ها نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارند. یک مدل جامع، جهت یکپارچه سازی مؤلفه های اساسی مدل های موجود موردنیاز می باشد.
رابطه میان سبک های دلبستگی و مشکلات بین فردی در افراد بزهکار: نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجانی و حل مسأله اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و حل مسأله اجتماعی در روابط میان سبک های دلبستگی با مشکلات بین فردی افراد دارای سابقه بزهکاری بود. روش پژوهش توصیفی با طرح همبستگی مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش شامل مردان دارای سابقه بزهکاری شهر شیراز بود که در زمستان 1396 در دامنه ی سنی 20 تا 30 سال قرار داشتند. نمونه ی پژوهش با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب گردید و 320 شرکت کننده وارد تحلیل نهایی شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سبک های دلبستگی، شاخص روابط با همسالان، فرم کوتاه پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان و فرم کوتاه پرسشنامه حل مسأله اجتماعی استفاده شد. داده ها با روش تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر این بود که مدل علّی از برازش مناسبی برخوردار بود. طبق یافته ها، هر دو سبک دلبستگی ایمن و ناایمن به واسطه افزایش نظم جویی هیجان سازگارانه و حل مسأله کارآمد، تبیین کننده ی کاهش مشکلات بین فردی بودند. همچنین، هر دو متغیر نظم جویی هیجان ناسازگارانه و حل مسأله ناکارآمد رابطه مستقیم و معناداری با مشکلات بین فردی افراد دارای سابقه بزهکار داشتند، اما واسطه گر رابطه سبک های دلبستگی با مشکلات بین فردی نبودند. در مجموع، در نمونه افراد دارای سابقه بزهکاری هر دو سبک دلبستگی ایمن و ناایمن به واسطه افزایش به کارگیری راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان سازگارانه و حل مسأله کارآمد می توانند به کاهش مشکلات بین فردی این افراد کمک کنند.
ادراک و تجربه زیسته زوجین از علل بروز جدایی عاطفی: مطالعه ای به روش پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف تحلیل ادراک و تجربه زیسته زوجین در خصوص علل بروز جدایی عاطفی انجام شده است. روش : این پژوهش از نوع مطالعات کیفی بود که بر پایه رویکرد پدیدارشناسی انجام گردید. داده ها، با استفاده از 20 مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با زنان و مردان متأهل یا دارای تجربه تأهل در2 شهر قم و تهران جمع آوری شده و به روش کُدگذاری نظری، تحلیل شدند. مشارکت کنندگان مبتنی بر تجاربشان در زندگی مشترک، ضمن توصیف علل شکل گیری و تشدید جدایی عاطفی زوجین، راه های پیشگیری و بهبود آن را پیشنهاد دادند. یافته ها: تحلیل عمیق تجربه زیسته مشارکت کنندگان، به شناسایی 10 مقوله فرعی و در نهایت دسته بندی آن ها در قالب 4 مقوله اصلی (زمینه های اصلی) منتج گردید. یافته ها نشان می دهد که چهار زمینه عمده در شکل گیری و تشدید پدیده طلاق عاطفی شامل «چالش های روانی و اخلاقی»، «چالش های عاطفی و جنسی»، «چالش های اقتصادی»، «چالش های فناوری ارتباطات» است. نتیجه گیری : نتایج پژوهش تنوع و تعدد علل زمینه ساز جدایی عاطفی را نشان می دهد و بیانگر این است که این پدیده از علل مختلف و در هم تنیده ای تاثیر می پذیرد و به منظور کاهش پیامدهای ناگوار آن و زمینه سازی برای بهبود وضعیت موجود، ارتقای مهارت های زوجین در مواردی نظیر هوش هیجانی، ارتباطات اثربخش و تقویت مهارت های حل مسئله ضرورت دارد.
تحول هیجانی کودکان درخودمانده بر اساس مدل تحولی تفاوت های فردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور شناخت تحول هیجانی کودکان مبتلا به طیف درخودماندگی بر اساس مدل تحولی مبتنی بر تفاوت های فردی انجام شد. بدین منظور 30 کودک مبتلا به طیف درخودماندگی از سه مرکز درخودماندگی به شیوه نمونه برداری غیرتصادفی و 30 کودک عادی به شیوه تصادفی در تهران انتخاب شدند و در نهایت برای مقایسه تحول هیجانی دو گروه، به مادران آن ها پرسشنامه تحول هیجانی کارکردی (گرین اسپن، 2001) داده شد. والدین دو گروه از نظر وضعیت اقتصادی، سنی و تحصیلات همتا شدند. یافته ها نشان داد تحول هیجانی کودکان عادی و درخودمانده در سنین پایین تر (5/3 -0 سالگی) در هر شش مرحله تحول هیجانی یعنی خودنظم جویی و علاقه به دنیا، صمیمیت، ارتباط دو جانبه، ارتباط پیچیده، باورهای هیجانی، تفکر هیجانی و منطقی تفاوت معنادار با یکدیگر دارد، اما در سن کنونی، در چهار مرحله اول تحول هیجانی تفاوت معنادار بین دو گروه مشاهده نشد، فقط در مهارت های پنجم و ششم، کودکان عادی تحول هیجانی بالاتری از کودکان مبتلا به درخودماندگی داشتند. پایین تر بودن تحول هیجانی در کودکان مبتلا به درخودماندگی در مراحل پنجم و ششم، ممکن است به دلیل نارسایی پردازش حسی، زبانی و بینایی درخودمانده ها باشد.
خانواده و حیات اجتماعی
منبع:
پیوند ۱۳۸۴ شماره ۳۱۲
حوزههای تخصصی: